تاریخ انتشار : ۲۸ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۸:۰۶  ، 
کد خبر : ۷۷۱۹۶
به مناسبت سالروز 30 تیر 1331؛ اوج جنبش ملی شدن صنعت نفت

«ملت» و سقوط در قله

مقدمه: 30 تیر چه زود از راه می‌رسد و اصولاً تقویم چه زود ورق می‌خورد! آری زمان بی‌رحم‌ترین واقعیت پیش رو است. زمان همچنان آرام و نیمه جان می‌گذرد اما اگر زنده است تجارت و پندهای زمانه است. رنگ‌ها هستند که به روزها جان می‌بخشند، رنگ سرخ به نام خون و قیام به 30 تیر جان همیشه تازه داده است. 55 سال پیشتر (30 تیر 1331) حادثه‌ای رخ داد که هنوز بسیاری دیوارهای تهران مرکزی بوی آن را می‌دهند، هستند مادران و پدران، مادربزرگ‌ها و پدربزرگ‌هایی که می‌توانند به جای لالایی برای نوه‌هایشان، خاطرات آن روز را بگویند. چه زیبا می‌شود که در گوش کودک از تجربه تاریخ هم لالایی بخوانند... روز 30 تیر روزی به نام ملت و برای وطن بود، روز جشنی به نام ملت، نه مصدق و نه کاشانی، آری تا آنها نباشند، اینان نیز... آن روز همه به ایران می‌اندیشیدند، کارگر، کارفرما، دانشجو، استاد، بازاری، کشاورز و... همه و همه فریاد می‌زدند «ما»؛ از من و تو خبری نبود، آنچه بود «اصل» بود و آنچه فراموش «فرع» ... اما تراژدی‌ها بی‌گمان رابطه‌ای دارند میان اشک و لبخند، دهه 30؛ دهه تراژدی است چون شکست و پیروزی‌‌ها به هم دوخته می‌شدند. چون در آن 30 تیر و در حضور «من» به هر نامی شعبان جعفری به دنبال صیقل دادن بازوانش بود که چون «من» بودم بازوان اسیر ترس؛ ولی 28 مرداد 1332 این «من» غایب شد و شعبان جعفری شده بود شعبان بی‌مخ. اگر 30 تیر 1331 فصل کتابی از تاریخ معاصر است و نقطه‌ای عطف، مگر می‌توانم 28 مرداد 1332 را چنین نام نگذارم که اگر غیر این باشد «تعصب» مرا فریب داده است. در 30 تیر نطفه فصلی از کتاب «ماموریت برای وطنم» به قلم محمدرضا پهلوی بسته شد نه بر صفحات تاریخ که در ذهن شاه که در سال 1346 به نگارش رسید و آن فصل به نام «ناسیونالیسم منفی مصدق»!! تجربه گرانسنگ است اما اگر پند نگریم چه می‌ماند جز همیشه درد، دوا به پند است، تجربه‌ای که می‌گوید من و تو باید «ما» بشویم به نام ایران و برای ایران... من اگر ما نشوم تنهایم تو اگر ما نشوی تنهایی پس چه کسی می‌خواهد که من و تو ما نشویم خانه‌اش ویران باد آنچه می‌خوانید گذری است مختصر به بضاعت ذهن خسته این قلم از مجموعه وقایعی که 30 تیر 1331 را خلق کرد. تا گفته باشم که اسطوره‌های ملی هم اشتباه می‌کنند ولی اگر «منافع ملی» برای من و تو هدف باشند می‌توان آن را گاه به گذشتی از ذهن گذراند تا عقده نشوند که عقده، کینه و قدرت ویرانگرانند برای هر کس و با هر لباسی... استعمار در چنین رویکردی همیشه مقصر نیست او به دنبال سودجویی خویش است و هر گاه «من» شکستم؛ «او» آمده است، 30 تیر 1331 من پیروز بودم آن‌طور که دادگاه لاهه هم به یارای استعمار نشتافت اما 28 مرداد 1332 در شکستم بود که افتادیم به پای این سوال (نفهمیدیم چه شد»؟ سوالی که 50 سال پس از آن امپریالیسم فریاد می‌زد؛ شاید هم به طعنه‌ای؛ بی‌عذر، یادت هست...! اگر نه پس بیندیش و امروز این قلم می‌خواسته است به تاریخ و آنچه بوده است برگردد هر چند ناقص اما مهم تلنگری به فلسفه‌ای است که می‌پرسد چرا ملت‌هایی تا به قله می‌رسند سقوط می‌کنند؟!

تشکیل سازمان سیاسی
15 بهمن 1327 در محوطه دانشگاه تهران به جان شاه سوء قصد شد. عامل سوء قصد ناصر فخرآرایی بود که همان لحظه توسط ماموران پلیس کشته شد، ساعتی بعد دولت حزب توده را مسئول این ترور معرفی کرد، آن رویداد موجب بسته شده حزب توده، برقراری حکومت نظامی، توقیف روزنامه‌های مخالف و نهایتاً ایجاد رعب و وحشتی در فضای سیاسی کشور گردید از جمله افرادی که تحت عنوان منتقد بازداشت شد آیت‌اله کاشانی بود. باید گفت که حادثه 15 بهمن با کشمکش بر موضوع قرارداد جنوب همزمانی یافت. بند «ه» قانون 30 مهر 1326 معروف به قانون «کان لم یکن» موجب اعتراضاتی به شرکت نفت جنوب شد. شرکتی که گفته می‌شد علیه حقوق ملت ایران است که نهایتاً به شعار الغاء امتیاز نفت جنوب انجامید.
در جریان انتخابات مجلسین (سنا و ملی) در تابستان 1328 و نیز دخالت عوامل دولتی در آن، و سرانجام بی‌نتیجه ماندن اعتراضات، افرادی چون دکتر محمد مصدق، مکی، شایگان، خلعتبری و ملکی دست به تحصن زدند، ادامه انتخابات در شهر تهران به سود متحصنین جریان داشت، افراد نامبرده بر آن شدند تا برای آینده و به منظور ایجاد نوعی سازمان‌دهی و بسترسازی بلندمدت سازمانی را به وجود آوردند مجموعه‌ای از نشست‌‌ها و جلسات سرانجام در روز اول آبان 1328 در منزل دکتر مصدق با بار نشست و «جبهه ملی» نام گرفت. (طی این جلسات عده‌ای به دنبال حزب بودند و نه جبهه)
انتخابات مجلس شانزدهم در تهران منجر به پیروزی 7 نفر از اعضای جبهه ملی از جمله مصدق، بقایی، مکی، حائری‌زاده، شایگان، نریمان و عبدالقدیر آزاد شد، آیت‌الله کاشانی نه به عنوان جبهه ملی بلکه مورد حمایت آن نیز به پیروزی رسید.
این افراد به علاوه الهیار صالح، فراکسیون جبهه ملی را در مجلس تشکیل دادند.
داشتن برنامه؛ رمز موفقیت
دکتر مصدق بلافاصله پس از پیروزی در یک مصاحبه مطبوعاتی برنامه فراکسیون جبهه ملی را در مجلس مخالفت با لایحه نفت و حفظ و حراست آزادی‌های فردی عنوان کرد. (باختر امروز 25 اسفند 1328) در این شرایط دولت ساعد سقوط کرد و علی منصور به سمت نخست‌وزیری رسید. دولت منصور با عذرخواهی از آیت‌الله کاشانی که به صورت تبعید در بیروت به سر می‌برد ایشان را به تهران دعوت کرد، ساعد تلاش داشت قرارداد الحاقی نفت را تصویب کند اما جبهه ملی مانع عمده‌ای بر سر راه لایحه دولت بود بدیت ترتیب منصور اختیار برخورد با قرارداد را به مجلس سپرد.
در 30 خرداد 1329 دکتر علوی نماینده خوزستان کمیسیون 18 نفره‌ای را تشکیل داد و به آن اختیار داد تا تکلیف قرارداد الحاقی را مشخص کند و طرحی جهت استیفای حقوق ملت ایران از منابع نفتی تنظیم کند.
5 تیر ماه 1329 کابینه منصور سقوط کرد و رزم‌آرا به مقام نخست‌وزیری برگزیده شد. در این اوضاع و احوال شاه لغو قرارداد الحاقی را نمی‌خواست اما خواهان حقوق بشری بیشتری مطابق آن برای ایران بود، کمیسیون آمده علیرغم تایید و نظر مصدق و جبهه ملی پیشنهاد علوی را پذیرفت. هر چند جبهه ملی با تصویب پیشنهاد مذکور روبرو گردید، اما اعضای جبهه ملی نیز خود نظرات متفاوتی را دنبال می‌کردند:
دکتر بقایی طرفدار ادامه امتیاز با شرایط بهتر بود. شایگان و نریمان الغاء امتیاز نفت را بدون این که طرحی جایگزین مطرح کنند خواستار بودند و نهایتاً این که دکتر فاطمی و مکی هواداران ملی کردن صنعت نفت بودند، دو گروه ابتدا به گروه فاطمی ـ مکی پیوستند و بدین ترتیب جبهه ملی در جلسه 29 شهریور 1329 نظر خود را به این صورت به تصویب رساند:
«نظر جبهه ملی این است که منافع ملت ایران که صاحب اصلی نفت است به طور عادلانه تامین گردد، بنابراین چون امتیاز دادرسی... تدوین گردیده و قرارداد 1933 تحمیل شده است و طرح قرارداد الحاقی که فعلاً مطرح است هیچ یک وافی به این معنا نیست از نظر جبهه ملی مردود شناخته می‌شود.»
(به نقل از نامه دکتر مصدق به فروهر ـ وزیر دارایی 4 آذر 1329)
دکتر مصدق در جلسات استیضاح‌هایی که در دولت رزم‌آرا شد اعلام داشت «امیدوارم که ما نمایندگان این دوره منافع وطن عزیز خود را با هیچ چیز عوض نکنیم و همگی در رد لایحه ساعد و گس گلشائیان که تصویب آن برای مجلس ایران و هر ایرانی ننگ بزرگی است متفق باشیم.» قبلاً حائری‌زاده در 20 مهر 1329 پیشنهاد ملی کردن صنعت نفت را در مجلس مطرح کرده بود (باختر امروز 20 مهر 1329)
و بیش از هر کسی از میان جبهه ملی؛ دکتر حسین فاطمی موضوع ملی کردن صنعت نفت را پیگیری می‌کرد.
روند ماجرا...
شعار ملی کردن صنعت نفت دشمن را می‌آزرد و دوستان را خوش می‌آمد چون دارای پتانسیل‌های مثبت برای مبدل شدن به یک جنبش فراگیر ملی بود. سرانجام با تلاش‌های جبهه ملی روز 4 آذر 1329 کمیسیون یاد شده قرارداد الحاقی را این بار رد کرد و در همان روز طرح ملی شدن صنعت نفت توسط اعضای جبهه ملی ارایه گردید.
آیت‌الله کاشانی روز 22 آذر همان سال فتوایی صادر کرد که در آن همه افراد مملکت مکلف به طرفداری از ملی شدن صنعت می‌شدند. مجموعه‌ای از عوامل به علاوه حوادث ذکر شده باعث شد تا عصر 26 آذر 1329 روزنامه‌های وابسته به جریان ملی توقیف شوند و در حمایت از ملی شدن نفت در فاصله 23 تا 26 آذر میتینگ‌هایی برگزار شد.
این سلسله نشست‌‌ها همچنان ادامه یافت، عصر روز 2 دی 1329 روزنامه‌های «ایران ما» و «داریا» نزدیک به جبهه ملی بسته شدند. رزم‌آرای در این ایام مخالف ملی شدن صنعت نفت بود و قرارداد الحاقی نمایندگان اقلیت را از مجلس پس گرفت، یکی از بزرگترین تظاهرات مردمی که گفته می‌شد تعداد 60 هزار نفر در آن شرکت داشتند در میدان بهارستان پایتخت و به دستور کاشانی در 8 دی 1329 برگزار گردید. قرارداد الحاقی این بار توسط کمیسیون نفت رد شد و فروهر از جانب مجلس تقبیح شد، حضور و حمایت مردم را در شهرستان‌ها از وقایع مربوط به ملی شدن صنعت پس از آن شاهدیم.
طرح استیفای حقوق ایران از نفت در 21 دی 1329 به تصویب رسید و بدین ترتیب مبارزه‌ای طاقت‌فرسا برای ملی کردن صنعت نفت پیروزمندانه پایان یافت از این روز به بعد مقدمات نهایی شدن ملی شدن نفت آغاز شد، این وقایع باعث شد تا رزم‌آرا علیه جبهه ملی برخیزد، 26 اسفند 1329 خلیل طهماسبی رزم‌آرا را در صحن مسجد سلطانی تهران با سه گلوله به قتل رساند، ادامه مبارزات سرانجام باعث شد تا طرح ملی شدن صنعت نفت در 29 اسفند 1329 توسط مجلس سنا نیز پذیرفته شود(قبلاً در 24 اسفند مجلس شورای ملی طرح یاد شده را تصویب کرده بود)
جا دارد اشاره نماییم که حسین علاء پس از رزم‌آرا به نخست‌وزیری رسید.
مجموعه‌ای از اعتصابات عمومی در شرکت نفت و پاره‌ای مشکلات دیگر باعث سقوط دولت علاء در اردیبهشت 1330 گردید. پس از اعلا با نخست‌وزیری سید‌ضیاء طباطبایی مخالفت شد اما جمال امامی ـ عضو کمیسیون نفت ـ پیشنهاد داد تا دکتر مصدق کاندیدای نخست‌وزیری باشد (برخی مورخان بر این باورند که امامی اصولاً قصد داشته است فقط دکتر مصدق را در تنگنا قرار دهد تا به این طریق راه را برای نخست‌وزیری ضیاء فراهم نماید).
البته با توجه به سوابق سیاسی سید‌ضیاء شرکت او در انجام کودتای 1299 و روی کار آمدن رضاخان به عنوان نخست وزیر و سپس سقوط قجری و همکاری با توده‌ای‌ها در وقایع 1327 (ترور نافرجام شاه) محمدرضا پهلوی در آن شرایط با نخست وزیری ایشان موافقت نموده است و در مقابل در آن سال‌ها رابطه مصدق با محمدرضا پهلوی هنوز مناسب بوده است و بعدها این روابط آن‌طور که خواهم آورد به تیرگی و دشمنی گرایید.
فتح سنگر اول؛
نخست‌وزیری دکتر مصدق
مصدق بدین صورت نخست‌وزیر شد و برای اجرایی کردن طرح تصویبی ملی کردن صنعت نفت به دنبال «خلع ید» انگلیس از نفت ایران بود.
مصدق در این دوره با پیشنهادات آمریکا و انگلیس مخالفت ورزید، پیشنهاداتی که بر آن بود تا از ایجاد تنش در روابط ایران ـ انگلیس بکاهد. روز 28 اردیبهشت 1330 آیت‌الله کاشانی طی مصاحبه‌ای «فتوای جهاد» را در صورت مداخله مسلحانه صادر کرد. (خلع ید ص 381) ـ انگلستان به دنبال تحرکات دکتر مصدق ایران را به حمله نظامی تهدید کرده بود ـ روز 30 خرداد 1330 کاشانی تظاهراتی گسترده برگزار کرد و دکتر مصدق خبرنگاران خارجی را برای درک آنان از اوضاع زاغه‌نشین‌ها راهی نواحی جنوبی تهران کرد و گفت: «من عار دارم که نخست وزیر مملکتی باشم که قسمتی از مردم آن در خود پایتخت مثل مردمان ما قبل از تاریخ زندگی می‌کنند» انگلستان که دیگر چاره‌ای برای بازگشت به شرایط قبل نداشت به دادگاه لاهه شکایت برد مبنی بر این که ایران نمی‌تواند یکطرفه قرارداد 1933 را فسق نماید و باید اختلاف به حکمیت ارجاع شود.
لازم به ذکر است در 26 خرداد 1330، عملاً خلع ید را در تهران اجرا شد و روز 30 خرداد 1330 هیات مدیره دستور داد هر کشتی که از دادن قبض بدون قید و شرط خودداری کند حق حرکت ندارد، جریان خلع ید روز 30 خرداد با 91 رای موافق به تصویب رسید.
تلاش‌های بی‌وقفه همچنان ادامه یافت. می‌توان قیام 30 تیر 1331 را نقطه اوج جنبش ملی کردن صنعت نفت دانست. 30 تیر مردمانی با دست خالی و سینه‌هایی عریان و شکم گرسنه به خیابان‌ها آمدند و تاریخ را به نام خود ورق زدند.
پس از حادثه آفرینی 23 تیر و نطق دکتر مصدق که مسئولیت کشتار آن روزها را متوجه سرلشکر بقایی رییس وقت شهربانی دانست، بقایی به دادگاه رفت و سرلشگر زاهدی از وزارت کشور برکنار شد ـ سرلشگر زاهدی عامل کودتای 28 مرداد 1332 بوده است ـ شرایط سیاسی برای کابینه مصدق بسیار سخت شده بود. مصدق چند بار تصمیم به استعفا گرفت که هر با مخالفت اعضای جبهه ملی مواجه می‌گردید. در شرایطی که مصدق برای دفاع از ایران به دادگاه لاهه رفته بود، مجلس هفدهم که انتخابات آن برگزار شده بود تشکیل و سید‌حسن امامی ـ امام جمعه تهران ـ به ریاست مجلس رسیده بود. 10 تیر 1331؛ مصدق در بازگشت از دادگاه لاهه در برابر عمل انجام شده قرار گرفت و بدین ترتیب 15 تیر 1331 استعفای خود را از پست نخست وزیری را تقدیم کرد. هر چند نمایندگان مجلس این بار نخست وزیر قوام‌السلطنه رای تمایل دادند، اما شرایط سیاسی و قیام 30 تیر به نحوی پیش رفته بود که مصلحت آن دیدند دیگر باره مصدق بر مسند نخست وزیری بنشیند باید گفت اگر چه در سال 31 و در شرایطی که ذکر آن رفت محمدرضا پهلوی با نخست وزیری مجدد مصدق همراه نبود و به جای قوام‌السلطنه از منصور حمایت می‌کرد اما چون منصور پیشنهاد شاه را رد کرده بود، شاه از جبهه ملی خواست فرد دیگری غیر از مصدق چون صالح، مشار و یا کاظمی را برای سمت نخست وزیری معرفی کند البته دکتر مصدق این بار علاو بر موضوع ملی شدن صنعت نفت، درخواست کرده بود تا شخصاً عهده‌دار وزارت جنگ شود. روز 27 تیر 1331 مردم با حضور در خیابان‌ها شعارهای زنده باد مصدق و مرده باد قوام‌السلطنه سر می‌دادند.
قوام غروب جمعه اعلامیه‌ای صادر کرد که در آن ملی کردن صنعت نفت را نپذیرفت و نیز خلع ید را رد کرد و آورده بود: «وای به حال کسانی که در اقدامات مسلحانه من اخلال کنند و حتی ممکن است به تشکیل محاکمه انقلابی زد. روزی صدها تبهکار را از هر طبقه... قرین تیره روزی سازم».
تلاش‌های سید ابوالقاسم کاشانی
کاشانی در پاسخ به اعلامیه قوام اعلامیه‌ای با این مضمون صادر کرد: «احمد قوام باید بداند که در سرزمینی که مردم رنجدیده آن پس از سال‌ها رنج و تعب شانه از یر بار دیکتاتوری بیرون کشیده‌اند نباید رسماً اختناق افکار و عقاید را اعلام و مردم را به اعدام دست جمعی تهدید نماید... من صریحاً می‌گویم که بر عموم برادران مسلمان لازم است که در این راه جهاد اکبر کمتر همت بسته و برای آخرین مرتبه به صاحبان سیاست استعمار ثابت کنند تلاش آنها در به دست آوردن قدرت و سیطره گذشته محال است و ملت مسلمان ایران به هیچ یک از بیگانگان اجازه نخواهد داد که به دست مزدوران آزمایش شده، استقلال آنها پایمال و نام با عظمت و پر‌افتخاری را که ملت ایران در اثر مبارزه مقدس خود به دست آورده است مبدل به ذلت و سر‌شکستگی شود.(وقایع 30 تیر ص 187)
عصر روز 29 تیر 1331 که تهران سراسر آشوب شده بود سید‌ابوالقاسم کاشانی خبرنگاران خارجی را دعوت کرد: «قوام در محکمه 20 میلیونی ملت ایران محکوم است، ملت ایران نمرده و زیر بار ارباب خیانت کار نخواهند رفت و اگر کار سخت شود خودم حاضرم کفن بپوشم» و چند روز را تعطیل اعلام کرد. در آن روز نمایندگان طرفدار جبهه ملی کمیته‌ای به نام «تمرکز مبارزات ملی» تشکیل داده بودند و هدف را اعتصاب عمومی در 30 تیر اعلام کرده بودند.
کاشانی به شاه پیام فرستاد: «اگر در بازگشت دکتر مصدق تا فردا اقدام نفرمایید دهانه تیز انقلاب را با جلوداری شخصی خودم متوجه دربار خواهم کرد.» (وقایع 30 تیر ص 201)
30 تیر 1331؛ آغازی بر یک پایان!
30 تیر فرار رسید و شهر در اعتصاب کامل به سر می‌برد بار دیگر مردم فریاد می‌زدند یا مرگ
یا مصدق، مرده باد استبداد و قوام، آن روز ملت هزینه داد، آرای آن روز مغز افرادی به روی دیوارهای شهر پاشیده شد؛ پیراهن‌های آغشته به خون 30 تیر 1331 داستان غریبی دارند... این چنین بود که دکتر محمد مصدق دیگر بار به حکومت بازگشت.
این در حالی بود که شب قبل نمایندگان جبهه ملی از مردم خواسته بودند تا آرامش خود را حفظ کنند. روز 30 تیر یک بار سلطنت لرزید، یک بار دیگر علیرغم میل سلطنت؛ نخست‌وزیری به جبهه ملی بازگشته بود و در حقیقت ملت. حادثه‌ای که دیگر بار و در سال 57 در روی کار آمدن شاهپور بختیار برای جبهه ملی تکرار شد، اما برای ملت نه، 30 تیر باعث گردید یک بار مجسمه‌های سلطنت فرو ریزند و دیوارها از تصویر سلطان و شاه پاک گردند. 30 تیر فضای اختناق را شکست و عصری از آزادی را پیام داد. اما چه زود هنگام این پیروزی کفن شد. درست 403 روز بعد، آری در ماجرای 28 مرداد 1332 این جبهه ملی و مصدق بود که شکست خورد و به محاق رفتند و نیز ملت. همان سرلشگر زاهدی عامل کودتا شد و پنجاه سال پس از آن خانم آلبرایت ـ وزیر امور خارجه آمریکا در دولت کلینتون ـ به نقش کاخ سفید در سقوط دولت مصدق در ایران اعتراف کرد.
30 تیر درس عبرت است اگر آیندگانی پند گیرند...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات