مراقبهی تعالی بخش، معروف به تیام (TM)، توسط مهاراشی ماهش یوگی (1) در سال 1956 تأسیس شد. مهاراش در سال 1911 و بنا به گفتهای در 1918 در اسنز کاشی (2) هند به دنیا آمد. او پس از تکمیل تحصیلاتش در رشته فیزیک در دانشگاه الله آباد به مطالعه در ودا و تحصیل دانش ودایی پرداخت. استادش یکی از عالمان پیشتاز هندویی به نام سوآمی برهماناندا ساراسوآتی (3)، معروف به گورو دو (4) بود.
مهاراش تا سال 1953 که دو چشم از جهان فروبست، به مدت سیزده سال نزد وی شاگردی کرد. بعد از مرگ استادش به کوههای هیمالیا پناه برد و پس از دو سال مراقبه به جنوب هند سفر کرد. در همین دوران انزوای خودسازی بود که قصدش را برای برپایی و ایجاد ماموریت جهانی هندویی اعلام کرد.
در سال 1958، نهضت بازتولید معنوی (5) را تأسیس کرد و در سال 1959 در اولین سفر خارجیاش به ایالات متحدهی امریکا رفت و دو سال بعد، جامعهی بینالمللی مراقبه برای دانش ذکاوت خلاق6 را به عنوان ابزاری برای نیل به تتیامت بنا نهاد.
در آغاز، حرکت و رشد این جنبش کند بود اما «نهضت تقابل فرهنگی جوانان» در دهه 1960 مخاطبان فراوانی را برای تعالیم مهاراش فراهم آورد. سفر بعدی او جای پای او را در امریکا محکمتر کرد و پای او را به فضاهای دانشگاهی، از جمله دانشگاه ییل، هاروارد و برکلی گشود. پیام او توجه بسیاری از بزرگان و شخصیتهای آکادمیک را به خود جلب کرد که از جملهی آنان میتوان به بیتلز (7)، میافارو (8) و جین فوندا (9) اشاره کرد.
در 1972، برنامهای برجستهتر برای معرفی «دانش ذکاوت خلاق» و تفسیری از دانش ودایی آگاهی، به جهان ارایه کرد. این برنامه همه را به ایجاد طرح جهانی(10) فرا میخواند که از جمله اهداف آن، تاسیس سه هزار و ششصد مرکز جهانی بود. این مراکز جهانی هر کدام دارای هزار نفر معلم و مربی بودند که در این طرح بزرگ، هر یک از آنان برای تعلیم و تربیت هزار در نظر گرفته شده بود. که بر این اساس، هر مرکز یک میلیون نفر از ساکنان زمین را در بر می گرفت. او برای اجرای این طرح شورای اجرایی طرح جهانی (11) را تشکیل داد. در همین سال دانشگاه بینالمللی مهاریشی (12) را در سانتا باربارا کالیفرنیا تاسیس کرد که بعدها به فیر فیلد (13) منتقل شد و هنوز در آنجا با نام دانشگاه مدیریت مهاراش (14) برپاست.
از اهداف این دانشگاه، ارایهی یک تقویم درسی سنتی است که در آن هر عنوانی بر نیروهای طبیعت و جهان هستی، که پایه و اساس جنبش «تیام» را تشکیل میدهد، تاکید میکند.
در حوالی سال 1977 ده هزار نفر در این دانشگاه تربیت شدند تا به تعلیم و آموزش فنون «تیام» بپردازند. در نتیجهی پوشش رسانهای مناسب جنبش «تیام» توانست در نیوجرسی با مدارس عمومی ارتباط برقرار کند که در نتیجه در این مدارس فنون «تیام» تدریس میشد اما در سال 1977 دادگاه این اقدام را ممنوع کرد.
این پروندهی قضایی که به پروندهی مالناک علیه یوگی (15) معروف شده است ضربهای محکم بر این جنبش وارد کرد.
جنبش در دادگاه عالی نیوجرسی ضمن تقاضای استیناف، ادعا کرد که این جنبش، دینی را تعلیم نمیدهد، بلکه فنونی علمی را آموزش میدهد و در نتیجه دادگاه استیناف، در سال 1979 رای اولیه را فسخ کرد. اما بعد از این اتفاق، پس از چندین سال رشد پایهدار، شمار هواداران جنبش رو به افول نهاد. تتیامت تصریح میکند که دین نیست اما دین پژوهان، به ویژه جامعهشناسان دین، از جمله بینبریج (16) معتقدند که سخن گفتن از «نیروهای خارقالعاده و متعالی» نوعی ترویج و تعلیم اعتقاد به فوق طبیعیات است و چنین چیزی از ویژگیهای دین است.
با کند شدن روند عضوگیری جنبش «تیام» این جنبش در سال 1976 به کشفی مهم در استعداد و نیروی بالقوهی انسان دست یافت. صورتی عالی از مراقبه، موسوم به سیدیس17 این فرصت را در اختیار دانشپژوهان پیشرفته قرار داد تا «پرواز یوگایی» (18) انجام دهند؛ پرواز در هوا و شناور شدن در آن. آنها همچنین آموزهی امکان نامرئی شدن انسان را نیز مطرح کردند. در همین ایام بود که هواداران «تیام» دریافتند که تلاشها و تمرینهای آنها در دنیا تاثیری عمیق دارد؛ مثلا موجب کاهش جرایم میشود و به جنگ و بیماریها پایان میدهد.
برخلاف عوامل بازدارندهی دهه 1970، تعالیم یوگی بازگشت قابل توجهی داشته است. این امر تا حدودی به شکوفایی و رونق درمان کلی نگرانه هولیستیک (19) در غرب برمیگردد. یوگی برای نیل به این هدف، ایورودا (20)، شکلی سنتی از درمان را مطرح کرد و امکانات و وسایل درمانی را در چندین شهر بزرگ برپا کرد. استراتژی این مراکز بنا به گفتهی خودشان مبارزه با بیانضباطیها و نابسامانیهای بهداشتی از راه مبارزه با ریشهی بیماریها به جای پرداختن به درمانهای سطحی بود. این علل و اسباب عموما شامل یک عدم تعادل و به هم ریختگی در انرژیهای بدن بود که تغذیه ناپاک و شیوههای ناروای زندگی و زیستن را موجب میشود.در این اواخر مهاراش برنامهی اخترشناسی ودایی مهاراش (21) را مطرح کرد که خود او آن را به «دانش تغییر شکل و تکنولوژی پیشبینی» تعریف کرده است. وی تا آنجا پیشرفت که گفت به کار بردن این برنامه برای آنان که دارای جایگاه و مقام رهبری یا حافظ امنیت و آسایش هستند، ضروری است؛ چراکه با این برنامه میتوانند به قدرتی دستیابند که آیندهنگری و پیش بینی را در آنها تقویت میکند.
«تیام» به عرصهی سیاست نیز وارد شده است. حزب حقوق طبیعی (22) که رهبری آن را دکتر جان هگلین فیزیکدان و یکی از اعضای هیئت علمی دانشگاه مدیریت مهاریشی به عهده داشت از «تیام» پشتیبانی کرد و حزب خود را «اولین حزب سیاسی امریکا که بر اصول علمی و تحقیق استوار است» خواند.
در واقع تمرینها و اعمال «تیام» در منشور خط مشی حزب حقوق طبیعی، گنجانده شده است. این حزب مدعی است که در بیش از هشتاد کشور جهان فعال است.
در رقابت انتخاباتی سال 2000 حزب حقوق طبیعی در کسب کرسیهای مجلس سنا در بیش از پنجاه ایالت امریکا ناکام ماند و فقط یکی از اعضای این حزب توانست در ایالت اهایو با کسب شصت و نه هزار رای به سنا راه یابد. اولین هدف این حزب چنان که در منشور آن آمده است تربیت هفت هزار خبره برای عمل به مراقبهی تعالی بخش مهاریشی و برنامهی «تیام» است و از آنجا که این برنامه شامل فن «پرواز یوگایی» نیز میشود، آنان معتقدند موجب ایجاد جامعهای هماهنگ و مثبت میشود. از دیگر اهداف و برنامههای این حزب رسیدن به اقتصادی پویاتر، بهداشت و سلامتی، ثبات خانوادگی، تحصیلات پیشرفته و «دفاع شکستناپذیر» در مقابل جنگ است.
فنون «تیام» «فرآیندی ساده و خالی از زحمت» دانسته شدهاست که به واسطهی آن ذهن به طور طبیعی به کنه و ذات تمامی افکار (آگاهی تعالیبخش) و منبع تمامی فرایندهای خلاق میرسد. «تیام» مدعی است که برخلاف انواع دیگر مراقبه (مدیتیشن)، ذهن مراقبهگر را «از مرزهای مادی گذر میدهد و با نیروی خالق یکی میکند.» این یکی شدن به تعبیر یوگی «چشمهی جوشان زندگی» آدمی را به بازدهی بیشتر و رسیدن به سلامتی از طریق روشنشدگی و اشراق رهنمون میشود.
برخی مطالعات و تحقیقات نشان میدهد که تمرین «تیام» به کاهش جرایم کمک کرده است و موجب ترغیب به صلح و آرامش، کاهش فشارخون و افزایش سلامتی جسمی و روانی تمرینکننده شده است. تمرین «تیام» برای عموم مردم، از هر زمینه و بستر دینی و پیشینهی اعتقادی که باشند، ممکن و مفید است. در واقع «تیام» نیز از قاعدهی کلی ادیان جدید تبعیت میکند؛ یعنی ایجاد یک دینداری در درون دینداری سنتی و موروثی افراد. «تیام» روشی طبیعی و آسان در مراقبه است که فرد را به «سطح بالای آگاهی» یا اشراق میرساند و با هیچ دین،اعتقاد، فلسفه یا تغییری در شیوهی زندگی پیوند نخورده است.
فرایندی که «تیام» مطابق آن آموخته میشود، پیچیده نیست. کسی که به «تیام» تمایل دارد در آغاز در جلسات درس خطابه و سخنرانیهای علمی که از منافع و ویژگیهای این فن سخن میگویند، شرکت میکند و به دنبال آن، چه بسا فرد به آموزش و یادگیری شخصی روی آورد. در این مرحله در طول اجرای مراسم خصوصی و شخصی به او یک «منتره» داده میشود که شامل نوعی «دعا و استغاثه» به درگاه خدایان هندویی و گورو دو است که ضمن آن از آنها به خاطر شناخت «تیام» و توانایی برانجام آن شکرگزاری میشود. به محض این که فرد این فن را آموخت میتواند مستقل از هر چیزی خود به تمرین آن اقدام کند و تا وقتی احساس نیاز نکرده است لازم نیست برای آموزش بیشتر مراجعه کند. اوقات فراغت آخر هفته، معمولا برای کسانی که درپی آموختن بیشتر برای متحول کردن فنون آموختهی خود هستند مناسبترین زمان است. آنهایی که پیشرفتهترند در این عرصه به لحاظ نظری با بهگو (23)، گیتا (24) و ریگوادا (25) که از منابع سنتی و کهن آیین هندو هستند و «تیام» از آنها بیرون کشیده است، آگاهی کاملتری دارند.
رهبران و هواداران اصلی این گرایش دینی-رفتاری برای سادهسازی انجام مراقبهی «تیام» آن را به هفت مرحله تقسیم کردهاند که عبارتاند از:
مرحلهی اول. درس خطابهای مقدماتی. در این درس جزئیاتی دربارهی آثار احتمال تمرین «تیام» گفته میشود
مرحلهی دوم. درس خطابهی آمادگی. مکانیسم و خواستگاههای تیام .
مرحلهی سوم. مصاحبهی مصنوعی استاد و شاگرد
مرحلهی چهارم. آموزش خصوصی یا فردی فنون
مرحلهی پنجم. صحت و اعتبار تجربیات، درک مکانیسم فنون «تیام» از تجربیات شخصی
مرحلهی ششم. صحت و اعتبار تجربیات به درک مکانیسم توسعهی مراحل بالاتر آگاهی
مهاراش مدعی است چون مبنای «تیام»، «علم آگاهی خلاق» است بنابراین «تیام» دین نیست. اصطلاح «علم آگاهی خلاق» یا SCI را یوگی از آن رو به کار برده است که نشان دهد «تیام» تفسیری مدرن از علم ودایی آگاهی است که به نظر وی پایهی تمامی معرفت و اساس اعمال است. ادامه دارد...