دکتر صبری انوشه
تزیپی لیونی، وزیر امور خارجه رژیم صهیونیستی پس از دیدارش با رئیسجمهوری مصر در یک کنفرانس مطبوعاتی مشترک با ابوالغیظ همتای مصری خود متعهد شد، به کنترل حماس بر نوار غزه پایان دهد و اضافه کرد که مشکل اسرائیل کنترل حماس بر غزه است و این مساله باید متوقف شود. شورای عالی سیاسی و امنیتی اسرائیل متشکل از وزیران کلیدی کابینه و فرماندهان ارشد نظامی و امنیتی این رژیم پس از شنیدن نتایج گفتوگوهای وزیر خارجه خود، دستور عمل گسترده علیه غزه را داد و جنگ غیرعادلانه علیه یک ملت بیسلاح اما مقاوم آغاز شد. رسانههای منطقهای و بینالمللی، نقش اعراب بویژه مصر و سکوت آنان را مورد تجزیه و تحلیل قرار دادهاند. مقالهای در پیش روست درصدد است ریشهیابی و تفکیک مواضع مصر در قبال حماس و قضیه غزه و به طور اجمالی مناسبات مصر و حماس را در سه سال اخیر مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد تا به علل مواضع و رفتار سیاسی مصر در قبال نوار غزه و حماس دست یابد.
1 ـ ملت مصر و فلسطین شبکهای از روابط سنتی در ابعاد تاریخی، قومی، فرهنگی و مذهبی دارند و تحولات فلسطین و رفتار وحشیانه رژیم صهیونیستی به طور مستمر روی افکار عمومی ملت مسلمان مصر تاثیرگذار بوده است.
2 ـ دولت و ملت مصر به خوبی و جدیت خطرات و تهدیدات رژیم صهیونیستی و آنچه در فلسطین اشغالی رخ میدهد را در میکنند و زیرا روند تحولات فلسطین ارتباط مستقیم و غیر مستقیم به امنیت ملی مصر دارد.
3 ـ مصر در ابتدای تاسیس دولت صهیونیستی و طی شش دهه اخیر در تحولات و فرآیند مساله فلسطین حضور موثری داشته و همواره تحت تاثیر بر آیند منازعه اعراب و صهیونیستها بوده است. هسته اولیه افسران آزاد مصری به رهبری جمال عبدالناصر که رژیم سلطنتی و فاسد فاروق را در 23 ژوئیه 1952 سرنگون ساختند در جبهههای نبرد ارتش مصر علیه رژیم صهیونیستی در اولین نبرد ارتش عربی صهیونیستی در سال 1948 تشکیل یافت.
4 ـ ارتش مصر در جنگهای 1948، 1956، 1967، و 1972 علیه رژیم صهیونیستی نقش اول را داشته و از خود رشادتها و مجاهدتها نشان داده و در این جنگها بیش از یکصد هزار نفر از بهترین جوانان خود را فدای قضیه فلسطین کرد. این شاهد تاریخی به خوبی صحت این مقوله را که اعراب بدون مصر نمیتوانند با رژیم صهیونیستی بجنگند و بدون سوریه نمیتوانند به صلح برسند، ثابت میکند.
5 ـ مواضع مصر در مقابله قضیه فلسطین همواره برای قاهره الزامات و هزینههای گوناگونی داشته و این بایستهها روی روند تحولات مصر و پیشرفت و توسعه آن تاثیرات بسزایی داشته است. قضیه فلسطین برای مصر هزینههای سیاسی نظامی، امنیتی و اقتصادی داشته و روند توسعه و پیشرفت علمی و اقتصادی آن تحت تاثیر این هزینهها بوده است.
6 ـ با وجود گذشت سه دهه از انعقاد قرارداد کمپ دیوید و حضور 10 سفیر رژیم صهیونیستی در قاهره، ملت مصر روند عادیسازی را با این رژیم نپذیرفته و در منظومه و دکترین ارتش مصر هنوز اسرائیل دشمن اول منطقهای کشورشان است. دستگاه اطلاعاتی و امنیتی مصر سالانه هزینههای زیادی جهت کشف شبکههای جاسوسی و توطئه رژیم صهیونیستی میپردازد.
7 ـ دولت و ملت مصر به خوبی میدانند که رژیم صهیونیستی نقش کلیدی در کاهش و تنزل جایگاه سنتی و منطقهای خود دارد. قاهره از تلاشهای لابیهای صهیونیستی در کاخ سفید جهت ایجاد تنش در مناسبات آمریکا و مصر آگاه است.
دیدگاه مصر درباره قضیه فلسطین
عوامل زیر روی دیدگاه، مواضع و رفتار سیاسی قاهره در قبال تحولات فلسطین تاثیرگذار است:
1 ـ در هم تنیدگی عوامل ژئوپلتیکی ـ ژئواستراتژیکی در سرزمین مصر و فلسطین
2 ـ ارتباط تاریخی، جغرافیایی، قومی و مذهبی میان دو ملت مصر و فلسطین.
3 ـ افکار عمومی ملت مصر نسبت به قضیه فلسطین حساس و تحت تاثیر عوامل ملی، دینی و عاطفی بوده است.
4 ـ قضیه فلسطین با امنیت ملی مصر در سطوح مختلف ارتباط مستقیمی دارد.
5 ـ اشغال فلسطین توسط رژیم صهیونیستی، منابع تهدید را برای امنیت مصر افزون کرده است.
از پایههای ثابت سیاست خارجی مصر بوده و جزو امنیت ملی آن محسوب میشود.
درک نقش سنتی و سیاسی مصر
مصر به خاطر ظرفیتها و توانهای جمعیتی، مادی و رهبری در جهان عرب با تاسیس اتحادیه عرب
در قاهره در سال 1945 نقش کلیدی در قضیه فلسطین پیدا کرد و ملت و ارتش آن در همه جنگها هزینههای زیادی پرداختند. مصر نقش مهمی در تربیت و آموزش جوانان فلسطینی داشته و حامی نخست تاسیس سازمان آزادیبخش فلسطین بوده است. نقش تاریخی مصر در مساله فلسطین تحت تاثیر عوامل مختلف شکل گرفته و در مراحل مختلف روی رهبری، تشکیلات سیاسی، چریکی و ایدئولوژیک گروهها و سازمانهای فلسطینی تاثیرگذار بوده است ولی با امضای قرارداد کمپ دیوید، این نقش به شدت آسیب دید. مصر همواره طی شش دهه مرجع و داور مشکلات و بحرانهای فلسطینی ـ فلسطینی، فلسطینی ـ اعراب و فلسطینی ـ اسرائیلی بوده است. در سپتامبر سیاه 1970 ناصر، فلسطینیها را از قتلعام شاه حسین نجات داد و در درگیرهای میان گروههای فلسطینی، قاهره همواره مرجع و میانجی بوده است ولی تعهدات کمپ دیوید و برقراری مناسبات میان مصر و رژیم صهیونیستی نقش مصر در قضیه فلسطین را گرفتار مشکلات و معضلاتی کرد و هنوز اسیر تعهدات کمپ دیوید است.
روند سازش
انعقاد قرارداد کمپ دیوید نقطه آغاز روند سازش اعراب با رژیم صهیونیستی بوده و اعراب طرحهای مختلفی جهت صلح با اسرائیل ارائه دادند. در اجلاس هفدهم سران عرب در مارس 2005 در شهر الجزیره پایتخت الجزایر، سران عرب بار دیگر با طرح ملک عبدالله، پادشاه عربستان سعودی که در اجلاس بیروت 2002 تصویب شد، تأکید کردند. مصریها با طرح اردن مبنی بر حذف حق بازگشت آوارگان فلسطینی به سرزمین خود با تلاشهای دیپلماتیک مقابله و طرح ملکعبدالله را در اجلاسهای بعدی مطرح کردند. مصر جهت کاهش تنش میان فلسطینیها و صهیونیستها ساطت کرد. این تلاش در نهایت به نتیجه رسید و گروههای فلسطینی ـ 12 گروه از جمله حماس ـ با حضور محمود عباس رئیس دولت خودگردان و احمد قریع نخست وزیرش در اجلاس قاهره در 15 مارس 2005، موافقت کردند که تا پایان سال 2005 جهت کاهش تنش و بازسازی شهرهای فلسطینی با رژیم صهیونیستی تعاملی مبتنی بر آرامسازی داشته باشند.
مصر و عقبنشینی صهیونیستها از غزه
شارون، نخستوزیر سابق رژیم صهیونیستی تحت تاثیر گستره جنبش مقاومت اسلامی، افزایش هزینههای امنیتی بر اقتصاد بحران زده این رژیم و فشارهای بینالمللی و منطقهای به خاطر رفتار وحشیانه علیه فلسطینیها، طرح خروج از غزه را پس از هماهنگی با دیگر احزاب صهیونیستی مطرح و مصر را از جزئیات طرح آگاه ساخت. مصریها جهت اجرایی شدن طرح شارون اقدامات زیر را انجام دادند:
1 ـ مذاکره مصریها با رژیم صهیونیستی و گروههای فلسطینی جهت تسهیل عقبنشینی اسرائیل از نوار غزه.
2 ـ قاهره تقبل کرد که 49 افسر از پلیس دولت خودگردان فلسطینی را جهت تامین امنیت غزه آموزش دهد.
3 ـ مذاکره میان مصر و اسرائیل جهت تامین مرزهای مصر و غزه
4 ـ رژیم صهیونیستی با اعزام 750 نظامی از سوی مصر جهت تامین مرزها با غزه موافقت کرد. در گذشته مصر براساس تعهدات قرارداد کمپ دیوید حق اعزام نیروی نظامی به مرزهای خود با فلسطین اشغالی را نداشت.
5 ـ مصر و رژیم صهیونیستی به توافق رسیدند که گذرگاه رفح جهت عبور فلسطینیها باز و کنترل آن تحت نظارت نمایندگان اتحادیه اروپا، هماهنگی مصر و اسرائیل و اداره آن توسط دولت خودگردان فلسطینی باشد.
اهداف رژیم صهیونیستی در همکاری با قاهره در نوار غزه
1 ـ جذب حمایت مصر: جهت تامین امنیت مرزها با غزه.
2 ـ جذب همکاری مصر در تامین امنیت شهرها و شهرکهای صهیونیستی حومه غزه.
3 ـ کاهش هزینههای سیاسی، امنیت و اقتصادی و قرار دادن بخشی از این هزینه بر دوش اقتصاد فقیر مصر.
4 ـ مصر با پذیرش همکاری به صهیونیستها در کنترل نوار غزه به دام این رژیم افتاد، زیرا جایگاه سنتی مصر در قضیه فلسطین و خاورمیانه از مرتبت پیشگامی به جایگاه معاونت و شریک کوچکتر اسرائیل تنزل کرد.
اهداف مصر در همکاری با رژیم صهیونیستی در غزه
1 ـ تلاش قاهره جهت جلوگیری از تنزل جایگاه منطقهای بویژه پس از حادثه 11 سپتامبر 2001 و خنثی سازی تلاشهای لابیهای صهیونیستی جهت کاهش جایگاه مصر در استراتژی منطقهای آمریکا.
2 ـ تلاش مصر جهت عادی سازی روابط با رژیم اسرائیل و کاهش تنش در جنایات دو جانبه؛ این وضعیت تاثیر مستقیمی روی روابط قاهره ـ واشنگتن داشته است.
3 ـ تلاش مصر جهت ترمیم بخشی از سایش و تنش در مناسبات خود با واشنگتن بویژه پس از حمله آمریکا به عراق در آوریل 2003 و استنکاف قاهره در همکاری با آمریکا.
پیروزی حماس
حماس به خاطر مقاومت در قبال رژیم صهیونیستی و پایگاه وسیع مردمی توانست در انتخابات پارلمانی و دموکراتیک 25 ژانویه 2006 پیروز شود، گر چه اغلب آگاهان غربی به مسائل فلسطین و استراتژیستهای صهیونیستی و آمریکایی این پیروزی را پیشبینی کرده بودند و فساد مالی و اداری و عدم کارآمدی برخی از رهبران فتح در اداره حکومت خودگردان را زمینهساز شکست فتح در این انتخابات میدانستند. دولت مصر، پیروزی حماس در انتخابات و تشکیل دولت اسماعیل هنیه را به خوبی درک نکرد و از فرصتهای ممکن به خوبی استفاده نکرد. عدم استقبال قاهره از تحولات جدید فلسطین به نظر بسیاری از پژوهشگران عرب و حتی مصری یک خطای راهبردی بوده است.
دیدگاه مصر نسبت به حماس
دیدگاه مصر پیرامون حماس و سیاستهای آن را به طور خلاصه میتوان در محورهای زیر خلاصه کرد:
1ـ مصر در دوران ناصر با اخوان المسلمین ـ نسل موسس حماس ـ مناسباتی در ابعاد مختلف داشت و در همان زمان گروه اخوانالمسلمین مصر را بشدت سرکوب میکرد.
2ـ مصریها حجم و وزنه جایگاه مردمی حماس را در شکست مذاکرات «حل نهایی» در کمپ دیوید دوم در ژوئیه 2000 به خوبی درک کردند و هراس داشتند که این گروه میتواند به جایگاه مصر در تحولات فلسطین آسیب برساند.
3 ـ پیروزی حماس در انتخابات پارلمانی و تشکیل دولت اسماعیل هنیه و شکست گروه فتح ـ همپیمان مصر ـ برای قاهره به مثابه شوک امنیتی بود.
4ـ برخی از نخبگان سیاسی مصر گمان میکنند که چون حماس با جبهه مقاومت علیه اسرائیل همگرایی دارد بنابراین تابعی از سیاستهای ایران و سوریه است.
5ـ ارتباط تاریخی و سازمانی حماس با اخوانالمسلمین مصر بدیلی برای حزب حاکم مصر محسوب میشود و از نظر هیأت حاکمه، یک تهدید راهبردی برای امنیت مصر است.
6ـ از دیدگاه قاهره، پیروزی حماس به عنوان یک جنبش اسلامی میتواند زمینهها را برای یک اپیدمی اسلامگرایی در منطقه بویژه در مصر فراهم سازد. از دوران حکومت ناصر تا کنون رشد جریانات اسلامی همواره برای امنیت ملی مصر به عنوان تهدیدی محسوب میشود.
7ـ مواضع اصولی حماس درباره موضوع مقاومت، روند سازش اعراب و اسرائیل و عدم به رسمیت شناختن رژیم صهیونیستی برای مصر و نقش آن در روند گفتوگوی اعراب با اسرائیل، چالشهای جدیای به وجود آورده و نقش بازیگری قاهره در این روند را دچار تنزل کرده است.
انگیزهها و علل رفتار سیاسی قاهره در قبال حماس
رفتار سیاسی قاهره در قبال حماس از دیدگاه بسیاری از پژوهشگران مصری و فلسطینی یک نوع فرصتسوزی بوده و اگر مصر در رفتار سیاسی خود در قبال حماس مرتکب اشتباهات راهبردی نمیشد اکنون میتوانست با برگهای قوی به ارتقای سطح بازیگری منطقهای خود بپردازد و در قبال توطئههای رژیم صهیونیستی همچون دوران حماسسازیهای گذشته به خوبی و با سربلندی ایستادگی کند. برخی از آگاهان به مسائل مصر و خاورمیانه علل رفتار سیاسی مصر در قبال حماس را در محورهای زیر تبیین میکنند:
1 ـ مخالفت کاخ سفید، رژیم صهیونیستی و اتحادیه اروپا با نتایج دموکراتیک انتخابات فلسطین که زیر نظر نمایندگان بینالمللی و منطقهای انجام شد. این مخالفت در سطوح مختلف به اعراب محافظهکار سرایت و آنها با دیدگاه آمریکا در قبال حماس و دولت اسماعیل هنیه همگرا شدند و متاسفانه مصر در این گرداب توطئه حضور داشت.
2 ـ تراکم و انباشتگی رسوبات ذهنی گذشته مربوط به مناسبات حماس و مصر. این رسوبات موانع روانی و رفتاری در راه عادی سازی روابط فیمابین قاهره و حماس به وجود آورد.
3 ـ مدیریت روابط مصر و فلسطین در دست دستگاه اطلاعاتی مصر بوده، بنابراین هیأت حاکمه مصر رفتار سیاسی خود را با حماس از دیدگاه امنیتی تنظیم میکرده و در این راستا مرتکب اشتباهاتی شده است.
4 ـ ضعف مصر در ایجاد یک موازنه منطقی میان روابطش با حماس از یک سو و مناسبات خود با اخوانالمسلیمن مصر از سوی دیگر و همچنین غلبه دیدگاه امنیتی بر سیاست قاهره در قبال اسلامگرایی محلی و منطقهای معضلاتی برای مناسبات حماس و مصر به وجود آورد.
حماس بارها اعلام کرده بود که هیچ ارتباط ارگانیکی با اخوانالمسلمین مصر ندارد و ایدئولوژی و برنامه اسلامی خود را تنها در سرزمین فلسطین اعمال میکند و این اقدامات به هر شکل تهدیدی برای امنیت ملی مصر محسوب نمیشود. ادامه دارد...