"رویکرد گاردین این است که محتوایی مستقل و راهبردی ارائه دهد و در وضع موجود، ما را به عنوان رقیبی مدرن، پیشرو و فعال مطرح سازد."
«آلن راسبریجر، سردبیر گاردین»
مکتب کان کافلین در اخبار ناخوشایند
تفسیر طرح "مبارزه علیه تحریمها و دخالت نظامی در ایران" که کان کافلین "با استناد به منابع اطلاعاتی ناشناس، در چند مقاله غیر قابل قبول در مورد ایران" ارائه داد، خصوصیتهایی کلیدی را در گزارشها مشخص ساخت. این گزارشها توسط مدیر اجرایی صفحه خارجی دیلی تلگراف بایگانی شد:
"منابع، بی نام و نشان و نامشخص بودند؛ مثلاً مقامات عالی سازمانهای اطلاعاتی غربی و یا مقامات ارشد وزارت امور خارجه (انگلستان). مقالات در زمانهای حساس و حیاتی منتشر شدند، زمانی که حرکتهای تقریباً مثبتی نسبت به ایران وجود داشت. مقالات، افشاگریهای منحصر به فردی را شامل میشد که با عناوینی خیره کننده و جنجال برانگیز منتشر شده بودند."
طرح "مبارزه علیه تحریمها و دخالت نظامی در ایران" نشان داد که این کافلین بود که به کمک منابع ناشناس اطلاعاتی متوجه شد، صدام حسین میتواند سلاحهای کشتار جمعی خود را در مدت 45 دقیقه آماده شلیک کند و او بود که رابطه میان محمد عطا، هواپیماربای 11 سپتامبر و سازمان اطلاعات عراق را روشن ساخت. والبته بی پایه و اساس بودن هر دو ادعا، مشخص شده است.
با این حال، انتشار این افشاگریها در "دیلی تلگراف" باعث میشود، بسیاری از خوانندگان آنها را باور کنند. همین خوانند گان با خواندن داستان صفحه اول گاردین در 22 می، ممکن است در ترسی که به ما دست داده، سهیم شوند: "برنامه مخفی ایران برای یورش به آمریکا به منظور خارج کردن این کشور از عراق"، نوشته سیمون تیسدال. در این مقاله پرسر و صدا، تیسدال ادعا میکند، ایران در پی آن است که با اجرای نقشه سری خود در ماه آگوست، جنگی را علیه نیروهای آمریکایی به راه انداخته و آنها را نابود سازد:
"به نظر میرسد، ایران به منظور آماده شدن برای حمله نهایی در تابستان، روابط خود را با عناصر القاعده و نظامیان سنی عرب تقویت میکند و در ارتباط با نیروهای ائتلافی، بر آن است، رأی کنگره را به سمت خروج کامل نیروها از عراق منحرف سازد."
این ادعا بر اساس بیانیههای غیر قابل دفاعی بنا گردیده که توسط مقامات ناشناس آمریکایی ارائه شده است. در 22 پاراگراف از 23 پاراگراف این داستان، به دعاوی مقامات آمریکایی استناد شده است: یعنی بیش از 95% داستان. مجموعه زیر، سطوح تعادل و واقعیت را مشخص میسازد:
"مقامات ایالات متحده گفتند"؛ "یک مقام عالی رتبه ایالات متحده در بغداد هشدار داد"؛ "مقام رسمی گفت"؛ "مقامات رسمی گفتند"؛ "مقام رسمی چنین گفت"؛ "مقامات ایالات متحده اکنون میگویند"؛ "یک مقام عالی رتبه در بغداد گفت"؛ " وی (مقام عالی رتبه در بغداد) افزود"؛ "مقام رسمی گفت"؛ "وی (مقام رسمی) مشخص ساخت"؛ "وی (مقام رسمی) اخطار کرد"؛ "یک مقام عالی رتبه دولت در واشنگتن گفت"؛ "مقامات دولتی نیز ادعا کردند"؛ "وی (مقام رسمی دولت) گفت"؛ "مقامات ایالات متحده گفتند"؛ "مقام عالی رتبه در بغداد گفت"؛ "او (مقام عالی رتبه در بغداد) گفت"؛ "مقام عالی رتبه دولت گفت"؛ "وی (مقام عالی رتبه دولت) گفت"؛ "مقامات مدعی شدند"؛ "او (مقام رسمی) گفت"؛ "ژنرال پطرس به کاخ سفید و کنگره گزارش داد"؛ "یکی از مقامات پیشین در دولت بوش گفت"؛"یکی از مشاورین ارشد پطرس گزارش داد"؛ "مشاور تصدیق کرد."
در این مقاله گاردین، بیش از 26 ارجاع به اظهارات مقامات رسمی شده است که در هیچ یک از آنها دقت نظر، تعادل و یا صحت شواهد و مدارک دیده نمیشود. پرگوییهای بالا را فراموش کنید و بدانید که گزارش خبر? صفحه اول گاردین به خروجی مطبوعاتی غیر قابل انکار پنتاگون تبدیل شده است:
تیسدل به نقل از "یک مقام ارشد در بغداد" چنین میگوید: "ایران جنگی را به نمایندگی از عراق در این کشور اداره میکند که ادامه دادن آن برای آنها خطر دارد. ایرانیها هر روز فعالیتهای جنگی بسیاری را علیه نیروهای ایالات متحده و انگلستان به انجام میرسانند." و: مقام رسمی ناشناخته افزود:"ایران با حمایت از کشتارهای غیر رسمی و گروههای جنایتکار، در حال پایدار ساختن روند خشونت فرقهای میباشد. آنها نیروهای نظامیهای عراقی و گروههای شورشی را به داخل خاک ایران برده و پس از آموزش دادن، آنها را به داخل خاک عراق روانه میکنند. ما شواهد فراوانی از منابع مختلف در این باره به دست آورده ایم. هیچ شکی در این باره وجود ندارد. این یک حقیقت است."
تیسدال رقت انگیز ترین بخش ادعاهای خود را در پاراگراف مقاله بلند بالای خود میآورد: "مقامات ایرانی آشکارا ادعاهای ایالات متحده و انگلستان در مورد دخالت در خشونتهای داخلی عراق و حمله به نیروهای ائتلاف را رد میکنند."
گاردین خود را تقویت میکند
ادواردهارمن در تفسیری برای ما چنین مینویسد:
"من آن داستان را دیدم و بسیار متحیر شدم، آن چیزی که ما در اینجا آن را "سندروم جودی مایلر" مینامیم و "رسانه لیبرال" انگلستان را نیز دچار ساخته است، بسیار شگفت انگیز بود؛ بعد از شواهد آشکار و بسیاری که در پنج سال گذشته به دست آمده و مشخص گردید، حکومت بوش در ایالات متحده، تجارت اطلاعات نادرست را به راه انداخته است و علاقه همیشگی و آشکار آنها در منفی نشان دادن چهره ایرانیان نیز بر کسی پوشیده نیست، این گونه تبلیغات غیر واقعی و نادرست، به عنوان خبر تلقی میگردند و هیچ گونه آسیب شناسی خبری در مورد آنها صورت نمیگیرد."
جان کل پرفسور تاریخ مدرن خاور میانه و آفریقای جنوبی در دانشگاه میشیگان، مقاله احمقانه تیسدل را بی ارزش خواند و منابع نا مشخص او را این چنین توصیف کرد: "دیوانههایی که میخواهند یورش هماهنگ ایران، سپاه المهدی و القاعده را ثابت کنند." وی اضافه کرد: "سخنگویان ارتش ایالات متحده سالها تلاش کرده اند، مقالات غیر قابل قبولی را درباره حمایتهای شیعیان ایران از شورشیهای سنی در عراق به چاپ برسانند و به غیر از "نیویورک تایمز"، دیگر اعضای جامعه ژورنالیستی، این اتهامات وحشیانه را جدی نمیگیرند؛ اما گاردین چطور؟"
گاردین به سرعت خود را در مقابل نتایج داستان تیسدل تقویت کرد. ماری آرمسترانگ، یکی از معاونان سردبیر، در وبلاگ شخصی خود گفت که آن روز صبح، مقاله تیسدل در بحث شورای سردبیری به عنوان سر مقاله انتخاب شد. تیسدل در مورد اینکه کارمندان گاردین از انتشار تبلیغات ایالات متحده در داستان صفحه اول، ناراحت، بی میل و یا ترسیده اند، چیزی نگفت. اما وی این چنین گزارش داد: "سیمون تأکید کرد که بسیاری از خوانندگان، او را به انتشار تبلیغات ایالات متحده، متهم ساخته اند."
تیسدل به یکی از رقبا از طریق ایمیل چنین پاسخ داد:
"مقاله امروز بر اساس اظهارات مقامات ارشد ایالات متحده نوشته شده است. این افراد با مشکلاتی که نیروهای ائتلاف در عراق با آنها مواجهند، کاملاً آشنا هستند. بر خلاف انتظار، من خواستار انجام مصاحبه بودم. این مقامات خواستند که نامشان فاش نشود. من مطمئنم که آنها واقعیت را همان گونه که دیده اند بیان میکنند؛ بر اساس اطلاعاتی که از منابع متعدد به دست آورده اند."
به نظر میرسد، خوانندگان با دفاعیه تیسدل به اطمینان رسیده اند، چرا که وی به صورتی فعال به دنبال تبلیغات ایالات متحده میباشد و مانند یک مجرای منفعل عمل نمیکند.
چندی بعد، دو مقاله انتقادی در بخش آنلاین گاردین ظاهر شد. گاتن پلن خبرنگار لندنی مجله "نیشن" نوشت: "در واقع تاریخ به خودی خود تکرار نمیشود. خواه نا خواه دولت بوش تصمیم گرفته است، با به گردش درآوردن دروغ، تعهد خود را به جامعه جهانی نشان دهد. اینها تنها نتایج اطمینان بخشی است که میتوان از داستان امروز صبح صفحه اول گاردین گرفت."
تحلیلگر مسائل خاور میانه، دیلیپ هیرو هشدار داد که گزارشهایی که مقامات رسمی در اختیار گاردین قرار داده اند، به وسیله دستور جلسههای سیاسی ایالات متحده تنظیم شده اند. برنامه ریزی بسیار تعیین کننده بود: رایان کروکر سفیر ایالات متحده در عراق در صدد است، با فرستاده ایران، حسن کاظمی قمی در بغداد ملاقات کرده و در مورد مسائل امنیتی عراق گفت وگو کند. (به نکته دومی که در طرح "مبارزه علیه تحریمها و دخالت نظامی در ایران" ذکر شده و در ابتدای این مقاله آورده شده است، توجه کنید.)
هیرو همچنین به ناهماهنگیهای آشکار این داستان اشاره کرده است: "ادعای اینکه یک گروه به شدت ضد شیعی به نام القاعده با شیعیان ایران در عراق متحد شود، فرای تصور و غیر قابل قبول است." پس چرا چنین ادعای غیر قابل قبولی، بیان میشود؟ هیرو توضیح میدهد: "هیچ عبارت قوی تری از "القاعده" وجود ندارد که آمریکاییها و دیگر غربیها را متوجه خود کرده و یا حتی ایشان را مضطرب سازد. قرار دادن این گروه در کنار ایران، ترکیبی را به وجود میآورد که میتواند زنگ خطر را در بسیاری از کشورهای بزرگ غربی به صدا در آورد."
نوام چامسکی پوششی که گاردین به داستان داد را این گونه توصیف میکند: "منزجر کننده، اما نه بیش از حد"، و اضافه میکند که در هر حال "بحث کاملاً احمقانه بود." وی چنین توضیح میدهد:" پوچی کل داستان به وسیله اظهارات حیرت آور چند روز پیش کاندولیزا رایس مشخص شد. وی پرسید: راه حل عراق چیست و تقریباً چنین پاسخی داد: "مشخص است. تمام نیروها و سلاحهای خارجی را خارج کنید." منتظر ماندم ببینم،آیا هیچ مفسری متوجه حضور نیروی خارجی دیگری غیر از ایرانیان در عراق که کاندولیزا رایس به آن اشاره کرد، خواهد شد که حتی یک اشاره جزئی هم ندیدم.
چامسکی می افزاید: "فرض اصلی، که به دلیل عمق خود قابل مشاهده نیست، این است که ایالات متحده مالک دنیا است (و انگلستان باید قدم به قدم از وی فرمانبرداری کند)، بنابراین طبیعتاً نیروها و سلاحهای ایالات متحده در هیچ جای جهان، خارجی به حساب نمیآیند. شک دارم مذهب و یا دولت استبدادیای وجود داشته باشد که دستور به این چنین فرمانبرداری متعصبانهای بدهد. شاید در کره شمالی یا بعضی از فرقههای مذهبی افراطی، چنین باشد."
پاسخهای اینترنتی به مقاله تیسدل، غالباً تند بوده و در همه جا گسترده شده است. این بدین معنی است که سالهای متمادی که رسانههای نخبه میتوانستند تبلیغات مقامات رسمی را بدون چالش جدی و بدون هیچ هزینهای تقویت کنند، در حال پایان یافتن است. تفاسیری که در وب سایت گاردین درج شده اند، بسیار قابل تأمل بوده اند.
یک خواننده دو سؤال را مطرح کرده است:
1. چگونه یک خروجی مطبوعاتی کاخ سفید به صفحه اول گاردین راه پیدا کرده است؟
2. چرا در برابر این کار معذرت خواهی نشده است و همچنان مقاله در آنجا قرار دارد؟
متوجه هستید، این یکی به قلم یک ژورنالیست نوشته شده است که بعضی از سلولهای مغز او کار میکنند و قسمتی از قدرت انتقادی او باقی مانده است.یکی دیگر از خوانندگان پرسید: "چرا استراتژیهای ایالات متحده، انگلستان و قدرتهای غربی، به وسیله "ژورنالیست"هایی مانند تیسدال گزارش نمیشوند؟ حتی شاید بتوانیم گزارشهای مشابهی از استراتژیهای ایالات متحده در صفحه اول گاردین داشته باشیم. گزارشهایی که بر اساس منابع ناشناس ایرانی نتظیم شده اند و درصدد مخفی کردن بیشتر نقشههای مخفی ایالات متحده هستند.
لذا بسیاری از خوانندگان احساس میکنند، گاردین صرفاً به عنوان حامی تبلیغات خام ایالات متحده است و اعتبار این روزنامه مطمئناً لطمه خواهد دید.