*آقای زارعی! با توجه به اینکه بیش از دو هفته از جنگ در غزه و مبارزه نیروهای مقاومت مردمی حماس با رژیم صهیونیستی میگذرد، وضعیت کلی نوار غزه را چگونه ارزیابی میکنید؟
**اینک بیش از دو هفته است که غزه جنگ نابرابری را با رژیم صهیونیستی داشته و از نظر تعداد روز، جنگ غزه تا الان حداقل دو و نیم برابر جنگی است که رژیم اشغالگر قدس با چهار ارتش عربی مصر، سوریه، اردن و لبنان انجام داد و در آن جنگ توانست چهار ارتش را شکست دهد و به پیروزیهای اساسی دست پیدا کند، اما در این جنگ علیرغم اینکه دو و نیم برابر آن جنگ، زمان برده، در عین حال این رژیم نمیتواند ادعا کند که به حداقلی از پیروزی در مقابل جنبش مقاومت دست پیدا کرده است. این مهمترین مشخصه امروز غزه است که رژیم صهیونیستی به اهدافش نرسیده، یعنی وجه بارز غزه، مقاومت در برابر حملات سنگین رژیم صهیونیستی است و باید گفت که غزه و مقاومت آن پایدار است و بدون آسیب به حیات خودش ادامه میدهد.
*چه آسیبهایی متوجه رژیم غاصب صهیونیست شده است؟
** رژیم صهیونیستی در طول این دو هفته دچار فرسایش بسیار زیادی شده و اختلافات در ارکان مختلف آن جای هماهنگی و یکپارچگی روزهای اول جنگ را گرفته است.
*منظورتان از وجود اختلاف چیست، یعنی اینکه این رژیم دچار چه نوع اختلافاتی شده است؟
**تقریباً از روز سوم درگیری و آغاز جنگ، اولین نشانههای مخالفت در سطوح نظامیان این رژیم مشاهده شد. در کابینه امنیتی، اولمرت و وزیر دفاع آقای باراک و همچنین رئیس ستاد مشترک ارتش این رژیم نسبت به تداوم عملیات نظامی علیه غزه اظهار ناامیدی کرده و اعلام نمودند که ما در این جنگ پیروزی نخواهیم داشت و بهتر است آن را متوقف کنیم و بعد هم این مخالفتها استمرار پیدا کردند، حتی برخی از تحلیلگران معتقدند که حملات هوایی که در روز سهشنبه هفته گذشته علیه مدرسه سازمان ملل انجام شد، اقدامی بود که نظامیان رژیم صهیونیستی در واکنش به مخالفت افراد غیر نظامی کابینه امنیتی این رژیم با توقف جنگ انجام دادند، یعنی برای اینکه یک فشار روانی سنگینی متوجه عناصر سیاسی دولت اولمرت شود دست به این جنایات زدند تا با فشار افکار عمومی، اینها بپذیرند که در این جنگ امکان پیروزی وجود ندارد.
به هر حال آنچه که در این بخش مشاهده میکنیم این است که رژیم صهیونیستی دچار اختلاف شده و وضعیت رژیم، وضعیت رو به ضعفی است.
*آیا این جنگ متوقف خواهد شد؟
**بله، رژیم صهیونیستی ناچار است طی روزهای آینده جنگ را متوقف کند.
*یعنی متوقف شدن جنگ طی روزهای آینده قطعی است؟
**بله، قطعاً این جنگ تا قبل از دوره ریاست جمهوری آقای اوباما متوقف میشود، یعنی سقف زمانی این حملات تا دوشنبه هفته آینده خواهد بود. به پیشبینی من به عنوان یک تحلیلگر مسایل خاورمیانه که از نزدیک تحولات را مطالعه میکنم، جنگ فعلی بین سه تا پنج روز آینده متوقف میشود، یعنی حداکثر تا روز جمعه همین هفته ادامه پیدا خواهد کرد و در حالی این جنگ به پایان میرسد که رژیم صهیونیستی علیرغم اینکه تعداد زیادی از تودههای مردم غزه را به خاک و خون کشیده است اما نتوانسته هیچ خللی به مقاومت و جنبشهای مقاومت وارد کند، چون شلیک موشکها کماکان ادامه پیدا کرده و ادامه خواهد داشت اینها نشان دهنده این است که توان عملیاتی جنبش مقاومت دچار کاهش و کاستی نشده است.
*یعنی با صراحت میتوان گفت که در این نبرد نابرابر، نیروی مقاومت حماس در غزه پیروز میدان است؟
**بله، این رژیم غاصب طب روزهای آینده در حالی تن به پذیرش آتشبس خواهد داد و جنگ را متوقف خواهد کرد که به نسبت زمان آغاز جنگ از وضع امنیتی بدتری رنج خواهد برد؛ چرا که در روزهای آغاز جنگ تصور یهودیان و اشغالگران این بود که حماس موشکهایی حداکثر با برد 20 کیلومتر در اختیار دارد و لذا دایره ناامنی زندگی یهودیان را حداکثر با شعاع 20 کیلومتر ارزیابی میکردند. در روزهای آینده جنگ در حالی به پایان میرسد که این دایره از 20 کیلومتر به حدود 50 کیلومتر توسعه پیدا کرده است.
*تاکنون چند موشک از سوی نیروهای مقاومت در غزه به سمت شهرکهای صهیونیستنشین پرتاب شده است؟
**متجاوز از 700 موشک تا کنون ـ روز یکشنبه 22 دیماه ـ به سمت این رژیم از سوی نیروهای مقاومت فلسطین از غزه پرتاب شده که البته تعداد دقیق این آمار در سایتهای خبری آمده است، اما به هر حال مهم این است که موشکهایی با برد 50 کیلومتر هم شلیک شده و این موضوع دغدغه رژیم صهیونیستی را بسیار افزایش داده است. در حالی که در آغاز جنگ نگرانی امنیتی این رژیم از موشکهای حماس حداکثر با برد 20 کیلومتر بود. اما نکته مهمتر اینکه این جنگ در حالی به پایان میرسد که صهیونیستها هنوز هم نسبت به توانایی جنبش حماس و سطح آموزشهایی که اینها دیدهاند و توان هجمه و سطح تسلیحاتی که حماس در اختیار دارد، اطلاع کافی ندارند و خلأ اطلاعاتی رژیم صهیونیستی در مواجهه با منطقه بسته غزه کاملاً آشکار است.
*نیروی نظامی حماس حدوداً چه تعداد است و چگونه توانسته در برابر رژیمی که ادعای منظمترین ارتش جهان را دارد به خوبی ایستادگی کند؟
**حماس در واقع از یک نیروی به نسبتاً لایزالی برخوردار است، یعنی به واسطه پایگاه مردمی، حماس میتوان روی حدود ده میلیون نفر فلسطینی حساب باز کند که این فلسطینیها یا در داخل سرزمینهای اشغالی هستند یا بعضاً در اردوگاههای خارج از سرزمینهای اشغالی به سر میبرند. از ده میلیون فلسطینی که وجود دارند، حماس میتواند صدها هزار نیروی چریک داشته باشد و در اختیار بگیرد.
*در جنگهای نظامی، نیروهای چریک قویتر از ارتشهای منظم عمل میکنند، در اینباره هم توضیح مختصری را بیان بفرمایید.
**از نظر توانایی چریکی و تربیت نیروی چریک، حماس به یک جریان لایزال متصل است و این در حالی است که بعد از پایان جنگ غزه، فلسطینیها نسبت به اهمیت فعالیتهای چریکی و لزوم آن با دقت و علاقه بیشتری وارد میشوند و همکاری میکنند. طبعاً اینها دلایل مشخصی است برای اینکه رژیم صهیونیستی به شدت احساس ناامنی کند و از پیروزی حماس در این جنگ احساس نگرانی داشته باشد.
*آقای زارعی! توان مقابله چریک در مقایسه با یک نیروی نظامی در جنگ منظم چقدر و چگونه است و اصولا چطور رژیم صهیونیستی با این همه ساز و برگ نظامی در برابر جنگ چریکی توان مقابله را از دست داده و کم آورده است؟
**در عرف نظامی گفته میشود که یک فنر چریک میتواند به بیت نفر نیروی نظامی مقابله کند، شاید این تعبیر قرآنی هم در اینجا بیمناسبت نباشد. خداوند متعال در قرآن کریم میفرماید: «اگر شما بیست نفر آدم صابر باشید و صبر پیشه کنید ـ که در معنای صبر هم تعبیر و تفسیرهای فراوانی نهفته است ـ میتوانید بر دویست نفر غلبه کنید»، یعنی بیست بر دویست که قرآن در واقع به ده برابر اشاره میکند، بعد خداوند متعال در همین آیه میفرماید که البته شما بر بیش از این هم توانایی غلبه دارید، یعنی به جای یک به ده به بیش از این هم غلبه کنید.
در عرف نظامی گفته میشود که هر یک نفر چریک توانایی مواجهه با بیست نیروی نظامی غیر چریک را دارد، این ظرفیت عملیاتی و توان نظامی، نیروی مقاومت حماس را بسیار افزایش میدهد.
*به نظر شما ذخیرهسازیهای حماس به چه شکلی بوده که تاکنون و پس از گذشت بیش از دو هفته از جنگ زمینی و هوایی و دریایی و محاصره کامل همچنان توان مقاومت خود را از دست نداده و حتی هر روز نسبت به روز قبل به برد موشکها افزوده میشود و اینها نشان میدهد که حماس از قبل هم آمادگی چنین تهاجمی از سوی رژیم صهیونیستی را داشته و ذخیرهسازی خوبی در این زمینه از نیروهای مقاومت دیده میشود، در اینباره چه نظری دارید؟
**به سؤال خوبی اشاره کردید، از لحاظ تسلیحاتی جنبش مردمی حماس تا حدود زیادی متکی به خودشان هستند، البته به جای حماس بهتر است از بگوییم جنبش مقاومت. چون فقط حماس نیست بلکه گروههای دیگر فلسطینی هم در این میدان هستند. با این حال باید گفت که اینها مجموعاً بخش عمدهای از توانایی شلیکشان از امکاناتی است که خودشان تهیه کردهاند، یعنی موشکها عمدتاً تولید خودشان است، ضمن اینکه تهیه تسلیحات هم از بازارهای اطراف منطقه فلسطین کار دشواری نیست. بسیاری از این تسلیحات در کشورهای اروپایی و خصوصاً در جنوب اروپا که در مجاورت فلسطین وجود دارد و قابل تهیه است و به هر حال نیروی چریک وقتی تصمیم میگیرد که بتواند مقاومت کند. راههای دستیابی به تسهیلات و امکانات را هم پیدا میکند.
*طبق تحلیل شما نیروهای مقاومت، خصوصاً حماس در این جنگ نابرابر نه تنها تسلیم نخواهند شد بلکه پا بر جا هم خواهند ماند؟
**ببینید، نیروهای مقاومت و حماس از ابعاد مختلف پیروز این میدان محسوب میشوند. یک پیروی، پیروزی اطلاعاتی و امنیتی است. وقتی که رژیم صهیونیستی بیش از دو هفته مبارزه میکند، بیش از ده روز بمباران میکند، آن هم با در اختیار داشتن بهترین نوع تسلیحات نظامی، و علیرغم این هجمه و تهاجم گسترده دولت آقای اسماعیل هنیه همچنان سرپاست و مرتب با مردمش صحبت میکند و در ارتباط است و چریکها به مقاومت خود همچنان با تمام توان ادامه میدهند، با اینکه بیش از 600 نقطه از منطقه بسته غزه مورد حمله هوایی قرار گرفته است، این مسائل بیانگر این موضوع مهم است که حماس و جریانهای مقاومت توانستهاند در جهت حفظ نیروهایشان و حفظ امکانات بر سیستم اطلاعاتی رژیم غاصب صهیونیستی غلبه کنند. سیستم اطلاعاتی رژیم علیرغم گستردگی اما در این زمینه ناتوان مانده است. رژیم صهیونیستی حداقل از 6 سازمان اطلاعاتی مثل موساد، شین بت، امام و... برخوردار است و 60 سال هم این رژیم غاصب در این دستگاههای اطلاعاتی و جاسوسی کار فشرده اطلاعاتی کردهاند. امروزه موساد به عنوان مرکز تربیت نیروهای جاسوسی شناخته شده و در بسیاری از کشورهای عربی نیروهای سازمانهای اطلاعاتی خود را جهت آموزش به موساد گسیل میکنند، با وجود همه این حرفها همین موساد، شین بت، امان و سایر سیستمهای قوی اطلاعاتی این رژیم نتوانستهاند به درستی به محل حضور نیروهای اصلی حماس دسترسی داشته باشند که این موضوع پیروزی بزرگ اطلاعاتی برای جنبش حماس محسوب میشود.
*گفته میشود رژیم اشغالگر و غاصب صهیونیستی یک اشتباه فاحش استراتژیکی در محاصره و بستن درهای خروجی غزه مرتکب شده است، در این زمینه چه نظری دارید؟
**بله، رژیم صهیونیستی با این هدف که با تحت فشار قرار دادن مردم، شهروندان منطقه غزه را در مقابل دولت مردمی آقای اسماعیل هنیه قرار دهد و عملا مبارزه چریکی چریکها را در مقابله با خود ناکارآمد کند، به محض آغاز عملیات هوایی آمدند و درهای خروجی منطقه را کاملا بستند. حتی با بمباران گذرگاه جنوبی رفح، اینها امکان خروج مردم غزه و ورودشان به منطقه مصر را هم غیر ممکن کردند. توصع اشغالگران این بود که پس از 18 ماه محاصره منطقه غزه، توانایی داخلی مردم به لحاظ اقتصادی تحلیل رفته و مردم دچار مشکلات اساسی شوند، بنابراین به محض اینکه فشار جدیدی به اینها وارد میشود، چون این فشار از توان آنها خارج است، این فشارها به صورت اعتراض به دولت آقای اسماعیل هنیه و چریکها بروز پیدا میکنند و ظاهر میشوند؛ با این نیت رژیم صهیونیستی دروازههای خروجی غزه را کاملا مسدود کرد و از مهاجرت مردم به خارج از سرزمین غزه جلوگیری نمود. در حالی که این رژیم در این مسئله دچار یک اشتباه فاحش و استراتژیک شد، به خاطر اینکه حضور حدود یک و نیم میلیون جمعیت فلسطینی در مرزهای بسته غزه در واقع یک همنوایی عمیق و پیوندی عاطفی و ناگسستنی را میان مردم و نیروهای چریک ایجاد کرد، به شکلی که چریکها و مردم در غزه یک سرنوشت پیدا کردند. در واقع سرنوشتی مشترک پیدا کردند، چریک در کنار مردم و همچنین مردم در کنار چریکها. پیروزیشان با هم بود، حتی اگر لطمهای هم به آنها وارد میشد این صدمه مشترک بود. حضور مردم در کنار چریکهای حماس، نه تنها برای حماس دست و پا گیر نشد بلکه به صورت یک حس و یک قوه نگه دارنده برای نیروهای چریکی حماس مبدل شد و این مقاومت را برای چریکهای حماس خیلی آسانتر کرد. این اشتباه استراتژیکی بود که اشغالگران در این صحنه مرتکب شدند و البته از این اشتباهات هم زیاد داشتهاند و فقط این یک مورد نیست.
*از دیگر اشتباهات فاحشی که رژیم صهیونیستی در رویارویی با نیروهای مقاومت و چریکهای حماس مرتکب شده موارد دیگری را هم عنوان بفرمائید.
**بله، همچنان که عرض کردم رژیم صهیونیستی اشتباهات استراتژیکی دیگری هم در این جنگ نابرابر مرتکب شده. صهیونیستها گمان کردند که اگر بتوانند از مدل حزبالله لبنان در اینجا جلوگیری کنند، میتوانند بر چریکها غلبه کنند. در مدل حزبالله لبنان مردم از مناطق جنوبی یعنی مناطق عملیاتی به طرف مناطق شمالی سوق داده شدند و عملا مناطق جنوب خالی از سکنه شد، صهیونیستها گمان میکردند که این یک برگ برنده حزبالله در جنگ بوده است و باید این برگ برنده را از حماس سلب کرد و لذا مانع خروج مردم از نوار غزه شد در حالی که تفاوتهای زیادی وجود دارد بین جنگ در شمال در منطقه جنوب لبنان در شرایطی که پشت جبهه به سمت کشورهای دوست مثل سوریه است. اما در اینجا، پشت منطقه به سمت کشور غیر دوستی مثل مصر است، این تفاوتها را رژیم صهیونیستی درک نکرد.
*با تشکر از اینکه وقت خودتان را در اختیار ما قرار دادید.