منصور ملکی/دانشجوی دکتری اقتصاد دانشگاه Stirling انگلستان
طرح پیش نهادی آقای محسن رضایی با عنوان دولت ائتلافی اگرچه درای نکات جالب توجهی است، ولی به نظر میرسد امکان حصول توافق بر آن اندک است. ایشان این تئوری را در مقابل طرح دولت وحدت ملی ارائه کردهاند و معتقدند در شرایط فعلی بهترین گزینه برای تشکیل دولت می باشد. در اینجا به اختصار چند دلیل در مورد عدم امکان انجام آن اشاره می شود:
1) اولا انجام این امر نیازمند وجود ساختار قانونی متناسب با خود است که در حال حاضر قوانین انتخابات چنین امکانی را ایجاد نمیکند. مثلا در ایالات متحده ساختار قانونی انتخابات ایجاب میکند که قبل از رای گیری نهایی، انتخابات درون حزبی انجام شده باشد. البته ایشان قبلا هم از نیاز کشور به داشتن رقابت های درون حزبی قبل از انتخابات اشاره کرده بود، چیزی شبیه انتخابات امریکا.
2) رسیدن به یک توافق اولیه بر سر یک نامزد بدون شک نیازمند داشتن بسترهای حزبی نهادینه و ساختاریافته است. در شرایطی که احزاب خواستگاه اجتماعی مشخصی ندارند و ایجاد، توسعه و یا انحلال احزاب وابسته به جریان های واقعی متن اجتماع نیست؛ لذا این بستر مهم نهادی در کشور وجود ندارد و هرگونه توافقی اگر انجام گیرد نهایتا انگیزه آحاد مردم که در بسیاری موارد مستقل از حرکت های حزبی است در انتخابات سرنوشت ساز خواهد.
3) در شرایط واقعی مشاهده میشود که در میان چهرههای مطرح برای انتخابات بعدی، امکان اجماع و توافق بر سر یک نامزد بسیار پایین است. اگرچه آنها همه خود را در جبهه اصولگرا میدانند، ولی اختلافات عمیقی از جهت اصول نظری و اجرایی مدیریت در سطح ملی دارند.
بنابراین با تاکید بر جالب توجه بودن طرح، به نظر می رسد امکان پایینی برای حصول به آن وجود دارد و بهترین راهبرد در وضعیت کنونی میتواند تلاش برای اصلاح جامع قوانین انتخاباتی و همزمان حمایت و تقویت احزاب باشد. در ضمن انجام برنامه های فرهنگی در جهت آگاه ساری و آماده ساری متن جامعه و تلاش برای جلب نظر نخبگان در ساماندهی و اصلاح وضع موجود نیر می توانند قدم های مناسبی برای شروع این فرایند باشند.