* با توجه به مواضعی که آقای احمدینژاد در مدت ریاست جمهوریشان در مورد لزوم برخورد با صهیونیسم و مسائل و انحرافاتی که آنها اشاعه دادند، داشتند؛ مطلبی وجود دارد که به نظر میرسد از آن غفلت شده، و آن فرهنگ مبارزه با صهیونیسم و لابیهای صهیونیستی برخاسته از آن تفکرات انحرافی یهودیت میباشد و اما اینک برای اشاعه و نهادینه نمودن فرهنگ مبارزه با صهیونیست که امروزه در دنیا گسترده شده است، چه باید کرد و چه اقداماتی را به انجام رسانید؟
** در ابتدا میبایست بحث مفسد بودن این رژیم و قوم که قرآن به آن تاکید مینماید را تبیین کنیم یعنی امروز مردم دنیا از فساد حاکم بر دنیا در حال خفه شدن هستند و به دنبال راه نجات میگردند.
بنابراین در این مقوله دو نکته وجود دارد یکی آنکه راه نجات چیست؟ دوم اینکه مفسد کیست؟
اینها تا راه نجات را نشناسند نمیتوانند راه نجات را پیدا کنند و ما باید به معرفی کسی بپردازیم که فساد میکند و در حقیقت دنیا باید کمک کند، تا مفسد از سر راه برداشته شود تا مصلح حضور یابد و قرآن تاکید دارد که اینگونه افراد را که همیشه در دنیا فتنهانگیزی مینمایند و آتشبازی میکنند را به عنوان مفسدین معرفی نماید.
صهیونیستها سعی در فساد و برپا نمودن آتش جنگها دارند و برایشان مهم نیست که از چه طریق این کار انجام شود؛ یا از طریق مواد مخدر یا از راه گسترش فحشا و بر هم زدن کانون خانوادهها. وقتی که قرآن به این جریان در زمان حضرت سلیمان اشاره میکند میفرماید: اینها از روشهایی که شیاطین در برهم زدن حکمرانی سلیمان بهرهبرداری مینمودند استفاده میکنند. آن روشها عبارت بودهاند از استفاده از سحر حتی برای برهم زدن روابط زن و شوهرها. آنها با تخریب نهاد خانواده و برهم ریختن هسته اصلی اجتماعی، حاکمیت را دچار معضل مینمودند.
پس آنها برای رسیدن به آن قدرت خیالی خود از دست زدن به هیچ شیوهای فروگذار نیستند؛ از کوچکترین مسائل اجتماعی گرفته تا ایجاد جنگهای بزرگ. در بررسی عملکرد ایشان میتوان از به هم ریختن امنیت در یک محله، در یک کشور تا جنگ جهانی دوم را مورد مشاهده قرار داد.
اگر قرآن تلاش دارد تا ماهیت ایشان را معرفی نماید، به خاطر این است که اینها با این ماهیت مفسدانهای که از آن برخوردارند در حال به تباهی کشاندن دنیا برای رسانیدن خود به قدرت میباشند و مردم دنیا فساد را اگرچه دیرتر از زمان خودش، درک میکنند، اما برای مقابله با آن، بدان سبب که علت را نمیشناسند، به مبارزه با معلولها میپردازند و چون علت باقی است با از میان برداشتن یک معلول، معلولی دیگر سر بر میآورد که نتیجه آن صرفاً مبارزه دائمی با معلولها خواهد شد که جریانی جز افت و خیز درونی فساد را به دنبال ندارد. اما با شناسایی علت است که میتوان با خیالی آسوده، مطمئن به از بین رفتن معلولها شد.
بنابراین میبایست در تلاش باشیم تا ماهیت و ریشه مفسدانه آنها را به ملل دنیا معرفی نمائیم اگر چه امروزه ملتها از بیداری نسبتاً زیادی برخوردار شدهاند.
* علت روی آوردن این قوم به این قبیل امور که عنوان نمودید، از منظر قرآن چیست؟ یعنی منشأ خودکامگی و قدرتطلبی قوم یهود در گستره تاریخ چیست؟
** در حقیقت آنها هدف خاصی را دنبال مینمایند و طبق آن هدف ایشان خود را مالک دنیا میدانند و ادعا دارند که قوم برترند و دنیا برای خودشان است. قرآن در آیات مربوط به این قوم اولاً با ضربه زدن روحی به ایشان از آنها میخواهد که از خواب غفلت عمدی بیدار شوند و ثانیاً به ما خبر میدهد که اینها در یک پیشینهای قرار داشتند که خود را برتر میدیدند و هنوز در این خیال ماندهاند.
این قوم مردم دنیا را در دو مدل تقسیمبندی مینمایند یکی آنها که این برتری آنان را بپذیرند که اسم خادمین را بر آنها مینهند و میگویند که خداوند این دسته را برای خدمت به ما خلق نموده است و دیگر مدل، آن کسانی که برتری ایشان را نمیپذیرند که در مورد این دسته قائلند که همهشان باید کشته شوند و از روی زمین محو شوند.
در حقیقت نگاه ایشان به بشریت اینگونه است که خودشان انسانند و دیگران نیز در رده حیوانات قرار دارند و حیوانات نیز دو دستهاند یک دسته حیوانات نافع و دسته دیگر حیوانات موذی. در این تفکر، حیوانات نافع میبایست از خدمات بشر استفاده نمایند و بار دهند و حمالی نمایند و حیوانات موذی نیز باید کشته شوند.
آنها همه را پلکانی برای رسیدن به قدرت خویش میبینند و لذا هر کجا احساس کنند که رسیدن به قدرت با نابود نمودن قوم و مجموعهای محقق میشود، از این کار دریغ نمیکنند، در نتیجه اگر منافع اقتصادیشان ایجاب کند که در جایی میباید مواد مخدر توزیع شود، این کار را به راحتی انجام خواهند داد و هیچ دلسوزیای به خرج نمیدهند. چرا که در نگاه ایشان، آنها که معتاد میشوند اصلا انسان نیستند، آنها حیواناتی هستند که در راه رسیدن این قوم به قدرت باید فنا شوند.
این قوم از آن جهت که نگاهشان به اموال از منظر وسیلهای است برای رسیدن به قدرت، بنابراین نسبت به جمعآوری اموال و مالاندوزی بسیار حریصند و البته برای جان خویش نیز بسیار اهمیت قائلند که این موضوع نیز در قرآن آمده است.
آنها برای حفظ جان خویش و بالا بردن سطح سرمایه و اموال خویش از هیچ کاری دریغ نمیکنند که این اگر از طریق راهاندازی مراکزی برای فاحشهگری یا اشعه شراب و... باشد نیز برایشان فرقی ندارد.
بنابراین آن ریشه روانیای که در اینها، آن حالتها را ایجاب میکند، دو موضوع است که مساله اول، وصول به آن حاکمیت مطلق و مساله دوم استفاده از ابزاری از مخلوقات و مجموعه انسانها حتی از طریق شیوههای غیرانسانی و اخلاقی برای تحقق اهداف شومشان میباشد.
* حال برای آنکه بتوانیم با یک فرهنگسازی مناسب، شناخت جامعی نسبت به ظلمها و تعدیهایی که توسط صهیونیستها صورت میپذیرد، ایجاد کنیم، چه کارهایی باید انجام دهیم؟
** اولین کاری که میبایست صورت گیرد این است که ما باید به کردم دنیا آگاهی بدهیم و اما مساله دوم این است که الحمدالله جمع کثیری از مردم دنیا بیدار شدهآند و قصدشان نیز مقابله است، اما ابزار مبارزه را در اختیار ندارند که ما باید تلاش کنیم تا چگونگی به دست آوردن این ابزارها را به ایشان بیاموزیم.
و اگر از توانمندی لازم برخوردار باشیم، موظفیم به هر اندازهای که قادریم آن را در اختیار دیگران قرار دهیم.
امروز حلقه اول مبارزه صهیونیستها فلسطین است و آنها نیز ماهیت ایشان را شناختهاید چرا که فلسطینیان در لبه آتش قرار دارند وسعی وافری نیز داشتهاند که مرکزیت صهیونیستها را مورد حمله قرار دهند اما حقیقت این است که از آن تواناییها و امکانات لازم برخوردار نیستند که وظیفه ما در قبال این موضوع کمکرسانی و بسیج دنیا برای نجات فلسطینیان از چنگال صهیونیسم است.
البته هر چه تمرکز این مطلب در همان نقطه باشد دیگر نقاط دنیا از مصونیت بیشتری برخوردار خواهد بود. بنابراین هر کسی که میخواهد از جهان آرامی برخوردار باشد میبایست به آن فلسطینیانی که در آن سرزمینهای اشغالی مورد ستم واقع میشوند کمک نماید.
بنابراین دو مطلب همواره باید مدنظر قرار گیرد اولا بیدارسازی مردم دنیا و ثانیاً فراخوان مردم دنیا از طریق فرهنگسازی برای کمک به مجموعههایی که در حال مبارزه با جریان صهیونیسم میباشند.
* متاسفانه بحثی که امروزه ما با آن مواجهیم موضوع وارد نمود شبهاتی به تفکر انقلاب و اندیشه حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبری در مورد صهیونیسم است که عدهای در تلاشند تا آن را از خط اصیل انقلاب جدا نمایند و مسیر را به صورت جداگانهای نشان دهند تحلیل و نظر جنابعالی راجع به این موضع چیست؟ یعنی تفکر ناب انقلاب و امام(ره) نسبت به این غده سرطانی چیست؟
** باید گفت که مقابله با صهیونیسم و فساد ایشان دستوری نیست چرا که اصولا انسان برای رویارویی با دشمن و جریانی که کمر به نابودی او بسته است احتیاجی به دستور ندارند و قاعدتاً و به صورت منطقی به این موضوع روی خواهند آورد بلکه نیا به شناخت دارند.
قرآن میفرماید که بدترین و شدیدترین دشمنان شما یهودیان میباشند.
حالا یا این هشدار را شما در همان آغاز درخواهید یافت و در راستای رفع آن خواهید کوشید و یا این موضوع را جدی نمیگیرید و به زودی خودتان خواهید فهمید.
حضرت امام نیز با الهام گرفتن و سرلوحه قرار دادن مفاهیم دینی و قرآنی بارها و به تعابیر گوناگون فرمودند که اسرائیل میبایست از صفحه روزگار محو شود.
امام فردی بود که به شدت در این عالم وجودگرا بود نه عدمگرا. فردی که حتی مگس را نمیکشت و در صورت آزار رساندن به دیگران آن را میگرفت و در بیرون از محل اتاق آزاد میکرد اما در عین حال از لزوم نابودی اسرائیل سخن میگوید.
نکتهای که در این مساله نهفته است این است که اصلا در وجود اسرائیل خیری یافت نمیشود و یقیناً جز شر مطلق نیست و هر چه هست در شرارت است بنابراین تا وجود دارد برای بشر درد و رنج خواهد بود و اگر بشر بخواهد که از رنجها و دردها رهایی یابد میبایست از شر این غده سرطانی رهایی یابد.
حضرت امام(ره) بیش از آنکه انقلاب ما به پیروزی برسد این را فرمودند و این اندیشه، اندیشه تحقق انقلاب و پس از آن تا حال نیز بوده است که فرمایشات و مواضع رهبر انقلاب نیز حکایت از این مطلب دارد. اصلا انقلاب ما نمیتواند ازاین مساله فاصله بگیرد چرا که اگر از این موضوع فاصله بگیرد قطعاً فساد را در خود راه دادهایم.
* ارزیابی و تحلیل شما از تابوشکنی آقای احمدینژاد درباره طرح مسائل اساسی در رابطه با هولوکاست و مسائل مربوط دیگر در راستای ریشهکنی صهیونیسم چیست؟
** در حقیقت ایشان در همان راستای روشنگری بینالمللی حرکت نمودند. از آنجا که زبان مجموعه دنیا در فهم ماهیت صهیونیسم، زبان و مفاهیم قرآنی نیست و نمیتوان آنها را در این مسیر برد بلکه باید آن مسائل و چیزهایی را که صهیونیسم با چنگال انداختن بر بدنه دنیا به وجود آورده است را شناسایی کرد و به مردم دنیا شناساند.
الان آن چنگالی که یهود بر بدن غرب فرو برده و به این وسیله به اهداف خود دست یازیده است ایجاد مظلومنمایی در لوای جریان هولوکاست است. این همان مطلبی است که خودشان در زمان جنگ جهانی دوم به وجود آوردند تا بتوانند در آینده برای قدرت گفتن از آن استفاده کنند و البته این سوءاستفاده را نیز انجام دادند. آقای احمدینژاد هم دقیقاً به همین مساله اشاره کردند و روی اساسیترین نقطه دست گذاشتند؛ نقطهای که باز شدن آن به معلوم شدن ماهیت صهیونیسم برای غرب خواهد انجامید و نشان خواهد داد که ایشان چه مجموعه مفسدی هستند که کلا جنگ جهانی دوم را همینها به وجود آوردند و اگر این جنگ شصت میلیون کشته داشته است پس چرا دایماً راجع به پنج، شش میلیون کشته یهودیان سخن به میان میآید و آن همه قحطیها و خسارتها و... حرفی گفته نمیشود.
* در حال حاضر برای اینکه هم به تبیین اینگونه مطالب در راستای برملا شدن ماهیت صهیونیستها بپردازیم و هم جلوی هجمه شبههافکنان و کسانی را که طرح این مسائل را علیه منافع ملی خودمان و ضربهزننده به مسائل اقتصادی، امنیتی و... ایران قلمداد میکنند، گرفته شود، به نظر شما چه راهکارهای نظری و عملیای را میبایست پیگیری کرد؟
** به نظر میرسد که جریانات رسمی و دیپلماتیک ما از آنجا که ما یکسری الزامات حقوق بینالملل را پذیرفتهاین و عمل نمودهایم مجبور به رعایت احتیاط است.
بنابراین ما نمیتوانیم از دستگاه دیپلماسی رسمیمان خیلی انتظار داشته باشیم. بلکه اصولا ما اگر بخواهیم جریان اسرائیل را از هم فروبپاشیم باید از جنبه رسانهآی دیپلماتیکمان استفاده کنیم.
یعنی همین روشی که آقای احمدینژاد برگزیدند را در ایجاد سوال برگزینیم. ما در این روش از بایدها و نبایدها سخن نمیگوییم بلکه با طرح سوال اذهان مردم جهان را به فکر و تحقق درباره این مساله وامیداریم. اگر هر سفیری در هر کشوری که هست با ترتیب دادن چه مصاحبه با طرح اینگونه سوالات بپردازد موضع کاملا تبیین خواه شد. نباید گذاشت که این سوالات صرفا از طریق آقای احمدینژاد مطرح شود و دیگر اعضای دیپلماسی خارجی ما و مسئولان موثر در این عرصه از بیان آن خودداری کنند.
جریان دیگری در قالب فیلمسازی و ساختن مستندها دراینباره است که از طریق تلویزیون و شبکههای بینالمللی و دیگر رسانههای جمعی به آن پرداخته شود.
طرح اینگونه مطالب در حقیقت، یک جنگ رسانهای است که یک بیداری رسانهای و عمومی را در پی خواهد داشت.