تاریخ انتشار : ۲۸ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۷:۵۶  ، 
کد خبر : ۷۸۴۴۹

پایان ظرفیت گفتمانی اصلاحات


عباس خسروانی
جریان اصلاحات به لحاظ گفتمان در موضع ضعف قرار گرفته و ظرفیت گفتمانی اش به پایان رسیده است وآن ظرفیت و پتانسیل گفتمانی لازم را ندارد. از همان ابتدا مدعیان و نظریه پردازان اصلاح طلبی تعریف روشن و دقیقی از اصلاحات ارائه ندادند و امروز پس از گذشت سه سال و نیم علی رغم فراغتی که ا زقدرت داشتند هیچ پاسخی به این سوال که تعریف شما از اصلاحات چیست ندارند. آنها به لحاظ هویتی دچار بحران شده اند و علاوه بر بحران در اقبال عمومی و مقبولیت، بحران ریشه دارتر و عمیق تری به نام بحران هویت و معرفت و فکر را نیز دارا می باشند. جریان اصلاحات به لحاظ مبانی تئوریک دچار فروپاشی شده است . ارکان تئوریک جریان اصلاحات دچار ضعف و پریشانی است و همین امر سبب شده تا در حوزه های دیگر دچار پریشانی شوند.برخی روشنفکران اصلاح طلب چنان مرعوب فرهنگ آمریکایی شده بودند که به وضوح می گفتند: باید طبق استانداردهای آمریکایی عمل کنیم چرا که در غیر این صورت راه به جایی نخواهیم برد. آنان بر سر دو راهی ساخته آمریکایی ها که یا باید لیبرال بود یا مستبد قرار گرفته بودند و مجبور بودند بین آنها یکی را برگزینند، در حالی که هر دو این مفاهیم مغایر ارزش های دینی و انقلابی ملت ما است.آنچه در دوران اصلاحات تحت عناوینی همچون جامعه مدنی، دموکراسی، توسعه سیاسی و امثالهم بیان می شد چیزجدیدی نبود بلکه ما در تاریخ معاصر طرح این گونه مفاهیم را می بینیم که نمونه بارز آن در دوران منورالفکری قاجار و روشنفکری عصر پهلوی قابل توجه است. از آنجا که این گفتمان تصنعی بود و به نوعی از مبانی فکری غربی به عاریت گرفته شده بود نمی توانست پاسخگوی نیازهای یک ایرانی مسلمان باشد. گفتمان اصلاحات ریشه در مبانی دینی و فرهنگی ملت ایران نداشت و لذا قابلیت رشد و نمو در خاک این کشور را هم نداشت و ما دیدیم که در نهایت دچار شکست شد. از آنجا که ظرفیت های فکری، فلسفی و مبانی تئوریکشان دچار مشکل شده به چهره ها و افراد دل بسته اند. لذا چهره هایی همچون خاتمی و میر حسین موسوی را به میدان آورده اند. از خاتمی نمی شود هزینه کرد زیرا او ویژگی های کاریزمایی خود را از دست داده است.
مردم به این نتیجه و جمع بندی رسیده اند که خاتمی دست کم بین جریان نخبگان سیاسی نتوانسته است یک تبیین تئوریک مشخص و روشن ارایه کند. خاتمی نتوانست یک فضای گفتمان آشکار و شفاف را به رویت مردم و حداقل جریان نخبه برساند. گفتمانی که خاتمی نمایندگی آن را بر عهده داشت اساسا در تقابل با هویت اسلامی و انقلابی جامعه بود.
تصویری که از دوران 8 سال ریاست جمهوری خاتمی از او در ذهن مردم باقی مانده، اگر تصویر درستی بود، قاعدتا باید رییس جمهور پس از او یکی از افراد دوم خردادی و نزدیک به خاتمی انتخاب می شد اما چنین نشد و شاهد بودیم که انتخاب مردم کاملامتفاوت بود. در زمان خاتمی برخی اطرافیان او حرف هایی می زدند که موجب رنجش جامعه دینی شد. در دوره خاتمی عده ای در جبهه دوم خرداد از سکولاریزه کردن نظام دفاع می کردند و با بی مهری نسبت به علمای دینی و حوزه های علمیه صحبت می کردند.اما همچنان از مواضع و حرف های افراطیون جبهه دوم خرداد این گونه برداشت می شود که ظاهرا گذشته های خود را فراموش کرده اند و یا تصور می کنند که افکار عمومی و نخبگان عملکرد آنها را فراموش کرده اند.طراحی و اجرای سناریوهایی همچون “منازعه گرایی در نظام”، “تحصن در مجلس”، “حاکمیت دوگانه”، “لوایح دوگانه”، “استعفا به خاتمی”، “غائله آغاجری”، “نامه 127 نماینده”، “خروج از حاکمیت”، “برگزار رفراندوم” و... به منظور “فروپاشی نظام سیاسی” به وضوح در کارنامه تاریک و پر از تنش جبهه دوم خرداد قابل مشاهده است. جبهه دوم خرداد به دلیل تقابل با ارزش های دینی و انقلابی، تضاد ایدئولوژیک، اختلافات درونی، غفلت از مطالبات حقیقی مردم، فقدان استراتژی، رفتار اپوزیسیونی، رابطه سالاری و قبیله گرایی، قانون شکنی، رواج روحیه اشرافیت و بی توجهی به ساده زیستی و... افول کرد. پایگاه اصلاح طلبان به دلیل عملکرد هشت ساله شان آنقدر افول کرده که آمدن چهره ها هم کمکی به تقویت آن نخواهد کرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات