تاریخ انتشار : ۲۲ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۸:۲۷  ، 
کد خبر : ۷۸۴۳۷

گفتمان خاتمی و پاد گفتمانش


صالح اسکندری
تحلیل ها و نظریات گفتمانی رویکردی نسبتا جدید در مطالعات سیاسی است. گفتمان به تعبیر فوکو مفهومی بسیار مبهم و سرشار از اعوجاجات لاینحل است که” گاه آن را به معنای قلمرو کلی تمامی گزاره ها، گاه به عنوان مجموعه فردیت پذیری از گزاره و گاه نیز به معنای عمل نظام مندی به کار برده می شود که به گزاره های ویژه ای معطوف است. گفتمان در هر سه مورد چیزی شبیه به چهارچوب است و از گزاره ها تشکیل می شود”.
گفتمان منظومهای است معناساز مشحون از مفاهیم و نشانه ها که در نوعی حرکت سیستماتیک حول یک دال برتر و مفهوم عالی در چرخش است. در واقع گفتمان نظام مندی نشانه ها در یک بافت کلی است که خود تولید کننده مفاهیم جدید است. اما در مقابل پاد گفتمان نوعی ابزارنرم برای مواجهه و مقابله با قدرت گفتمان مسلط است. هر گفتمانی در عرض خود پادگفتمانش را تولید می کند و از امتزاج گفتمان مسلط و پادگفتمانش گفتمان جدیدی می روید. یکی از مفیدترین شیوه های تامل در باب گفتمان ها و پاد گفتمانها این است، که آن را نه به منزله مجموعه ای از نشانه ها بلکه به عنوان رویه هایی در نظر بگیریم که به گفتمان مسلط شکل می دهند.
سید محمد خاتمی که این روزها حضور مجدد خود در عرصه انتخابات ریاست جمهوری را رسما اعلام کرده است بدون تردید در سال 76 موجد یک گفتمان مسلط در جامعه شد که حداقل در یک یا دو سال دور اول ریاست جمهوری اش هیچ گفتمانی یارای رقابت با آن را نداشت.
گفتمان “اصلاحات” رهاورد حضور مجدانه خاتمی در دور هفتم انتخابات ریاست جمهوری و واکنش منفی طبقات اجتماعی به سیاستهای حاکم بر دوران سازندگی بود. در لوای همین گفتمان بود که برخی روشنفکران و ژورنالیستهای متمایل به غرب به بازتولید صریح انگاره های غربی در این کشور تحت عناوینی چون جامعه مدنی، پلور الیسم دینی، دموکراسی سازی، عرفی سازی و سکولاریزاسیون ، اباحی گری اخلاقی، ... و نشانه هایی از این دست پرداختند. نشانه هایی که هریک به خودی خود قابلیت معناسازی داشتند و جامعه ایرانی را آماج حملات نظری هدفمند خود ساختند.
اما در دل گفتمان اصلاحات به واسطه ناسازه های نظری و زایمان نامشروع نشانه های مخاطره آمیزی چون خشونت سیاسی، نافرمانی مدنی، توهین به مقدسات و ارزشهای مردم و... پادگفتمانها شروع به رشد کردند. دکترین عبور از خاتمی در سال 1380 توسط افراطیون دوم خردادی و اینکه وی در این سالها بیش از یک تدارکاتچی نبوده است نقطه عطفی در رویش پادگفتمان اصلاحات تلقی می شود. خاتمی با درک خطر مهمی که وی را احاطه کرده بلافاصله در دور دوم ریاست جمهوری به تغییرات ساختاری در حوزه مشاوران و معاونان خود دست زد به نحوی که تمام تلاش خود را در این دور به فاصله گرفتن از عناصر امنیتی و روی آوردن به نیروهای دانشگاهی معطوف کرد.
اما تغییرات گفتمانی در بدنه اجتماعی سرعت بیشتری داشت و خاتمی نتوانست عوارض رو به رشد پاد گفتمان اصلاحات را مهار کند. وی در دور دوم تمام تلاش خود را به ترمیم گفتمان اصلاحات معطوف کرد و سعی نمود نشانه های خطرناکی که در دور اول رشد کرده بودند را لاپوشانی کند.
این در حالی است که ایستار برتر فرهنگ سیاسی پیشرفته در ایران، اصولگرایی و پایبندی به شعارها و ارزشهای انقلاب اسلامی است. این استخوان بندی امکان یک رقابت اخلاقی و عقلانی را حول تامین هر چه بهتر منافع ملی، پیشرفت کشور و خدمت به مردم فراهم می کند.
جریان دوم خرداد با عدم درک قدرت این ایستار فرهنگ سیاسی جامعه ایران و توانایی آن در معناسازی در سوم تیر 1387 در اوج بهت و ناباوری قدرت را به اصولگرایان واگذار کرد. احمدی نژاد را اگر چه برخی تلاش کردند یک پدیده غیر قابل مطالعه در سپهر سیاست ایران معرفی نمایند اما گفتمان وی همان زایش معنایی گفتمان انقلاب اسلامی است. در حقیقت پیروزی احمدی نژاد در استخوان بندی فرهنگ سیاسی جامعه انقلابی ایران کاملاطبیعی و قابل انتظار بود و بیش از این خاتمی و پیروزیش در انتخابات دور هفتم و هشتم به هیبت یک پدیده بود که چرا در چنین فرهنگ سیاسی باید گفتمان اصلاحات هر چند به طور مقطعی و زودگذر مورد استقبال قرار گیرد.
اما امروز که بار دیگر خاتمی برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری اعلام آمادگی کرده است دوم خردادی ها پی در پی خود را آسیب شناسی می کنند. اینکه چرا به جای شعار مردم گرایی به گرایشهای افراطی و بحثهای روشنفکری روی آوردند، یا چرا شخص پرستی و گرایش کاریزماتیک به رهبران و شخصیتهای دوم خردادی جای گرایش به کارکردگرایی و خصلتهای عملی برای حل مشکلات جامعه و انقلاب را در این جریان گرفته است، برای چه به جای استدلال گرایی و برنامه محوری به سخنرانی های روشنفکرانه روی آورده اند و چرا گروه گرایی، انحصارطلبی و توجه به منافع شخصی حرف اول را در بین گروههای دوم خردادی می زند و صدها چرای دیگر که حاصل تجربه شکستهای مکرر آنان در سالهای اخیر است. با گذشت بیش از ده سال از انتخابات ریاست جمهوری هفتم، اردوگاه دوم خرداد با یک سوال جدی روبرو است . آیا این جریان از چند هویتی رنج می برد و یا اینکه تبدیل به یک توده سیاسی بی هویت شده است؟
سر نخ تمام این سوالات به این مهم باز می گردد که پادگفتمان اصلاحات چیست و چه چیزی باعث شد که جریان دوم خرداد اینگونه زمین بخورد. راقم این سطور بر این است که اگر چه استاندارد سازی رفتار سیاسی ضرورت غیر قابل اجتنابی است که در بین دوم خردادی ها احساس می شود اما مهم التفات به بافت گفتمانی انقلاب اسلامی است که اجازه نمی دهد ناسازه های نظری مخاطره آمیز گفتمان اصلاحات به نشانه های این گفتمان کلان لطمه بزند. بدون تردید آینده سیاست و رقابت در ایران از افق ثبات سیاسی پایدار طلوع می کند. در این چشم انداز تمامی ساختارها و فرآیندهای سیاسی به تقویت و حمایت از یکدیگر تمایل دارند. همبستگی ملی در کنار همگرایی و تجانس نخبگان سیاسی ضمن افزایش کیفیت مردمسالاری دینی، تعارضات فلسفی و بنیادین رهبران سیاسی را به اختلافات سلیقه ای در مدیریتها و سیاست گذاری ها فرو می کاهد و مقدمات کارآمدی سیاسی را فراهم می کند. گردونه قدرت در ایران اگر بر مدار اصول انقلاب و ومنطق امام خمینی(ره) بچرخد در چشم انداز 1404 کارآمدی سیاسی به معنای دقیق کلمه محقق می شود و کشور یک ثبات سیاسی پایدار را در دهه های آینده تجربه می کند. رهبر فرزانه انقلاب در سخنرانی های مختلف خود بارها این اصول را تعریف کرده اند و به تنقیح منطق حضرت امام(ره) در کشورداری پرداختند. عدالت محوری، مردم گرایی، ساده زیستی،استکبار ستیزی،اعتقاد و افتخار به عزت و هویت ملی،وفاداری به گفتمان انقلاب، اصلاح طلبی اصولگرایانه و شجاعت درتصمیم گیری برای حل مشکلات بزرگ،مقابله با فساد، تماس و انس مستمر با مردم و... بخشی از این اصول هستند که تحکیم آنها تضمینی بر ثبات سیاسی پایدار در ایران آینده است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات