* با توجه به تحولاتی که خصوصاً در چند سال اخیر در مقوله پرونده هستهای و سایر مسائل اتفاق افتاده است، شاهد مواضع گوناگون بیگانگان نسبت به جمهوری اسلامی بودهایم، به نظر شما سیاست جمهوری اسلامی در زمینههای مربوط به عرصه بینالمللی و سیاست خارجی خوب و بهینه چگونه میبایست باشد، آیا باید بحث تقابل با ابرقدرتها را در پیش بگیریم و یا باید نوعی تعامل منطقی داشته باشیم و یا راه سومی وجود دارد؟ و در مجموع راهکار درست به نظر شما در این زمان چیست؟
** به طور کلی تهدیدات مختلفی که متوجه هر کشوری میباشد، معمولا از سوی کشورها بیشتر به تهدیدات که از آن برخوردارند، تعبیر قلمداد میگردد در همین حال برخی از کشورها نیز تهدید را متوجه منافع توسعه خود نمینمایند به عنوان مثال تهدید علیه انرژی در خلیج فارس را آمریکاییها تهدید علیه منافع خودشان میپندارند. بنابراین جمهوری اسلامی ایران که یک قدرت منطقهای میباشد باید دایره را از مرزهای خودش به سطح منطقه توسعه دهند، لذا به تعبیری منافع کشور ما اینکه در چارچوب مرزها محدود نمیشود بلکه به نوعی در سطح منطقه گسترده است. از این جهت سیاست خارجیای که آقای احمدینژاد دنبال نمودهاند، هدف پیش گفته را پی میگیرد و لذا فضاهایی که در عرصه بینالمللی ایجاد کرده، فضاهای مناسبی برای توسعه این اهداف و منافع جمهوری اسلامی ایران بوده است. اما برداشتی که بنده از این موضوع دارم این است که دستگاه دیپلماسی ما، متاسفانه نتوانسته، همراه و همگام با فضایی که آقای رئیسجمهور ایجاد میکند، حرکت کند، ضمن اینکه خود فضاهایی نیز که ایجاد شده است نیازمند یک انسجام بیشتر میان مولفهها و پدیدههایی است که ما در عرصه بینالمللی مطرح میکنیم.
* شما در ضمن فرمایشاتتان به این نکته که برخی صاحبنظران نیز به آن معتقدند اشاره کردید که با توجه به سیاست پیشرو و توسعه محور آقای احمدینژاد، دستگاه دیپلماسی کشور دارای ضعف و نقصان در حرکت میباشد، حال سوال این است که سیستم دیپلماسی ما از چه طریق و راهکارهایی به صورت مصداقی میتواند همراه و همرأی با آقای رئیسجمهور حرکت کند و اهداف و سیاستهای ایشان را به معنای حقیقی کلمه محقق نماید؟
** در حال حاضر هر کشوری که بتواند از همه ساز و کارها در عرصه بینالمللی استفاده بنماید، آن کشور در پیشبرد اهدافش موفق خواهد بود. این ساز و کارها عبارتند از سیاسی و دیپلماتیک، حقوقی و مباحث مربوط به دیپلماسی عمومی و... به نظر میرسد به عنوان مثال وقتی مساله تسخیر کنسولگری ایران در اربیل عراق پیش آمد، در آن زمان ما میبایست در مسیر دیپلماسی خود از ساز و کارهای حقوقی مناسبی استفاده مینمودیم، بلافاصله مطابق کنوانسیون و دین و حقوق دیپلماتیک به دیوان دادگستری بینالمللی شکایت میکردیم و به شورای امنیت ارجاع میدادیم؛ چرا که خود این استفاده از ساز و کار حقوقی فضای دیپلماتیک را نیز برای ما توسعه میداد. اما به همان میزان که از این فضا سود نجستیم، فرصتها را نیز از دست دادهایم و قاعده این است که در هر جا که فرصتسوزی صورت پذیرد آن فرصتهای تبدیل به تهدید خواهد شد.
آشکار است که دیپلماسی عمومی یعنی استفاده از نخبگان، که ساز و کارهای تبلیغاتی و حتی اقتصادی و حقوقی و.. غیر از دیپلماسی رسمی است. در همین حال باید گفت که دستگاه دیپلماسی ما برای تعقیب اهداف ریاست جمهوری در راستای استفاده از ساز و کارهای حقوقی، دیپلماسی عمومی و حتی اقتصادی، بسیار ناکارآمد است.
* در بحث موضعگیری آقای احمدینژاد در خصوص حمایت از ملتهای ستمدیده دنیا شاهدیم که ایشان به نوعی نماینده فشر ستمدیده جهان محسوب میشوند. در همین راستا ارزیابی شما از مواضع آقای دکتر احمدینژاد در این خصوص و میزان اثربخشی آن در قشر مستضعف جهان چه بوده است و همچنین برای نهادینه کردن و ایجاد ثبات برای تحقق این حرکت و فرهنگ مبارزه با استکبار و امپریالیسم چه باید کرد؟
** جمهوری اسلامی ایران دارای دو ویژگی اساسی است. یکی اینکه بر سر چهارراه تقاطع تمدنهای مختلفی از جمله تمدن شبهقاره شرق ایران، تمدن روسها در شمال ایران، تمدن عثمانی در شمال غرب ایران و تمدن سامی یا عرب در جنوب غرب ایران قرار گرفته است و به همین میزان با بیش از پانزده کشور نیز همسایه است. بنابراین هر تحولی در ایران میتواند منطقه را متاثر نماید. بنابراین به خودی خود، موضوعاتی که ایران با آنها درگیر است موضوعاتی گسترده میباشند.
ویژگی دوم اینکه جمهوری اسلامی ایران کانون معنوی حمایت از استقلالطلبها و محرومین و مستضعفین در سطح دنیا و کانون بلند نمودن علم معنویت در دنیای غرق در مادیات است. بنابراین، اقتضای این رسالت میباشد که هم رئیسجمهور و هم دستگاه دیپلماسی ما در این چارچوب فعال باشند و لذا از آنجا که خاستگاه سخنان رئیسجمهور یک خاستگاه اعتقادی است بنابراین همه جوامعی که با این خاستگاه مشترک هستند، نسبت به آن استقبال مینمایند؛ حال خواه در کشورهای همسایه ما باشد و خواه در کشورهای دوردستی نظیر ونزوئلا یا کوبا.
به عقیده بنده یکی از راههای تقویت این ساز و کارها در کنار ارتباطات رسمی دولتی، ارتباطات انجیاوها یا گروههای غیردولتی برای تقویت این پیوندها و عمیقتر کردن این مناسبات است.
و همچنین استفاده از ساز و کارهای اقتصادی و سرمایهگذاری در این کشورها و پیوند دادن اقتصاد این کشورها با اقتصاد کشور ما که هم دارای منافع اقتصادی میباشد و هم میتواند پایگاههای عمیقتری را در این کشورها برای ما ایجاد کند.
* در حال حضار ارزیابی شما راجع به نظر و رویکرد مردم دنیا و نه دولتها، راجع به شعارهای ضدصهیونیستی و ضدآمریکایی آقای احمدینژاد چیست؟
** حقیقت این است که مردم دنیا دارای یک فطرت و نهادی در نهایت، حقیقتطلب هستند. هرجا که کلمات و عبارتها و پیامها، مبتنی بر فطرت انسانی باشد، مسلماً استقبال مردم دنیا نسبت به آن بسیار چشمگیر خواهد بود و اتفاقاً بر همین اساس، از آنجا که سخنان مقام معظم رهبری و یا رئیسجمهور برخاسته از این فطرت بشری است و در حقیقت انعکاس واقعیتهایی که در ذات انسانها قرار دارد میباشد، ایشان نیز به آن گرایش مییابند. اما باید بدانیم که گاهی اوقات موانعی هم برای اقبال به این مباحث نظری وجود دارد که دلیل آنها حکومتهای کشورها میباشند و بعضی دیگر نیز میتواند عدم دسترسی به اطلاعات صحیح باشد که این خود از علتهای فردی و اجتماعی گوناگونی نشأت میگیرد.