به قلم حسین علویراد
هفتهنامه برنامه در شماره 225 مورخ یکشنبه 7/5/86 مطلبی دارد تحت عنوان: تبدیل شدن ایران به کانون منطقه، راهبردی برای چشمانداز سال 1404.
این هفتهنامه همانطور که میدانیم ارگان رسمی معاونت برنامهریزی و نظارت رییسجمهوری است قصد داریم به یاری خداوند قادر متعال در این خصوص (امکانپذیر بودن تبدیل شدن ایران به کانون منطقه) قدری عمیقتر به اتفاق شما اندیشه کنیم. در اردیبهشت امسال به اتفاق سردار حسین علایی، ملاقاتی داشتیم با سرلشگر محسن رضایی دبیر محترم تشخیص مصلحت نظام، در آن جلسه به مناسبتی ذکری از سند چشمانداز جمهوری اسلامی ایران شد. از رضایی پرسیدم راستی چشمانداز (vision) این سند چیست؟
ایشان مطلب جالبی را گفت که در عین حال برای من تازگی داشت و آن مطلب این بود که چشمانداز جمهوری اسلامی ایران، موزاییکی است شش خانهای که در هر خانه آن مطلبی وجود دارد به شرح زیر: (جدول1)
به ایشان عرضه کردم، تا حالا، این موضوع را از طریق رسانهها، مطبوعات، خبرگزاریها به اطلاع مردن رساندهاید؟ ایشان گفتند: خیر! به ایشان عرض کردم اولا با تسامح این نوشته را میتوان بیانیه چشماندازه statement vision تلقی کرد، زیرا چشمانداز (vision) دارای 11 شرط است که اولین شرط آن آسان خواندن و آسان درک شدن آن است و گفتیم سه سال قبل در جریان انتخابات برای یکی از آقایان کاندیداها من زندگی پاک را به عنوان چشمانداز انتخاب کردم که ریشه قرآنی دارد و حیات طیبه پیامبر اعظم در مدینه به همین مفهوم است و درباره آن میتوان یک کتاب نوشت.
زندگی پاک یعنی: زندگی بدون فساد و فحشاء و بیجه و صدور دختران کم سن و سال به خارج از کشور
زندگی پاک یعنی: وجود اشتغالی که امیدساز باشد و منجر به ازدواج جوانان در سن کم شود.
زندگی پاک یعنی: پیشرفت نه آن ژاپن اسلامی؟! بلکه زندگی مبتنی بر تعاون و همیاری و جهاد و فداکاری در همه جا.
زندگی پاک یعنی: برای عزیزان آذریزبان در استانهای آذربایجان شرقی، غربی، اردبیل، زنجان، قزوین و کردهای غیور کردستان و کرمانشاه، لر قهرمان لرستان و خوزستان، عرب و بلوچ و فارس و... قابل فهم است. مثل 2020 دکتر ماهاتیر محمد در مالزی. مثل اروپای واحد در اروپا و صدها مورد از این قبیل.
اینک بررسی کنیم آیا جمهوری اسلامی در افق سال 1404 هجری شمسی کشوری است توسعه یافته و با جایگاه اول اقتصادی یا اینکه باید تدابیری را برای بیان کار بیندیشد.
بهتر است اول مقایسه کنیم در عرض 20 سال گذشته، ما چه کردهایم و دیگران چه کردهاند؟
در تقسیمبندی کشورهای خاورمیانه، صندوق بینالمللی پول IMF کشورهای بحرین، مصر، جمهوری اسلامی ایران، عراق، اردن، کویت، لبنان، لیبی، عمان، قطر، عربستان سعودی، جمهوری عربی سوریه، امارات متحده عربی و یمن قرار دارند و اسرائیل این غده سرطانی هم اگرچه در این منطقه است، لیکن در دسته کشورهای پیشرفته دستهبندی میشود بنابراین، سه جدول شامل رشد واقعی درآمد سرانه. تورم و درآمد سرانه در سالهای 2006 و 2007 را در مورد این کشورها در 20 سال گذشته بررسی میکنیم. (جدول 2)
دقت در این آمارها برای آنان که اهل نظر و تعمق هستند حرفهای بسیاری دارد. هیچ دشمنی خطرناکتر و موذیتر و کینهتوزتر از اسرائیل برای ما در منطقه نیست.
ملاحظه میفرمایید رشد واقعی درآمد سرانه این کشور در 20 سال گذشته بسیار بالا و به رغم شرایط جنگی، رشد این کشور قابل مقایسه با چین است و درآمد سرانه هر اسرائیلی در سالهای 2006 و 2007 بالغ بر 18680 دلار و در سال 2007 بالغ بر 20870 دلار میباشد، یعنی تنها در عرض یکسال و به رغم وجود جنگ 33 روزه در این کشور حدود 2200 دلار و با نرخ تورم حدود 4/2 درصد به درآمد سرانه هر اسرائیلی افزوده شده اینک جدول نرخ تورم و افزایش درآمد سرانه این کشورها را هم ملاحظه کنیم. (جدول 3)
متاسفانه در مجله اکونومیست بررسی کشورها به حدود 70 کشور محدود است و بنابراین آماری از کشورهای بحرین، کویت، لیبی، عمان، قطر و یمن را فعلا دردست ندارم، لیکن در همین اندازهای که فعلا موجود است و میتوان قضاوت کرد ملاحظه میفرمایید که عربستان سعودی، اسرائیل و لبنان فقط در عرض یک سال حدود 60% و در مورد لبنان حدود 30% درآمد ملی ما، به رغم شرایط جنگی سال گذشته به درآمد سرانه ملیشان اضافه شده و این موضوع در مورد امارات متحده عربی، بحرین، لیبی، کویت، قطر و عمان هم احتمالا صادق است.
از خوانندگان فرهیخته تقاضا دارم چنانچه اطلاعات موثقی در خصوص جمعیت، تولید ناخالص ملی ـ درآمد سرانه در سالهای 2006 و 2007 کشورهای یاد شده دارند به دفتر روزنامه ارسال فرمایند.
گذشته چراغ راه آینده است، عملکرد 20 ساله گذشته ما ئ دیگران نشان میدهد که باید بسیار تلاش کنیم. قبل از این که در مورد خودی و غیرخودی توضیح دهیم اجازه بفرمایید نگاهی هم به تورم این کشورها داشته باشیم. (جدول شماره 4)
مقایسه جدول تغییرات نرخ تورم 20 ساله ـ جدول رشد واقعی درآمد سرانه کشورهای خاورمیانه به خوبی نشاندهنده همه چیز است. واقعا لیبی و عربستان سعودی، کویت، امارات، عمان، نفت را سر سفرههای مردمشان آوردهاند یا ما؟
واقعا اسرار ماندن بر سر قدرت آدمی مثل معمر قذافی را برای سالهای طولانی باید در نرخ تورم و رشد این کشور جستجو کرد. در سالهای 2000ـ 2001ـ 2002ـ 2003ـ 2004 که مردم محروم، تورمهای سنگین دو رقمی را تجربه کردهاند، لیبی تورم 9/9- درصد را تجربه کرده؟! عربستان عودی حداکثر تورماش در این سالها یک درصد بوده است در حالی که نرخ رشد واقعی درآمد سرانهاش را ملاحظه کنید. همینطور قطر، عمان، لبنان، کویت، اردن و حتی مصر را. وقتی انسان میشنود که عدهای که در قدرت هستند (چه اصلاحطلب و چه اصولگرا) دیگران را غیرخودی میخوانند، جدا متاسف میشود. یادتان که نرفته در زمان آقای خاتمی راه را بر سر حضور شهردار وقت تهران (احمدینژاد) در هیأت دولت بستند و او را غیرخودی تلقی کردند و او با چراغ خاموش رییسجمهور شد.
امروز احمدینژاد، قالیباف را به کابینه راه نمیدهد، چون در نظر او و تیماش قالیباف غیرخودی است. شهر تهران بدبخت که 70 درصد اقتصاد ملی ایران در آن جاری و ساری است دردش را در کدام قبرستانی مطرح کند؟
باهنر در تشکیلات حزبیشان برای انتخابات آینده دارند "خودی و غیرخودی" میکنند. همچنین است در میان اصلاحطلبان؟! گویا هنوز جمله معروف مرحوم سیدجمالالدین اسدآبادی صادق است که گفت: ما اتحاد کردهایم که متحد نشویم و اتفاق کردهایم که متفق نشوی!؟
اردوغان اگر موفق شد به یمن آمدن چند میلیون کارگر ترکی بود که سالها در آلمان تخصص پیدا کردند و سرمایه جمع کردند. امروز اگر عاقل باشیم حتی از کریستین امانپور در پرس TV خودمان باید استفاده کنیم چه برسد به آدمهایی که دلشان برای اسلام و نظام میسوزد و میطپد. این آقایان اگر عاقل باشند و به کشور و نظام فکر کنند واقعا به حرف رهبری که میگفت: هر اصولگرایی اصلاحطلب است و هر اصلاحطلبی اصولگرا است قدری اندیشه میکردند. ما اگر بخواهیم وضعیت فعلیمان را (هر کجا که هستیم) حفظ کنیم تا در سال 1404 در همین سطح فعلی باقی بمانیم باید در مدت باقیمانده در افق چشمانداز (18 سال باقیمانده) با نرخ رشد 20 درصد در درآمد سرانه و با تورم یک رقمی حرکت کینم و الا کالاهمان پس معرکه است. برای این کار باید خودخواهیها را برای خدا کنار بگذاریم، ظرفیتهای کشور را بشناسیم، به جای فرصتسوزی، فرصتسازی کنیم و ضعفهایمان را تبدیل به قوت کنیم. به قول چرچیل شما ساختار را درست شکل بدهید، ساختار دست شما را شکل خواهد داد! به نحوه استفاده از کمربند ایمنی در اتومبیلها قدری فکر کنید ما نیازمند ساختار درست هستیم.
به امید آن روز ـ امیدوارم خیلی دیر شنود.
چه دوزخی، چه بهشتی چه آدمی چه پری
به مذهب همه کفر طریقت است امساک
هزار دشمنم ار میکنند قصد هلاک
گرم تو دوستی از دشمنان ندارم باک