با گذشت بیش از 5 ماه از روی کار آمدن سارکوزی در فرانسه، سیاستها و تصمیمات وی در حوزههای مختلف داخلی و خارجی، مورد بحث بوده و همهروزه بخش قابل توجهی از اخبار روزنامهها و نشریات فرانسوی یا غیرفرانسوی را تشکیل میدهد. در حوزه داخلی، اصلاحات و فرمهای پیشنهادی (اصلاحات سیستم آموزش و مقررات بازنشستگی) وی در پارلمان این کشور، در حال بررسی و چانهزنی است و سارکوزی همچنان با تمام قدرت برای جلب آرای سناتورها با آنان دست و پنجه نرم میکند. اما اصلاحات و برنامههایی که سارکوزی به فرانسویها وعده داده بود،هنوز با گذشت 5 ماه، کوچکترین تحققی نیافته است و حتی به نوشته یکی از نشریات فرانسوی 11 استراتژی الیزه با سمتوسویی که دارد، نشانههای ضعف در آن دیده میشود و اختلافنظرها در میان اکثریت اعضای سنا در خصوص اصلاحات پیشنهادی سارکوزی همچنان وجود دارد و همین امر به اختلاف دیرینه سارکوزی با رئیس سنا بیش از پیش دامن میزند.
از سویی، فرانسویها منتظرند نتایج سریعی که سارکوزی بدانها وعده داده بود را ببینند. اما همین اصلاحات که سارکوزی بر آن اصرار دارد، نه تنها انتظارات فرانسویها را برآورده ننساخته بلکه سبب آرایش جدید حزب چپ علیه سیاستهای وی شده است. در سطوح منطقهای و بینالمللی نیز سیاستهای سارکوزی انتقادات زیادی را علیه وی برانگیخت است. تکرویهای وی در حوزه اروپا و تیرگی اخیر روابط فرانسه و آلمان، سبب شده تا وی «مرد عجول اروپا» خوانده شود.
بسیاری از کشورهای اروپایی نه تنها «یکهتازی شوالیهگونه» سارکوزی استقبال نکردهاند بلکه معتقدند پروژهها و طرحهای وی طرفداری در میان پایتختهای اروپایی ندارد. در سطوح بینالمللی نیز موضعگیریها و خطابههای مبالغهآمیز وی بدون در نظر گرفتن حساسیتها انتقادات زیادی را علیه وی برانگیخته است. برخی معتقدند ادعاهای مبالغهآمیز، اندیشههای مبهم و تاریک و انتقادات تلخ و شدید وی ـ بدون در نظر گرفتن مشروعیت و حساسیت سایر کشورها ـ به گونهای بود است که وی خود را در جایگاه آموزگاری در حال درس دادن دیده است؛ در حالی که وی به عنوان رئیسجمهور در وهله اول میبایست اندیشههای خود را در مطابقت با سایرین و با در نظر گفتن عواقب آن اعلام کند.
از طرفی، مواضع ضد و نقیض سارکوزی تا پیش از روی کار آمدن مواضع کنونی وی به عنوان رئیس جمهور، مسئلهای است مه بسیار مورد نقد و انتقاد قرار میگیرد. در همین راستا، اظهارات اخیر خاتم سبگولن رویال ـ عضو حزب سوسیالیست فرانسه و کاندیدای سابق ریاست جمهوری ـ عضو نشریه لوموند صحتی بر این اظهارات است.
وی اخیرا در مصاحبهای تحت سیاست خارجی ـ سارکوزی را مورد انتقاد قرارداده و آن را تهدیدی برای اعتبار دیرینه فرانسه خوانده است. وی ضمن برشمردن تغییرات ناگهانی و غیرقابل پیشبینی تصمیمات سارکوزی اعلام کرد که چنین مواضعی اعتبار دیرینه فرانسه را زیر سؤال برده و مسئلهای که بیش از همه آن را تهدید میکند، عادی شدن چنین اظهارات تند و سپس بازپس گرفتن همان سخنان کمی بعد از آن است. وی با اشاره به تیرگی اخیر روابط میان فرانسه و آلمان و موضعگیری سارکوزی در قابل مرکل و محدودیتهایش که از همین روی وی را «زن شرقی» خوانده بود. سایر اظهارات و اشتباهات صورت گرفته از سوی سارکوزی را «دروغ روی دروغ» خوانده و معتقد است که سیاستهای نمایشی سارکوزی میتواند حتی جایگاه فرانسه در اتحادیه اروپا را به خطر انداخته و وفادارترین دوستان فرانسه یعنی آلمان را نیز به خشم آورد.
رویال در ادامه میافزاید: «یکی از اهداف اصلی سیاست خارجی، دفاع از منافع اقتصادی و فرهنگی یک ملت است. با توجه به اینکه دیپلماسی مسئلهای است که باید با توافق جمعی سیاستمداران یک کشور باشد، امروزه متأسفانه نبود درایت کافی در این خصوص و اظهارات تند و صریح سارکوزی، سبب شده تا مخالفان زیادی در صفوف مختلف، همواری وی را مورد انتقاد قرار دهند.» وی که تا پیش از این مخالف حضور ترکیه در انتخابات اروپا بود، در کنفرانس بیست و هفتم اوت سال جاری در حضور سفر او شخصیتهای سیاسی اعلام کرد که فرانسه مخالفتی با آغاز گفتوگوها برای عضویت ترکیه در اتحادیه ندارد. بنابراین به نظر میرسد که مسئله عضویت ترکیه اروپا را باید حل شده بدانیم چرا که گفته میشود رفراندومی که قرار بود برای عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا برگزار شود نیز منتفی است. رویال مواضع سارکوزی در خصوص حزبالله لبنان را یکی دیگر از ناموزونیها و ناهماهنگیهای موجود در استراتژی وی خواند.
او با اشاره به ملاقاتاش با کمیسیون امور خارجه لبنان در تاریخ 6 دسامبر 2006 با حضور سفیر فرانسه در لبنان و یک نماینده از حزبالله لبنان و متعاقب آن انتقادات شدید و تند سارکوزی در محکومیت اقدام وی در ملاقات با نماینده حزبالله تصریح کرد: «چگونه حزبالله در کنفرانس 14 ژوئیه سال جاری جهت شرکت در مذاکرات حضور مییابد و سخنگوی الیزه حزبالله را بازیگر مهم سیاسی می خواند و حضور آن را در مذاکرات ضروری میداند، حال آنکه مواضع و اظهارات سارکوزی در خصوص ملاقات من با کمیسیون امور خارجه دسامبر 2006 به وادی فراموشی سپرده میشود؟ چگونه در آن مقطع زمانی، اقدام به دیدار با کمیسیون امور خارجه لبنان و نماینده حزبالله به عنوان خطایی بسیار سنگین، نابخشودنی، غیرقابل وصف و خارج از هرگونه چهارچوب بینالمللی ارزیابی شد؟».
رویال همچنین ضمن اعتقاد به نبود صلاحیت در حوزه سیاسیت بینالملل و دیپلماسی در دستگاه حاکمه معتقد است که منافع دوپهلوی ساکوزی و کابینهاش، نقش سنتی فرانسه ـ به عنوان کشوری که همواره سعی در برقراری صلح و تعادل داشته ـ را به خطر میاندازد. وی معتقد است: «درک کنسرت ملتها، فرانسه همواره نقشی موزون و برقرارکننده صلحی سودمند داشته است. این کشور سعی کرده متناسب با شرایط و مقتضیات، گاه آهنگی ضعیف و ملایم و گاه آهنگی بسیار قوی و بلند بتوازد اما در هر دو صورت، در هماهنگی کامل با دو ارزش مهم و اساسی بوده است؛ احساس مشترک با سیار ملتها و احساس مسئولیت که همواره مانع از استفاده و سودجویی از سیاست خارجی برای اهداف داخلی بوده است».
رویال همچنین ضمن محکومیت اظهارات کوشنر در خصوص جنگ با ایران، گفت: «تا زمانی که ضمانتها و کنترلهای لازم روی برنامههای هستهای ایران به اثبات نرسد، من همیشه مخالف دستیابی این کشور به فناوری هستهای بودهام اما متأسفانه به دلیل عدم وجود رفتاری مسئولانه و پیشگیرانه برای حل این بحران، وزیر امور خارجه بهترین حالت را جنگ اعلام میکند و این در واقع تکرار همان اظهارات و سخنرانی سارکوزی در حضور سفرا و شخصیتهای سیاسی در 27 اوت بود؛ با بمب ایرانی یا بمباران ایران».
رویال بار دیگر با اعلام دوگانگی در اظهارات سارکوزی میگوید: «سخنرانی سارکوزی در سازمان ملل در خصوص استفاده از فناوری هستهای بار دیگر نشان داد که وی استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای برای تولید برق را با غنیسازی اورانیوم ترکیب کرده که این امر دیر یا زود از سوی بسیاری از کشورها منجر به گذار از مرحله صلحآمیز به نظامی میشود و این مسئلهای است که شرکای ما امروز به طرح سؤالاتی از قبیل اینکه «آیا سارکوزی تنها قصد بدیههسرایی را دارد یا تحریک؟» خواهان پاسخ روشن در این زمینه هستند.»
رویال میافزاید: «در تمام این جهتگیریهای ناگهانی و دوپهلو، امروزه سؤالات بسیاری بدون جواب مانده است. چرا باید چنین موضعی در قبال ایران گرفت؟ چگونه حزبالله که تا دسامبر 2006 به عنوان مخاطبی ممنوعالملاقات شناخته میشد، امروزه به عنوان مخاطب در کنفرانس حضور مییابد؟ چه اتفاقی افتاده است که سارکوزی اینگونه مواضعش را در خصوص الحاق ترکیه به اتحادیه اروپا تغییر داده است؟ در هیچ یک از این موارد، سارکوزی تاکنون پاسخ موجه و قابل قبولی ارائه نداده است. آیا وی به دلیل عدم آگاهی از محدودیتها و الزامات جامعه بینالملل دچار اشتباه و خطا شده است؟ آیا وی نمیدانسته که بسیاری از اهدافش غیرقابل اجرا است؟ اگر پاسخ مثبت است، چرا وی هیچ اظهارنظری در این خصوص نکرد؟ گرم کردن افکار عمومی با القای این مسئله به مردم که وی فردی با جدیت است و روی برگرداندن از تمام قولهایی که داده، تنها از ترس ایزوله و تنها شدن بود، آیا این دیپلماسی وی است؟ دیپلماسی گسست؟ بنابراین اینجاست که به واقع باید دریابیم مشروعیت فرانسه در خطر است».
وی میگوید: «فرانسه همواره در تمامی بحرانها از جمله یوگسلاوی سابق، عراق، مسئله فلسطین و اسرائیل سعی کرده تا با تجزیه و تحلیل منطقی وقایع، مانعی بر سر راه اشتباهات و سیاستهای غلط باشد اما در 4 ماه اخیر، فرانسه چرا چنین نمایشی را در پیش گرفته است؟ در اروپا با آزردن شرکای وفادارمان، مغرورانه به منافع خود میاندیشید، با دراماتیزه کردن پرونده هستهای ایران همگان را متعجب میکند، و در آفریقا با خشونت تمام، این قاره را غایب تاریخ خوانده که در شروع به دام افتاده و نمیتواند به سمت آینده برود! به نظر میرسد سیاست سارکوزی تنها در نزدیکی به آمریکا صورتی موزون و متعادل داشته است. اما زمانی که آمریکاییها در حال زیر سؤال بردن سیاست خارجی خود هستند و زمانی که گزارش بیکر بیشتر بر گفتوگو تأکید دارد تا نیروی نظامی و حتی زمانی که دوستان انگلیسی ما در حال فاصله گرفتن از آنها هستند، نیکلا سارکوزی سیاست خود را بدون مشورت وی با رئیسجمهوری که در پایان دوره ریاست جمهوریاش (بوش) تا حد زیادی اعتبار خود را از دست داد، باعث نگرانی بوده و باید گفت که سیاست وی در این خصوص بسیار سخت و نتایج آن بسیار مهم خواهد بود. از این رو هماهنگی سیاستها و استراتژی سارکوزی در کجاست و پیام وی از این دوگانگی چیست؟»
وی در نهایت میافزاید: «نه اروپائیسم و نه آتلانتیسم؛ فرانسه میبایست در چهارچوبی چندجانبه، نقش صلحطلبانه خود در سیاست خارجی را حفظ کرده و بر آن پایدار باشد».
از این رو، با توجه به مطالب فوق و عدم کارایی سیاستها و برنامههای سارکوزی در حوزههای مختلف داخلی و خارجی، جهتگیریها و مواضع وی نه تنها ممکن است جایگاه فرانسه را در اتحادیه اروپا دستخوش تغییر کند بلکه به گفته خانم رویال، میتواند مشروعیت و اعتبار سنتی فرانسه در جامعه بینالمللی را نیز از بین ببرد.