* به چه صورت میشود بین حرکتهای اصیل دانشجویی با حرکتهایی که احیانا خاستگاه غیردانشجویی دارند یا تحت تأثیر یک گروه یا جریان خاص سیاسی هستند تمایز قائل شد؟
** احمدی نژاد:از چند چیز می شود این تمایز را به دست آورد. اول ارتباطات؛ بالاخره در دانشگاه قاطبه این دانشجویان می دانند که این مجموعه یا این افراد به کجا وصلند. دوم از رفتار آ»ها حرکت دانشجویی ظرفیت رفتارهای حزبی را ندارد. احزاب یک مرکزیت مستمر ثابت هم فکر و سازمان یافته دارند هدفشان هم کسب قدرت است اگر دیدیم یک گروه دانشجویی این پز یا آن جهت یری خاصی را که به خودش گرفته کاملا حزبی است خب میتوانیم آن را تطبیق بدهیم با احزاب مختلف و فوری متوجه شویم که این با کدام حزب هماهنگ است. یعنی تطبیق مواضع.
یک دورهای بود که فلان روزنامه وابسته به فلان حزب صبح سرمقالهای می نوشت و همان مقاله دستور کار بعضی از گروههای دانشجویی می شد. خیلی راحت می شد تطبیق داد. نحوه پشتیبانی هم یک معیار بسیار مهم دیگری در جهت گیریها و آرمانهای حرکت دانشجویی است. باوجود نوسانات و پستیها و بلندیها و گرایشات متنوع و بعضا متضادی که در فعالیت های دانشجویی بوده همواره دو سه تا عنصر در صدر مطالبات و آرمان های دانشجویی بوده است یا بهتر است بگوییم دو سه تا ویژگی.
یک ویژگی اسکتبار ستیزی و دوم عدالت طلبی. اصلا اگر ما این دوتا ویژگی را بگیریم اصلا چیزی از حرکت دانشجویی باقی نمی ماند. امروز چرا شانزده آذر را تکریم می کنیم؟ دو تا دلیل داشت. یکی ضدیت با نظام سلطه آمریکا و انگلیس یکی هم ضدیت با نظام سلطنت وابسته به نظام سلطه. خب اگر این دوتا را از شانزده آذر بردارید دیگر چیزی برایش باقی نمی ماند.
در شصت سال اخیر یک محور مطالبات مردم ما رهایی از این نظام سلطه یا به تعبیر دیگر استکبارستیزی بود. دوم عدالت طلبی است. عدالت طلبی در واقع زمینهساز گسترش ارزشها و آرمانهای دیگر است. عدالت اگر نباشد اصلا ازادی مفهوم پیدا نمیکند. جالب است بدانیم که این دوتا عنصر یا ویژگی در حرکت دانشجویی آنقدر مهم بوده که در طول حرکت دانشجویی شصت سال اخیر حتی گروههای دانشجویی که وابسته به احزاب بیگانه بودند هم آن را شعار خود میکردند .
* شما در بین فرمایشاتتان پاسخ را از جهاتی فرمودید منتهی چون این مسئله یک مسئله مطرحی است آن را این طوری طرح می کنیم که تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی مشخص است به هر حال جنبش دانشجویی و حرکت دانشجویی چی بود و شما فرمودید که حتی از این بحث جهت گیری مشترک هم داشتند (با اینکه خواسته های متفاوت داشتند) که اهم آن سرنگونی رژیم پهلوی و جایگزینی یک نظام مردمی بود. حالا بعد از انقلاب و با تأسیس جمهوری اسلامی جنبش دانشجویی چه خواستگاهی دارد؟ ایا لزوما باز باید در جایگاه اپوزیسیون قرار بگیرد تا این جنبش زنده باشد یا نه؟ با توجه به اینکه خیلی ها میگویند جنبش دانشجویی محصول جامعه بسته است و یا در صورتی می تواند دوام داشته باشد که لزوما مخالف نظام باشد و همراه نظام نباشد. جنابعالی اشاره کردید که جنبش دانشجویی در اثر همان خواستگاهی که در طول این 60سال داشته حتی بعد از انقلاب هم دارای یک حرکت فعال بوده و در صحنه حضور داشته است اگر می شود این رایک مقدار بیشتر توضیح بدهید.
** احمدی نژاد:آن نگرش ابزاری و رویکرد ابزاری به حرکت دانشجویی اصرار دارد که حرکت دانشجویی را در نقطه مقابل نظام حفظ کند این یک چیزی به ارث مانده از گروههای مارکسیست و التقاطی است ما میبینیم بعد از انقلاب جریانات مارکسیست کلا و التقاطیون نوعا در مقابل نظام قرار گرفتند به خاطر زیاده طلبیهایشان و آن ویژگیهایی که داشتند بالاخره کارشان به جنگ مسلحانه و پناه بردن به دشمن و همکاری با دشمن کشید. اینها به تبع خواستههای خودشان بخشی از جریانات دانشجویی را هم در نقطه مقابل نظام قرار دارند. متأسفانه جریان التقاط در کشور ما همچنان ادامه دارد که یکی از پشتیبانان و پایگاههای نگرش ابزاری به فضای دانشجویی است. آنها حرکت دانشجویی را زمانی مفید می بینند که در نقطه مقابل نظام تعریف بشود. بنابراین دستور کاری که به حرکت دانشجویی میدهند مقابله با کلیت نظام است. در صورتی که حرکت دانشجویی به عنوان چشم بیدار مردم و نبض تپنده و قشر فعال و پویا و امید آفرین است. من فکر میکنم موضع ما موضع یک مسلمان آگاه و پیش روست. حالا وظیفه مسلمان چیست؟ وظیفه مسلمان حمایت از یک نظام مردمی اسلامی با حفظ موضع امر به معروف و نهی از منکر و اصلاح گری است. اصلاح گری در چارچوب منطق و فرهنگ و آیین پذیرفته شده مردم و نظام و این اتفاقا می تواند کارکردهای خیلی خوبی داشته باشد حرکت سیزده آبان در نقطه مقابل نظام بود یا تعیین نظام؟ اتفاقا شکوفایی اش موقعی بود که امام آمد و قضیه را تأیید کرد. انقلاب فرهنگی همین طور تأسیس سپاه، جهاد، جنگ، فعالیتهایی که توی اختراعات واکتشافات و غیره همه اش تعامل مثبت با مرکزیت نظام است که دانشجو را آزاد و بالنده و رو به جلو می خواهد و اصرار دارد که دانشجو در صحنه باشد و سیاسی باشد. بنابراین این را باید تعریف کنیم. متأسفانه گروه های زیادهخواه و التقاطی به واسطه پشتیانیها و سازماندهی و منابع عظیمی که دستشان هست و قدرت رسانه ای و تبلیغی که دارند سعی میکنند این ویژگی را به محیط دانشگاه تحمیل کنند که ما به گروهی میگوییم جنبش دانشجویی که ضد نظام است. این تعریف غلط است.خوب ما اگر آزادی حقیق می خواهیم آزادی حقیقی در یک مبارزه مستمر است اگر مردم سالاری می خواهیم لازمه اش عدالت طلبی است. ادامه دارد...