بهناز صادقپور
دومین اجلاس سالانه موسسه روند با نام «ایران، نقش، امنیت و همکاریهای اقتصادی» برگزار شد. سطح مهمانان استاندارد اجلاس چنان بالا بود که حالا بحق اجلاس سالانه روند، به نام داووس ایرانی جا افتاده. چه فارغ از ملاحظات سیاسی و دست و پاگیر دولتها، دکتر محمدحسین عادلی در فضایی کاملاً کارشناسانه، متخصصان عالی رتبه داخلی و بینالمللی را گرد می آورد تا راهگشای تفاهم، همکاری و چارهاندیشی مشارکتی باشند. در این اجلاس که در فضای دلنشین فرهنگسرای هنر برگزار شد، شخصیتهای سیاسی و اقتصادی ایرانی، عراقی، برخی متخصصان اروپایی و نمایندگانی از شرکتهای بینالمللی حاضر در ایران حضور داشتند. اجلاس با سخنرانی دکتر محمدحسین عادلی برگزار شد و پس از وی در خلال سخنان مدعوین خبرهایی در مورد گسترش مذاکرات ایران و آمریکا و حذف دلار از روابط تجاری ایران اعلام شد. دکتر عادلی در شروع اجلاس خطاب به حضار گفت: «آگاهی و درک صحیح از همکاری اقتصادی، چالشهای ژئوپولتیک، توسعه نهادهای سیاسی و مسائل زیست محیطی مستلزم وقوف بر تاثیر متقابل و رابطه مقولات سیاسی و اقتصادی است. در شرایط جهانی شدن دنیای فعلی، آثار تعامل عوامل مزبور بیش از پیش محسوس شده و به دلیل آنکه جوامع و شرکتهای بینالمللی شده و وابستگی متقابل پیدا کردهاند اندیشیدن عمیق و مذاکره جدی در اینباره ضرورت پیدا کرده است.»
وی در معرفی فعالیتهای موسسه روند افزود: «موسسه مطالعات اقتصادی و بینالمللی روند در زمینههای آکادمیک، اقتصادی و دیپلماتیک جایگاه ویژه در این مسیر و نقش پیشاهنگ را بر عهده گرفته است. روند با فعالیتهای گسترده پژوهشی و مشاورهای خود موجبات آگاهی بیشتر و احاطه بر مسائل و موضوعات بینالمللی و تعامل بیشتر بخش خصوصی را فراهم کرده است. برگزاری دومین کنفرانس سالانه روند نمادی از عزم این موسسه برای ایجاد زمینه مناسب برای مشورت و گفتمان فراهم ساختن محیط مساعد جهت مدیران برای یافتن فرصتهای بازرگانی و سرمایهگذاری و تعامل با شرکای بالقوه است. کنفرانس روند برای تشویق و تسهیل چنین گفتمانی نقطه نظرات متعدد و متنوعی را مورد توجه بحث قرار میدهد.
برگزاری کنفرانس که با حضور و مشارکت مقامات ارشد، مدیران شرکتهای عمده و فعالان بخش خصوصی، سازمانهای غیر دولتی و اساتید دانشگاهی صورت میپذیرد و موضوعاتی متنوعی را مورد توجه قرار میدهد زمینه مساعدی را برای درک و فهم بهتر مسائلی که در بادی امر پیچیده در غموض و ابهامند و لاینحل به نظر میرسند و حل و رمزگشایی از آنها فراهم میکند.
مسائل اقتصادی و سیاسی منطقه ما نیز در وهله اول به مثابه فرش ایرانی دارای صور و وجوه مختلف و در هم پیچیده به نظری رسند. اما با توجه بیشتر مشخص میشود که کلاف در هم پیچیده با موانع و گرههای عدیده نظم قابل قبول و قابل تعاملی را به خود میگیرد در نهایت قابل گشایش و حل شدن است.
هدف اصلی از برگزاری کنفرانس «ایران، نقش، امنیت و همکاری» نیز دقیقاً چنین مقولهای است. گشایش و مرتفع شدن اشکالات و موانع موجود فراروی منطقه. شیوه و راهبرد موسسه روند در این طریق پرداختن به وجوه متعدد موضوعات مرتبط و قراردادن آنها در معرض بحث و گفتوگو است.
نیازی به ذکر ندارد که مناسبترین مکان برای طرح مسائل این منطقه در خود منطقه است. مسائل و موضوعات مربوط به ایران ضرورتاً بایستی در ایران مطرح شود تا امکان استفاده از دانش و تجربه سیاستگذاران ایرانی، مقامات بخش خصوصی و کارشناسان فراهم باشد. ایران حلقه ارتباط بین خاورمیانه و آسیا است و نفوذ معنوی، سیاسی و اقتصادی آن مستغنی از توصیف است. موقعیت ژئواستراتژیکی ایران و علقههای تاریخی و فرهنگی آن و مهارتهای مدیریتی به ایران موقعیتی مناسب برای حضور و مشارکت در امور منطقهای و هانی داده است.»
رهایی از سلطه دلار
پس از سخنرانی افتتاحیه مراسم، محمدرضا باهنر نایبرئیس مجلس با لحنی آرام و سخنانی که پیام لب همکاری و مشارکت سرمایهگذاران به کشور را داشت، از خروج دلار از مبادلات تجاری خبر داد. وی گفت: «در دنیای فعلی علاوه بر مراسم دولتی، تمامی بنگاهها، شرکتها، موسسات دانشگاهی و سازمانهای غیر دولتی سهم و نقش مهمی در ارتباط و پیوند بین کشورها دارند. این ارتباط از یک سو بین کاهش سوء تفاهم کمک میکند و از سوی دیگر، موجبات مشارکت اقتصادی را سبب میشود. از این طریق نه تنها طرفهای ذی نفع که اقتصاد جهان منتفع میشوند. از این منظر تلاش روند به عنوان سازمان علمی ـ خصوصی قابل تمجید است. مسائل روز آمد به روشن شدن مسائل و فرصت مشارکت کمک میکند. گفتوگو در مورد همکاری نفت و گاز، تجارت، فعالیتهای مالی و محیطزیست با توجه به تحولات بینالمللی و منطقهای صورت میگیرد. همه موضوعات اعم از انرژی و محیط زیست، جهانی و بینالمللی به شمار میرود و با تحولات منطقهای و بینالمللی ارتباط تنگاتنگ دارد. اخیراً در کشور دو تحول بزرگ برای پیوستگی با اقتصاد بینالمللی صورت گرفته؛ اول ابلاغ سیاسیتهای کل اصل 44 قانون اساسی، دوم سیاست تشویقی برای سرمایهگذاری خاری در ایران. با ابلاغ اصل 44 و شروع و اجرای آن نقطه عطفی در سیاستهای اقتصادی نظام ایجاد میشود. اول به بخش خصوصی اجازه دادیم به حوزه صنایع بزرگ مادر وارد شود. مواردی چون پایین دستی نفت، گاز، تامین برق برای مصارف داخلی و صادرات، مخابرات و پست، هواپیمایی و حل و نقل دریایی.
خصوصیسازی بخش مالی هم تاثیر بسیار بر کشور میگذارد.» وی افزود: «بر ای اساس، بانک و بیمه و بازرگانی خارجی هم به بخش خصوصی واگذار میشود. دولت حق فعالیت خصوصی دید خارج از موارد صدر اصل 44 را ندارد. همچنین دولت باید تا پایان برنامه چهارم سالانه 20 درصد از فعالیت خود را به بخش غیر دولتی واگذار کند. در این واگذاریها، بانکها، شرکتهای هواپیمایی، کشتیرانی، تامین و تولید برق و صنایع نظامی به بخش خصوصی واگذار میشود. انتظار میرود، این واگذاریها تحولی در اقتصاد کشور به وجود بیاورد. در ای میان نقش دولت از مالکیت و مدیریت مستقیم با سیاستگذاری و هدایت تغییر میکند و بنگاههای اقتصادی برای فعالیت جهانی آماده میشوند. خصوصیسازی فرآیند اجتماعی، فرهنگی هم هست و فقط اقتصادی نیست. هدف دیگر افزایش کارایی اقتصاد است. شکی وجود ندارد که این سیاستها در بلندمدت به بهرهوری بالاتر و رقابتیتر شدن اقتصاد ملی کمک میکند. قانون برنامه چهارم اهدافی تعیین کرده و مجمع تشخیص مصلحت نظام هم سیاستهای کلی را در حوزه فعالیتها تدوین و ابلاغ کرده است.» وی ابراز امیدواری کرد: «با نظارت مجمع تشخیص مصلحت نظام، پتانسیل موجود در اقتصاد ملی بهرهبرداری شود. ارقام دولت گذشته و دولت حاضر نشان میدهد، ظرفیت طبیعی رشد اقتصاد 5 تا 6 درصد است و در برنامه ارتقای رشد اقتصادی به 8 درصد هم پیشبینی شده که 5/2 درصد آن باید ناشی از افزایش بهرهوری باشد. برای رشد بهرهوری، باید زمینه رقابتیتر شدن اقتصاد ملی فراهم شود. کار این بنگاه به رقابتیتر شدن کالا و خدمات کمک میکند و زمینهساز حضور در بازارهای بینالمللی است.»
باهنر در خصوص سرمایهگذاری خارجی هم گفت: «میتوان ادعا کرد تجدید نظر و اصلاح متن جلب و حمایت سرمایهگذاری خارجی در سال 82 توسط مجمع تشخیص مصلحت نظام عالی است و چون مصوبات مجمع به سادگی قابل تغییر دادن نیست، هم اکنون پوشش این قانون به لحاظ اشکال متنوع سرمایه خارجی گسترده است. انواع سرمایه خارجی از قبیل تامین مالی پروژهها، تحت پوشش و حمایت قانون قرار دارد. با ابلاغ رهبری در خصوص اصل 44، امید میرود موانع موجود بر سر راه خصوصیسازی و جذب سرمایه برطرف شود. جمعیت جوان، منابع طبیعی و عزم جدی ایران برای توسعه از عوامل تشویق سرمایهگذاری خارجی است.»
وی در خاتمه بحث خود به محدودیتهای اعمال شده برای تجارت ایران اشاره کرد: «با توجه به محدودیتهای مبادلات خارجی، سیاست جاری دولت بر کاهش نقش دلار قرار دارد. قضیه رهایی از سلطه دلار در مبادلات خارجی هزینههایی دارد، اما با مجموعه شرایط این عکسالعمل به دولتمردان آمریکا، اجتنابناپذیر است. امیدوار مسئولان بانکی فرصت را غنیمت بشمارند و ترتیبات روشنی برای حمایت از بخش خصوصی فراهم کنند. به مهمانان خارجی هم توصیه میکنم گردش در تهران را هم فراموش نکنند.»
توسعه مذاکره ایران و آمریکا
بعد از نایب رئیس ملس شورای اسلامی عادل عبدالمهدی معاون رئیسجمهور عراق سخنان خود را ایراد کرد: «به دلیل وضعیت عراق فرصت نکردم متنی برای سخنرانی خود آماده کنم. عنوان بسیار خوبی برای سمینار انتخاب شده، ایران منطقه و اقتصاد انرژی اهمیت بسیار دارند. سه دهه پیش ایران مشغول تولید و صادرات بود و ایران حدود شش ملیون بشکه و عراق حدود چهار میلیون بشکه تولید داشتند. امروز تولید و صادرات این کشورها به دلیل مسائل سیاسی امنیتی کاهش پیدا کرده است.
در جنگی که بین ایران و عراق به وقوع پیوست، هر دو کشور حدود 625 میلیارد دلار خسارت دیدند. چیزی حدود 10 سال صادرات نفت هر دو کشور بر مبنای قیمت واقعی نفت. این تصویر تیرهای است که در گذشته از خود نشان دادید و منطق تخریب و زیان متقابل میان ما حاکم بود. امروز به جای آن منطق سود متقابل را جایگزین کردهایم. بدون حل مشکلات منطقه نمیشود رویای زندگی بهتر را داشته باشیم. مشکل اول ما، مشکلی ملی است. در عراق در حال ایجاد رابطه میان دولت و ملت هستیم. بدون داشت حکومت موثر وجود رابطه صحیح میان حکمران و شهروند، هیچکس نمیتواند انتظار تحول در سطح داخلی و منطقهای داشته باشد. این مساله باید اصلاح شود. در ایران این راه تا حدی هموار شده و ترکیه، مصر و عربستان هم در حال فراهم کردن چنین سیستمی هستند. مرحله بعد پرداختن به مسائل منطقهای است. هنوز منطق منطقهای میان ما حاکم نیست. ایران، عربستان سعودی و مصر هنوز از یکدیگر میترسند و ترس بر روابط حاکم است. اطمینان کافی بین بازیگران منطقهای نیست تا شروع به تحول کنند و در عین حال در شرایطی که برخی کشورها خیلی غنی و دیگران بسیار فقیر هستند نمیشود انتظار تحول و پیشرفت در منطقه را داشت. در منطقه ما درآمد سرانه 12 هزار دلاری برخی کشورها در کنار درآمد سرانه 200 دلاری قرار گرفته است. اروپا هم قبل از تشکیل اتحادیه مجبور بود روی مسائل کشورها کار کند تا کشورهای فقیر هم توسعه پیدا کنند.»
وی با ابراز نگرانی از دربند بودن فلسطین ادامه داد: «تا زمانی که فلسطین در اشغال است، نمیشود منطقهای توسعه یافته داشته باشیم. هنوز برخی عراقیها نگران تمایلات و نگرش ایرانیها هستند. برخی نگران دیدگاه اعراب هستند و سایرین از انگیزههای ترکیه میترسند. سعودیها از برنامه ایران نگرانی دارند. ایران از برنامه همسایگان نگران است. این تصویر عمومیت دارد. با این روابط نمیشود کشور توسعه یافته ایجاد کرد. باید همه به هم اعتماد کنیم.»
وی در خصوص فعالیتهای هستهای ایران گفت: «ایران توان هستهای دارد اما باید در خصوص این توان به جامعه بینالمللی اطمینان لازم را بدهد. به ای ایجاد فشار باید همکاریهایمان را وسعت ببخشیم، نگرانیهای دیگران را پاسخ دهیم و راه حل هوشمندانه پیدا کنیم. بدون تغییر در عملکرد ملی و منطقهای قادر نیستیم درست زدگی کنیم.
قوانین غیر عادلانهای هم وجود دارد که میراث تاریخ است و باید اصلاح شود. ابرقدرتها باید حقوق سایر کشورها را به رسمیت بشناسند. امروز ملتها باید بدانند در دنیای متحد زندگی میکنند و نباید از طریق جنگ قدم بردارند. عراقیها در روزگار صدام از جدال با ایران و جامعه بینالمللی، برای حکومت بر عراق سوء استفاده میکردند. امروز سعی میکنیم بر عکس آن زمان عمل کنیم و با همسایگان خود دوست باشیم.»
وی از موضع ملت عراق از هرگونه گفتوگو استقبال کرد و گفت: «امروز با تمام کشورها از جمله کشورهایی چون ایران و کویت که صدام به آنها حمله کرد، علاقه به گفتوگو داریم و دوشنبه هفته آینده میخواهیم برادران ایرانی را با آمریکاییها به گفتوگو بنشانیم و امید داریم گفتوگوها وسعت بگیرد و فراتر از بحث عراق، تمامی نگرانیهای ایران، اروپا و آمریکا را در بر بگیرد. باید روح گفتوگو را ارتقا ببخشیم و سعی کنیم نیاز دیگران را درک کنیم.»
ماندگاری خاورمیانه در بازار انرژی
غلامحسین نوذری مدیر عامل شرکت ملی نفت ایران هم تصویری از وضعیت نفت ایران ارائه داد.
وی گفت: «نفت و گاز همواره سهمی بالا در سبد انرژی داشته و چشمانداز تقاضای جهان بیانگر سهم ارزنده ایران در انرژیها است. تقاضای جهانی انرژی تا سال 2030 با رشد سالانه 6/1 درصد به 17 میلیارد تن معادل نفت خام میرسد. فاصله جغرافیایی محل عرضه و تقاضای انرژی هم ضمن بالا بردن ریسک اقتصادی، هزینه حمل بسیاری را به کشورها تحمیل میکند. نیمی از ذخایر نفت و گاز در خاورمیانه و 23 درصد در اروپا و اوراسیا و روسیه قرار دارد. خاورمیانه 60 درصد نفت خام و 40 درصد گاز را در خود جای داده و به ترتیب اروپا و اوراسیا هم 12 و 36 درصد ذخایر نفت و گاز را دارند. پس خاورمیانه و اوراسیا عرضه کنندههای اصلی جهان هستند. شاخص نسبت ذخیره به تولید هم نشانه مهمی است که بیانگر ماندگاری منطقه در بازار تجاری و داشتن پتانسیل ورود به بازار است. براساس این شاخص خاورمیانه ماندگاری بسیاری در بازار نفت و گاز دارد. با این شاخص ماندگاری خاورمیانه 81 سال و ماندگاری آمریکا 41 سال برآورد شده است. خاورمیانه در بخش گاز ماندگارتر است. خاورمیانه 83 سال، اروپا و اوراسیا 46 سال و آفریقا 29 سال پتانسیل ماندگاری در بازار گاز دارند. رتبهبندی شرکتهای بزرگ نفتی نشان داده شرکت ملی نفت رتبه سوم را دارد. با توجه به این واقعیتها، محوریت گاز و نفت در اقتصاد جهان بر کسی پوشیده نیست. سهم قابل توجه ذخایر نفتی در مکانهایی که دچار بیثباتی سیاسی هستند، این سوال را مطرح میکند که چگونه عرضه نفت و گاز با تداوم انجام میشود. در آغاز هزاره سوم جهان تقاضای بیشتری دارد و با توجه به منابع تامین انرژی خلیجفارس و دریای خزر، میتوان گفت ایران بازیگر محوری در خزر و خلیجفارس است. پس به نفع قدرتهای بزرگ است که راهی برای کاهش تنش با ایران پیدا کنند. وابستگی آمریکا به نفت خاورمیانه، جنگ خلیجفارس و مساله عراق همگی مهر تاییدی است بر سیاست اعلام شده آمریکا. شرکتهای نفتی و کارشناسان میگویند سیاستهای آمریکا از انعطاف لازم برای منطقه خاورمیانه برخوردار نیست. شکست آمریکا در عراق هم گویای همین موضوع است.»
وی با اشاره به تلاش ایران برای خروج از حلقه محاصره تحمیلی آمریکا گفت: «ایران برای دنیای مدرن اهمیت بسیاری دارد. در سه دهه اخیر، در زندگی سیاسی ایرانیان بیداری صورت گرفته است. تلاشهایی چون جنگ تحمیلی و محاصره اقتصادی ایران نتیجه عکسی داده و موجب بیداری ملت شده است. اگر ملی شدن نفت در سالهای نخستین دهه 50 هوشیاری سیاسی محدود ایجاد کرد، در دهه 80 و 90 عوامل مختلف، بیداری ملت ایران را رقم زد. در سال 1330 که نفت ملی شد، متن زیر در کمیسیون انرژی مجلس شورای ملی قرائت شد: «به نام سعادت ملت ایران و به منظور کمک به تامین صلح جهانی امضا کنندگان ذیل پیشنهاد میکنیم، صنعت نفت در تمام مناطق ملی شود. یعنی عملیات اکتشاف، استخراج و بهرهبرداری در دست دولت قرار گیرد.» 56 سال پیش دیدگاه ایران صلح در منطقه و تامین امنیت انرژی بوده است. این اندیشه در فکر ملت وجود داشته و دارد.» وی به اهم برنامههای ایران برای توسعه نفت و گاز اشاره کرد و گفت: «ذخایر هیدروکربوری در سال 2007، 312 میلیارد بشکه معادل نفت خام است که 56 درصد آن گاز و 44 درصد آن نفت خام است. تا کنون نفت خام و گاز تامین کننده بیش از 90 درصد از مصرف کشور بوده و بهرهگیری از نفت و گاز در اقتصاد ملی، هدف استراتژیک ایران است. در برنامه توسعه متوسط سالانه اکتشافات دید قابل استحصال 500 میلیون بشکه نفت خام و 124 میلیارد متر مکعب گاز خواهد بود. تولید هیدروکربور مایع کشور هم در پایان برنامه پنجم توسعه به 7 میلیون بشکه در روز میرسد. همچنین در قالب برنامههای توسعه چهارم و پنجم پالایشگاههای داخلی جذب میشود. تولید نفت غنی هم در طول برنامه افزایش مییابد. تولید گاز هم از 436 میلیون متر مکعب در سال 2005 به 1500 میلیارد متر مکعب در پایان برنامه نم توسعه میرسد.
در طول برنامههای توسعه چهارم و پنجم هم توسعه یادآوران و آزادگان و اکتشاف در مارون آسماری، اهواز آسماری، بیبی حکیمه و… انجام میشود. توسعه میدان پارس جنوبی هم مد نظر است که فاز 6 تا 10 آن در حال اجراست، فازهای 11 تا 14 آن برای LNG طراحی شده، فازهای 15 تا 18 قراردادشان منعقد شده و برای فازهای 19 تا 24 در حال مذاکره هستیم. میادین گلشن، لاوان و لایه گازی سلمان هم اهمیت بالایی دارند. مبادلات انرژی و به ویژه گاز طبیعی هم از اهداف استراتژیک کشور است که با ملاحظات اجتماعی داخلی و تامین منافع انجام خواهد شد.»
وی به قراردادهای گازی ایران اشاره کرد و ادامه داد: «در حال حاضر دو قرارداد دور گاز از طریق خط لوله داریم که لولی قرارداد صدور یک میلیارد متر مکعب گاز به ارمنستان است. خط لوله صلح و خط لوله نو باکو هم مدنظر قرار دارد. شرکت نفت ایران احداث 5 تاسیسات مایعسازی با ظرفیت 76 میلیون تن در سال را مد نظر دارد.» وی به عنوان نتیجهگیری گفت: «ایران به عنوان صاحب ذخیره انرژی استقبال کرده و تحقق آن را بهترین راهکار تامین امنیت انرژی میداند.»
بعد از پایان پانل اول سوالاتی از سخنرانان پرسیده شد و در این مان عبدالمهدی در پاسخ به سوالی در خصوص چگونگی بهبود روابط کشورهای اسلامی گفت: «ایرانیها در خصوص مساله امنیت و حضور نیروهای خارجی در عراق نگرانی مشروعی دارند که باید برطرف شود. مشکل دیگری که وجود دارد جنگ 8 ساله بین ایران و عراق است که ما وارث آن بودیم. در قانون اساسی عراق هم پیشبینی کردیم، فعالیت هر نوع سازمان تروریستی در خاک عراق ممنوع شود. برخی گروههای تروریستی ایرانی هم در عراق وجود دارند که باید آن مشکل را هم حل کنیم.
عراق نیازمند آن است که بعد از استقرار ثبات سیاسی، نیروهای خارجی خاک کشورش را ترک کنند. بیش از اشغال حملات تروریستها به عراق لطمه میزند. بهتر است عرق نیروهای مسلح تشکیل دهد تا امنیت مرز و داخل کشور را تامین کند. مهمترین مانع بهبود وضعیت عراق و اقدامات القاعده و بازماندگان رژیم قبلی هستند. سعی کردیم با انتخابات و ایاد دولت قانونی، نماینده تام عراق باشیم.» وی افزود: «میخواهیم در منطقه مشارکت کامل به وجود بیاید و برای امنیت منطقه و مرزها بدون مشارکت واقعی نمیشود تعهد کامل دیگران را به دست آورد. ما نیازمند توافق امنیتی میان کشورهای منطقه هستیم.» دکتر محمدحسین عادلی هم به عنوان شاهد روابط تاریخی ایران و عراق بیتی از حافظ قرائت کرد که با تشویق حضار و تحسین مهمانان عراقی روبهرو شد.
پس از آن در پانل دوم که مدیریت آن بر عهده دکتر ملکی بود، دریابان شمخانی به بیان نظرات خود در خصوص روابط آمریکا و غرب با ایران پرداخت. وی گفت: «در فاصله زمانی اجلاس اول روند تاکنون حوادثی رخ داده است. قیمت نفت در آن زمان 50 دلار بود که امروز به 71 دلار رسیده است. آن زمان هم گفتم که فاصله استراتژیک با آمریکا، منفعت اقتصادی در بردارد. در این مدت عملاً سه گزارش وینوگراد ارائه شده که فقط یک مورد آن مورد توجه بوده است. اولین گزارش اولمرت را به ناتوانی در مقابل پدیده حزبالله محکوم کرد. دومین وینوگراد بلر را محکوم به استعفا کرد و سومین آن کاهش محبوبیت بوش به کمتر از 30 درصد را نشان داد. گزارش بیکر ـ همیلتون هم عملکرد بوش را مبنای شکست آن کشور در عراق معرفی کرد. هر سه وینوگرا در سه جغرافیای متفاوت دال بر مقابله غلط با مردمان ساکن خاورمیانه است.»
وی ادامه داد: «پیش از آنکه پرونده ایران به شورای امنیت برود، دو قطعنامه، مسیر منطقی حل مشکل ایران را به مسیر سیاسی ـ امنیتی تبدیل کرد. همین مساله موجب شد زمانبندی فنی ایران متفاوت شود و آمریکا نیروهای بیشتری وارد عراق کند. آثار این رفتارها هم از افزایش تلفات حضور گسترده آمریکا در عراق بوده است. باید دید چرا چنین حوادثی رخ میدهد؟ تا وقتی آمریکا مبنای تصمیمگیری را روی مبانی سه گانه غلط قرار داده این روش ادامه دارد. آمریکا با نگاه نفت به منطقه نگاه میکند. از سال 2000 تا 2004، کل اپک 1300 میلیارد دلار درآمد نفتی کسب کرده اما هفت کشور غربی وارد کننده عمده نفت، 1600 میلیارد دلار از نفت درآمد کسب کردهاند. طبیعتاً این سود بزرگی است که نمیشود از آن چشم پوشید. دومین مبنای تصمیمگیری آمریکا در منطقه آن است که لیبرال دموکراسی را به عنوان تنها ایدئولوژی دارای قدرت مدیریت جهانی معرفی کند.
حمله به عراق هم به هدف ایجاد جامعه نمونه لیبرال دموکراسی در منطقه صورت گرفت تا عراق مهره اول دومینوی تغییر ایدئولوژی کشورهای خاورمیانه باشد. سومین مبنای سیاستهای آمریکا باور ترکیبی از صهیونیسم و مسیحیت است. عناصر نومحافظهکار برای خود رسالت الهی جهت اجرای این استراتژی مرکب از صهیونیسم و مسیحیت قائل هستند.» پس از دریابان شمخانی، دکتر نهاوندیان رئیس مرکز مطالعات جهانی شدن به رویکرد آمریکا در منطقه و جهان پرداخت. نهاوندیان گفت: «در شرایطی از جهانی شدن بحث میکنیم که در شش سال سپری شده از قرن 21، شاهد یکجانبهگرایی آمریکا بودیم. آمریکا فرآیند جهانی شدن را که در دهه آخر قرن بیستم شروع شده بود دچار تغییر شکل، تغییر سرعت با تغییر مسیر کرد. با در نظر گرفتن این تجربه میشود برای آینده جهانی شدن تصمیم بگیریم. جهانی شدن پیششرط دارد. جهانی شدن در بعد فنی از کسی اجازه نمیگیرد و با گستردگی پیش میرود. نقیصه جهانی شدن، حکمرانی جهانی شدن و قاعده آن بوده. جهانی شدن در بطن خود (برای گرفت صورت پایدار) با مفهوم مشارکت در آمیخته است. جهانی شدن وقتی گسترده میشود که مشارکت همهجانبه در درون آن به صورت به صورت مکانیسم مستمر تعبیه شود. در حالی که رفتار آمریکا در سنوات اخیر با یکجانبهگرایی در ابعاد اقتصادی و سیاسی به این مشارکت گسترده لطمه زده است. پایداری حرکت جهانی شدن تقویت نظام بینالمللی با دموکراسی محقق میشود که راهحل آن برد ـ برد است.» وی افزود: «در تحلیل رابطه جهانی شدن و منطقهگرایی تحقیقات به طور شگفتانگیزی نشان داده، توفیق جهانی شدن همسو بوده است. از سویی برخلاف تصور آمریکا، اروپایی شدن شعار غالب جهانی شدن بوده. اگر همکاری منطقهای دچار تهدید شود جهانی شدن آینده گستردهای ندارد. جهانی شدن با دموکراسی رابطه دوسویه دارد اما با برخورد گزینشی با دموکراسی نمیشود جهانی شد. رویکرد آمریکا چنان است که انتخابات موافق نظر خود شما را دموکراتیک میداند اما انتخابات ایران، فلسطین و الجزایر را به رسمیت نمیشناسد.» وی گفت: «در قرن 21، نمیشود با دید قرن نوزدهمی امپراتوری حکمرانی کرد.»