روز پنجشنبه بیست و چهارم بهمنماه وقتی «گیرت ویلدرس» نماینده راستگرای افراطی پارلمان هلند و سازنده فیلم توهینآمیز و ضداسلامی «فتنه» خود را آماده میکرد تا به محض پیاده شدن از هواپیما و در هوای مهگرفته پایتخت انگلستان به تماشای ساختمانهای قدیمی و بلند مرکز لندن بپردازد ناگهان خود را در محاصره پلیس فرودگاه «هیتروی» دید تا دقایقی بعد با اولین پروازی که به هلند بازمیگشت از سرزمینی که 20 سال قبل در آن کتاب کفرآمیز آیات شیطانی به چاپ انبوه رسیده بود طرد شود و این در حالی بود که دولت انگلستان «ویلدرس» را یک عنصر نامطلوب و تهدیدی برای امنیت عمومی کشورشان دانست.
20 سال قبل و در بیست و پنجم بهمنماه 1367 وقتی رمان کفرآمیز «آیات شیطانی» به اعتقادات میلیونها مسلمان در سراسر گیتی توهین کرد بنیانگذار جمهوریاسلامی امامخمینی(ره) با صدور فتوای قتل نویسنده آن یکبار دیگر و با زنده کردن یاد و خاطره فتوای معروف آیتالله شیرازی درباره تحریم استعمال توتون و تنباکو این بار قدرت و صلابت مرجعیت شیعه را در مقابل دیدگان مبهوت روباه پیر به تصویر کشید تا نویسنده 40 ساله کتاب از بیم و وحشت اقدامات مسلمانان زندگی مخفی را بر حضور علنی در اجتماع ترجیح دهد و با استفاده از چتر حمایتی پلیس انگلستان روزهای بیمناک خود را به شبهای توأم با کابوس مرگ پیوند زند.
اگرچه جهان غرب در اولین واکنشها به فتوای قتل سلمان رشدی مرتد، سیاست برخورد را انتخاب کرد و حتی سفیران خود را از ایران فرا خواند اما بعدها و بهتدریج با انتخاب روشهایی مانند کوچک و محدود جلوه دادن محدوده برد فتوای حضرت امام(ره) و محکوم کردن آن به نوعی افراطیگری مذهبی سعی کرد از تبعات مفهومی و سیاسی این فتوا بکاهد و این در حالی بود که این فتوا علیه یک شخص صادر شده بود و عجیبتر این بود که غرب نابودی این شخص را قدرت یافتن یک پدیده عظیم جهانی قلمداد میکرد، پدیدهای که بعدها از آن به «اسلام سیاسی» یاد شد.
وقتی در سال 1991 «هیتوشی ایگاریشی» مترجم آیات شیطانی به ژاپنی در توکیو و به دست مسلمانان ژاپنی اعدام انقلابی شد و در سال بعد ناشر نروژی این کتاب هم مورد حمله مسلحانه قرار گرفت کمکم این واقعیت برای غربیان آشکار شد که «فتوا» در بین مسلمانان یک دستور شرعی و سیاسی بسیار قوی است که از اعماق فلسفه فقهی و اعتقادی اسلام سیاسی سرچشمه گرفته است.
امروزه و در حالیکه 20 سال از صدور فتوای تاریخی امام (ره) در وجوب قتل سلمان رشدی مرتد میگذرد هنوز هم نه تنها سایه وحشت از زندگی شخصی نویسنده کتاب رخت برنبسته که حتی فراتر از این هرگاه و در هر نقطهای از عالم خاکی ارادهای برای اقدام علیه عقاید اسلامی به وجود میآید قدرت و تاثیر شگرف فتوای تاریخی امام (ره) به عنوان یک عامل بازدارنده ظهور میکند تا فیالمثال وقتی «شری جونز» انگلیسی به فکر چاپ رمان توهینآمیز دیگری به نام «جواهر مدینه» میافتد تا زندگی همسران گرامی رسول اکرم (ص) را دستمایه توهین و هتاکی علیه عقاید اسلامی قرار دهد با حملات و اعتراضات مسلمانان انگلیسی مواجه میشود تا درباره نحوه انتشار انبوه آن دچار تردیدهای جدی شود درست در همان ایامی که سازنده فیلم ضد اسلامی «فتنه» از فرودگاه «هیتر وی» به طرز تحقیرآمیزی اخراج شده است.
امروزه و با گذر از 30 سالگی انقلاب اسلامی همگان بر این نکته واقفند که الهیات رهاییبخش در قالب اسلام نابمحمدی(ص) وارد معادلات سیاسی بینالملل شده و در حالیکه کلیسای مسیحیت به پند و اندرز پیروان خود بسنده میکند این گفتمان و تمدن شکوهمند اسلامی است که در حال عقب راندن غلبه فرهنگی جهان غرب پس از سالها هجوم بیامان و در نوردیدن مرزهای دانش و فناوری است و درست در این مسیر پیشرفت آنچه مایه وحشت غربیان از فتوای قتل نویسندهای حقیر چون سلمان رشدی است همانا قدرت، صلابت و مقبولیت این گفتمان است که با قلم و اندیشه عالمان دینی به جریان میافتد و الا مرگ یا زنده ماندن یک فرد چه سود یا ضرری برای غرب غرق در تکنولوژی و رفاه میتواند داشته باشد؟
امروز اگر پس از 20 سال زندگی دشوار و فروپاشی درونی و بیرونی سلمان رشدی مرتد، سرمایهداران یهودی آمریکا هزینه مراقبت و محافظت پرخرج از یک شهروند انگلیسی ـ هندی را میپردازند از بیم این اتفاق بالقوه است که مبادا روزی و روزگاری قدرت فتوای عالمان دینی اسلام ناب محمدی (ص) انبوه تودههای تحت ظلم و جان بر لب رسیده را در اقصینقاط جهان و تمام سرزمینهایی که با بردگی خود هزینههای گزاف مدرنیته غرب را میپردازند به حرکت وادارد و درست اتفاقی نظیر انقلاب اسلامی این بار در گسترهای فراتر از یک کشور یا حتی یک قاره اتفاق افتد که اگر چنین شود آن روز، روز پایان حیات بسیاری استعمارها و استثمارهاست! پس برای غرب چه کاری راحتتر و ارزانتر از حمایت از حیات یک نویسنده 60 ساله که از 20 سال قبل فقط یک مرده متحرک است و نه هیچ چیز دیگر!