دکتر پروین داداندیش
سقوط رژیم بعث و آرایش جدید نیروهای سیاسی در عراق ـ که به زعم برخی کشورهای منطقه و آمریکا میتواند زمینه اتصال هر چه بیشتر سرزمینهای شیعهنشین را فراهم سازد و به افزایش نفوذ منطقهای جمهوری اسلامی ایران بیانجامد ـ تحولی عمده در ژئوپایتیک سیاسی منطقه محسوب میشود. به قدرت رسیدن شیعیان در عراق، این تصور را در برخی محافل سیاسی سنی به وجود آورده که چنین روندی میتواند ائتلافی را میان کشورهای ایران، عراق، سوریه، لبنان و پیوندی اعتقادی میان جمعیتهای شیعی رد کشورهای منطقه به وجود آورد. برخی سران عرب این تصور خود را شکلگیری «هلال شیعی» نام نهادهاند و برخی محافل سیاسی در غرب نیز به نگرانی در این رابطه دامن زدهاند.
شکلگیری ژئوپلیتیک جدید شیعی
پیروزی انقلاب اسلامی در ایران به رهبری امام خمینی (ره) در سال 1357 پیامدهای گستردهای در جهان ـ به ویژه در کشورهای مسلمان منطقه ـ داشت. یکی از پیامدهای انقلاب، بیداری مسلمانان به طور عام برای احقاق حقوق خود و به طور خاص، خارج شدن شیعیان از انزوای سیاسی در جوامع مختلف بود. یکی از رسالتهای انقلاب اسلامی ایران، حمایت معنوی از مسلمانان و همبستگی با شیعیان بود. پیام انقلاب، موجب دشمنی برخی قدرتهای بزرگ و کشورهای منطقه شد.
در این مقطع، آمریکا و برخی کشورهای عرب منطقه برای تضعیف ایران به عنوان امالقرای شیعه، از ابزارهای تبلیغاتی برای مخدوش کردن چهره ایران و تحمیل جنگ عراق علیه ایران استفاده کردند. در این سالها، سعی شد چهرهای رادیکال و خشن از شیعه در دنیا تصویر شود اما عملکرد طالبان رد افغانستان و وقوع حادثه 11 سپتامبر سال 2001 توسط القاعده و گروههای افراطی سنی، باعث شد که تبلیغات منفی علیه شیعه و ایران خنثی شود.
حمله آمریکا به افغانستان و سقوط طالبان و تشکیل دولت جدید در افغانستان با حضور شیعیان، موجب افزایش نفوذ ایران در افغانستان شد. در عراق نیز با سقوط رژیم بعثی صدام، اکثریت شیعه و کردهای عراقی با سازماندهی خود پرداختند و برای ساختن عراق جدید به مشارکت فعال دست زدند. تشکیل دولت عراق و قدرت گرفتن شیعیان در دولت، باعث شد اکثریت شیعه عراق پس از سالها به حقوق خود دست یابند و رابطه دشمنی میان ایران و عراق به روابط نزدیک فرهنگی تبدیل شود.
پیروزی حزبالله لبنان بر اسرائیل در جنگ 22 روزه ـ که موجب عجز و حقارت ارتش اسرائیل شد ـ هر چند موجبات خشنودی و امیدواری مردمان فلسطین و دیگر کشورهای عربی اعم از شیعه و سنی را فراهم آورد اما با توجه به اینکه عامل تقویت شیعیان در لبنان و ثبات آزاد آنان برای حضور در ساختار سیاسی کشور لبنان شد، نگرانیهایی را به دنبال داشت.
به طور کلی، میتوان گفت در فضای جدید ـ که تغییرات چشمگیری در ژئوپلیتیک شیعه در منطقه را به دنبال داشته ـ نفوذ و قدرت ایران بیشتر شده و ایران به بازیگری مهم در تحولات منطقه تبدیل شده است. همچنین با توجه به اوجگیری ظهور شیعیان در منطقه، برخی کشورهای عرب منطقه تلاش کردهاند برای حل مسائل خود نفوذ ایران در میان شیعیان را به منزله گشوده شدن جبههای جدید در مقابل کشورهای عرب منطقه معرفی کنند.
زمینههای مطرح شدن هلال شیعی
پس از فروپاشی رژیم بعث در عراق ـ که منبع اصلی بیثباتی در منطقه به شمار میرفت ـ برخی کشورهای سعی کردند مانع توسعه روابط بین ایران و عراق شوند، با این اعتقاد که پیوندهای دوستانه بین 2 کشور همسایه به ایجاد «هلال شیعی» در منطقه منجر خواهد شد. همانطور که گفته شد، در واقع، قدرت گرفتن شیعیان در خاورمیانه از دیدگاه برخی محافل عربی منطقه و نیز گروهی از اندیشمندان محافظهکار آمریکایی کابوس تلقی میشود. از دیدگاه آنان، هلال شیعی در حال گسترش از لبنان تا افغانستان، بینالنهرین، خلیجفارس و فلات ایران است. همچنین برخی کشورهای عربی منطقه موضوع را پیچیدهتر میدانند و معتقدند تهران متحدانش را در بغداد، دمشق و بیروت کنترل میکند. با این حال، نکته قابل توجه این است که این فرضیات تحت القائات کشورهایی در منطقه مطرح شده که خود با اجرای اولیه دموکراسی مشکل دارند و مردم ـ به ویژه اقلیتها در این کشورها ـ از حقوق سیاسی برخوردار نیستن. نگرانی از چشمانداز ظهور یک عراق با اکثریت شیعه در منطقه حساس خلیجفارس ـ که روابط و پیوندهای نزدیکی با ایران دارد ـ موجب شد تا ملک عبدالله ـ پادشاه اردن ـ در دسامبر سال 2005 نگرانی خود را از ایجاد هلالی از جنبشها و حکومتهای شیعی به عنوان تهدیدی برای منافع کشورهای منطقه اعلام کند. وی تاکید کرد: «اگر عراق به یک جمهوری اسلامی تبدیل شود، آنگاه ماباید خود را برای یک سلسله مسائل جدید آماده کنیم که دیگر فقط به مرزهای عراق محدود نخواهد بود.» سخنان ملک عبدالله، در واقع سرآغاز مطرح شدن بحثهای جدیدی در این مورد بود که ژئوپلیتیک منطقه به نفع ایران در حال تغییر است و بر این اساس، موازنه سنتی قوا میان شیعه و سنی بر هم میخورد که این امر به نوبه خود، چالشهای جدیدی را متوجه منافع آمریکا و متحدانش در منطقه خواهد کرد. رسانههای غربی و منطقهای نیز در این راستا با رواج شایعاتی که هیچ شاهد و دلیلی برای آنها وجود ندارد ـ مانند افزایش شیعه شدن سنیها در منطقه ـ سعی کردهاند به گونهای به نبرد باستانی بین عرب و فارس (عجم) دامن زده و آن را القا کنند و ایران را تهدیدی جدی در بر هم زدن نظم و امنیت منطقه معرفی کنند.
طرفداران نظریه مذکور معتقدند با توجه به اینکه منابع مهم انرژی جهان در مناطق شیعهنشین خاورمیانه ـ شامل جنوب عراق، مناطق همجوار عربستان سعودی و همچنین ایران ـ قرار دارد، این امر تلاش آمریکا را برای کنترل منابع انرژی خاورمیانه به چالش میکشد. مخالفان ایران بدترین کابوس واشنگتن را تحقق ائتلافی از شیعیان میدانند که کنترل مهمترین ذخایر نفت جهان را مستقل از آمریکا بر عهده گیرد.
با این حال، سؤال این است که مطرح شدن «هلال شیعی» تا چه حد با واقعیات منطبق است و آیا اساسا تحقق بلوکی از شیعیان در برابر کشورهای سنی خاورمیانه یا قدرتهای دیگر امکانپذیر است؟
ابراز وجود شیعیان
در پی سقوط رژیم بعث به سرکردگی صدام در عراق و استقرار دموکراسی در آن کشور، شیعیان عراق ـ که جمعیت آنان در حدود 65 درصد از جمعیت این کشور را تشکیل میدهد ـ در انتخابات به پیروزی رسیدند. پیروزی احزاب سیاسی شیعه در انتخابات عراق، موجب شد تا برای نخستین بار رد یک کشور عرب، دولتی به رهبری شیعیان شکل بگیرد. این امر باعث شد تا شیعیان در سراسر منطقه این جرأت را پیدا کنند که برای استیفای حقوق خود مصمم به طرح مطالباتشان و نیز به رسمیت شناخته شدن جایگاهشان شوند. برخی دولتهای عرب نگرانند که عراق جدید موجب شود شیعیان در منطقه حقوق سیاسی و اجتماعی خود را طلب کنند و این امر در صورت تحقق باعث خواهد شد که ژئوپلیتیک منطقه دستخوش تحول شود چرا که شیعیان در نهایت به طرح این پرسش خواهند پرداخت که چرا نباید به آنها براساس جمیعتشان سهمی عادلانه در عرصه تصمیمگیری در کشورشان اعطا شود. در واقع، تحول مهمی که رخ داده، این است که این امکان به وجود آمده تا شیعیانی که در گذشته توسط امپراتوری عثمانی، انگلستان و دیکتاتوریهای طرفدار غرب منطقه سرکوب شده بودند، از طریق روندی کاملاً دموکراتیک و به خواست مردم به نیروی سیاسی جدید و قدرتمندی بدل شوند. در عراق تحت حکومت صدام، شیعیان این کشور همواره از حقوق خود محروم بودند و حتی موجودیت آنها توسط رژیم ضدشیعی صدام انکار میشد؛ در حالی که در اولین انتخابات در این کشور، رهبران شیعی با اکثریت آرا انتخاب شدند.
تلاش شیعیان برای کسب حقوق سیاسی و اجتماعی خود در کشورهای دیگر منطقه ـ که بخشی از جمعیت آنها را شیعیان تشکیل میدهند ـ نیز افزایش یافته است..
در لبنان ـ که دارای جامعهای چندقومی و مذهبی است ـ در حالی که شیعیان از جمعیت قابل توجهی برخوردار هستند، قادر نیستند سهم سیاسی در خور خود را در ساختار سیاسی و حکومتی این کشور داشته باشند.
در بحرین، 70 درصد جمعیت حدود 443 هزار نفری را شیعیان تشکیل میدهند اما آنها رد ساختار سیاسی و حکومتی این کشور نقشی ندارند. هرچند نفوذ شیعیان در عالیترین حوزههای سیاست داخلی د عراق باعث شد تا شیعیان بحرینی بیش از هر زمان دیگری به جلب توجهات منطقهای و بینالمللی به وضع نامساعد داخلی خویش امیدوار شوند اما هنوز هیچ تغییر قابل ملاحظهای در جایگاه آنها دیده نمیشود. هنوز شیعیان بحرین به عنوان طبقهای فرودست زندگی میکنند و خواهان دسترسی به شرایط بهتر زندگی و استقرار مجدد نظام پارلمانی در کشورشان هستند.
در کویت نیز با وجود اینکه شیعیان حدود یک سوم جمعیت این کشور را تشکیل میدهند، در پارلمان و کابینه از سهمی عادلانه برخوردار نیستند. شیعیان کویت مانند همتایانشان در سراسر جهان عرب، در نتیجه رویدادهای عراق جرأت پیدا کردهاند تا برای احقاق حقوقشان تلاش کنند.
در عربستان سعودی، در حالی که براساس آمارهای متفاوت، شیعیان حدود 11 تا 20 درصد شهروندان این کشور را تشکیل میدهند اما از حقوق سیاسی و اجتماعی مناسب برخوردار نیستند. علاوه بر این، دولتمردان به شدت نگران ارتباط شیعیان عربستان با شیعیان در عراق هستند. بنابراین مقامهای سعودی بدون توجه به حقوق سیاسی و اجتماعی شهروندان شیعی خود، مکرراً از توطئهای عظیم از جانب شیعیان برای تشکیل بلوک شیعه ـ که در بر گیرنده یاران، عراق، سوریه و لبنان باشد ـ ابراز نگرانی میکنند.
در واقع، باید تاکید کرد که شیعیان به عنوان یک نیروی عظیم سیاسی و اجتماعی، واقعیت مسلم منطقه خاورمیانه در طول تاریخ بوده و با توجه به شرایط خاص منطقه، همواره در طول تاریخ از حقوق خود محدوم بودهاند. روند کنونی در عراق و دیگر کشورهای منطقه خاورمیانه و تلاش شیعیان برای کسب حقوق مسلمشان کاملاً بر پایه اصول دموکراسی و اصل تعیین سرنوشت توسط مردم این کشورهاست. بنابراین با تحولات و پیشرفتهای سیاسی و اجتماعی جهان امروز، افزایش حضور شیعیان در تعیین سرنوشت سیاسی و اقتصادی خود در کشورهایشان امری است که به جای مخالفتها و ابراز نگرانیهای منطقهای و بین المللی، باید مورد حمایت نیز قرار گیرد.
نیات واقعی ارائه طرح هلال شیعی
بررسی نگرانیهای رژیمهای عربی نسبت به آینده عراق و صعود شیعیان به حاکمیت، نشان میدهد که اعراب، خواهان اعمال سیاست عربیت در عراق جهت حفظ یکپارچگی جهان عرب با حاکمیتی سنتی و سکولار هستند و از این رو، خطر ایران را دائماً به آمریکا گوشزد میکنند؛ به ویژه اینکه از مشکلات میان آمریکا و ایران به خوبی آگاهی دارند. برخی حکام عرب سنی، انتظار دارند تا آمریکا همانند انگلیس در آغاز قرن بیستم با اتکا به عربیت عراق و با توجه ویژه به اقلیت سنی آن، آینده سیاسی این کشور را سامان دهد. فرافکنی و بزرگنمایی خطر ایران، از آن جهت است که شیعیان عراق اکثریت جمعیت این کشور را تشکیل دادهاند و روند صحیح دموکراسی، آنان را به حاکمیت میرساند؛ خصوصاً اینکه همگرایی شیعیان (حداقل در بعد اعتقادی) و اکراد از نظر تاریخی با ایران، بیش از گرایش آنها به اردوگاه جهان عرب است.
مطرح کردن مسئله هلال شیعی از طرف برخی کشورهای عربی منطقه را میتوان تلاشی توسط آنها برای جلوگیری از تلاش شیعیان جهت دستیابی به حقوقشان دانست؛ تلاشی که در گذشته نیز در منطقه شاهد آن بودهایم. در واقع، «هلال شیعی»، عنوانی ساختگی است و میکوشد تا تشکیل شدن بلوکی از شیعیان را در برابر کشورهای سنی منطقه به معرض نمایش بگذارد؛ در حالی که باید این را قبول کرد که شیعیان که در طول تاریخ منطقه نادیده گرفته شده یا به حاشیه رانده شده بودند، اینک به دنبال احقاق حقوق خود از طریق روندی دموکراتیک هستند و مایلند تا با تمامی کشورهای منطقه ـ اعم از شیعه یا سنی ـ روابطی مناسب داشت باشند.
به طور کلی، به نظر میرسد مطرح کنندگان «هلال شیعی» اهداف زیر را در نظر داشتهاند:
* مخالفت با به قدرت رسیدن شیعیان در عراق، لبنان و نقاط دیگر و کمرنگ کردن نقش ایران در منطقه؛ زیرا پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و روی کار آمدن حکومتی شیعی در این کشور، همواره موجبات نگرانی کشورهای عمدتاً سنی منطقه را فراهم کرده است. در این بین، روی کار آمدن حکومتی شیعی در عراق نیز از دید این کشورها میتواند مکمل قدرت گرفتن و تسلط ایران بر کل منطقه باشد.
سیاسی کردن اختلافات قدیمی میان شیعه و سنی منطقه؛ در واقع، کشورهای سنی منطقه قصد دارند به این طریق، مانع ایجاد ثبات در عراق و نهادینه شدن دولت منتخب اکثریت شیعهمذهب در این کشور شوند.
مخالفت با تحقق حکومتی دموکراتیک که منجر به ایجاد الگویی برای تغییرات مشابه در این کشورها شود؛ در صورتی که حکومت دموکراتیک و مردمی در عراق نهادینه و آرامش در این کشور برقرار شود، برخی حکومتهای غیردموکراتیک منطقه نسبت به تداوم حکومت خود احساس خطر خواهند کرد.
در خاتمه باید گفت که طرح هلال شیعی به عنوان یک بلوک عقیدتی و در مقابل اهل سنت، واقعیت ندارد و پدیدهای موهوم و ساخته ذهن برخی سیاستمداران منطقه است و در اصل احساس خطر و زیر سؤال رفتن حکومتهای موجود در منطقه، عامل مهمی در طرح «هلال شیعی» بوده است. به خوبی روشن است که طرح اختلافات قومی و مذهبی در این برهه حساس در منطقه خلیجفارس و خاورمیانه، بیش از هر چیز در راستای منافع آمریکا و اسرائیل است.
نتیجهگیری
ـ تردیدی نیست که شیعیان در منطقه یک واقعیت هستند. در شرایط جدید برخی گروههای اقلیت و اکثریت شیعه در منطقه از جایگاه سیاسی و اجتماعی بهتری برخوردار شدهاند.
ـ مناطقی که شیعیان در آن زندگی میکنند، بعضاً مهم، استراتژیک و نفتخیز است؛ بنابراین حساسیت نسبت به تحرکات آنان بیشتر از گذشته است.
ـ ظهور انقلاب و پیام انقلاب اسلامی، تحولات منطقه مانند عراق و لبنان و تحولات جهانی نیز موجب بیداری شیعیان شده و اکنون آنان به دنبال احقاق حقوق سیاسی، اجتماعی و اقتصادی خود هستند.
ـ آنچه مسلم است اینکه شیعیان جزئی از پیکره جهان اسلام هستند و به خوبی روشن است که قرار گرفتن شیعیان به عنوان جبههای در مقابل اهل تسنن، نتیجهای جز تضعیف شیعیان و اهل تسنن نخواهد داشت. مسلماً هدف این استراتژی، ایجاد تفرقه در جهان اسلام است که برای مقابله با همبستگی ملل اسلامی و ضعیف نگاه داشتن جهان اسلام طراحی و اجرا میشود. قطعاً این استراتژی، کاملاً مخالف استراتژی جمهوری اسلامی و رهبران آن است که همواره به دنبال وحدت جهان اسلام بوده و هستند.