تاریخ انتشار : ۲۲ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۸:۱۹  ، 
کد خبر : ۷۸۵۸۰
زندگی در گناه

سجده بر آتش (بخش دوم)


زهرا جاهد
شیطان در تمام داستان‌های کهن و در تمامی ادیان وجود دارد و در ادبیات عرفانی به عنوان مهمترین مظهر وسوسه‌های عمیق انسانی معرفی شده است.
از نگاه جامعه‌شناختی، پیروان شیطان افرادی با ادعاهای خاصی هستند که تصور می‌کنند راه نجات را یافته‌اند و می‌خواهند آن را به بشر ارائه دهند. به عنوان مثال، ایده مرگ از دید شیطان‌پرستان به دو دسته تقسیم می‌شود، دسته اول کسانی هستند که خودآگاه، مرگ و رفتن به جهنم را ترجیح می‌دهند و برعکس، دسته دوم منکر مرگ می‌شوند و بر این گمانند که پرستش شیطان موجب می‌شود تا آنان از چنگال مرگ رهایی یابند و عمری جاودان نصیب آنان شود. به گفته محقان، گروه اول خطرناک‌ترند چرا که آگاهانه به جنگ با خداوند می‌روند؛ جنگی که آخرش به شعله‌های آتش ختم می‌شود. شیطان‌پرستان گناه را زینت درونی انسان تصور می‌کنند و به مرحله‌ای می‌رسند که دیگر گناه برای زندگی آنان از آب و نان ضروری‌تر می‌شود، یعنی زندگی ننگین آنها را فقط در گناه می‌توان خلاصه کرد.
سرهنگ دکتر بهرام بیات، مدیر کل مطالعات اجتماعی معتقد است: در جهان گروهی با این اعتقاد که شیطان را بپرستند و خدا را کنار بگذارند، وجود ندارد بلکه این فرقه‌ها در شرایط اجتماعی خاصی شکل می‌‌گیرند. در واقع از آموزه‌های موجود در فرهنگ استفاده می‌کنند تا خود را ثابت کنند. وی می‌گوید: «از قرن 16 به بعد تغییرات خاصی در دنیا اتفاق افتاد. گروه‌های مختلف برای اینکه بتوانند اتفاقات موجود را تفسیر و توجیه کنند همیشه به دنبال جواب هستند و ممکن است آن جواب درست یا غلط باشد. مثلاً در مورد زلزله می‌گویند قهر خدایان موجب بروز این اتفاق می‌شود. آنان معتقدند، زمین روی شاخ گاو است. وقتی گاو خسته می‌شود زمین را از شاخی به شاخ دیگرش می‌اندازد و این جابه‌جایی می‌شود زلزله و چند تعبیر دیگر. بنابراین بشر برای اینکه وضعیت‌های مختلف را توجیه کند به یک‌سری اندیشه‌ها روی می‌آورد و شیطان‌پرستی یکی از این اندیشه‌هاست.»
دکتر بیات در ادامه می‌افزاید: «برخی از اندیشه‌های شیطان‌پرستان می‌گوید که در دین آمده وقتی سیلی می‌خوری آن طرف صورت را هم بیاور تا سیلی دیگری بخوری. این دین فاقد ارزش است. از نظر شیطان‌پرستان دین باید این‌‌طور بگوید در صورت خوردن سیلی، طرف را زیر مشت و لگد بگیرید! صاحبان این اندیشه‌ها بر این عقیده‌اند، دینی که در مقابل وضع موجود ما را بی‌سلاح می‌کند دین بی‌ارزشی است. به همین علت از شیطان الگو می‌گیرند و در مقابل وضع موجود ایستادگی می‌کنند، تا قبل از قرن 19 گروهی از شیطان پند می‌گرفتند تا عصیانگر نشوند، یعنی همان ادب از که آموختی از بی‌ادبان، اما بعد از قرن 19 شیطان برای آنان موجودی می‌شود که می‌گوید، در مقابل وضع موجود ایستادگی کنید و اینجاست که به‌هم‌ریختگی در جوامع حاکم می‌شود و حتی بعضی از ارزش‌ها نیز زیر سوال می‌رود».
شیطان‌پرستان از آیینی پیروی می‌کنند که در آن آموزه‌های فقهی دیده نمی‌شود، حرام و حلال و بایدها و نبایدها در آن وجود خارجی ندارد. حتی آنان بر این عقیده‌اند که باید بیشترین لذات زندگی را در این دنیا ببرند. آنها اعتقاد دارند در پس این عالم دنیای دیگری است تا روح کسانی که لذت جسمانی لازم در این دنیا نبرده‌ا‌ند دوباره به این جهان بازگردند تا لذت خود را کامل کنند. مدیر کل مطالعات اجتماعی ناجا، دراین‌باره توضیح می‌دهد: «ما برای زندگی، خوردن و... قاعده‌هایی داریم و طبق آن اصول عمل می‌کنیم اما از آنجا که شیطان‌پرستان ارزش و اصول را غیرمنصفانه می‌دانند آنها را زیر پا می‌گذارند، حلال را حرام و حرام را حلال می‌دانند. به عنوان مثال اگر در دین آمده به نامحرم نگاه نکنید و ارتباط نامشروع نداشته باشید از آنجا که شیطان‌پرستان خلاف این قاعده عمل می‌کنند، ارتباط مرلین منسون (خواننده شیطان‌پرستان) با محارم خود یکی از افتخارات آنان محسوب می‌شود.»
شیطان‌پرستان در ایران
براساس آمار و تحقیقات ارائه شده، شیطان‌پرستی به آن معنا و با آن شدتی که در کشورهای انگلستان، آمریکا، روسیه،‌ نروژ، مصر و دیگر کشورهای غربی وجود دارد به هیچ‌وجه در ایران وجود ندارد. شیطان‌پرستی در ایران بیشتر درسطح نمادها دیده می‌شود. طبق این آمار قاطعانه می‌توان گفت تعداد افرادی که به معنای خاص شیطان‌پرست باشند بسیار ناچیز و انگشت‌شمار است.
مدیر کل مطالعات اجتماعی نیروی انتظامی در این‌باره توضیح می‌دهد: «می‌توان گفت در کشور شاهد کلکسیونی از تفکرات یکه در دنیا وجود دارد، حداقل در حوزه رفتار و عملکرد هستیم. باورها، هنجارها و ارزش‌های شیطان‌پرستان در ایران با بقیه کشورها متفاوت است. به طور مثال شیطان‌پرستان در ایران به زن دید مثبتی ندارند.
در واقع به دید یک کالا به او نگاه می‌کنند و حتی برای لذایذ حیوانی‌شان، زن را قبول ندارند. چیزی که فرهنگ شیطان‌پرستان را در کشور ما به دیگر کشورها متمایز کرده این است که در غرب شکل‌گیری شیطان‌پرستی ابتدا براساس بارو شکل گرفته بعد این باور تبدیل به ارزش می‌شود. باور در واقع نوع جهت‌گیری کلان فرد است. مثلا اینکه ما می‌گوییم خدا هست یا خدا نیست. این فرآیند عملیاتی و تبدیل به ارزش می شود. ارزش‌ها خوب و بد هستند. این ارزش‌ها در یک مرحله پایین‌تر تبدیل به هنجار می‌شود. هنجار هم «چه کاری باید انجام داد و چه کاری نباید انجام داد» ‌است. ممکن است خیلی چیزها خوب باشد و ما انجام ندهیم و عکس این موضوع نیز صدق می‌کند. در غرب شکل‌گیری شیطان‌پرستی نوعی باور است که تبدیل به ارزش می‌شود و بعد در رفتار آثار آن را مشاهده می‌کنیم، مثل انگشتر دست کردن در انگشتی خاص. وقتی به فردی با ظواهری خاص می‌گویید،‌ شیطان‌پرست، ‌می‌توانید از رفتارش ارزش‌ها، هنجارها و باورش را ببینید.»
وی در ادامه می‌گوید: «در جامعه ما به‌هم‌ریختگی جالبی دیده می‌شود. این فرقه‌ها از آخرین حلقه وارد کشور ما می‌شود. تعداد محدودی از افراد را در جامعه مشاهده می‌کینم که نشان و رفتارهای شیطان‌پرستی دارند. یعنی در الگوهای رفتاری، شیطان‌پرست هستند اما وقتی به هنجار می‌رسند به طور قطع 70 تا 80 درصد ریزش می‌کنند. در تاسوعای حسینی، جوانی را در صف دسته عزاداری با لباسی مشکی که شعار و نمادهای شیطان‌پرستی روی آن نوشته شده بود در حال زنجیر زدن در دسته دیدیم. اگر به ظاهر و نماد روی لباس توجه می‌کردند ابتدا تصور می‌رفت او شیطان‌پرست است اما از نظر من به ارتباط نزدیک با این جوانان به جرات می‌گویم این‌طور نیست. آن جوان حتی در هنجار و باورش هم شیطان‌پرست نیست.»
بیات،‌ در گفت‌وگو با عده‌ای از جوانان به ظاهر شیطان‌پرست به این نتیجه رسید است که هدف این جوانان ناپخته از نوع پوششان فقط متفاوت و متمایز بودن از دیگران است و بس. آنان اصلا از موضوع شیطان‌پرستی اطلاعی ندارند و وقتی هم متوجه قضیه می‌شوند، زیورآلات را از خود دور می‌کنند و ظاهر خود را تغییر می‌دهند، چرا که فقط آنان در حوزه رفتار اینگونه هستند. پس می‌توان گفت، مدگرایی و تقلید کورکورانه، سطحی‌ترین زاویه برخورد با جوانان ایرانی با شیطان‌پرستی است.
شیطان‌پرست یا مصرف‌کننده
سیده‌خدیجه سیدمحمد، کارشناس مسائل ویژه فرهنگی نیز درباره الگوبرداری جوانان از نمادهای گروه‌های شیطان‌پرست، چنین می‌گوید: «بهتر است به جوانانی که از نمادهای شیطان‌پرستان الگوبرداری می‌کنند، بگوییم مصرف‌کننده. طبیعتا وقتی کالای جدیدی به بازار عرضه می‌شود، مثلا یک پور لباسشویی با ظاهری متفاوت، تبلیغات موجب جلب‌نظر مردم به آن کالا می‌شود، بعضی از افراد مشتری دائمی می‌شوند و برخی دیگر از تجربیات دیگران در مورد این محصول استفاده یا به آن گرایش پیدا می‌کنند یا برعکس، گرایش به شیطان‌پرستی در جامعه ما در واقع به همین صورت است». وی در ادامه می‌افزاید: «تبلیغات عمقی و سرمایه‌گذار‌ی‌های وسیعی در سطح جهان برای منحرف کردن ملت‌ها انجام شده است.
مثلا در کشورهای لیبرال ـ دموکرات در دوران مدرنیته فشار دنیای صنعتی بر مردم غیرقابل تحمل بود. در این شرایط سرمایه‌گذاری وسیعی صورت گرفت تا دو برنامه برای اذهان مردم طراحی کنند. اولین ایده، توسعه طرح شیطانی «آکفاریوس» یعنی توسعه گروه‌های ابتذال در میان مردم بود. این طرح بیشتر مردم را به سمت مواد مخدر، مشروبات الکلی، ‌روابط نامشروع، موسیقی‌های تند و خشن و... سوق می‌داد. در واقع می‌خواستند انرژی درونی حاصل از دغدغه و فشار مردم را اینگونه تخلیه کنند! اما طبیعتا همه ذائقه‌شان این طرح را نمی‌پسندید.
برای رفع این مشکل، روش دیگری را ارائه دادند؛ گرایش به عرفان‌های شرقی. در این عرفان دنیا را سراسر رنج می‌بینند و در کل به معنویت و واقعیت کاری ندارند، به خدا کاری ندارند البته نمی‌گویند خدا وجود ندارد فقط می‌گویند ما در حدی نیستیم که سراغ خدا برویم. ما فقط وظیفه داریم خود و دیگران را از این دنیای لجن‌زار نجات دهیم. این عرفان با بیان فلسفه رنج به مردم می‌آموزد که تو باید از گردونه خارج شوی و به آرامش برسی. به طور کل، ‌عرفان شرفی می‌خواهد انسان را به نوعی به آرامش برساند؛ آرامشی که دنیای صنعتی از آنها گرفته است. انسان امروز به دنبال آن آرامش است. کشورهای لیبرال ـ دموکرات برای دادن آرامش به افراد به این نحو آنان را سرگرم می‌کنند تا سراغ فاکتورهای اصلی نروند و متوجه نشوند چرا دنیا و سرمایه‌های آن به دست عده‌ای محدود است و...»
شیطان‌ کیست؟
شیطان یا ابلیس، موجودی است از آفریده‌های پروردگار که مانند انسان دارای اراده و شعور بوده و بشر را دعوت به شر کرده و او را به سوی گناه سوق می‌دهد. این موجود قبل از اینکه انسانی به وجود آید، با ملائکه می‌زیسته و هیچ امتیازی از آنان نداشته است. او مظهر تجلی انرژی منفی است تمام سعی او مشغول نگه داشتن روح در جهان پایین‌تر است تا به جهان متعالی و خالص حق وارد نشود. ماموریت شیطان‌ آزمودن انسان‌ها در برابر پیروی از فرمان حضرت حق است. هنگامی که انرژی حق با آگاهی انسان ارتباط برقرار می‌کند، شیطان آرام نمی‌نشیند و درون انسان جنگی بین نیروی مثبت و منفی برپا کرده و مقاومت ذهنی خلق می‌کند تا انسان به دام وسوسه بیفتد. ابلیس وقتی فعالیت خود را برای وسوسه کردن انسان شروع می‌کند، تلاش می‌کند تا تمام فکر و ذهن او را اشغال کند و در صورت موفقیت، انسان سست‌ایمان مجری اوامر او می‌شود.
شیطان‌ ابتدا سیستم ارزشی و اعتقادی افراد را مورد تهاجم قرار می‌دهد. سپس موضوعی که شخص به آن توجه بیشتری دارد را انتخاب کرده و با برجسته کردن رذایل اخلاقی مثل خشم، طمع، غرور، شهوت، ترس، شک، تردید و مهم‌تر از همه وابستگی بیشتر، انسان را مطیع خود می‌سازد. قرآن کریم در آیه 23 سوره ابراهیم می‌فرماید: شیطان رجیم پس از آنکه در روز قیامت به حساب خلایق رسیده شد،‌ می‌گوید: «خداوند در دنیا درباره بهشت و دوزخ به شما وعده داد و من به باطل وعده‌تان دادم و خلف‌وعده کردم ولی شما را در گمراهی مجبور نکردم، این شما بودید که به اختیار، دعوتم را پذیرفتید، پس مرا سرزنش نکنید بلکه خود را ملامت کنید. امروز من نمی‌توانم به فریاد شما برسم همچنانکه شما هم نمی‌توانید به داد من برسید. امروز کفر می‌ورزم و انکار می‌کنم اعتقادی را که شما درباره من داشتید و مرا شریک خدای تعالی می‌پنداشتید.»
سردبیری: تیتر اصلی سند «به جهنم می‌رویم» بوده است که به دلیل هماهنگی با قسمت قبل به صورت مشاهده شده تغییر یافت و تیتر اصلی سند به بعدتیتر منتقل شد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات