تاریخ انتشار : ۱۷ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۰۷:۴۶  ، 
کد خبر : ۷۷۶۰۶
سناریوهایی برای ایران جهت مقابله با تحریم؛

آمریکا و مهار ایران (بخش اول)


عباس ملکی
پرونده هسته ای ایران همچنان مفتوح است و کشورهای موسوم به 1+5 در حال مذاکره برای برداشتن قدم های بعدی در جهت واداشتن ایران برای دست کشیدن از چرخه سوخت هسته ای هستند. علی رغم آنکه شواهد همگی دال بر آن است که میزان غنی سازی اورانیوم در تاسیسات نطنز بیشتر از 4 درصد نیست، اما تلاش برای نشان دادن ایران به عنوان کشوری که تهدید عمده ای برای کشورهای اروپایی و آمریکایی و بلکه تمام جهان است، از سوی مقامات آمریکایی، اسرائیلی و اروپایی و به تبع آنها از سوی رسانه های بانفوذ ادامه دارد.
این چنین است که دو مسیر پا به پای یکدیگر در برابر توسعه ایران در حال پیشروی است. ابتدا تحریم های اشاره شده در قطعنامه های صادره از شورای امنیت ملل متحد به خصوص قطعنامه های 1737 و 1747 و دیگری تلاش آمریکا برای مهار ایران و تحریم های فرامرزی این کشور به خصوص در بخش های مالی و بانکی و همچنین در صنعت نفت و گاز و بخش های پژوهشی کشور است.
گرچه امیدواری برای پایان یافتن منازعه هسته ای ایران و غرب و رسیدن به یک راه حل بهینه مبتنی بر حفظ استقلال و حقوق ایران و همچنین رفع نگرانی کشورهای دیگر باقی است، اما به نظر می رسد که بحث در مورد تدوین استراتژی های اقتضایی و بررسی راه های مواجهه با تحریم ها و تضییقات تحمیلی از نوع بین المللی در برابر فشارهای آمریکا ضروری باشد.
در این مقاله من به دو موضوع خواهم پرداخت :
1- رفتار آمریکا در قبال ایران بر چه پایه ای استوار است؟
2- چه راهکارهایی ایران را می تواند بر بقای خود مطمئن تر سازد؟
رفتار آمریکا در قبال ایران
ایالات متحده آمریکا از ابتدای پیدایش نفت در خاورمیانه در روابط خود با ایران دارای حساسیت ویژه و منحصر به فردی بوده است. این حساسیت گاه به صورت نزدیکی فوق العاده دو کشور خود را نشان داده است، مانند اظهار آمادگی مشارکت شرکت آمریکایی نفتی سینکلر در توسعه میادین نفتی ایران در کناره دریای خزر در 1300 شمسی با پیشنهاد توافقی مبتنی بر اختصاص 50 درصد سود آن به ایران در زمانی که حداکثر سودی که شرکت مختلط نفت ایران و انگلیس به ایران می داد 15 درصد بود. یا مانند همکاری های ایران و آمریکا در پس از اشغال این کشور در 1320 در قالب کمک های اصل چهار و بخشی از طرح مارشال. یا مانند همکاری های سیاسی، امنیتی و نظامی دو کشور پس از کودتای 28 مرداد 1332 در قالب تشکیل ساواک، ایجاد پیمان بغداد و سنتو و قرارداد همکاری های نظامی مابین دو کشور در 1339. یا برنامه توسعه ایران در چارچوب یک مدل آمریکایی از بهمن 1341 و سرمایه گذاری های کلان آمریکا در ایران از 1349.
اگر آمریکا و ایران در همکاری با یکدیگر گوی سبقت از دیگران را ربوده اند، در دشمنی نیز شدت و حدت ویژه ای داشته اند. تلاش انگلیس برای مبارزه با نهضت ملی شدن نفت ایران آنگاه به نتیجه رسید که دولت برخاسته از حزب دموکرات در واشنگتن جای خود را به دولت جمهوریخواه تندرو آیزنهاور داد و آنگاه برنامه سرنگونی دولت دکتر مصدق به ثمر رسید. یا شلیک موشک به هواپیمای مسافربری ایران در خلیج فارس توسط ناو وینسنس در 12 تیر 1367 که باعث بروز نوعی دشمنی با ایران در حال جنگ با عراق بود که ایران باید پیام آن را درک می کرد. استراتژی بلندمدت آمریکا در برابر ایران اگر اضمحلال و براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران نباشد، حداقل مهار و کنترل آن که در منطقه خود قدرت اول نباشد است. در این زمینه مباحث متعددی مطرح است، اما ساده ترین آن به این موضوع باز می گردد که منطقه ایران کدام است؟ ایران وابسته به منطقه خاورمیانه، خلیج فارس، آسیای جنوب غربی، آسیای غربی، قفقاز، دریای خزر و آسیای مرکزی است و به خوبی پیداست که کشوری که مقسوم علیه مشترک این مناطق باشد، بالقوه تا چه انداز می تواند تاثیرگذار و پرنفوذ باشد. به یاد دارم که زمانی در 1999 در یکی از همایش های مربوط به دریای خزر از نماینده آمریکا در امور دریای خزر که با حرارت هرگونه منافع برای ایران در خزر را نفی نموده و شرکت های نفت و گاز بین المللی را از همکاری با ایران در دریای خزر و قفقاز برحذر می داشت پرسیدم فرض کن که در آینده روابط تهران و واشنگتن به حالت عادی درآید و دو کشور دارای نمایندگی سیاسی در پایتخت دیگری باشند، آنگاه چگونه می خواهید با این مخالفت شدید فعلی منافع ایران در خزر را به رسمیت بشناسید و به شرکت های بالادستی توصیه نمایید تا در بخش های ایرانی خزر سرمایه گذاری نمایند؟ او در پاسخ گفت که ایالات متحده در مورد ایران و نقش منطقه ای این کشور وقت زیادی صرف نموده و استراتژی ها، سیاست ها و راهبردهای عملیاتی خود را طراحی کرده است. به نظر آمریکا، ایران همانند غولی است که یک پای آن در خلیج فارس و پای دیگر آن در دریای خزر است. آمریکا در مورد نفوذ ایران در خلیج فارس به سختی قادر است که آن را مهار نماید، اما در خزر این کار با توجه به ابتدایی بودن روابط بین کشورها و سرمایه گذاری های خارجی امکان پذیرتر است.
در دوران پس از انقلاب اسلامی ایران و پیدایش جمهوری اسلامی به نظر می رسد که در حال حاضر در منحنی سینوسی روابط ایران و آمریکا ما در نزدیکی، پایین ترین و یا خصمانه ترین نقطه هستیم. در چنین حالتی ایالات متحده آمریکا برای مدیریت روابط خود با ایران به مجموعه ای از چشم انداز، ماموریت ها، راهبردها، سیاست ها و برنامه های عملیاتی رسیده است. این مجموعه دارای روابط سیستمیک با یکدیگر است، اگر چه به ظاهر اجزای آن در تباین با یکدیگرند. در عین حال که پیاده نمودن برنامه های فوق، مسوولیت همه نهادهای اداری و نظامی سیستم سیاسی آمریکاست اما برای آنکه به صورت روزانه این کار پیگیری شود، افرادی در سطح عالی مدیریت در بخش های سیاسی، اقتصادی، نظامی و امنیتی آمریکا مسوولیت روزانه اجرای سیاست های فوق را علیه ایران به عهده دارند. نیکلاس برنز، دستیار وزیر امور خارجه آمریکا در امور سیاسی و همچنین استوارت لوی دستیار وزیر خزانه داری آمریکا بخش های سیاسی و اقتصادی راهبردهای آمریکا علیه ایران را پیگیری می نمایند.
به نظر من این مجموعه دارای راهبردهای زیر است :
1- ایجاد اجماع جهانی علیه ایران :
این کار باید از طریق فعالیت های دیپلماتیک در شورای حکام آژانس بین المللی انرژی هسته ای، شورای امنیت ملل متحد و همچنین جریآنهایی نظیر اجلاس سران گروه 8، اتحادیه اروپا و اجلاس کشورهای اروپایی و آسیایی انجام می شود. سران هشت کشور بزرگ صنعتی جهان در پایان نشست خود در آلمان به ایران هشدار دادند که اگر همچنان از اجرای خواست شورای امنیت سازمان ملل متحد در مورد محدود کردن فعالیت اتمی خود سرپیچی کند، از اتخاذ اقدامات سختگیرانه تری علیه این کشور حمایت خواهند کرد. در بیانیه پایانی نشست سران از ایران خواسته شده تا با اجرای قطعنامه شورای امنیت، کلیه فعالیت های مرتبط با غنی سازی اورانیوم را متوقف کند و بدین ترتیب این امکان را فراهم آورد تا مذاکراتی برای حل اختلافی که بر سر فعالیت اتمی ایران وجود دارد آغاز شود. در بیانیه سران این کشورها آمده اگر جامعه جهانی اطمینان حاصل کند که برنامه اتمی ایران تنها در جهت اهداف صلح جویانه است، فصل کاملاً تازه ای در روابط با ایران در زمینه هسته ای و دیگر زمینه ها گشوده خواهد شد اما ایران به عنوان عضو آژانس بین المللی انرژی اتمی و با استناد به پیمان بین المللی منع گسترش جنگ افزارهای اتمی، غنی سازی اورانیوم را حق خود می داند و اعلام کرده غنی سازی اورانیوم را تنها به منظور دستیابی به فناوری تولید سوخت مورد نیاز نیروگاه های اتمی انجام می دهد و به هیچ وجه حاضر به دست برداشتن از این حق نیست. این گمان مطرح شده بود که دولت های اروپایی پیشرفتی را که ایران تاکنون در غنی سازی اورانیوم کرده است بپذیرند و تنها با این شرط که ایران بیش از این به گسترش فعالیت خود در غنی سازی اورانیوم ادامه ندهد مذاکره با این کشور را از سرگیرند.
واقعیت آن است که اکنون در اکثر مجامع بین المللی نوعی اجماع علیه ایران و منافع آن وجود دارد، هرچند که انگیزه های چنین اقدامی می تواند متفاوت از جمله فعالیت های هسته ای ایران، مساله هولوکاست، حقوق بشر و غیره باشد اما مهمترین موضوع فعالیت های هسته ای ایران است، موضوعی که اکنون به یکی از پرونده های شورای امنیت ملل متحد تبدیل شده است. از زمانی که در اسفند 1384 پرونده فعالیت های هسته ای ایران مطابق نظر شورای حکام آژانس بین المللی انرژی هسته ای به شورای امنیت فرستاده شد، این گمان وجود داشت که آمریکا به دنبال آن است که با ایران وارد یک نبرد حقوقی در صحنه ای گردد که خود در آن دارای امتیازاتی از قبیل عضویت دائم و حق وتو است.
شورای امنیت ملل متحد مسوول حفظ صلح و جلوگیری از جنگ مطابق با منشور ملل متحد است، قطعنامه های این شورا الزام آور است. در عین حال که تجربه نشان داده است برخی از کشورها به مصوبات این شورا وقعی ننهاده اند، اما اگر جدی ترین نهاد نظام کنونی بین المللی که منبعث از نتایج جنگ جهانی دوم است را بخواهیم نام ببریم، بدون شک شورای امنیت است. تاکنون سه قطعنامه در ارتباط با پرونده هسته ای ایران به تصویب شورای امنیت ملل متحد رسیده است. قطعنامه اول یعنی 1696 در مرداد ماه 1385 به تصویب رسید و در آن از فعالیت های هسته ای به عنوان تهدیدی علیه صلح و امنیت جهانی نام برده شده بود. قطعنامه دوم یعنی 1737 در دی ماه 1385 به تصویب رسید و در آن به ایران 60 روز فرصت داده شده تا از غنی سازی اورانیوم دست برداشته و یا پس از آن با تحریم هایی که در ماده 41 منشور آمده است روبه رو گردد. قطعنامه سوم یعنی 1747 در اسفند 1385 در چارچوب فصل هفتم منشور ملل متحد بررسی و نهایتا روی آن اجماع صورت گرفت. موضوع فصل هفتم منشور مربوط به اموری است که صلح و امنیت جهانی را تهدید و یا به مخاطره می افکند. ماده 39 فصل 7 منشور مربوط به تشخیص شورا از تهدید است. ماده 40 تدابیر لازم برای جلوگیری از گسترش تهدید و وخامت اوضاع را پیش بینی می کند. ماده 41 تحریم های سیاسی و اقتصادی را مدنظر قرار می دهد و ماده 42 مجوز اعمال زور و به کارگیری نیروی نظامی علیه کشور متخلف را پیش بینی نموده است. لازم به ذکر است که قطعنامه آخر یعنی 1747 با تایید همه 15 عضو شورا از جمله هند، چین، قطر و آفریقای جنوبی صادر گردید.
گمانه زنی راجع به قطعنامه چهارم زیاد است. دولت بریتانیا تهدید کرده است که در قطعنامه جدید تهران با تحریم هایی به مراتب وسیع تر مخصوصاً در حوزه ترانزیت و عبور و مرور کشتی ها و همچنین مبادلات بانکی مواجه خواهد شد. در این قطعنامه به دنبال آن هستند که دارایی های دو بانک دیگر ایرانی نیز مسدود شود. ممنوعیت انعقاد قرارداد های تسلیحاتی با ایران، ممنوعیت سفر برخی مقامات بلندپایه امنیتی و نیز ممنوعیت ادامه فعالیت روسیه در نیروگاه اتمی بوشهر از دیگر مفاد قطعنامه تحریم ایران بر اساس پیش نویس ارائه شده از سوی دولت انگلستان است. بر اساس یکی از بندهای پیش نویس قطعنامه چهارم تحریم ایران پیشنهادی توسط انگلستان، تمامی هواپیماها و قایق های متعلق به تهران یا تحت کنترل خطوط هوایی ایران و همچنین شرکت های کشتیرانی جمهوری اسلامی از اجازه حرکت، نشستن، برخاستن، پهلوگرفتن در هر بندری و حتی عبور از آب های سرزمینی و مالکیتی کشورهای دیگر محروم می شوند. در این زمینه بر هواپیماها یا کشتی هایی که محموله های ممنوعه بر اساس قطعنامه های 1737 و 1747 شورای امنیت را حمل می کنند تاکید ویژه شده است.
2-افزایش تحریم های مالی و پولی :
یکی از مهمترین راهبردهای آمریکا در مبارزه علیه ایران، استفاده از نهادهای مالی جهانی و بین المللی است. نفوذ آمریکا در بانک جهانی و صندوق بین المللی پول، ایران را از دریافت های وام های موثر بلندمدت محروم نموده بود. اینک آمریکا به دنبال متوقف ساختن همکاری بانک های خصوصی و همچنین اعتبارهای دولتی با دولت ایران و شرکت های ایرانی است. به عنوان مثال جورج بوش در آستانه اجلاس گروه هشت گفت که ما با متحدان اروپایی خود برای تحریم های بیشتر همکاری خواهیم کرد. استوارت لوی، معاون وزرات خزانه داری آمریکا نیز در پی سفر به سوئیس می گوید که مهمترین هدف از سفر من به سوئیس اعلام اخطار و هشدار دولت آمریکا به بانک ها و موسسات مالی سوئیس است. ما اسناد تازه ای از مشارکت موسسات مالی ایران در برنامه غنی سازی اورانیوم پیدا کرده ایم. اطلاعات جدید به بانک های سوئیسی ارائه شده و هشدار لازم به این بانک ها داده شده است.
لوی که خود یهودی است در یک سخنرانی در دبی در جمع تجار به صراحت اعلام می دارد که معامله با ایران به معنای کمک رسانی به تروریست هاست که این کار دارای ریسک بی سابقه برای شرکت ها می گردد و هر شرکتی که دوست دارد که شهرتش ضایع نگردد بهتر است از معامله با ایران صرف نظر نماید.
موسسه یو بی اس بزرگترین نهاد مالی سوئیس سال گذشته اعلام کرد که کلیه همکاری های خود با ایران را قطع خواهد کرد. موسسه اعتباری کردیت سوئیس نیز اعلام کرد، هیچ گونه فعالیت تجاری جدید با ایران را نخواهد پذیرفت و تنها به همکاری های گذشته خود با ایران ادامه می دهد. مقامات آمریکایی معتقدند که دولتین آلمان و فرانسه 8 میلیارد دلار اعتبار صادراتی در اختیار ایران قرار می دهند.یکی دیگر از نقاطی که دولت آمریکا مایل است که از آن به عنوان اهرمی علیه ایران استفاده نماید، موضوع واردات فرآورده به ایران است. دولت ایران حدود 40 میلیون لیتر در روز بنزین وارد کشور می نماید که اکثر آن از طریق امارات عربی متحده خریداری می گردد.
موضوع تحریم های مالی علیه ایران و ایرانیان آن قدر جدی است که شائول بخاش همسر هاله اسفندیاری مدیر گروه خاورمیانه موسسه ویلسون که مدتی است در ایران زندانی است و همه مقامات آمریکایی از جمله رئیس جمهور این کشور نسبت به وضعیت او اظهار نظر نموده اند، می گوید که نامه ای از طرف سیتی بانک دریافت کرده که چون همسرش بیش از یک ماه در ایران به سر برده بنابراین حساب بانکی او مسدود گردیده است. به نظر می رسد که تحریم مالی آمریکا این بار مستقیما مردم ایران و به خصوص دانشجویان و نخبگان را هدف قرار داده است.
یکی دیگر از بهانه های آمریکا برای مهار شرکت ها و نهاد های ایرانی موضوع گسترش سلاح های کشتار جمعی است. دولت بوش بر اساس فرمان رئیس جمهور در جهت مبارزه با گسترش سلاح های کشتار جمعی که در ژوئن 2005 به شماره 13382 صادر شده، تاکنون 19 شرکت و افراد ایرانی را در فهرست تحریم قرار داده است.
در اقدامی دیگر در جهت وادار ساختن تهران به توقف غنی سازی اورانیوم، کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان آمریکا لایحه تحریم اقتصادی ایران را در 25 ژوئن 2007 تصویب کرد. این لایحه که قانون سال 2007 برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح های اتمی نام دارد، از آمریکا می خواهد تا از همکاری اتمی با هر کشوری که به برنامه اتمی ایران کمک کند، خودداری کند. تام لانتوس رئیس کمیته روابط خارجی اظهار داشت، این اقدام به این منظور به عمل می آید تا هزینه پیگیری ایران را برای دستیابی به سلاح های اتمی افزایش دهد. این لایحه همچنین تضمین های اجباری قانون جاری دیگری را موسوم به قانون تحریم های اقتصادی ایران تحکیم می کند. طبق این قانون آن دسته از شرکت های خارجی که در تاسیسات انرژی ایران سرمایه گذاری می کنند، مشمول مجازات هایی می شوند.
3- ناامن کردن جهان برای مقامات ایرانی:
مجازات های هدفمند آمریکا علیه ایران دارای بخش قابل توجهی در مورد مقامات ایرانی است. یکی از روش های مقابله با فعالیت های مقامات ایرانی، ایجاد موانعی است تا به صورت حقوقی یا روانی از تحرک آنان در صحنه جهانی بکاهد. به عنوان مثال کشورهای اروپایی اکنون از دعوت نمودن رئیس جمهور ایران به کشورهای خود ابا دارند و برخی از کشورها مانند آلمان آن را در ارتباط با قوانین داخلی خود در مورد هولوکاست می دانند. برخی دیگر تقریبا در بایکوت خبری هستند. برخی از موضوعاتی که رهبری ایران به عنوان یک پیشنهاد و یا ابتکار مطرح می کنند، به صورت متعارف قابلیت بحث و نقد در رسانه ها را دارد، اما در یک اقدام نه چندان طبیعی عموما سعی می شود که به این بخش از فعالیت های ایران پرداخته نشود. به عنوان مثال آیت ا... خامنه ای برای مذاکره بین ایران و آمریکا در مورد عراق دلایلی را بیان نمودند که بیشتر در جهت ثبات عراق و منافع ملی این کشور بود، اما کمتر روزنامه بین المللی به این بخش از سخنان ایشان توجه نمود.
4- حمله نظامی:
آمریکا از لحاظ نظامی قویترین کشور جهان است و تصمیم گیران واشنگتن هزینه ها و مزیت های برتری نیروی نظامی را برای آن تحمل می نمایند تا از آن در موقع مقتضی استفاده نمایند. یکی از تئوری های آمریکا پس از فروپاشی اتحاد شوروی مداخله انسان دوستانه در نقاطی از جهان است که به نظر غرب یک فاجعه انسانی در حال اتفاق است و یا نهادهای دموکراتیک به صورت بحرانی در معرض فروپاشی است، هرچند که این مداخله با حقوق بین الملل و منشور ملل متحد در ظاهر ناهمخوان باشد. پس از حملات گروه های تندرو به اهدافی در داخل خاک آمریکا در 11 سپتامبر 2001، سیاستمداران آمریکا نظریات مربوط به حمله پیش دستانه را عنوان نمودند. مطابق این نظریه اگر یک دموکراسی می داند که یکی از دشمنانش به دنبال برنامه ریزی برای حملات نظامی و یا تروریستی به آن کشور است، می تواند با برخی از تحرکات پیشگیرانه جلوی موفقیت عملیات دشمن را بگیرد. با توجه به اینکه ایران تاکنون به صورت نظامی و یا عملیات فردی و گروهی آمریکا را تهدید ننموده است، حمله نظامی آمریکا علیه ایران هیچ گونه توجیهی ندارد، اما اکثر سیاستمداران آمریکا معتقدند که اگر ایران به دانش هسته ای و خصوصا غنی سازی اورانیوم دست یابد، این کشور به سمت افزایش دانش و تجربه خود در زمینه هایی پیش خواهد رفت که می تواند به آزمایش سلاح هسته ای منجر شود و ایران هسته ای منافع آمریکا و متحدانش در منطقه را تهدید خواهد نمود. بنابراین آمریکا می تواند با عملیات نظامی پیش دستانه ایران را از دستیابی به فناوری هسته ای بازدارد.
علی رغم تاکید دولت جورج بوش بر رویکرد دیپلماتیک در مقابل ایران، مانورهای نظامی واشنگتن احتمال مواجهه تسلیحاتی میان دو کشور را افزایش داده است. ورود سه ناو جنگی آمریکایی به خلیج فارس نشان دهنده آن است که آمریکا تنها به مذاکره فکر نمی کند، بلکه در کنار آن به استفاده از نیروی نظامی نیز توجه نشان می دهد. به باور بسیاری از تحلیلگران، مواضع جدید رئیس جمهور آمریکا در قبال ایران و تقویت ساختار نظامی این کشور در خلیج فارس یادآور برخی از صداهایی است که قبل از حمله آمریکا به عراق در سال 2003 شنیده می شد. جورج بوش بارها بر این موضوع پافشاری کرده که او هیچ طرحی برای حمله به ایران ندارد و تنها می خواهد از جان سربازان آمریکایی در عراق محافظت کند، اما بالاترین میزان حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس از زمان حمله به عراق موید چنین چیزی نیست.
آسوشیتدپرس، بی بی سی، رویترز، فرانس پرس، گاردین، ریانوستی، الجزیره، هفته نامه تایم و بسیاری از روزنامه ها و خبرگزاری های دیگر در ماه های اخیر از طرح های پنهانی آمریکا برای حمله به ایران سخن گفته اند. مقامات کاخ سفید این اخبار را همواره تکذیب کرده اند تا آنجا که جورج بوش طرح موضوع حمله به ایران را سر و صدای مخالفان خواند و وزیران دفاع و خارجه آمریکا این اخبار را مضحک نامیدند. تهران نیز تاکید می کند که این اخبار جزئی از جنگ روانی آمریکا برای وادار کردن ایران به تعلیق غنی سازی است و دولت و ملت ایران از این جنگ روانی نمی ترسند اما هیچ کس پاسخ نمی دهد که مجهز کردن ناگهانی همسایگان عرب ایران به سیستم های ضدموشک پاتریوت با چه هدفی صورت گرفته است؟ بیانیه تعدادی از فرماندهان بلندپایه ارتش آمریکا و تاکید آنان بر اینکه اگر کاخ سفید هرگونه دستوری برای آغاز حمله نظامی به ایران صادر کند از سمت خود استعفا خواهند داد به چه دلیلی منتشر شده است؟ ابراز نگرانی نمایندگان سنا و کنگره از حمله به ایران و طرح سنا برای کاهش اختیارات نظامی بوش نشانه چیست؟ راهپیمایی صدهزار نفره در لندن برای چه بود؟ پوتین با چه هدفی به آمریکا درباره گسترش دامنه جنگ تا ایران هشدار داد؟
ایالات متحده در طول دو سال گذشته بر احتمال به کارگیری نیروی نظامی علیه ایران تاکید داشته است. اگر چه کاخ سفید در حال حاضر راهبرد خود را بر اقدام سیاسی متمرکز بین المللی تمرکز داده است، اما گزینه نظامی هم می تواند به عنوان یک خطر مورد لحاظ قرار گیرد. گزینه نظامی به دو صورت امکان تحقق دارد؛ یکی حمله نظامی گسترده، یعنی اشغال سرزمینی مثل عراق و افغانستان و دیگری حمله محدود به این معنا که تاسیسات هسته ای و بخشی از پایگاه های نظامی و یا تاسیسات زیرساختی کشور مورد هدف قرار می گیرد.
5- مذاکرات سیاسی
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، دولت های مختلف در واشنگتن مایل به مذاکره سیاسی با جمهوری اسلامی ایران بوده اند و در این راه سرمایه گذاری های فراوانی نموده اند اما در مقابل دولت های ایران از این کار سرباز می زدند. حتی یکبار هیات مذاکره کننده آمریکایی مجبور شد که هواپیمای خود را در ترکیه به زمین بنشاند، زیرا امام خمینی از قبول آنان برای مذاکره در مورد رهایی گروگان های آمریکایی استنکاف نمود. در پس از افزایش اختلاف بین ایران و گروه کشورهای غربی در خصوص مساله هسته ای، حمله آمریکا به افغانستان و متعاقبا به عراق، ایران برخی از اوقات برای مذاکرات چندجانبه در چارچوب آمریکا و اروپا و همچنین دوجانبه با آمریکا اظهار آمادگی نمود، اما آمریکا برای مذاکرات رودررو شروطی از جمله پایان دادن به فعالیت های غنی سازی اورانیوم را مطرح کرد. با افزایش مشکلات آمریکا در عراق و کشته شدن سربازان این کشور به صورت روزمره، آمریکا احساس نمود که بدون برنامه ریزی همه جانبه جهت حفظ امنیت عراق که شامل همکاری های امنیتی و نظامی با همسایگان عراق نیز باید باشد، ثبات در عراق امکان ناپذیر است. بدون تردید مهمترین و پر رفت وآمدترین مرز عراق با همسایگان خود در بخش شرقی این کشور و در همسایگی ایران است. ژئوپلیتیک این دو کشور به گونه ای است که اکثریت جمعیت عراق در بخش شرقی این کشور است و به لحاظ مراودات و فرهنگ عمومی مردم عراق با ایرانیان نزدیک هستند.
اولین بار ایران در اسفند 1384 به درخواست آمریکا برای مذاکره در مورد عراق پاسخ مثبت داد، اما این کار تا 17 اردیبهشت 1386 به تعویق افتاد. در این مدت آمریکا در ادامه سیاست های دیگر خود علاوه بر نشان دادن برخی از جنبه های نظامی علیه ایران، 5 نفر از ماموران جمهوری اسلامی را در اربیل و چند تن را در بغداد دستگیر نمود. به نظر می رسد که آمریکا در اصرار خود به مذاکره با ایران و ارسال درخواست کتبی در این زمینه به دنبال آن بود که طرز تلقی و عقاید دولت احمدی نژاد را از نزدیک بشناسد و آن را تحلیل نماید یعنی با کسانی آشنا شود که تاکنون به آنها دسترسی کمتری داشته است. علی رغم وجود کارشناسان، مقامات و حتی نمایندگان سیاسی ایران در خارج از کشور، به صورت کلی نخبگان ایرانی در عین حال که از منافع ایران دفاع می نمودند، اما فاصله خود را با برخی از رفتارهای دولت احمدی نژاد حفظ می کردند. طرف ایرانی در این مذاکره فرد یا افرادی بودند که عمیقا نظرات جمهوری اسلامی را مطرح کردند و آشنایی با این لایه از تصمیم گیران ایرانی برای آمریکایی ها حائز اهمیت بود.
واقعیت آن است که آمریکا از مذاکره نیز هدف مهار ایران را در سر دارد. تا اینجا ایران هم با هوشیاری در مذاکره شرکت نموده و هم از مهار خود جلوگیری نموده است. سفیر ایران در عراق در این مذاکره پخته عمل نموده است و حتی در میان بهت آمریکایی ها پیشنهاد یک کمیته سه جانبه برای بررسی امنیت عراق با شرکت کارشناسان ایرانی، عراقی و آمریکایی را داده است. این مذاکرات اثر شکلی مثبت بر هر دو طرف یعنی ایران و آمریکا گذارده و می گذارد. نیروی سوم یعنی کشورهای عرب منطقه و اسرائیل از این مذاکرات نگران می باشند و مخالف بهره بردن ایرانی ها از آن هستند. نیروهای تندرو از جمله مقتدی صدر نیز با این مذاکرات مخالفت نمودند.
در اروپا نیز مذاکرات هسته ای ایران با نماینده گروه 551یعنی خاویر سولانا باعث شده تا بیمار مرده دیپلماسی در صحنه روابط ایران و غرب نفس تازه ای کشیده و این شاخص امیدوارکننده ای است. خاویر سولانا از پیشرفت در مذاکرات و آمادگی ایران برای ادامه مذاکره و حتی نوعی کاهش فعالیت های غنی سازی خبر داده است.          ادامه دارد...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات