تاریخ انتشار : ۲۲ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۸:۲۳  ، 
کد خبر : ۷۸۴۶۱

به وقت گفتن


محمدصادق جوادی‌حصار
دو چیز طیره عقل است؛ دم فروبستن به وقت گفتن و گفتن به وقت خاموشی. هر کس با فضای سیاسی ایران و مولفه های پیروزی بخش یا شکست آور آن آشنا باشد خوب می داند که انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری چند ویژگی خاص دارد.
اول آنکه به دلیل پیروزی باراک اوباما و تلاش های وی برای تنش زدایی از رفتارهای دیپلماتیک بین ایران و آمریکا شرایط ویژه ای پدید آمده است به نحوی که بسیاری از کنش های فی مابین ایران و غرب به چگونگی مواجهات ما با آمریکا و اروپا در این مقطع تاریخی بستگی دارد. بنابراین دولتی که بخواهد به عنوان نماینده ایران به گفت وگوهای انتقادی و بسترسازی برای تعامل و تفاهم با آمریکا و غرب بپردازد باید واجد شرایط خاصی باشد، ازجمله وجاهت ملی و بین المللی.
دو دیگر آنکه انتخابات دهم شاید اولین انتخاباتی باشد که رئیس جمهور در حالی که می تواند یک دوره دیگر در کرسی ریاست باقی بماند و طبیعتا امکان استفاده از همه امکانات کشوری و در اینجا مقداری هم لشکری برایش فراهم است مجری انتخابات و رقیب ویژه تلقی می شود. در این شرایط صدا و سیما و دیگر امکانات تبلیغی مثل سفرهای استانی در اختیار وی است و این مسائل می تواند با توزیع پول و امکانات بین اقشار مختلف و دهک های پایین جامعه همراه شده و نوعی سوبسید برای کاندیدای دولت تلقی شود که همین مسائل می تواند شرایط رقابت را نامتعارف و خاص سازد.
سوم: حضور همزمان دو یا سه کاندیدای تراز اول اصلاح طلبان در انتخابات دهم نیز شرایط خاصی را پدید می آورد که با هیچ کدام از ادوار گذشته که اصلاح طلبان در رقابت های ریاست جمهوری حضور داشتند مشابه نیست. مثلادر دور گذشته کاندیداهای مشخص اردوگاه اصلاح طلبان در مرحله اول آقایان کروبی، معین و مهرعلیزاده بودند و آقای هاشمی اقلادر مرحله اول مورد حمایت بسیاری از آنها نبود. حال اما آقای کروبی که همواره لقب شیخ اصلاحات را با خود داشته است در برابر رقیبی دیگر قرار می گیرد که عنوان رئیس دولت اصلاحات را داشته و آشکارا از حمایت های او در دوره ریاست بر مجلس ششم به نیکی یاد کرده است. رئیس دولت اصلاحات اگرچه دیرهنگام ولی بالاخره به درخواست دوستداران خویش پاسخ گفته و به میدان آمده است.
روشن است که اگر ایشان توانسته باشند بر دغدغه های خویش فائق آیند با حضورشان دغدغه های عمیقی در اردوگاه اصلاح طلبان پدید آورده اند، به نحوی که اکثر اصلاح طلبان باتجربه عمیقا نگران نتیجه انتخابات شده اند. آنها می پرسند که اگر اصلاح طلبان با بیش از یک کاندیدا وارد رقابت های انتخاباتی شوند چه نتیجه ای جز شکست خواهند دید. آقایان بزرگوار هیچ اندیشیده اند که بسیاری از اصلاح طلبان می گویند اگر سران اصلاح طلب نتوانند به راهکار مشترک برای حمایت از کاندیدای واحد برسند نیروهای میانی و بدنه اصلاحات انگیزه حضور در انتخابات و تلاش برای حضور موفقیت آمیز را از دست می دهند. مگر قرار است اصلاح طلبان از یک سوراخ چند بار گزیده شوند؟ چه کسی تصور می کند که شرایط عمومی کشور زمینه بروز و ظهور دوم خرداد دیگری را دارد.
داشتن بیش از یک کاندیدا شرایط را برای مدیریت بهتر انتخابات از سوی رقیب فراهم خواهد کرد و آمدن آقای خاتمی به شرط آنکه به کاندیدای واحد نرسیم جناح راست را منسجم تر و باانگیزه تر خواهد ساخت. با این شرایط ضمن آنکه نمی توان از افزایش سطح مشارکت اصلاح طلبان با حضور خاتمی چشم پوشید، از قدرت چانه زنی و تعامل آفرینی شیخ اصلاحات و بسترسازی های پیروزی بخش او به ویژه پس از تشکیل دولت نباید غفلت کرد. تازه اینها تا زمانی است که میرحسین موسوی مستقلاوارد کارزار انتخاباتی نشود. انتظاری که جامعه اصلاح طلبان از کاندیداهای خویش دارند آن است که بدون چشم پوشی و کم انگاری سرمایه های هریک از کاندیداها به تجمیع امکانات پرداخته و راه یگانه شدن را پیش بگیرند چرا که در غیر این صورت باید منتظر ناکامی های تازه تری بود.
اگر خاتمی، کروبی و میرحسین دست در دست هم داده و دولتی مبتنی بر شعارهای اصلاح طلبانه را مدنظر قرار دهند بعید نخواهد بود که با یک کاندیدا وارد مبارزات شده و پیروز شوند. البته روشن است که از همین فردا نباید گفت همه کاندیداها به نفع کدام یک، کنار خواهند کشید. اما باید با ترسیم چنین چشم اندازی به بسیج تمامی امکانات پرداخت و آنگاه که لازم باشد همه نیروها را به یاری یک نفر فرستاد؛ این می تواند امیدبخش و پیروزی آفرین باشد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات