بهترین مسالهای که هم اکنون میتواند رخ دهد ایناست که نیروهای آمریکایی هرچه سریع تر از عراق خارج شوند، عراقیها را مجبور کنند که سرنوشت خود را بهدست گیرند و کشورهای حوزه خلیج فارس را متقاعدسازند که از حاشیه بیرون آیند.
بنابر این دیدگاه، حضور گسترده نیروهای آمریکاییدر خاورمیانه بهترین ابزار ممکن برای القاعده جهتجذب نیروهای جدید است و به همین علت خروج از عراقبهترین راه برای خنثی کردن این احتمال است.
علاوه بر آن آمریکا میتواند از 10 میلیارد دلاری کهماهانه در جنگ هزینه میکند برای نجات ارتش و سپاهتفنگداران دریایی که در حال سقوط هستند استفاده کند.
از نظر برخی گروههای سیاسی، کاملا مشخص است که تنها راه ممکن، ادامه جنگ تا هر زمانی است که لازم باشد.این گروهها که بامقامات دولت بوش هم عقیده هستند اعتقاد دارند کهخروج نیروهای آمریکایی از عراق باعث راه افتادن حمامخون در عراق، دادن پیروزیهای بزرگ به القاعده ،بیثباتی خلیج فارس و به قدرت رسیدن تروریستها درتمامی نقاط برای حمله به متحدان ما و خاک آمریکا خواهدشد.
کاخسفید و حامیان آن که در معرضاین خطرات قراردارند، معتقدند آمریکا هیچ گزینهای جز این ندارد که تازمان شکلگیری دمکراسی در عراق در این کشور باقیبمانند، پروژهای که به گفته خود آنها یک نسل به طولخواهد انجامید.
خط مشیهای بیمعنی
چهار سال پس از تهاجم آمریکا به عراق، هیچ کدام ازاین خطمشیها معنی چندانی ندارد ،حمایت سیاسی ازجنگ کاهش یافته، آمریکاییها خواستار بازگشتنیروهای خود به خانه هستند، ولی آنها این مساله را نیزمیدانند که این اتفاق به زودی رخ نخواهد داد و هر زمانیکه آمریکا از عراق خارج شود، این کشور میتواند بسیارآشفته تر و خشونت آمیز تر شود.
آنها این مساله را آموختهاند که در خاورمیانه هیچکنترلی بر وقایعی که ممکن است رخ بدهد ندارند ودیدگاه شما نسبت به جنگ یا چگونگی شکل گیری آنهرچه که باشد، وقایع، احتمالا آنگونه که انتظار میرود رخ نخواهد داد.
در حالی که کاخ سفید و کنگره بر سر جدولهای زمانیو معیارها، برآوردهای اطلاعاتی و گزارشها بحث میکنند،سؤال واقعی که وجود دارد همان سؤالی است که هیچکدم از طرفین به خوبی به آن پاسخ نمیدهند، یعنی ماچگونه از عراق خارج شویم که خطرات را به حداقلبرساند و کارهای ممکن را به نحو احسن انجام دهد؟
بهترین مغزهای استراتژیک در دو حزب جمهوریخواه و دمکرات، ماهها است که اعلام کردهاند پاسخ به این سؤال این است که راه خروج خود از عراق را درهم و برهمکنیم، زیانهای خود را با دقت کاهش دهیم و سعی کنیمآنچه را که میتوانیم در این ماموریت نجات دهیم.
حتی در بهترین شرایط نیز عقب نشینی آمریکا از عراقباعث وارد شدن لطمه به شهرت آمریکا خواهد شد. البته این رسوایی منافعی را نیز به همراه خواهد داشت،در صورتی که آمریکا به صورتی خردمندانه از عراق خارجشود، میتواند توانایی خود برای پیشبرد منافعش وجلوگیری از تجاوزات فراتر از عراق را مجددا به دستآورد.
آنچه ما به آن نیاز داریم یک شعار سیاسی نیست،بلکه یک سیاست چند جانبه است. بنابر این طرح، ما باید به دولت عراق صریحا اعلام کنیمکه قصد داریم از عراق عقب نشینی و از اواسط سال 2008نیز عقب نشینی منظم خود از این کشور را آغاز کنیم ونیمی از نیروها را به خانه باز گردانیم.
حدود 50 تا 100 هزار تن از نیروهای آمریکایی درعراق باقی خواهند ماند تا از حیاتیترین منافع آمریکا، یعنی عدم ارائه پناهگاه به القاعده و جلوگیری از گسترشجنگ داخلی تقریبا اجتناب ناپذیر عراق به کشورهایهمسایه دفاع کنند، البته کاهش حضور نظامی آمریکا درعراق باید با افزایش فعالیتهای دیپلماسی آمریکا درمنطقه همراه باشد.
خروج آهسته از عراق چندان امید بخش نیست و نهجرج بوش را راضی خواهد کرد، نه رقیبان او را. این وضعیت احتمالا بسیار شبیه به همان وضعیتآشفتهای است که نیروهای آمریکایی هماکنون دارند، حال آن که عقب نشینی مسئولانه، باعث به حداقلرسیدن تلفات آمریکا و خروج آمریکا از وضعیت سیاسیمیشود که هم اکنون در داخل کشور درگیر آن شدهاست.
در جهانی که مملو از گزینههای بد است، عقب نشینیچند مرحله ای بهترین گزینه موجود است.
بحثهای سیاسی در مورد عراق دیگر مفید نیست، در هفتههای اخیر در مجلس سنا، دمکراتها خود را برایتشکیل جلسه شبانه در مورد قطعنامه دیگری که محکومبه شکست بود آماده میکردند.
لایحه دمکراتها
لایحه <کارل لوین> و <جان رید> خواستار آن بود که دولت طی 120 روز عقبنشینی از عراق را آغاز کند و تنها تعداد بیان نشدهای ازنیروها را در عراق باقی بگذارد تا با تروریستها مبارزه واز سفارت آمریکا در بغداد محافظت کنند.
ممکن بود بسیاری از جمهوریخواهان، اگر احساسنمیکردند که دمکراتها تمام شب بیدار ماندهاند تا به ضرر بوش برای خود امتیاز کسب کنند بهصورت خصوصی از آن حمایت میکردند، ولی حتی درصورتی که این لایحه به تصویب میرسید نیز کارشناسان لجستیک ارتش میگفتند که به بیش از 120 روز برایبازگرداندن نیمی از نیروها از عراق، زمان احتیاج دارند.
واقعیت این است که خروج سریع از عراق بسیار دشواراست. شوروی برای خروج 120 هزار نیروی خود ازافغانستان 9 ماه زمان صرف کرد. هرچند آنها تنها میخواستند به کشور خود که درهمسایگی افغانستان بود بازگردند، ولی در این راه، بیش از500 نیروی خود را از دست دادند.
به گفته مقامات پنتاگون، خارج کردن 10 گردانجنگی (نزدیک به 30 هزار نیرو به همراه تجهیزات ونیروهای پشتیبانی آنها) دستکم 10 ماه به طول میانجامد، البته این تنها بخشی از تصویر است، زیرا غیرنظامیانی نیز وجود دارند که احتمالا میخواهند با آغازعقب نشینی نیروهای آمریکایی از این کشور خارجشوند.
در میان آنها حدود 50 هزار پیمانکار آمریکایی ودهها هزار عراقی وجود دارد که ممکن است وقتی بخواهیماز عراق خارج شویم، به محافظت احتیاج داشتهباشند.
مقامات نظامی آمریکا اخیرا به کنگره اعلام کردهاند45 هزار خودروی جنگی-زمینی (بخش قابل ملاحظه ایاز کل تانکها، بالگردها، نفر برهای زرهی، و کامیونها) هم اکنون در عراق است که در 15 پایگاه، 38 انبارتجهیزات، 18 مرکز تامین سوخت و 10 انبار مهماتپراکنده شدهاند.
این تجهیزات یا باید نابود و یا به آمریکا بازگرداندهشوند تا در دست گروههای مخالف قرار نگیرند. اما مقامات آمریکایی تلاش میکنند تا حد ممکنتمامی تجهیزات را از عراق خارج کنند.
<ویلیام پاگونیس>که در دوران جنگ خلیج فارس درسال 1991 فرمانده لجستیک ارتش آمریکا بود و ارسالتجهیزات به عربستان و در نهایت خروج از آن رافرماندهی کرده بود به مانع دیگری اشاره میکند که اکثرابه آن توجهی نمیکنند.
خطرات امنیتی
به گفته وی بازرسان کشاورزی آمریکا تاکید دارند کهپیش از آنکه این تجهیزات وارد آمریکا گردد، تجهیزاتنظامی باید عاری از هرگونه میکروب میکروسکپیباشند.
به محض آنکه آمریکا تصمیم به عقب نشینی گیرد، خطرات امنیتی علیه نیروهایی که قصد خروج از میدان نبردرا دارند افزایش خواهد یافت و هر اندازه این عقب نشینیسریع تر صورت گیرد خطرها بیشتر خواهد شد.
به گفته پاگونیس، نیروهایی که در حال خروج هستند تمرکز خود را از دست میدهند و به اهدافی آسان تبدیل میشوند، زیرا شبه نظامیان داخلی معمولا برای اثباتجرات خود اقدام به تیراندازی به نیروهایی میکنند که درحال عقب نشینی هستند.
"باری مک کافری "ژنرال بازنشسته ارتش آمریکا کهاز عقبنشینی جزئی از عراق حمایت کرده،میگوید پس ازآنکه بسیاری از تجهیزات را نابود کردیم یا آن را در اختیارعراقیها قرار دادیم، نیروهایی که به سمت سواحل درحرکت هستند تا از کشور خارج شوند مورد تیراندازی قرارخواهند گرفت.
خروج تدریجی از عراق مسیر عاقلانهای نیست، بلکهتنها مسیر باقی مانده است.
هرچند کاهش حضور نظامی نیروهای آمریکایی درعراق باعث کاهش تلفات آن خواهد شد، ولی واقعیتتکاندهندهای که وجود دارد این است که با کاهش تلفاتنیروهای آمریکایی، تلفات در میان عراقیها قطعا افزایشخواهد یافت.
پیش بینی دقیق میزان تلفات ممکن نیست ولی اکثرناظران معتقدند در صورت خروج نیروهای آمریکایی،تلفات در میان عراقیها که هم اکنون بیش از یک هزار نفردر ماه است شدیدا افزایش خواهد یافت.
هرچند ممکن است عراق به رواندایی دیگر تبدیلنشود که در آن طی شش ماه بیش از نیم میلیون نفر در سال1994 به قتل رسیدند، ولی احتمالا همانند یوگسلاویسابق خواهد شد که از سال 1992 تا 1995 حدود 250هزار نفر جان خود را از دست دادند.
شورشیان سنی و برخی از عناصر حکومت سابق صدامحسین نیز با سلاح اصلی خود یعنی خودروهایبمب گذاری شده اقدام به حمله علیه بازارها، زیارتگاهها وایستگاههای پلیس شیعیان میکنند.
یکی از نتایج طرح افزایش نیروی آمریکا این بوده کهآمریکا مسئولیت بیشتری را بر عهده قبایل سنیقرار داده و به آنها تسلیحات نیز داده است. البته تا زمانی که آمریکاییها در عراق حضور دارنداین خطر قابل مدیریت است ولی در صورت خروج آنها،طرح کنونی آمریکا شبیه به آتش زدن در جنگلی خشکخواهد بود.
این درحالی است که خطر موجود تنها خطر کشتارهایفرقه ای نخواهد بود. یکی از دیپلماتهای ارشد عربی میگوید نگرانیاصلی ما این است که اگر آمریکا اعلام کند قصد خروجکامل از عراق را دارد این مساله ممکن است باعث تشویقبرخی از عناصر در تمامی گروههای سیاسی گردد که حالخواهند توانست برنامههای خود را پیش ببرند.
در این میان برخی از کارشناسان معتقدند عراقیهاپس از مدت کوتاهی خشونت و انفجار بار دیگر کنترلکشور خود را به دست خواهند گرفت و به همین علت فکرمیکنند بهتر است آمریکا تاریخ دقیقی را برای عقبنشینی خود از عراق اعلام کند تا عراقیها را مجبور کندپیش از آغاز عقب نشینی با یکدیگر در مورد کنترل عراقبه توافق برسند.
بدترین سناریو
بدترین سناریوی ممکن در مورد عراق جنگی داخلیاست که به یک درگیری منطقهای تبدیل شود. کشورهای سنی منطقه مانند عربستان، اردن و سوریهاقدام به ارسال کمکهای مالی و تسلیحاتی به سنیهای عراقخواهند کرد تا به مقابله با شیعیان بپردازند.
<جان آلترمن> مدیر بخش خاورمیانه مرکز مطالعاتاستراتژیک و بینالملل میگوید؛ مساله ای که ما در دیگرکشورها شاهد آن بوده ایم، حال چه در ایرلند یا فلسطین،این است که تا زمانی که دیگران در خارج از یک کشوراقدام به کمکهای مالی میکنند، ما شاهد نمایندگانی ازآنها در داخل کشور خواهیم بود که کشتار را انجاممیدهند.