تاریخ انتشار : ۱۵ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۷:۵۴  ، 
کد خبر : ۷۷۳۱۲

حماس نتیجه کنیست را رقم مى‌زند


محمد زمانى
بازگشت به قدرت دوباره حزب افراط گراى لیکود به رهبرى نتانیاهو در کنار حزب کادیما به رهبرى زیپى لیونى در نتیجه انتخابات پارلمانى رژیم صهیونیستى نشان مى دهد که سلاح مقاومت همچنان کارآمدتر از مذاکرات سازش در تحقق آرمان فلسطین خواهد بود.
اگر ساده انگارانه به فرآیند گردش قدرت در رژیم صهیونیستى نگاه کنیم، بنیانگذاران این رژیم جعلى با طراحى یک نظام پارلمانى و در عین حال چند حزبى در طول تاریخ ۶۰ ساله ننگین خود نوعى بى ثباتى سیاسى ظاهرى براى ساکنان سرزمین هاى اشغالى به میراث گذاشته اند، اما با گذر از سطح به عمق درمى یابیم که این میراث به ظاهر بى ثبات کننده از عوامل تداوم بخش ماهیت جعلى این رژیم و ادامه ددمنشى هاى آن براى اقدامات ضدفلسطینى بوده است.
در واقع هرگاه که در سوى دیگر جبهه یعنى در فلسطین مقاومت گروه هاى ضداسراییلى به اوج خود رسیده و احساس خطر در تل آویو افزایش یافته است، تل آویو به بهانه بازگشت دوباره تندروها در عرصه قدرت توانسته است از فشار مقاومت کاسته و زمینه هاى سرکوب را فراهم سازد. در واقع احزاب افراطى به نوعى سوپاپ اطمینان این رژیم در برابر فشار مقاومت فلسطین عمل کرده اند. از این گذشته صهیونیسم بین الملل حامى رژیم تل آویو از طریق تسلط بر رسانه هاى جمعى دنیا با به نمایش گذاشتن یک نظام به اصطلاح دموکراتیک در سرزمین هاى اشغالى سعى کرده اند این پیام را به افکار عمومى جهانیان بقبولانند که بازگشت دوباره تندرو واکنش طبیعى یک جامعه دموکراتیک به مقاومت گروه هاى فلسطینى است که از سوى این رسانه ها تروریست خوانده مى شوند.
بدین ترتیب بنیانگذاران این رژیم با برگرفتن روش هاى نظام مردمسالار سعى کردند چهره اى مدرن، بشردوستانه و صلح طلبانه از آرمان هاى در حقیقت توسعه طلبانه و جنگ افروزانه صهیونیسم ارائه کنند.
تا پیش از جنگ ۳۳ روزه با حزب الله در سال ۲۰۰۶ و شکست ششمین ارتش مجهز جهان، اسراییلى ها گمان مى کردند با دو لبه قیچى خود یعنى نمایش یک نظام مردمسالارى که هر آن هشدار روى کار آمدن جنگ طلبان را مى دهد و یک ارتش همیشه آماده و به شدت مجهز، تمام جریان مقاومت را به تدریج تبدیل به جریان سازش خواهند کرد. آنها براى این کار پیشتر به زعم خود عقب نشینى هاى تاکتیکى انجام داده بودند تا هزینه هاى امتیازگیرى از اعراب و به خصوص فلسطینیان را با حضور بر سر میز مذاکره کمتر کنند.
مهم ترین این حرکت هاى تاکتیکى، عقب نشینى از جنوب لبنان در سال ۲۰۰۰ و همچنین مذاکرات اسلو در سال ۱۹۹۳ و موافقت با تشکیل کشور فلسطینى در دو منطقه کوچک در کرانه باخترى و نوار غزه بود.
تبلیغات جهانى صهیونیسم بین الملل در این دو حرکت به گونه اى بوده است که اولا این عقب نشینى ها را نشانه اى از صلح طلبى هاى خود و ثانیا در پى میانجیگرى هاى غرب به رهبرى آمریکا و حاکى از احترام صهیونیسم به غرب معرفى کند تا بدین ترتیب نه تنها ضعف خود در برابر مقاومت را نشان ندهد بلکه جریان سازشکار فلسطینى را تقویت نماید، البته در آن حد که همیشه بتوانند آنها را به نفع خود و به ضرر جریان مقاومت وارد میدان کنند، اما با تقویت منطق مقاومت در جنوب لبنان و همچنین در میان گروه هاى فلسطینى مخالف روند سازش و تجلى این منطق در هیبت حزب الله و همچنین حماس که به شدت ملهم از انگیزه هاى بیدارى اسلامى و آرمان هاى الهام بخش انقلاب اسلامى ایران هستند، شرایط به گونه دیگرى شکل گرفت. شرایطى که در پى فهم روش فریبکارانه اسراییل در ارائه یک تصویر دموکراتیک براى پوشش تجاوز طلبى هایش رقم خورد؛ به گونه اى که هم حزب الله و هم حماس علاوه بر تقویت توان رزمى خود، با ورود به عرصه سیاسى و کسب آراى قابل توجه راى دهندگان لبنانى و فلسطینى به جهانیان نشان دادند که تبلیغات صهیونیسم درباره اینکه این گروه ها، صرفا گروهک هاى تروریستى بدون پشتوانه اجتماعى هستند، کاملا نادرست است.
از آن پس چهره جنگ افروز رژیم صهیونیستى عریان تر شده و جنگ هاى ۳۳ روزه در لبنان و ۲۲ روزه در غزه کاملا تصویر جنگ طلب این رژیم نزد افکار عمومى جهان را پررنگ تر کرد.
در چنین فضایى قطعا روى کار آمدن احزاب تندرویى چون لیکود به رهبرى بنیامین نتانیاهو در کنار حزب کادیما به رهبرى ایهود اولمرت و سپس زیپى لیونى که آن را به کوتاهى در برابر مقاومت فلسطینیان متهم مى سازد و در طول جنگ ۲۲ روزه خواستار ادامه جنگ تا نابودى کامل حماس بود، حاصلى نخواهد داشت جز تقویت هرچه بیشتر چهره خشن اسراییل در جهان. در واقع باید گفت مقاومت حماس و مردم غزه که همچنان در محاصره رژیم صهیونیستى گرفتارند، چرخش قدرت در اسراییل را از یک فرآیند دموکراتیک در جامعه اى آزاد به واکنش خشن تبلیغاتى یک جامعه پادگانى براى زمینه سازى اقدامات بیشتر خشونت بار علیه مردم بى دفاع غزه فرو کاسته است.
اینها همگى نشان از پیروزى منطق مقاومت در برابر منطق یا بهتر است بگوییم بى منطقى سازش در برابر رژیمى دارد که در طول تاریخ خود نشان داده تقسیم بندى احزاب در آن به میانه رو و تندرو شعارى بیش نبوده وحاصل توهم پراکنى هاى رسانه هاى صهیونیستى است و از این نظر هر حزبى در هر زمانى از دوران ننگین این رژیم آمادگى تجاوز به حقوق اساسى مردم فلسطین را دارد. با این اوصاف باید گفت : امروز تنها دیگر صهیونیست هاى ساکن در سرزمین هاى اشغالى و رسانه هاى صهیونیستى نیستند که با تعیین سرنوشت کرسى هاى کنیست، چهره رژیم جعلى خود را در برابر دیدگان جهانیان ترسیم مى کنند، بلکه این مقاومت فلسطینیان و لبنانى ها هستند که با تمام توان و با جابجایى خطوط این چهره کراهت و شکست پذیرى آن را براى جهانیان باز ترسیم مى نمایند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات