تاریخ انتشار : ۲۲ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۸:۱۶  ، 
کد خبر : ۷۷۵۷۰

ادبیات گفتمانی جریان اصولگرا

اشاره: در ارزیابی دلایل توفیق و کامیابی جریان اصولگرا که در قالب جنبش اصولگرایی طی سال‌های اخیر در عرصه سیاسی کشور ظاهر گشته به مواردی متعدد می‌توان اشاره داشت. جریانی که با وجود سابقه تاریخی و ذهنی و زمینه‌های قدرتمند اجتماعی و مردم‌گرایی سال‌های دهه هشتاد را به مقطعی نوین و برشی اثر گذار در ادوار انقلاب اسلامی مبدل ساخته است. علاوه بر نفوذ و گسترش افکار و ایده‌ها منتسب به جریان اصولگرایی در میان توده‌ها و نخبگان جامعه که در حقیقت این افکار و اندیشه‌ها را ناشی از اعتقادات دین و هنجارهای ملی و تاریخی این مرز و بوم تلقی می‌کنند باید به رویه‌هایی چون مشی سیاسی جریان اصولگرا در حوزه‌های قدرت، اولویت‌های اقتصادی رویکردی گفتمانی، سوابق فعالیت سیاسی و اجتماعی و شخصیت‌های مقبول و مردمی اشاره داشت.

1ـ جریان اصولگرا نه تنها در سوابق و خطرات ثبت شده در تاریخ انقلاب بلکه در طول 5 سال گذشته نیز در عمل اثبات کرده با حضور در سنگرهای قدرت و مناصب اجرایی و تصمیم‌گیری هرگز دچار تندروی و افراط و تفریط نمی‌شود و از جنجال و منازعات سیاسی فاصله معناداری می‌گیرد. بهترین و عینی‌ترین مثال در این خصوص نحوه عملکرد مجلس هفتم شورای اسلامی است که از سال 1383 تاکنون هر ناظری را به اذعان نسبت به این حقیقت واداشته که مجلس هفتم تمام هم و غم خود را مصروف کار و تلاش کرده و هرگز در گیرودار رقابت‌های جناحی و سیاسی و جنجال‌های مطبوعاتی و رسانه‌ای و سوژه‌سازی‌های تنش‌آفرین قرار نگرفته و همین یک روند قابل ارج و حتی بی‌سابقه است. یعنی همین که نمایندگان همت و اراده کرده‌اند به بازی‌های سیاسی و رسانه‌ای ورود پیدا نکنند. مقایسه عملکرد مجلس هفتم با عملکرد برخی از نمایندگان منتسب به جریان دوم خرداد در مجلس ششم مویدی بر این مدعاست. در عرصه شوراهای اسلامی شهر و روستا نیز این واقعیت به عینه ثابت شده است.
شوراهای شهر و روستا که بخشی مغفول در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران بودند پس از روی کار آمدن دولت آقای خاتمی و جریان طرفدار وی موسوم به جریان اصلاح‌طلب با تبلیغات و مقدمه‌چینی‌های فراوان احیا شدند. طبیعی بود در فضای سیاسی و اجتماعی سال‌های 76 و 77 همان جریان در سراسر کشور در این نهاد اکثریت فراگیری داشته باشند اما در عمل شاهد بودیم شوراها بویژه در شهرهای بزرگ به محملی برای رقابت‌ها و نزاع‌های سیاست همان جریان تبدیل شد و از جمله در تهران و برخی از مناطق دیگر شوراهای اول قبل از اتمام مدت زمانی دوره با انحلال مواجه شدند!! در مقابل عملکرد جریان اصولگرا در شوراهای دوم شهر و روستا در تاریخ انقلاب به یک تجربه به یاد‌ماندنی و انکارناپذیر مبدل شد و در تهران به واسطه عملکرد شورای اسلامی شهر و گزینه منتخب آن برای تصدی شهرداری پایتخت در مدت زمانی کمتر از 3 سال چنان مقبول افکار عمومی سراسر کشور افتاد که شهردار تهران رئیس‌جمهور ایران شد!
2ـ بدون شک وابستگی اقتصادی، فاصله طبقاتی، فقر و اقتصاد بی‌ثبات و وابسته به نفت در زمره مظاهر میراث رژیم پهلوی و استبداد شاهنشاهی بود که نظام نو‌‌پای اسلامی باید تبعات و پیامدهای آن را متحمل می‌شد. این پیامدها و آسیب‌های وارده بر اقتصاد ملی هنگامی وضعیت نگران‌کننده‌ای پیدا کرد که جنگ تحمیلی آغاز شد و هزینه‌های بسیاری را بر دوش ملت و حاکمیت گذاشت. پس از پایان جنگ در سال 68 با اینکه دولت سازندگی تمام تلاش خود را مصروف بازسازی خرابی‌های بیش از انقلاب و جبران عقب‌ماندگی‌های اقتصادی نمود و درآمدهای ملی را در جبران تلفات 8 سال جنگ هزینه کرد اما کماکان مشکلات اقتصادی و معیشتی در دهه هفتاد و نیز پس از آن طی سال‌های اخیر باقیمانده و اساسا زمان بیشتری می‌خواهد تا رفاه اقتصادی و عدالت اجتماعی و معیشتی برای درصد قابل قبولی از طبقات و توده‌های اجتماعی محقق شود یا توجه به چنین واقعیاتی بنا به شرایط خاص سال‌های میانی دهه هفتاد و تداعی این باور نزد مردم که با فلان اندیشه و جریان سیاسی می‌توان گره‌های اقتصادی را گشود و عدالت اقتصادی را در جامعه بسط داد و دوم خرداد 1376 جریان سیاسی اصلاح‌طلبان که هنوز هم مشخص نکرده‌اند در طلب اصلاح چه چیزی بوده‌اند؟ و... به پیروزی رسید.
این جریان با یک اشتباه فاحش در تحلیل واقعیات سیاسی و اجتماعی ایران و عدم درک مطالبات مردم و اولویت‌های کشور تمام توان تبلیغاتی، رسانه‌ای و اثرگذاری خود را در این مسئله متمرکز نمود که باید توسعه سیاسی، جامعه مدنی، آزادی‌های اجتماعی و... در کشور دنبال شود و انقلاب و نسل‌های فعلی بیش از هر چیزی نیازمند تساهل و تسامح در حوزه اندیشه و قلم و مواردی از این دست می‌باشند... این جریان توانست در مقطعی کوتاه با مظلوم‌نمایی و جنجال‌های تبلیغاتی، طیف‌هایی از اجتماع را همراه خود سازد و البته از حضور و همراهی آنها نهایت بهره‌برداری هم بنماید هر چند در کمترین زمان قابل تصور با عدول و عدم همراهی آنان مواجه شد و در سه گام و سه انتخاب، شکست و انزوای معناداری را متحمل شد. این شکست به این دلیل بود که رقیب اصلی و قدرتمند این جریان با درکی صحیح و شناختی عالمانه از مشکلات اقتصادی مردم نیز سخن گفت و وعده داد تمام توان خود را صرف حل و فصل معضل اقتصاد ملی (در زمینه‌های گرانی و تورم، وابستگی به درآمدهای نفت، اقتصاد مسکن و خانواده، برپایی عدالت اجتماعی و تحقق اصل 44 قانون اساسی و...) خواهد کرد. توجه به مسائل و دردهای جامعه و مردم یکی از دیگر دلایل توفیق و گرایش روزافزون جامعه به جناح اصولگرا بوده و هست.
3ـ رویکرد غالب جناح اصولگرا در پیگیری دغدغه‌های جامعه و آرمان‌های انقلاب اسلامی در چارچوب گفتمان عدالت و عدالتخواهی ظهور و نمود داشته است. مقوله عدالت از مبحث کلیدی و زیر بنایی در تاریخ اندیشه بشری بوده چرا که بشر همواره به تجربه برایش ثابت شده که عدالت می‌تواند به سعادت نایل آید، آرامش خاطر پیدا کند و بتواند با سهولت بیشتری در مسیر ترقی و پیشرفت فردی و جمعی حرکت نماید. از این رو هر حکومتی واقعا برای گسترش عدالت تلاش کند به مراتب بالایی از مشروعیت و مقبولیت عمومی دست خواهد یافت. از طرفی باید توجه داشت توفیق حاکمیت در بسط عدالت با کارآمدی برابری خواهد کرد. گفتمان عدالت که از سوی رهبر معظم انقلاب و دلسوزان نظام طی سال‌های اخیر بر آن تاکید شده با در نظر گرفتن مبانی فکر اسلامی و تجربه عملی ربع قرن انقلاب اسلامی، یکتا طریق کارآمد سازی حکومت و منطقی‌ترین پاسخ به دغدغه کارامدی نظام و برآورده شدن مطالبات جامعه می‌باشد گفتمانی که پایه حرکت نهضت انقلابی ملت مسلمان ایران به رهبری امام خمینی(ره) نیز بوده است...
4ـ هر چند طیف‌های بسیار متنوعی در مجموعه کلان اصولگرایی از دهه‌های پیش تا کنون وجود داشته اما یک خطر فکری ثابت و پررنگ در این مجموعه طی سال‌های گذشته تا کنون خودنمایی کرده است. شخصیت‌های سیاسی و اجتماعی این جریان هم عموما افرادی مذهبی و مردم‌گرا بوده‌اند که در میان جامعه با مردم تعاملات مستقیم داشته‌اند لذا در ذهن افکار عمومی این معنا تداعی می‌شود که جریان اصولگرا متشکل از افرادی مبارز، انقلابی، مردمی و مخلص است که هدفی جز خدمت به خلق و تحقق عزب و اقتدار مای ندارند. دستاوردهای جریان اصولگرایی در این مدت به صورت طولانی مقولاتی چون استقرار حکومت دینی، کسب استقلال، روحیه خودباوری و اعتماد به نفس ملی، گسترش فرهنگ عدالت‌طلبی، ارتقای فضای سیاسی کشور، مقابله با مظاهر روحیه خودباوری و اعتماد به نفس ملی، گسترش فرهنگ عدالت‌طلبی، ارتقای فضای سیاسی کشور، مقابله با مظاهر فساد در تمام زمینه‌های اقتصادی و اجتماعی ساده‌زیستی مسئولان و... نمد یافته است.
5ـ جنبش اصولگرایی برای حفظ این خط فکری پر قدرت در حال و آینده برای جوانان عزیز که آینده‌سازان انقلاب و کشور می‌باشند رسالت‌های چندی را ملحوظ نظر دارد که ذیلا به آن اشاره می‌شود.
الف‌ـ پی‌بردن به جایگاه و شان خویش در مجموعه نظام هستی و تلاش برای حفظ این جایگاه مهمترین تکلیفی است که جوان متدین و متعهد باید به آن توجه نموده و در جهت آن حرکت نماید. جوانان وقتی به مقام بلند خود پی ببرد آنگاه حاضر نخواهند بود این مقام را با امتیازات و مظاهر دنیای معاوضه نمایند. پس گام اول برای اصولگرایی خودشناسی و تزکیه نفس است.
ب‌ـ تلاش برای پی ‌بردن به استعدادها و توانایی‌های خدادادی رسالت دیگری است که هر جوان باید آن را احساس و در مسیر تحقق آن گام بردارد. شناخت توانایی‌ها و استعدادها، ضریب توفیق جوانان در نیل به مقاصد مطلوبشان را افزایش داده و از هدر رفتن فرصت‌ها، امکانات و منابع متعدد جلوگیری خواهد کرد. عدم شناخت استعدادها و توانایی‌ها جوانان را به سوی تکرار تجارب تلخ و بطاعت عمر و سرمایه سوق خواهد داد.
ج‌ـ تقویت بنیان‌های عقیدتی و ایمانی رسالت دیگری است که هر جوان عاقبت اندیش و آخرت‌طلبی باید بدان احساس تعهد و تکلیف نماید. ضرورت پرداختن و توجه به این تکلیف مهم در شرایط امروز که هجوم فرهنگی در دستور کار دشمنان قرار دارد تا بتوانند نسل آینده را سهل انگار نسبت به تکالیف دین و بی‌تفاوت نسبت به باورهای مذهبی نمایند از حساسیت و اهمیت مضاعف برخوردار است. حفظ تحکیم بنیان‌های اعتقادی مشروط به تحقق شروط متعددی است اما اهم آن اراده و باور خود جوانان است که به این یقین قلبی برسند که مبانی دینی و باورهای اصولی و عقیدتی و زندگی مذهبی می‌تواند نشاط بخش و امید آفرین زندگی آنان باشد.
دـ کسب آمادگی همه جانبه برای دفاع از انقلاب در جوانب و جبهه‌های مختلف رسالت دیگری است که از جوانان آینده‌ساز و اصولگرایان آینده انتظار می‌رود. تامین این آمادگی در ابعاد علمی، عقیدتی و نظامی، ضرورت مسلم شرایط امروزی حاکم بر رفتار قدرت‌ها در عرصه بین‌المللی است و قصور در این امر جبران ناپذیر خواهد بود. لازمه حضور به موقع در جبهه‌های مورد نیاز انقلاب نیازمند کسب بصیرت سیاسی است که جوانان باید بدان مجهز گردند تا در تشخیص اهم و مهم دچار اشتباه یا تاخیر نشده امتیاز واکنش از موضع برتر و بالاتر را برای خود انقلاب محفوظ دارند.
محکمات اندیشه‌ای و عناصر کلیدی جنبش اصولگرایی و خط فکری اصولگرا از ابتدای انقلاب تا کنون که منطبق بر ادبیات گفتمانی امام امت نیز بوده در موارد ذیل قابل احصاء است:
1ـ حفظ نظام جمهوری اسلامی چرا که به تعبیر امام راحل عظیم‌الشان اگر خدایی نخواسته این جمهوری اسلامی شکست بخورد شکست برای همه مسلمین در همه اعصار است. بنابراین حفظ نظام جمهوری اسلامی از اوجب واجبات است.
2ـ ولایت فقیه، گرانیگاه اصلی در حکومت اسلامی است و اطاعت از رهبری و حمایت از ولی امر از محکمات خط فکری انقلابی و اصولگرایانه است و در حقیقت همین اصل نورانی قانون اساسی جمهوری اسلامی است که اسلامی نظام سیاسی ـ اجتماعی را در کشور ما تضمین می‌کند.
3ـ حفظ وحدت، رمز پیروزی و بقای انقلاب و کشور است و باید با حفظ همبستگی و اتحاد ملی برای رشد و تعالی مادی و معنوی کشور در تمام زمینه‌ها تلاش کرد.
4ـ دفاع از محرومان یکی دیگر از عناصر کلیدی است. همچنان که امام خمینی(ره)، مستضعفان و زاغه‌نشینان را ولی نعمتان انقلاب دانستند در جریان اصولگرا نیز دفاع از محرومان و نیازمندان یک ترجیح اعتقادی و اجتماعی است از این رو از دیر باز شخصیت‌های شاخص این جناح در تشکیل نهادهایی چون جهاد سازندگی، کمیته امداد، بنیاد مسکن و... در خط مقدم قرار داشته و دارند.
5ـ تمایز بین اسلام آمریکایی و اسلام ناب محمدی به منزله مرز تشخیص خودی و غیر خودی در تاریخ انقلاب یک اصل راهبردی بوده است. مشخصات اسلام ناب محمدی(ص) از نگاه امام خمینی(ره) عبارت است از: اسلام راستین، اسلام پابرهنگان زمین، اسلام مستضعفین و رنج دیدگان، اسلام عارفان مبارزه‌جو و پاک طینتان عارف و اسلام پرخاشگر بر ستمگران.
6ـ استکبار ستیزی بی‌تردید از برجسته‌ترین محکمات در اندیشه و رفتار حضرت امام خمینی بوده که در جنبش اصولگرایی نیز از منزلت ویژه‌ای برخوردار است چرا که اساسا از بزرگ‌ترین مشخصه‌های انقلاب اسلامی ضد استکباری بودن آن است.
7ـ مردم از بنیادی‌‌ترین واژه‌ها و مفاهیم در جریان اصولگرا بوده خدمت به مردم و سرنوشت‌ساز بودن رای مردم دو فراز مهم در خصوص جایگاه و منزلت مردم می‌باشد.
8ـ شانیت و مقام روحانیت و حوزه‌های علمیه تاکید ویژه‌ای شده است. اما امت نیز روحانیت را "پدر ملت" و خواسته‌های آنها را "عمل به قوانین اسلام" می‌دانستند.
9ـ تفکر و فرهنگ بسیجی نیز مشی عملی و عملیاتی جناح ارزشی و اصولگراست که خواهان سپردن امور به اهل جبهه و جهاد و تقوا بوده و فرهنگ بسیجی را یگانه رمز اقتدار، عزت و پیشرفت ایران اسلامی می‌داند چرا که در این فرهنگ اخلاص و عمل به تکلیف حرف اول را می‌زند و یک فرمول ساده و بسیط اما متعالی و آرمانی ارائه می‌دهد که در آن بایستی احکام شریعت و صیانت از انقلاب را اصل و اساس قرار داد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات