زهرا جاهد
در شیطانپرستی همه چیز مجاز است. در این آیین سیاه پوشیدن هر نوع لباس و پوشاک و خوردن هر نوع خوراکی و انجام هر نوع رفتار و ادبیاتی بدون محدودیت و بدون هیچ ساختار مشخصی، آزاد است. شیطان از عالم تاریکی به انسان ندا میدهد که آزادی مطلق و هر آنچه که میخواهید نزد من است پس بدون هیچ محدودیتی به سوی من بیایید!
قربانی کردن
آیین شیطانپرستی به انسان میآموزد که روح خود یا دیگران را با خودکشی و قربانی کردن به شیطان هدیه کند تا موجب جلب رضایت او شود، به ویژه قربانی کردن دخترها! به تازگی در روسیه یک دختر و پسر نوجوان شیطانپرست، چند نفر از همکلاسیهای خود را با وارد ساختن 666 ضربه چاقو به قتل رساندند تا بتوانند رضایت شیطان را جلب کنند. آن دو، پس از قطعه ـ قطعه کردن اجساد، اعضای بدن آنها را خوردند. سیده خدیجه سید محمد، کارشناس مسائل ویژه فرهنگی، در این باره توضیح میدهد: «علاوه بر جلب رضایت شیطان یکی دیگر از دلایل قربانی کردن انسانها در گروههای شیطانپرستی، خوردن خون است چرا که خوردن خون همان مخالفت با هنجارهای اجتماعی محسوب میشود. البته آنان برای خوردن خون، حیواناتی از جمله سگ و گربه را نی قربانی میکنند، شیطانپرستان معمولاً بر این پندارند که با خوردن خون یا برخی از اجزای قربانی میتوانند به بقا و جاودانگی شیطان برسند.»
سرهنگ بیات، مدیر کل مطالعات نیروی انتظامی نیز بر این عقیده است که عمل قربانی کردن برای شیطان، به نوعی میتواند نشاندهنده مخالفت با عبارت «انسان اشرف مخلوقات است» باشد. شیطانپرستان معتقدند، اشرف مخلوقات باید قربانی شیطان شوند. بدین ترتیب «شیطانپرستی» چیزی نیست جز «خلاف قواعد مسلم انسانی عمل کردن.» هدف اصلی شیطانپرستی، پوچ جلوه دادن زندگی بشری و نادیده انگاشتن معنویت است همچنین معلق نگه داشتن جوان میان زمین و آسمان، میان دین و خانواده و معلق بین اسلام و حقیقت تا در نهایت جوان به پوچی برسد. بیشتر افرادی که پیرو شیطانپرستی هستند به پوچی رسیده و خودکشی میکنند. سیدمحمد، علت اصلی قربانی کردن و خودکشی در میان شیطانپرستان را دست یافتن به عمری جاودان میداند و میگوید : «مرلین منسون، از محبوبیت خاصی در گروههای شیطانپرستی برخوردار است. وی برای تشویق مریدان خود به خودکشی به تازگی اعلام کرده در سال 2010 میلادی او نیز برای یافتن عمری جاودانه، روی سن خودکشی خواهد کرد.»
این کارشناس فرهنگی در ادامه میگوید: «براساس آمار، در ایران تا به حال گزارشی از خودکشی براساس اعتقاد به فلسفه شیطانپرستی نداشتهایم. فرهنگ هیچگاه یک شبه و یک روزه وارد جامعه نمیشود بلکه گام به گام و آهسته صورت میگیرد. نخستین مرحلهای که میتواند یک مساله را به فرهنگ تبدیل کند این است که نمادهای آن فرهنگ داخل جامعه شود سپس میتوان روی بومی شدن آن حساب باز کرد. خوشبختانه در جامعه یکسری ترمزها وجود دارد که مانع از انجام این افکار خرافی میشود. آن چیزی که در جامعه میبینیم، بیشتر پیروی و الگوبرداری از علائم است چرا که تبلیغات وسیعی در ایران بویژه در شهرهای بزرگ از جمله تهران، شیراز، اصفهان و کرج در حال انجام است. در کل هزینههای زیادی در سطح جهان در رابطه با گسترش فساد شده است».
شیطان در لباس زیبا
سرهنگ بیات معتقد است، بسیاری از شکلگیریهای فرقههای نوظهور بعد از دهه 60 در غرب از سوی دستگاههای اطلاعاتی ـ امنیتی حمایت میشود. در اینجا تفکری ایجاد شده که دقیقا علیه نظام سرمایهداری است مثلاً در فمینیسم، جنبش حقوق زنان زمانی شکل گرفت که متوجه شدند، نظام سرمایهداری و کارخانهداری از آنان به عنوان ابزار تبلیغ استفاده میکند اما متناسب با آن حق و حقوقشان را نمیدهد. شیطانپرستی نیز در دل نظام سرمایهداری شکل میگیرد. یعنی در جایی که تفکرات کاپیتالیسمی شدید وجود دارد، مبدا شکلگیری شیطانپرستی جدید نیز میتواند باشد. اینجاست که دیگر دستگاههای اجرایی به جای اینکه به این مسائل حساس شوند باید پشت سر آنان قرار گیرند و آنها را تامین کنند مانند ارتباط شیطانپرستی با عرفان کابالا که در همین رابطه ارزیابی میشود.
وی میافزاید: «در کشور ما جوانان با بحران مساله جنسی و نوع موسیقی مواجه هستند، یعنی واقعا نمیدانند کدام موسیقی خوب و کدام بد، کدام حلال و کدام حرام است. در واقع جوان برای هیچ کدام از این بحرانها جوابی نمییابد و دچار سردرگمی میشود، برخی مسئولان و متولیان امر هم راهحلی برای رفع مشکلات آنان ندارند. در این بحران سازمانهایی که پشت سر این فرقهها هستند، 3 چاشنی مهم مواد مخدر، موسیقی نامتعارف و روابط جنسی که با روحیه جوانان سازگاری صد در صد را دارد فعال میکنند و متناسب با شرایط فرهنگی هر منطقه و هر دورهای از آنها استفاده میکنند. در واقع آنان از نقاط ضعف ما استفاده میکنند و جوانان را به سمت خود میکشند. جوان به دنبال بسیاری از نیازهایش است اگر خانواده و متولیان امر نتوانستند نیازهای جوان را در اختیارش قرار دهند دیگران خیلی راحت در اختیارش قرار میدهند.»
این طور میتوان گفت، دوره جوانی، دوره طغیان انرژی است که میتواند به شورش تبدیل شود. اینترنت، ماهواره و... موجب شده برخی از بلوغهای فکری ـ جنسی جوانان زودتر از موعدش شکوفا شود اما جامعه ظرفیت مدیریت را برای گرایش جوانان به تهاجمات فرهنگی غرب فراهم میسازد. آنان شقالقمر نمیکنند بلکه چیزهای بسیار بیارزش را در بستهبندیهای بسیار شیک و جوانپسند با توجه به معیارهای زیباشناسی ـ روانشناسی و ذائقه نسل جدید و جوان ارائه میدهند اما ما غنیترین آموزههای انسانی را با شیوهها و روشهای ساده و ابتدایی، بدون هیچ جذابیتی به جوان ارائه میدهیم و کاملا مشخص است جوان به کدام سمت میرود. سرهنگ بیات معتقد است، در ایران فقط 10 درصد شیطانپرستی سازماندهی شده است و سهم کمتوجهی نهادهای فرهنگی کشور 90 درصد است.
میهمانی شیطانپرستی در کرج
چندی پیش در رسانهها خبری منتشر شد مبنی بر اینکه نیروی انتظامی در باغی در کرج 80 دختر و پسر شیطانپرست را که در یک پارتی شبانه کاملا سازمانیافته شرکت کرده بودند، دستگیر کرد. سرهنگ بیات در اینباره توضیح میدهد: «انگیزهای که موجب میشود 80 جوان در میهمانی شبانهای دور هم جمع شوند، این نیست که شیطان را شاد کنند تا فردای قیامت شیطان به دادشان برسد؛ اصلیترین انگیزه این جوانان این است که فقط خوش باشند و این خوشی میتواند با مصرف مواد مخدر و حضور در میهمانیهای مختلط باشد. پس علت اصلی جمع شدن آنان اندیشه و تفکر شیطانپرستی نیست؛ باورها نیست، بلکه رفتارهاست. وقتی مسئولان و نهادهای فرهنگی برای جوانان کم بگذارند طبیعتا دیگر نمیشود در برابر این سازمانها که میلیونها دلار سرمایهگذاری میکنند، کاری کرد.»
وی در ادامه میگوید: «شرکت جوانان در پارتیهای شبانه چه در سطح نمادها ـ هنجارها و چه در سطح ارزشها نشاندهنده مشکلی است. نوجوانان از سن 13ـ 12 سالگی، در ذهنشان سوالاتی به وجود میآید و یکسری نیازهایی دارند؛ نیاز به ارتباط و خودنمایی، نیاز به دیده شدن، نیاز دارند بگویند ما هم هستیم، مثلا در ماه محرم، در جاهایی که اصلاً فکرش را نمیکنید (مثلا شهرک غرب) میبینید که 15 ـ 10 جوان با ظاهرهای خاص خودشان جمع میشوند و عزاداری میکنند، البته ایرادات ایرانی جماعت به اهل بیت(ع) بخشی از آن است اما بخش دیگر این است که این جوانان میخواهند به دیگران بگویند ما هم هستیم اما فقط کمی خاص هستیم».
چاشنی موسیقی در شیطانپرستی
از آنجا که تمدن غربی برای مردم جهان، بیعدالتیها را به شیوهها و اشکال مختلف به وجود آورده است لذا زندگی در میان جوانان معنای خود را از دست داده و آنها را به بیراهههایی از جمله استفاده از مواد مخدر، روابط نامشروع جنسی و خشونت کشانده است. تشکیل گروههای موسیقی و با شعارهای شیطانپرستی مانند رپ آمریکایی، متال، دثمتال و صدها گروه دیگر مبتنی بر همین برداشت نادرست از زندگی است. در سال 1981 نوازندهای به نام «لارس الریچ» گروه موسیقی متالیکا را با حمایت سازمان جاسوسی ایالات متحده آمریکا راهاندازی کرد. لارس و دیگر خوانندگان این گروه با اشعارشان، افراد را به تاریکی دعوت میکنند و جزو کثیفترین گروههای موسیقی شیطانپرستی محسوب میشوند.
ابوالقاسم حبیبی، محقق و پژوهشگر در اینباره توضیح میدهد: «سازمانهای جاسوسی رژیم صهیونیستی و آمریکا براساس یک برنامهریزی حساب شده از کودکی روی افکار آنان کار میکنند تا جوانانی خشونتطلب، جنگطلب و پرخاشگر تربیت کنند. جوانان امروز غرب همان کودکان دیروزند که با سناریوی استکباری پرورشیافته و تربیت شدهاند و برای پیشبرد اهداف استکباری در شکلها و محورهای مختلف به کار گرفته میشوند؛ گاه با حضور در عراق در قالب ارتش و کشتار وحشیانه مردم و گاه با عضویت در گروههای موسیقی شیطانی و ترویج خشونت، بیبندوباری و ابتذال». ناامیدی، یأس، بیهویتی، بیانگیزگی و سرخوردگی از دنیا و... در اشعار خوانندگان این گروها موج میزند.
این محقق در ادامه میگوید: «موسسان و سردسته این گروهها عمدتا افرادی شکستخورده و مطرود از جوامع و خانواده و بعضا با سوابق جنایی و رفتارهای نابهنجار اجتماعی هستند تنها امتیاز آنها داشتن صدای مناسب برای این نوع موسیقیها یا استعداد نواختن موسیقیهای خشن است.» به گفته کارشناسان موسیقی، روندی که موسیقی متالیکا در گسترش مقوله شیطانپرستی تاکنون طی کرده است بسیار قابل توجه است.
شیطانپرستی با دکترای فلسفه!
مرلین منسون، نام شناختهشدهای در غرب است که در موسیقی متال جنجالهای زیادی را به وجود آورده است. عدهای که در عمق تاریکی و جهالت به سر میبرند او را شیطان بزرگ میدانند و معتقدند که او فرستاده شیطان است. جالب است بدانید این شیطانپرست دارای مدرک دکترای فلسفه است. منسون بر این عقیده است که هر کس خدای خویش است و خدای واحدی وجود ندارد. این خواننده در کودکی توسط یک کشیش مورد تجاوز قرار گرفته و این مساله را یکی از دلایل بیزاری خود از مسیح(ع) میداند.
حبیبی در اینباره میگوید: «مرلین منسون نیز مانند دیگر چهرههای شیطانیسم هر چند وقت یک بار از نظرها پنهان میشود. آنها ادعا میکنند که در این مدت به ملاقات شیطان رفته تا دستورات جدیدی را دریافت کنند اما واقعیت چیز دیگری است. طبق اطلاعات موجود، آنها وقتی غیب میشوند در واقع در حال مذاکره به برخی مقامات بلندپایه امنیتی آمریکا و رژیم صهیونیستی هستند. آنها در این جلسات سری، بیان خواستههایشان مبنی بر حمایتهای مالی ـ حقوقی را بیان میکنند تا از حمایت آنها برخوردار شوند.» شاید توان گفت، یکی از موثرترین و مهمترین ابزار فرقه شیطانپرستی در جهت تبلیغ عقاید و تحت تاثیر قرار دادن جوامع بویژه جوانان ایرانی هم مانند دیگر کشورها رواج موسیقی متالیکاست؛ موسیقی مدرنی که هر کسی نمیتواند معنای آن را درک کند. برخی آمارها حکایت از آن دارد که تاکنون بیش از 10 میلیون و 200 هزار کپی از آلبومهای موسیقی شیطانی به فروش رسیده است. سیدمحمد، کارشناس مسائل ویژه فرهنگی نیز در اینباره میگوید: «برخی جوانان ایرانی بنا به دلایلی دچار از خودبیگانگی و بعضا چندگانگی شخصیتی شدهاند. آنها برای نشان دادن تغییر و تحولات درونی خود به موسیقیهای شیطانی از جمله متالیکا و اکثرا بدون دانستن معانی اشعار، روی آوردهاند. تکرار این ترانهها به مرور زمان ممکن است ملکه ذهن آنان شود که آن وقت جای نگرانی است. در واقع این جوانان هدفشان این نیست که شیطانپرست شوند بلکه آنها فقط میخواهند با گرایش به این فرقههای پوچ، توجهاتی که در طول زندگی به آنان نشده را جلب کنند تا مورد توجه همگان قرار گیرند و بخشی از خلأهای عاطفی خود را جبران کنند».
سردبیری: تیتر اصلی سند «شیطان را بکُش» بوده است که به دلیل هماهنگی با قسمتهای دیگر به صورت مشاهده شده تغییر یافت و تیتر اصلی سند به بعد تیتر منتقل شد.