نویسنده: غلامرضا گلی زواره
زهد شکوفایی
روحانی پرهیزگار و زاهد مرحوم حاج شیخ محمود مفتح در مساجد و حسینیههای شهر همدان علاوه بر سخنوری و وعظ، برای حاضران اشعاری زیاد که در مدح و رثای ائمه هدی سروده بود برای حاضران میخواند. او در اواخر خردادماه سال 1307 هـ.ش دارای فرزندی گردید که محمّد نامیده شد. این کودک که دوران صباوت را تحت تربیت پدری فاضل و مادری نیکو سرشت سپری کرد، در مواقعی همراه پدرش به مجالس وعظ و خطابه میرفت و قبل از به پایان رسیدن سخنرانی پدرش. پای منبر از جای بر میخاست و با صدای جذّاب و دل نشین به ذکر مصیبت اهل بیت میپرداخت، سنتی که در محافل شیعه به «پا منبری» یا پیش واقعه و احیاناً نوحه موسوم میباشد.(1) بنابراین بخش مهمی از شخصیت این عالم عامل در ایّام کودکی و نوجوانی در محافل دینی و مذهبی شکل گرفت.
وی پس از خاتمه تحصیلات مقطع ابتدایی به حوزه علمیه شهر دانشور پرور همدان راه یافت و از محضر اساتیدی پر آوازه همچون آیة اللّه آخوند ملاعلی همدانی(2)، مقدمات علوم و زبان و ادبیّات عربی، فقه و بخشی از منطق را آموخت و در سال 1322 هـ.ش به قم هجرت کرد و در مدرسه دارالشفاء این دیار: رسایل، مکاسب و کفایه را طی دو سال فرا گرفت. و خود در زمره اساتید حوزه قلمداد گردید. مباحث خارج فقه و اصول، عرفان، حکمت و فلسفه را از محضر امام خمینی، علامه طباطبایی، آیة اللّه میرزا ابوالحسن رفیعی قزوینی، آیة اللّه بروجردی، آیة اللّه مجاهد تبریزی و نیز مدتی از محضر آیات عظام گلپایگانی و مرعشی نجفی بهره برد و در فقه چنان تبحر یافت که عنوان اجتهاد را احراز نمود، هم زمان با تحصیلات حوزوی، فراگیری علوم دانشگاهی را مجدّانه پی گرفت و در رشته الهیات و معارف اسلامی در دانشگاه تهران به دریافت درجه دکترا نایل آمد. پایان نامه تحصیلی وی در این مقطع «حکمت در نهج البلاغه» بود که با درجه عالی مورد قبول واقع شد.(3)
فرزند حوزه، شهید دانشگاه
شهید مفتح از شخصیتهای برجسته علمی محسوب میشود و از او تألیفات با ارزشی در مباحث فلسفی، کلامی و اعتقادی بر جای مانده است. مهمترین اثرش حاشیهای است که بر کتاب اسفار ملاصدرا نوشته است. روش اندیشه در علم منطق، نقش دانشمندان اسلام در پیشرفت علوم، ترجمه مجلداتی از تفسیر مجمع البیان و مقالات متعددی که به خصوص در مجله مکتب اسلام درج گردیده است، از آثار مهم او هستند.(4)
این استاد ژرف اندیش که در حوزه علمیه همدان و قم اندیشههای خویش را شکوفا و پربار ساخته بود، عمر پر برکت خود را در راه ترویج معارف اسلامی و ارزشهای دینی در میان اقشار گوناگون جامعه اسلامی خصوص نسل جوان و دانشجویان سپری نمود و یک لحظه از این تلاش مقدس و با برکت آرام نگرفت. یکی از اهداف مهم، رشد دهنده و پر ثمر او ایجاد پیوند میان حوزه و دانشگاه و برقراری رابطهای توأم با تفاهم بین طلبه و دانشجو بود.(5) با تدریس در دانشگاه نشای مکتب را در مزرعه دانشگاه افتتاح کرد و در روزگاری که فاتحان دروازه غرب و شرق بر روی کشور اسلامی ایران مغرورانه با ارزشهای دینی و موازین اعتقادی به ستیز برخاسته بودند، شهید مفتح، مفاتیح ایمان و عقیده را در دست گرفت و با فتوحات معنوی چشمه پر بهره و با صفای فضیلت را در دانشگاه جاری ساخت و در ایامی که نغمه شوم جدایی دین از علم از سوی غرب زدگان و افراد خود باخته، سر داده میشد بین محافل علمی و دینی ارتباط برقرار کرد و بر این عقیده بود که برای تسخیر دلها و ساختن آیندهای درخشان و استوار نمودن پایههای دیانت در تمامی زوایای زندگی باید معنویت دین را با دانش مرتبط نمود و عملاً در این راستا اهتمامی با اهمیت از خویشتن بروز داد.
تلاشهای علمی و فرهنگی در قم
آیة اللّه دکتر مفتح اعتقاد داشت برای تقویت بنیانهای عقیدتی اقشار جامعه، در مسجد به عنوان کانون عبادت و مکانی با قداست باید با برنامه ریزیهای دقیق و اصولی کانونها و محافل دینی و فرهنگی را پایه گذاری نمود. آن شهید با همکاری حضرت آیة اللّه خامنهای و شهید دکتر بهشتی به مناسبت تقویت پیوند دانشآموزان، فرهنگیان، دانشجویان و روحانیون اقدام به تأسیس «کانون اسلامی دانشآموزان و فرهنگیان» در مسجد رضوی قم نمود. مسؤولیت مستقیم این حرکت پربار را شهید مفتح به عهده گرفت. این کانون اولین مجتمع اسلامی زنده و پویا بود که در آن گروههای مختلف جمع میشدند، در واقع جلوه و نمادی بود از هماهنگی همه قشرهای جامعه بر محور بینش سازنده اسلامی. در جلسات هفتگی آن افرادی فاضل در خصوص مسایل مهم دینی و ابعاد معارف اسلامی و عرصههای آن سخنرانی میکردند.(6)
مقام معظم رهبری در این مورد فرمودهاند: سال 1339 یا 1340 هـ.ش اقدام کردیم برای ایجاد یک کانون اسلامی دانشآموزان و فرهنگیان در قم و اوّلین مجمع هماهنگ کننده و نزدیک کننده روحانی و دانشجو ـ که پیوندشان مبارک بود ـ را در آن شهر بوجود آوردیم. روحانی، دانشجو دانشآموز و فرهنگی در مسجد (رضوی) گردهم میآمدند و بحثهای سازنده اسلامی داشتیم با آهنگ اجتماعی.(7) شهید آیة اللّه دکتر بهشتی در خصوص فعالیتهای این کانون یادآور شده است: بسیار جلسات جالبی بود. در هر هفته یکی از ما سخنرانی میکردیم و دوستانی از تهران میآمدند و گاهی مرحوم (شهید) مطهری و گاهی دیگران (استادان حوزه قم) میآمدند در یک مسجد و در یک جلسه، طلبه، دانشآموز و دانشجو و فرهنگی همه دور هم مینشستند و این حقیقت نمونه دیگری بود از همان تلاش برای پیوند دانشجو و روحانی و اینبار در رابطه با مبارزات و رشد دادن و گسترش دادن فرهنگ اسلام. این تلاشها و کوششها بر رژیم (شاه) گران آمد و در زمستان سال 1342 هـ.ش مرا ناچار کردند که از قم خارج بشوم و به تهران بیایم.(8)
در همین مکان (مسجد رضوی) دکتر مفتح با همکاری جمعی از اندیشمندان تلاشی پژوهشی را آغاز کردند. دکتر بهشتی در این مورد میگوید: در یک کار تحقیقی که آغاز کردیم از طریق دسته جمعی ایشان (دکتر مفتح) بودند و به هر حال همین طور با هم مأنوس بودیم تا سال 1349، ده سال قبل که من تهران بودم (زمان اظهارات سال 1359 بوده است) و ایشان هم بودند و ما با هم همسایه بودیم و اُنس، آشنایی و همکاریمان بیشتر بود یک فعالیت تحقیقاتی را شروع کردیم. در تهران در سال 1349 ایشان در آن عضویت و همکاری داشتند.(9) در این جلسات علمی علاوه بر دکتر مفتح و دکتر بهشتی آیات گرام موسوی اردبیلی و مهدوی کنی حضور داشتندو با استفاده از منابع اصیل اسلامی به تحقیقی ارزنده، عمیق و گسترده دست زدند. موضوع این کار تحقیقی مشخص کردن نظام سیاسی اسلامی و سامان دادن به اندیشه حکومت اسلامی بود و تأثیر آن، چنان برای عوامل رژیم رعب آور گشت که بر آنها شدیداً گران آمد و شهید بهشتی را وادار کردند قم را ترک کند و به تهران برود البته ایشان ازتهران همکاری با این جمع علمی و پژوهشی را ادامه داد و بعد که فشار دستگاه ساواک کاهش یافت ارتباط خویش را با جلسات مزبور برقرار نمود، هر چند بعدها ساواک بسیاری از افراد این تشکّل را دستگیر کرد.(10) این فعالیتهای بنیادین برکات فراوانی داشت و پس از شهادت دکتر مفتح بنابر وصیّت ایشان فیشهای مربوط به این مطالعات در اختیار شهید دکتر بهشتی قرار گرفت.(11)
البته بعد از پیروزی انقلاب اسلامی بدین سبب که هر یک از افراد مورد اشاره در مشاغل حساس و پستهای مهم نظام جمهوری اسلامی مشغول انجام وظیفه گردیدند فرصت استمرار این کار بدست نیامد و تحقیقات مذکور گرچه به انجام نرسید ولی از فیشهای موجود به صورت کاربردی برخی دانشوران استفادههای زیادی نمودند.
در شهرهای استان خوزستان
شهید مفتح از آغاز فعالیتهای اجتماعی ـ سیاسی، مسافرتهای تبلیغی خود را به منبرهای افشاگرانه، روشنگرانه تبدیل ساخته بود. او در سالهای دهه 1340 هـ.ش که با قیام امام امت همراه است اغلب به شهرهای استان خوزستان میرفت و در این مناطق مساجد را پایگاه فعالیتهای خود قرار میداد. او که بارها به دلیل خطابههای بیدار کننده با آزارها و فشارهای شدید از سوی رژیم پهلوی مواجه شده بود با شروع نهضت امام خمینی همه کوششهای خویش را در این راستا متمرکز کرد و پیرو تأکید آن رهبر فرزانه، سخنرانیهای آگاه کننده و حرکت آفرینش آن چنان جوش و خروش و تحولی در نقاط گوناگون استان خوزستان خصوصاً آبادان، دزفول، اهواز و خرمشهر ایجاد کرد که پس از آن دیگر دستگیریهای پی در پی و جلوگیریهای پیوسته از رفتن ایشان به مساجد و منابر مؤثر واقع نشد. ساواک از سر درماندگی، دکتر مفتح را از ورود به استان خوزستان منع کرد تا شاید از این طریق بتواند جلوی جاری شدن این چشمه جوشان عشق و ایمان را بگیرد و او را از رساندن پیام جذّاب امام به مردمان مشتاق حقایق باز دارد.
در تعقیب این مقصد شوم تصاویر متعددی از شهید مفتح توسط ساواک در اختیار مراکز مسافربری قرار گرفت.مأموران این تشکیلات مخوف در تمامی ایستگاههای راه آهن، گاراژهای مسافربری و فرودگاهها مراقبت مینمودند که ایشان وارد استان خوزستان نشود. یکی از روحانیان که در این برنامههای تبلیغی همگام با شهید مفتح مشغول فعالیت بوده است میگوید: برای دهه اول محرم سال 1343 هـ.ش تصمیم گرفتیم به آبادان برویم، پس از خداحافظی با امام به سوی آبادان حرکت کردیم. مرحوم شهید مفتح در آبادان بیش از همه در این جریان پیشقدم بود. از نظر منبر هم منبر خیلی جالبی داشت و در مسایل سیاسی بی پرده برای مردم صحبت میکرد. لذا منبر ایشان در ایام تاسوعا و عاشورا آن قدر پر حرارت میشد که گاهی به مسجد میآمدند و میخواستند از ادامه آن جلوگیری کنند.(12)
دکتر مفتح فعالیتهای تبلیغی خود را به شهرهای این استان منحصر نکرد و در مواقع مقتضی و ایام ماه مبارک رمضان، محرم و صفر در اغلب شهرهای استانهای مرکزی، شمالی و جنوبی از طریق سخنان پرمحتوا و شیرین و شیوای خود در مساجد و بر فراز منابر به نشر اندیشههای اسلامی میپرداخت و حقایقی را برای مخاطبان بیان میکرد. باتمجید امام خمینی از فعالیتهای خستگیناپذیر دکتر مفتح، وی تلاش خود را بیش از پیش ادامه داد تاجایی که دیگر رژیم شاه وی را عنصری فعال و خطرناک میدانست. به همین منظور در سال 1347 هـ.ش وی را به نواحی بد آب و هوای جنوب تبعید کرد و رابطهاش را با قم قطع نمود. با پایان یافتن دوران تبعید وی، ساواک او را ناگزیر به اقامت اجباری در تهران کرد. با سکونت درتهران مبارزه ایشان شکل دیگری به خود گرفت از آنجا که دور کردن آیة اللّه مفتح از قم، درس و حوزه موجی از نارضایتیها را پدید آورد، با اوجگیری این مخالفتها کارگزاران رژیم پهلوی تصمیم گرفتند در ظاهر برای از بین بردن جوّ مخالفت و در باطن مشغول نمودن افکار مفتح به امور فرعی، ایشان را به دانشکده الهیات دانشگاه تهران بیاورند. شهید مفتح به شوق هم کاری، با متفکر شهید آیة اللّه مطهری که در آن زمان مدیریت گروه فلسفه و حکمت این دانشکده را عهده دار بود و نیز گشودن باب دیگری از مبارزه، آن هم در سنگر ارزشمند دانشگاه، این فراخوانی را پذیرفت و در سمت استاد یار در گروه فلسفه شروع به کار کرد که در اندک مدتی توانست در جمع دانشگاهیان موقعیت علمی ویژهای بدست آورد. همچنین دو روز از وقت خویش را به تشکیل جلسات مذهبی در مسجد دانشگاه صنعتی شریف به دانشجویان اختصاص داد.(13)
در دانشگاه تهران نیز علاوه بر تدریس و بسط زمینههای همکاری با شهید مطهری بنا به دعوت دانشجویان به اقامه نماز جماعت در مسجد دانشگاه همت گمارد. سخنرانیهای مستدل و با حلاوت ایشان در مسجد دانشگاه تهران در ترغیب نسل روشنفکر و تحصیل کرده به معارف اسلامی اثر بسزایی داشت.(14)
در مسجد الجواد و مسجد صاحب الزمان(عج)
برنامههای تبلیغی مسجد الجواد در سالهای 1349 تا 1350 زیر نظر آیة اللّه مطهری بود آیة اللّه مفتح بنا به دعوت مؤمنان و اهل محلّه به این مسجد دعوت شد، تا از این سنگر به ارشاد و هدایت جامعه خصوصاً نسل جوان بپردازد. این مکان عبادی از معدود پایگاههای عرضه اسلام راستین و معارف تشیع ناب در تیرگیهای طاغوت و جهالت استبداد بود شهید مفتح به ایراد سخنرانی و انجام جلسات تفسیر در آن مسجد پرداخت و از این طریق به روشنگری و ارتباط افزونتر بین نسل تحصیل کرده و روشنفکر و اقشار روحانی متعهد و مسؤول همت گمارد، ارمغان این برنامه مفید جذب جوانان به سوی اسلام و انس دانشگاهیان با فرهنگ حوزه بود،(15) آن دانشور سخت کوش در این مسجد و دیگر مساجد با تشکیل کلاسهای متعدد برای جوانان در جهت انتقال علوم اسلامی صحیح کوشش فراگیر را آغاز نمود که شهدای بزرگوار آیة اللّه مطهری، دکتر بهشتی، دکتر باهنر و دیگر دوستان فاضل او را همراهی میکردند، تدریس درس فلسفه با زبانی ساده و به شیوهای در خور فهم نسل جوان و متناسب با مقتضیات زمان به عهده شهید مفتح بود. این فعالیت عمیق فرهنگی که اصلیترین کانون مبارزه را در برداشت به اهتمام آن عالم متفکر و دیگر یاران امام بطور جدّی استمرار یافت.(16)
مسجد صاحب الزمان از دیگر کانون هایی بود که شهید مفتح طی سخنانی در آن به افشای وقایع و نشر حقایق و تنویر افکار جامعه پرداخت، در سلسله بحثهایی تحت عنوان حکومت اسلامی که در مسجد مزبور صورت گرفت آیة اللّه مفتح با استناد به مباحث قرآنی و نکات تفسیری زمینههای نهضت اسلامی را تشریح نمود و تأکید کرد نجات جامعه در پرتو اسلام با تمامی ابعادش بدست میآید.(17)
جویبار معنویت در مسجدجاوید
این اندیشمند آگاه در سال 1352 برای ایجاد انسجام و همسویی بین تشکلهای دینی و نیروهای مسلمان و گشودن سنگری دیگر برای ارائه اسلام راستین، امامت مسجد جاوید را پذیرفت و در واقع با فعالیت وی در این مسجد، خلأیی که بعد از بسته شدن حسینیّه ارشاد بوجود آمده بود، جبران گردید.(18) بدین گونه مسجد جاوید که توسط آقای عباس جاوید بنیان نهاده شده بود. به یکی از کانونهای فعالیت فرهنگی آن شهید تبدیل گشت. او در این مکان مبارک یک هسته مقاومت تشکیل داد و اکثر اوقات از سخنرانان متعهد و مبارز که در راه نهضت اسلامی گام بر میداشتند دعوت به عمل میآورد تا آن که توانست جوانان و خصوص دانشجویان را به سوی معارف اصیل و مباحث زندگی ساز اسلامی ترغیب نماید، او برای تعمیق بخشیدن به چنین تلاشهایی با وجود آن که خود متفکری والامقام و مسلط به علوم اسلامی بود مشورت با شخصیت هایی چون آیة اللّه مطهری را زیر بنای حرکتهای فرهنگی و آموزشی خویش قرار داده بود.(19)
وی در مسجد جاوید کتابخانهای مجهز و پربار تأسیس نمود و کلاسهای گوناگونی در رشتههای تفسیر قرآن، نهج البلاغه، اصول عقاید، فلسفه، اقتصاد، تاریخ ادیان، عربی، جامعهشناسی در سطح خواهران و برادران تشکیل داد که در ارتقاء میزان آگاهی دینی و تقویت شعور سیاسی قشرهای مذکور بسیار اثر داشت. در این کلاسها خود مفتح، آیةاللّه مطهری، دکتر باهنر و تنی چند از اساتید برجسته حوزه و دانشگاه مطالب مورد نظر را با سبکی جدید تدریس مینمودند.(20)
آقا سخایی در اینباره میگوید: شهید مفتح از من خواسته بود که تعدادی از دانشجویان را دعوت کنم تا ایشان بتوانند در مسجد جاوید برای آنها کلاسی ترتیب دهند، من هم چنین کردم و شهید مفتح هم کلاسی تشکیل داد که استادان آن خود وی، علامه محمد تقی جعفری، آیة اللّه بهشتی و برخی دیگر بودند. در مسجد جاوید کلاسهای گوناگونی را ایشان به طور ابتکاری ایجاد و دانشجویانی را جذب کرده بودند. از جمله این کلاسها فلسفه تاریخ بود که یکی از دوستان در آنجا تدریس میکرد. نهج البلاغه را هم شهید باهنر درس میدادند، استاد کلاس عربی دکتر دبوری بود. کلاس تفسیر قرآن را هم خود شهید مفتح اداره میکرد چون ایشان ممنوع المنبر بودند و اجازه نداشتند سخنرانی کنند در قالب این کلاسها مطالبی را بیان میکردند.(21) کلاسهایی که در مسجد جاوید تشکیل میشد بویژه جلسه تفسیر قرآن که توسط دکتر مفتح اداره میگردید از سوی مقامات امنیتی رژیم پهلوی به شدت کنترل میشد. گزارش هایی که از این مسجد توسط ساواک و شهربانی تهیه شده نشانگر حساسیت ساواک و سایر نهادهای امنیتی در قبال فعالیتهای ایشان است. در یکی از گزارش هایی که پلیس تهران به ریاست اداره اطلاعات شهربانی کلّ کشور ارسال گردیده، آمده است: اطلاعیه واصله حاکی بود آقای شیخ محمد مفتح، استاد دانشگاه و پیش نماز مسجد جاوید در جاده قدیم شمیران که مدتی است ممنوع المنبر میباشد اخیراً در قسمت شمالی ساختمان مسجد که نوساز و هنوز نیمه تمام میباشد و دارای درب جداگانهای است جهت عدهای از دختران و پسران جوان که بین آنان دانشجویان دانشگاه دیده شدهاند کلاس تفسیر قرآن تشکیل داده است. در این گزارش قید گردیده است: این کلاس تفسیر روزهای پنج شنبه و جمعه بعد از ظهر در دو کلاس جداگانه تشکیل میشود، در ادامه همین گزارش آمده است: ضمن مراقبت،مشاهده گردید عدهای دختر جوان که همگی چادر مشکی به سر داشتند و با خود کیف و کتاب حمل مینمودند از ساعت 13 به تدریج به درب شمالیمسجد مراجعه و وارد زیر زمین که در آن صندلی و میز قرار داده شده بود گردیده و تا ساعت 14 حدود 35 نفر دختر در محل فوق اجتماع کرده و آقای شیخ محمد مفتح نیز مراجعه و مشغول تدریس بودهاند و کلاس مزبور تا ساعت 18 ادامه داشت... رئیس اداره اطلاعات شهربانی سرهنگ محمد سجادی در جواب این گزارش ابلاغ کرد: تا زمانی که نامبرده بالا(مفتح) ممنوع المنبر باشد مجاز به تشکیل کلاس درس تفسیر قرآن نبوده و از آن پس نیز تشکیل کلاس مورد بحث با کسب اجازه از وزارت آموزش و پرورش امکانپذیر میباشد. متعاقب این دستور حاج عباس جاوید مسؤول مسجد به کلانتری احضار و از وی تعهّد گرفته شد که از تشکیل جلسه تفسیر قرآن و هرگونه فعالیت غیر عادی(!) در مسجد جلوگیری شود و مراتب را به اطلاع دکتر مفتح برساند.(22)
با اوجگیری این فعالیتها و تبدیل شدن مسجد جاوید به سنگری مستحکم برای مبارزه با طاغوت و استقبال فراوان دانشجویان و طبقات تحصیل کرده، دعوت از شخصیت هایی چون آیة اللّه مطهری و آیة اللّه خامنهای و محتوای غنی روشنگرانه مسایل مطرح شده در کلاسها و سخنرانیها و انتشار اعلامیههای گوناگون در سطح وسیع، تلاشهای شهید مفتح در این سنگر مقدس بر ساواک گران آمد و اجازه نداد این مسجد بیش از هیجده ماه به فعالیتهای چشمگیر و تأثیر گذار فرهنگی تبلیغی خود ادامه دهد.
سرانجام در روز سوم آذرماه سال 1353هـ. ش پس از سخنرانی حضرت آیة اللّه خامنهای و با هجوم ساواک، مسجد جاوید تعطیل و دکتر مفتح پس از دستگیری روانه زندان گردید.(23)
دکتر مفتح به جرم فعالیتهای آموزشی و فرهنگی مدت دو ماه زیر سختترین شکنجههای رژیم پهلوی قرار گرفت. پس از رهایی از زندان، سازمان امنیت دیگر به ایشان اجازه فعالیت نداد. حضرت آیة اللّه خامنهای نیز پس از سخنرانی در این مسجد دستگیر و مدتی زندانی شدند و این ششمین و سختترین بازداشت معظم له بود چنانچه خودبدان اشاره دارند: مدتها در سلولی با سختترین شرایط و همواره بازجوییهای دشوار در وصفی که فقط برای آنان که آن شرایط را دیدهاند قابل فهم است نگه داشته شدم.(24)
اگرچه شهید مفتح دیگر نتوانست به مسجد جاوید برود اما در کنار آیة اللّه شهید مرتضی مطهری در برابر توطئههای خطرناک الحاد مارکسیستها که از سوی ساواک تقویت و حمایت میشدند، ایستاد.
مسجد قبا پایگاه استوار انقلاب اسلامی
در سال 1354 هـ.ش با کمک اهالی محل و برنامه ریزیهای دکتر مفتح در خیابان دکتر شریعتی کنونی و بالاتر از حسینیه ارشاد در قطعه زمینی وقفی مسجدی بنا شد که آن را مسجد قبا نامیدند تا یادآور مسجدی باشد که رسول اکرم(ص) در مسیر هجرت به مدینه و هنگام توقف در دهکده قبا آن را بنیان نهادند. آیة اللّه مفتح که پس از تعطیلی مسجد جاوید مدتی را در زندان با شرایط آشفته به سر برده بود، توسط آیة اللّه طالقانی، شهید مطهری، دکتر شریعتی و تنی چند از روحانیون انقلابی به امامت این مکان عبادی برگزیده شد. از آن پس شهید مفتح همچون حرکتهای
فرهنگی مسجد جاوید لیکن در سطحی وسیعتر دست به تشکیل کلاسهای عقیدتی و سخنرانیهای روشنگرانه زد و در کنار آن کتابخانه قبا را تأسیس کرد و با استفاده از صحن کتابخانه در فصل تابستان اردوهای تربیتی ـ تفریحی برای دانشآموزان تشکیل داد. این برنامههای متنوع و سازنده و رشد دهنده سرآغاز فعالیتهایی بود که سرانجام مسجد قبا را به بزرگترین مرکز انقلاب تهران و یکی از مهمترین پایگاههای ضد رژیم استبدادی مبدّل ساخت و نقش عمدهای در اوجگیری و پیروزی نظام جمهوری اسلامی بر عهده داشت.
از جمله اقدامات قابل توجه دکتر مفتح در بعد فرهنگی برگزاری نمایشگاه کتاب بود که برای اولّین بار صورت میگرفت. او علاوه بر تشویق، از تمام امکانات و تواناییهای خود برای راهاندازی نمایشگاه بزرگ کتابهای اسلامی استفاده کرد. آقای پیشگاهی که در تدارک این برنامه حضور فعّالی داشته است میگوید: ایشان (دکتر مفتح) شدیداً از دوستانمان در ایجاد نمایشگاههای کتاب حمایت میکردند. نمایشگاه کتاب در مسجد قبا در آن فضایی که فراهم شده بود، کتابهای مذهبی و اعتقادی مورد استقبال بسیار وسیع دانشجویان، طلّاب و جوانان آن روز بود. یادم هست آن روزها نیاز به کمک مالی داشتیم، برای تأسیس این نمایشگاهها خود این شهید بزرگوار زمینه هایی را فراهم میکردند افراد متدیّنی را که آمادگی کمک داشتند معرفی میکردند تا بتوانیم کتابها را با تخفیف افزونتری در نقاط مختلف کشور در نمایشگاهها ارائه کنیم.(25)
به موازات این برنامهها شهید مفتح که از مشکلات اقتصادی وضع اسف بار افراد مستمند و محروم، غافل نبود اقدام به تأسیس صندوق ذخیره قبا کرد و در سالگرد بنا نهادن آن به مصر رفت و از دو شخصیت متخصص و استاد برجسته اقتصاد اسلامی دانشگاه الازهر دعوت کرد که به ایران آمده و در ایامی که مصادف با سالگرد تأسیس صندوق و سالروز میلاد با سعادت حضرت زهرا(س) بود، شرکت کنند و در خصوص اقتصاد اسلامی مطالبی بیان نمایند ولی وقتی شهید مفتح به ایران آمد تا مقدمات برگزاری مجلس را فراهم کند عوامل رژیم پهلوی از اجرای آن جلوگیری کردند. ایشان در یک سخنرانی به این کار شکنیهای شب افروزان ستم اشاره میکند: مابه ایران آمدیم و در صدد مقدمات برگزاری مجلس میشدیم، از طرف رژیم آمدند که موضوع چیست؟ گفتم جریان این است بشما لیست سیاه(!) را نگاه کنید فکر نمیکنیم اسم این سخنرانهایی که ما از آنان دعوت کردهایم در آن باشند. گفتند بعداً به شما خبر میدهیم. ده روز بعد تماس گرفتند که نه آقا ما با مقامات بالا تماس گرفتیم این دو نفر نبودند و اضافه کردند امّا من بعد از فلانی خواهش میکنیم دیگر در این کارها دخالت نکند. این از وظایف اوقاف است اگر بخواهید یک شخصیت دینی و مذهبی از کشوری به اینجا بیاید باید سازمان اوقاف دعوت کند نه مسجد قبا!...(26)
در همین سالها یک کشیش معروف آمریکایی که از گروه مسیحیان ضد جنگ ویتنام بود برای بررسی وضع ایران و تماس با مخالفان رژیم پهلوی به ایران آمد. این شخص با بسیاری از مبارزان داخل کشور تماس گرفت و با آنان مذاکراتی انجام داد. از جمله آنها مصاحبهای هم در کتابخانه مسجد قبا با دکتر مفتح انجام داد، که در آن اوضاع تیره و تار و توأم با اختناقی که ساواک پدید آورده بود بسیار شجاعانه و با صراحت صورت گرفت و ایشان به دور از هرگونه هراس، موقعیت خفقان بار و تبهکاری رژیم شاه را تشریح کرد و نظرات خویش و یاران خود را در برابر تشکیلات طاغوتی بیان داشت.
جلسات شور آفرین
مقارن با ماه مبارک رمضان سال 1356 هـ.ش که به دلیل تغییر سیاست امپریالیسم آمریکا و آغاز شعارهای پرفریب حقوق بشر. رژیم حاکم در این محیط پرآشوب از فضای باز سیاسی دم زد. دکتر مفتح به دنبال افشای ماهیت این شعار دروغین و بهرهگیری از ضعف رژیم اقدام به تشکیل جلساتی در مسجد قبا کرد که برای اولین بار در تاریخ معاصر ایران با حضور جمعیتی متجاوز از سیهزار نفر برگزار میشد و مردمان مشتاق و تشنه حقایق برای گوش فرا دادن به سخنرانیهای گویندگان مذهبی از شهرستانها به مسجد قبا هجوم میآوردند و با هیجان و التهاب خاصی در این مراسم شکوهمند شرکت میکردند.
عوامل ساواک که از این شور و شوق و تحول نگران شده بودند دکتر مفتح را در تنگنا و فشار قرار دادند تا او را از استمرار چنین حرکت امید بخشی منصرف نمایند ولی او که تأثیر شگرف و قابل ملاحظه این سخنرانیها را در افکار و قلبهای مردم بخوبی مشاهده میکرد و نقش وافر آن را در بیداری مردم لمس مینمود تنها و مقاوم و استوار در مقابل این فشارها ایستاد و با استقبال از خطرهای احتمالی، بدون واهمه رسالت سنگین خود را در پی گرفت. این جلسات با جمعیت فراوانی که مسجد قبا و خیابانهای اطراف آن را پر کرده بود و رفت و آمد را عملاً تا شعاع زیادی در اطراف مسجد با تراکم و دشواری مواجه مینمود، در ماه رمضان سال 1398 هـ. ق تشکیل شد و نقش بارزی در افزایش تحرک و تقویت بیداری مردم داشت و برای نظام طاغوتی خطر آفرین بود شهید مفتح به این ازدحام پرشور اشاره دارد:
الآن میبینم بعد از نماز عشاء مردم، جوانان عزیز، با چه ازدحامی وارد مسجد میشوند در این فضای فشرده و گرم، عرق ریزان به این شکل که ملاحظه میکنید بر بالای درب و دیوار ایستادهاند. خیابان نیز مملو از جمعیت است. کتابخانه مسجد پر است تا جایی که قدرت داشتیم بلندگو گذاشتیم و جمعیت ایستادهاند، چرا؟ با این که نه در روزنامه اعلام کردیم نه میتوانستیم اعلام کنیم. امّا این مردم به این جهت که به اینجا بیایند و سخنی بشنوند، در اینجا جمع شدهاند اینها را خوب مطالعه کنید، جامعه را بشناسید. خواستههای مردم، مذهب مردم برای این مردم مقدّس و پرارزش است. خوشبختانه این حرکت اسلامی منحصر به ایران نیست. در حال حاضر در دنیای اسلام یک جنبش اسلامی بوجود آمده (است)...(27)
در گزارش ساواک در مورد مفتح آمده است: با توجه به جذب جوانان مذهبی و برنامههای سخنرانی و کلاسهایی که در مسجد قبا بر پا میشود، قطب تازهای برای فعالیت مذهبیون بوجود آمده و جای مسجد هدایت(پایگاه آیة اللّه طالقانی) را گرفته است.
در سندی اظهارات دکتر مفتح در مسجد قبا بدین گونه گزارش شده است: روز ششم شهریور 1357 شیخ محمد مفتح پیش نماز مسجد قبا ضمن یک گفتگوی دوستانه اظهار داشته است:
این شریف امامی ـ نخست وزیر وقت ـ کسی است که جواز مشروب فروشیها را امضاء میکرد؟ چطور شده که گربه زاهد شده است. در پایان بحثش گفته است: فریب این برنامهها (ظاهرنماییها) را نخورید منتظر امر مرجع خودمان (امام خمینی) از نجف اشرف هستیم. در مدرک دیگری از اسناد ساواک درباره مسجد قبا میخوانیم: ساعت ده روز سیزده شهریور 1357 سخنرانی دکتر مفتح (در مسجد قبا) خاتمه یافت و جمعیت در ساعت 10:10 دقیقه که تعداد آنها 13 الی 14 هزار نفر میشد. نامبرده اظهار داشت ما هیچ کس به جز آقای خمینی را قبول نداریم(به عنوان رهبر) و از مردم دعوت نمود روز پنج شنبه را به عنوان همدردی با شهداء تمام مغازهها و بازارها را تعطیل نمایند و در خاتمه ضمن انتقاد از دولت و حکومت(پهلوی) مردم را به نظم و آرامش دعوت کرد و گفت: اکنون برنامهای نداریم. به خانههای خود بروید.(28)
شهید مفتح به موازات برنامههای تبلیغی ارشادی خود به مسایل جهان اسلام هم توجه داشت و ضایعه اسفناک اشغال سرزمین اسلامی فلسطین به دست غاصبان صهیونیست سخت ذهن این متفکر را آزار میداد به همین دلیل در اوج فعالیتهای فرهنگی در مسجد قبا هنگامی که اشغالگران قدس با نقشههای شوم خود آتش جنگ داخلی را در لبنان برافروخته و نیروهای لبنانی و فلسطینی را به جان هم انداخته بودند طبق یک برنامه منظم و اصولی و با مدد دیگر یاران هم فکر خود اقدام به جمع آوری کمک برای آوارگان این نزاع خونین کرد، که در این راه موفق به جمع آوری مقادیر زیادی اعانه برای شیعیان لبنان و فلسطینیهای آواره گردید و خود شخصاً به این سرزمین مسافرت نمود و با یاری امام موسی صدر کمکهای مردم ایران را بین افراد شیعه لبنانی و آوارگان فلسطینی تقسیم کرد.(29)
دعوت از عبدالفتاح عبدالمقصود
عبدالفتاح عبدالمقصود نویسنده سنّی مذهب بزرگ مصری است که هشت جلد کتاب درباره حضرت علی(ع) نوشته است. مجلّد اوّل از این مجموعه را آیة اللّه طالقانی ترجمه نمود و سایر جلدها را دکتر محمد مهدی جعفری به زبان فارسی برگردانیده است. شهید آیة اللّه مفتح در سال 1356 هـ.ش از وی دعوت نمود تا به ایران بیاید، او هم پذیرفت و مقارن با ایام ولادت حضرت امام رضا(ع) به ایران آمد در پیش نویس اعلامیهای که توسط دکتر مفتح برای برگزاری جشن و مراسم سخنرانی ایشان انتشار یافت، آمده بود: آقای عبدالفتاح عبدالمقصود نویسنده توانایی که در محیط مصر با نوشتن کتاب «الامام علی» و کتابهای دیگر درباره فاطمه زهرا(س) و امام حسین(ع) و نیز نگارش تقریظ بر کتاب الغدیر اثر علامه امینی علاقه شدید خود را به اهل بیت رسول اللّه(ص) نشان داده است.
عبدالفتاح عبدالمقصود در اوقات اقامت در ایران علاوه بر آن که ثمرات تألیفات خود را در کشور ایران مشاهده کرد و حقشناسی شیعیان را احساس نمود. طی مصاحبت و مجالست با بزرگان شیعه و دانشمندان حوزه علمیه قم و بازدید از شهرهای مختلف ایران بیش از گذشته با فرهنگ شیعیان آشنا گردید، این دیدارها موجب گشت تا او کتابهای دیگری درباره شخصیتهای بزرگ شیعه بنویسد.
آقای حسین مهدیان که در جریان برنامههای مسجد قبا بوده است میگوید: عبدالمقصود به همراه همسر و دخترش به ایران آمد. قرار شد که محل استقرار ایشان منزل ما باشد. علما و اندیشمندان زیادی از داخل کشور برای گفتگو و مباحثه باوی میآمدند، قرار بر این شد که بازدید علمای تهران در منزل استاد محمد تقی فلسفی انجام شود و دیدار علمای قم با او در منزل آیة اللّه العظمی وحید خراسانی ـ از مراجع کنونی ـ صورت پذیرد.(30)
مرحوم آیة اللّه سید محمود طالقانی شوق فراوانی برای دیدار با این نویسنده شهیر داشت و خود شخصاً بارها از ایشان جهت دیدار با مردم ایران دعوت کرده بود ولی هنگامی که عبدالمقصود با دعوت دکتر مفتح به ایران آمد مرحوم آیة اللّه طالقانی در زندان به سر میبرد و تلاشهای وی برای ملاقات با آن ابوذر زمان به ثمر نرسید. این نویسنده مصری وقتی اوضاع آشفته ایران را مشاهده کرد و موفق نگردید به دلیل اختناق شدید حتی با مترجم کتاب خود دیداری داشته باشد با توضیحاتی که از وضع اسفناک ایران برایش دادند، پس از بازگشت به مصر، با استفاده از موقعیت علمی و فرهنگی خود اقدام به افشاگری علیه رژیم پهلوی نمود.(31)
آیة اللّه مفتح در مسجد قبا برای این محقق مصری یک سخنرانی را ترتیب داد و او هم در بیانات خویش به حقایقی در خصوص مسایل جهان اسلام اشاره کرد و پیروزی امت مسلمان را در پرتو قدرت ایمان و مذهب میسّر دانست و افزود: مسایل ملی، قومی و نژادی اگر هم موفقیتی داشته باشند زود گذر و فصلیاند و اقتدار دینی پایدارتر و قویتر از آن خواهد بود.(32)
علاوه بر عبدالفتاح عبدالمقصود، توسط دکتر مفتح چند تن از استادان دانشگاه الازهر به ایران دعوت شدند که با ممانعت ساواک مواجه گردیدند. آقای فحام شیخ الازهر و عبدالحلیم خفاجی نیز جزو مدعوین بودند که تنها شیخ فحام در سال 1356 موفق گردید به ایران بیاید و در مسجد قبا سخنرانی کند.(33)
یکی دیگر از اقدامات شهید مفتح دعوت از قاریان معروف و برجسته مصری بود که به ایران میآمدند و در مسجد قبا برنامه قرائت داشتند و این برنامه بسیار مورد استقبال مردم قرار گرفت.(34)
نمازی با شکوه و سرنوشت ساز
پایگاه اصلی شهید مفتح در سالهای 1356 و 1357 مسجد قبا بود، آقای مهدیان که قبل از پیروزی انقلاب اسلامی عضو هیأت امنای مسجد قبا بوده است. میگوید: بنده و آقایان توکلی، بینا، حاجی طرخانی و بعضی دیگر درهیأت امنا بودیم و دوشنبهها در منزل هر یک از افراد عضو با شهید مفتح جلسه داشتیم. در ماه رمضانی که به عید فطر معروف سال 1357 و آن راهپیمایی میلیونی منجر شد هر شب جلسات سخنرانی پرشوری در مسجد قبا برگزار میشد. جمعیت فوق العاده بود. صحن مسجد آن موقع خیلی کوچکتر بود اما کوچه و خیابانهای اطراف مسجد از مردم پر میشد. حتی افراد از کرج و شمیرانات هم به این جلسات میآمدند. این مراسم ادامه داشت تا این که قرار شد نماز عید فطر در قیطریه برگزار شود، اگر چه برای سخنرانی برنامه ریزی کرده بودند اما برای این حرکت عظیم پیش بینی نشده بود. روز عید فطر نماز به طرز با شکوهی برگزار شد. جمعیت به داخل خیابان شمیران سرازیر شد و هرچه راهپیمایی جلوتر رفت جمعیت بیشتر شد و راهپیمایی به یک رود خروشان تبدیل گردید و تا خیابان سهروردی و بعد از آن تا خیابان آزادی ادامه پیدا کرد.(35)
در واقع برگزاری نماز پرشکوه عید فطر سال 1357 هـ.ش پایان بخش برنامههای منسجم و مؤثر مسجد قبا با هدایت بزرگ مردی خستگیناپذیر یعنی شهید مفتح بود و به راستی که این نماز، نماز عید فطر حضرت امام رضا(ع) را در اذهان تداعی میکرد. در ساعت هفت صبح روز عید، بیش از 500000 نفر از مردم مسلمان تهران در زیر برق سلاحها و خودروهای مسلّح ارتش شاهنشاهی در زمینهای قیطریه برای انجام فریضه باشکوه نماز عید فطر به دعوت آیة اللّه مفتح تجمع کرده بودند. در تاریخ چنین اجتماعی برای اقامه نماز کم سابقه بود. پس از نماز، دکتر مفتح با روشنگری و افشاگری علیه رژیم پهلوی ضرورت مبارزهای متشکل و همه جانبه برعلیه استبداد را یادآور شد و نام امام خمینی را در حضور سیل نمازگزاران بر زبان جاری کرد و به اطاعت از رهبری آن پیشوای نستوه تأکید نمود. عوامل رژیم با اشغال نظامی تپههای قیطریه سعی در پراکنده نمودن آنان و جلوگیری از راهپیمایی مجدد داشتند اما بر خلاف ممانعتهای نیروی مسلّح، تظاهرات دیگری شکل گرفت و مردم با شعار «نصر من اللّه و فتح قریب» در خیابان هابه راه افتادند. ارتش طاغوت برای متفرق کردن مردم از گاز اشک آور استفاده کرد و مردم را مورد ضرب و شتم قرار داد و چون در این راستا ناامید شد به آیة اللّه مفتح حمله نموده و او را مجروح کردند او به رغم جراحات وارده، مردم رابه ادامه راهپیمایی تشویق نمود و خود پیشاپیش آنان حرکت کرد.
راه پیمایی با وجود کارشکنیهای ساواک، نیروهای امنیتی و ارتش تا دندان مسلح ادامه یافت و در پایان مراسم وعده حضور در میدان ژاله(شهداء) برای صبح روز بعد (جمعه 17 شهریور 1357) ساعت هشت صبح گذاشته شد که رژیم پهلوی در شامگاه روز 16 شهریور حکومت نظامی اعلام کرد و در روز بعد آن فاجعه خونین و سیاه را پدید آورد که به عنوان روز مقابله خون با شمشیر و تکرار عاشورا از سوی مردمی مقاوم و حماسه آفرین در تاریخ ضبط گردید. دکتر مفتح که به دلیل جراحات زیاد در بیمارستان بستری شده و در این روز از بیمارستان به خانه بر میگشت در اولین ساعات حکومت نظامی دستگیر و به زندان کمیته انتقال داده شد و بیش از دو ماه در زندان بسر برد تا آن که با اوجگیری انقلاب اسلامی از حبس رهایی یافت.(36)
از مسجد دانشگاه تا حرم
حضرت فاطمه معصومه(س)
دکتر مفتح علاوه بر تدریس در دانشکده الهیات و بسط زمینههای همکاری با شهید مطهری بنابه درعوت انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران در مسجد دانشگاه عهدهدار برگزاری نماز جماعت شد. اقامه نماز جماعت در مسجد آن هم با حضور دانشجویان و نیز تأثیر سخنرانیهای ایشان که پس از نماز ایراد میگردید در ترغیب و جذب جوانان به سوی اسلام و معارف تشیع و نیز انس روحانی و دانشجو دخالت مهمی داشت. او با حرکتهای فکری و فرهنگی در جهت رشد ارزشهای دینی در دانشگاه، شکوفایی اندیشههای مذهبی پویا را در بین جامعه تحصیل کرده پدید آورد که این تلاش ابتکاری و تحوّل آفرین بر گروههای منجمد و متصلّب انحرافی گران آمد که یکی از آن گروه منحط و منحرف فرقان میباشد، از این جهت خزندگان فرقانی در صبح 27 آذر 1358 هـ.ش از کمین گاه خود بیرون آمدند تا نیت پلید خویش را با نیشی زهرآگین عملی سازند و در محوطه دانشکده الهیات دکتر مفتح راهدف گلولههای آتشین قرار دهند، وی به شدت از ناحیه سر و کتف مجروح شد و به همین دلیل با وجود تلاش پزشکان در ساعت 12 ظهر روز 27 آذر 1358 به شهادت رسید، دو پاسدار همراهش نیز به چنین فیضی نائل آمدند، پس از تشریفات قانونی پیکر مطهر او و دو محافظش در ساعت دو بامداد روز 28 آذر به مسجد دانشگاه تهران انتقال داده شد، در این روز، در میان تأثر خیل عظیمی از مردم سوگوار در مسجد دانشگاه مراسمی برگزار گردید. در مدخل شبستان مسجد شهید دکتر بهشتی، دکتر محمد جواد باهنر،تنی چند از شخصیتهای معروف حضور داشتند، در این مراسم برادر دکتر مفتح تلاشهای فکری و فرهنگی دکتر مفتح را تشریح کرد و در پایان شهادت وی را افتخاری برای فرزندان راستین انقلاب دانست.(37)
جنازه دکتر مفتح و دو پاسدارش با حضور سیل عظیم جمعیت و تشییع باشکوهی از مسجد دانشگاه به مقصد لانهجاسوسی آمریکا و از آنجا به شهرستان قم انتقال یافت و پس از مراسم باشکوه تشییع در این شهر که امام خمینی نیز در آن حضور داشت، حوالی اذان مغرب روز 27/9/1358 در حجره 23 صحن مطهر حضرت معصومه(س) به خاک سپرده شد.(38)