تاریخ انتشار : ۰۸ شهريور ۱۳۹۱ - ۱۱:۳۷  ، 
کد خبر : ۷۸۴۷۷

جنبش دانشجویی در گفتگو با محمود احمدی‌نژاد (بخش پنجم)

مقدمه: آنچه خواهید خواند گفتگویی است مفصل و خواندنی با دکتر محمود احمدی نژاد، در زمستان سال 1381 که در دفتر کار ایشان در دانشکده عمران دانشگاه علم و صنعت انجام گرفته است.آن روز ها تا رسیدن وی به جایگاه ریاست جمهوری،کمی بیش از سه سال باقی بود و او در آخرین سال های دولت موسوم به «اصلاحات» ، به عنوان عضو هیئت علمی دانشگاه علم و صنعت به درس و بحث علمی اشتغال داشت.اما همان ایام نیز همه می دانستند که روی دیوار اتاق کار دکتر احمدی نژاد آین جمله می درخشد:«الملک یبقی مع الکفر ولا یبقی مع الظلم»:

* رابطه این نوع حرکتها با امنیت ملی چگونه است؟ چون به هر حال همین حرکت هم به این شکل ممکن است یک جاهایی با امنیت ملی در تعارض باشد یا حداقل یک عده‌ای سعی کنند این را در تعارض نشان دهند. خودهمین عدالتخواهی و به خطر انداختن منافع کسانی که به ره حال دارند از موقعیتشان سوء‌استفاده می‌کنند. همین طور بحث مفاسد اقتصادی یک بحث جدی است که مقام معظم رهبری هم اشاره کردند. اگر قرار باشد دانشجوها در دانشگاه‌های ما فعال شوند و به مبارزه با مفاسد اقتصادی کمک کنند قطعا یک جاهایی ممکن است که این حرکت یا با امنیت ملی در تعارض باشد یا یک عده‌ای سعی کنند که این را در تعارض نشان بدهند. در واقع این حرکت چه چارچوبی می‌تواند داشته باشد که امنیت ملی به خطر نیفتد؟
** اینکه می‌‌فرمایید مرزها کجاست و ممکن است بعضیها این را خلاف امنیت ملی تلقی کنند من می‌خواهم برگردیم به بنیاد سیاسی نظام حکومت اسلامی. نظام امامت هنوزکاملا شناخته شده نیست. اصلا نظام امامت شیعی که ما به عنوان مترقی ترین نظام اداری و حکومتی می شناسیم یک نظام پویاست. امام شخصی است که با بیشترین سرعت و دقت رو به جلو حرکت می‌کند و متناسب با امکانات و شرایط و توانمندی‌های جامعه فضا را برای تحرک و پویای باز می‌کند تا اقشار مختلف استعدادهایشان شکوفا شود و حرکت کنند. این یک ویژگی که برمی گردد به امام. ویژگی دوم نظام امامت این است که اصلا نظم امامت بدون تلاش مستمر و همه جانبه متن مردم اصلا محقق نمی‌شود. اگر هم محقق شود داوم پیدا نمی‌کند. این فرق می‌کند با سایر نظام‌های دموکراسی یا غیردموکراسی. اصلا نظام اسلامی چون هدفش عدالت و معنویت و رشد انسان‌هاست باید با مشارکت مستمر آحاد مردم باشد. به همین خاطر می‌بینید که دیگر امر به معروف و نهی از منکر مثل نماز، بر همه و در همه جا و در هر شرایطی واجب است. می‌گوید و من اصبح و لم یهتم بامور المسلمین فلیس بمسلم. کسی که هر روز به فکر مسائل مهم مسلمانها نباشد و به امور مسلمین اهتمام نکند از دایره اسلام بیرون می‌شود. یعنی شرط امت بودن این است که نسبت به همه مسائل اهتمام داشته باشد یا می‌گوید «کلکم راع و کلکم مسئول» حل مسائل اجتماعی و سیاسی و تلاش برای ارتقای جامعه اسلامی و رسیدن به آرمانها اصلا به تنهایی محقق نمی‌شود. امکان ندارد شما یک امام حق عادل در نقطه اوج داشته باشی اما تنها. بعد انتظار داشته باشید که نظام حقیقی اسلامی محقق شود. این هرگز نمی‌شود امام و امت با هم هستند. خوب وقتی ما یک چنین چیزی داریم دیگر آن بحثها خود به خود مفهومی پیدا نمی‌کنند. اتفاقا در طول این چهل سال اخیر هم نقطه‌های اوج ما در پیوند بین حرکت دانشجویی و امام اتفاق افتاده است. امام جامعه، فضاها را باز می‌کند میدانها را باز می‌کند و می‌گوید بیایید. اتفاقا در این چهل سال هر چقدر ما دویدیم به آن مرزهایی که امام تعیین کردند نرسیدیم. امروز پرچمدار مبارزه با مفاسد امام جامعه است. این خیلی زیباست. شما هیچ حکومتی را پیدا نمی‌کنید که رهبر جامعه یعنی نقطه اوج جامعه خودش بگوید این اشکالات در ساختارهای اداری هست و شما بیایید کمک کنید تا حل شود. اصلا نیست همه لاپوشانی می‌کنند ماست مالی می‌کنند. ولی نظام اسلامی این نیست نظام اسلامی دنبال اینهاست و امام پیشتاز در اینها. اصلا فضایی که رهبری باز کردند چقدر باید بدویم؟ این که بعضیها ممکن است بگویند که مخالف امنیت ملی است تا امنیت ملی را چی تعریف کنیم و چه کسی تعریف کند؟ بله. حکومت شاه هم می‌گفت با من مبارزه نکنید. اگر مبارزه کنید ایران ایرانستان می‌شود. امنیت ملی وتمامیت ارضی‌تان به خطر می‌افتد. باندهای قدرت با تبلیغات و با نفوذ تلاش می‌کنند که مواضع فساد که آنها متکی بر آن هستند و ارتزاق می‌کنند افشا نشود.
* یک نکته جالب هم برایتان بگویم به اعتقاد من در سال‌های اخیر باندهای متحد در قدرت و ثروت آمده‌اند و با فضاسازی و سازماندهی دارند خودشان را به فضای دانشجویی تحمیل می‌کنند آرمانها و اولویت‌هایی برای حرکت دانشجویی تعریف می‌کنند که اصلا نه آرمان است نه اولویت. عمده‌اش با هدف تخریب رقیب و بعد در امان ماندن خودشان است، یعنی در فضای کاملا سیاسی. حرکت دانشجویی را سرکار می‌گذارند بخش‌هایی از حرکت دانشجویی را می فرستند دنبال نخود سیاه بعد خودشان با ارتباطات اداری میلیارد میلیارد جمع می‌کنند برای گسترش و بسط و ادامه حضورشان در حاکمیت رهبری در عدالت طلبی مرزی مشخص نکردند تا آخر. در مبارزه با مفاسد هم مرزی مشخص نکردند. اتفاقا وقتی امنیت ملی ما که متکی بر اعتماد مردم به نظام است با مفاسد برخورد می‌کند تقویت می‌شود. اگر برخورد نشود تضعیف می شود چه طور یک نظام می‌تواند بر بی عدالتی یا رانت خواری یا امتیاز طلبی‌های ویژه دوام بیاورد؟ اصلا امکان ندارد. نظام بر اساس عدالت داوم می آورد. عدالت یک پایه‌اش برخورد با مفاسد و جلوگیری از انباشته شدن ثروت‌های مفت و جلوگیری از عدم اولویت بندی‌های صحیح در برنامه ریزی‌هایی کشور است. پول کشور را ببرند یک جاهایی خرج کنند که اصلا اولویت نیست. استعدادها و نیازهای اصلی کشور معطل مانده‌اند. اتفاقا اگر جنبش دانشجویی با این موارد برخورد داشته باشد امنیت ملی ما تقویت می‌شود. فرض کنید اگر جنبش دانشجویی بخواهد به این سمت حرکت کند شما چه روش‌هایی را پیشنهاد می‌کنید؟ اگر جنبش دانشجویی ما بخواهد فعال شود، چه راهکارهایی را باید در این حرکت مدنظر خودش قرار دهد؟
** حرکت دانشجویی امروز باید یک بار دیگر تعریف شود، البته نه این که استنباط شود همه دانشجویان تحت تاثیر این فضاها قرار گرفته‌اند! نه. خوشبختانه اکثر دانشجویان و دانشگاهیان ما این مسایل را خوب می‌فهمند و خوب تنظیم می‌کنند. گرچه ممکن است خیلی بروز و ظهور بیرونی نداشته باشند، اما منظور من آن بخش هایی است که به هر دلیل بروز و ظهور بیرونی‌شان بیشتر است، حالا به واسطه تقویت‌ها یا حمایت‌هایی که از بیرون می‌شوند. ما باید باز بیاییم و حرکت خودمان را تعریف کنیم.
مراقب باشید دشمن سرمایه‌گذاری می‌کند. دو سال بعدش دیگر دو سوم صحبت‌هایشان راجع به اهمیت حفاظت از حریم فعالیت‌های دانشجویی در مقابل نفوذی‌های دشمن است. اینها را خیلی باید مراقب باشیم. حرکت دانشجویی باید یک مقدار تاریخ معاصر را مطاله کند. این جریانات سیاسی که فعالند همه عقبه دارند، اینها در موقع انقلاب موضع‌گیری داشتند در مقابل شاپور بختیار، در مقابل شاه، در مقابل هفده شهریور، در مقابل شعارهای مردم، در مقابل جریان تجزیه‌طلبی، در مقابل کودتاها، در مقابل ترورها، در مقابل جنگ تحمیلی و غیره. اینها امروز یک دفعه که متولد نشدند. اگر ما شناسنامه‌شان را ندانیم ممکن است فریب بخوریم. آقای مسعود رجوی که بچه شیرخوار و مادرش را به جرم حمایت از انقلاب با هم آتش می‌زند می شود طرفدار آزادی و مردم‌سالاری و حقوق مردم و دموکراسی. یا گروه‌هایی که تا روز آخر اصرار داشتند شاه بماند، نظام سلطنت بماند و اصلا هیچ اعتقادی به مردم به آن مفهوم ندارند و اصلا ته اعتقادشان حاکمیت نخبگان است و مردم را توده‌های _ عذر می‌خواهم _ بی‌شعور می‌پندارند. بالاخره اگر سابقه آنها را ندانیم، امروز که طرفدار آزادی مطلب مردم شده‌اند، ممکن است فریب بخوریم.
و اما کار آخری که حرکت دانجشویی باید انجام دهد، این است که هیچ کس نمی تواند حرکت دانجشویی را به سامان برساند و حفظ کند، جز خود دانشجویان. البته وزارت علوم هم باید خودش را از این قضایا کنار بکشد و احزاب هم باید کنار بروند یا قانون خاصی وضع کنیم و آنها را اصلا از این جور سلطه‌ها منع‌شان کنیم، ولی این کار سختی است. کار خود دانشجوهاست.         ادامه دارد...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات