تاریخ انتشار : ۲۲ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۷:۴۲  ، 
کد خبر : ۷۸۵۹۱

پرواز تاریخی 4721


محمد گرشاسبی
تهرانی آمده بود با امام(ره) مذاکره کند‍، اما شرط امام(ره) استعفای تهرانی از عضویت شورای سلطنت بوده و او هم استعفا داد. امام(ره) همیشه بعد از نماز مغرب و عشا صحبت می‌کرد. ایشان در جواب تهرانی که برای مذاکره آمده بود، گفت: «مگر خمینی می‌تواند کوتاه بیاید، وقتی در خانواده‌ای که تا دیروز همه در کنار هم بودند اکنون عضوی شهید شده است؟» 11 بهمن بود. همه چیز را جمع کرده بود. بعضی‌ها آمدند، گفتند: «صلاح نیست بروید ایران. ایران جای امنی نیست». امام(ره) برایشان دعا کرد و گفت: «فردا می‌خواهم برگردم. شما با این هواپیما همراه من نباشید. هیچکس مجبور نیست در این پرواز با من همراه باشد».
شایع شده بود که وفاداران به نظام سلطنتی هواپیمای امام(ره) را با موشک خواهند زد. از این رو شرکت هواپیمایی را برای حضور امام(ره) به تهران اختصاص دهد. با درخواست خلبانانی هم که از شرکت هواپیمایی ملی ایران (هما) اعلام کرده بودند که به پاریس بروند و امام خمینی(ره) را با هواپیمای 747 به تهران باز گردانند مخالفت شده بود. تا اینکه علاء میرمحمد صادقی، یک اصفهانی دست و دلباز وارد دفتر ایر فرانس شد. یک چک 2 میلیون دلاری کشید و گذاشت روی میز رئیس شرکت ایر فرانس و کل هواپیما و مسافرانش را یکجا بیمه کرد تا پرواز انقلاب انجام شود. نماینده‌ای از ایر فرانس آمد و نوفل لوشاتو و گفت ما فقط می‌توانیم حدود 150 مسافر را با خود ببریم. به جای 300 مسافر. باید سوخت اضافه ر هواپیما داشت باشیم تا اگر به هر دلیلی نتوانستیم هواپیما را مهرآباد بنشانیم. بتوانیم به پاریس بازگردیم. از 200 نفر خبرنگار فقط 70 نفرشان ماندند و بقیه در نیمه شب اول فوریه با حسرت تیک‌آف بوئینگ را نظاره‌گر بودند. ظاهرا نقشه مخالفان ورود امام(ره) جدی بود. منحرف ساختن هواپیما به کشور دیگر، منهدم کردن آن و مسدود کردن باند فرودگاه سه راه حلی بود که سران ارتش به همراه ژنرال هایزر در گردهمایی 3 بهمن برای جلوگیری از ورود امام(ره) پیشنهاد کرده بودند.
عذرخواهی از اهالی نوفل لوشاتو
امام(ره) پس از 118 روز اقامت در دهکده نوفل لوشاتو حالا عازم فرودگاه شارل دوگل است. اول در این مدت 59 سخنرانی، 108 مصاحبه، 36 پیام و کلا 6 نامه و تلگراف داشت. از اهالی نوفل لوشاتو به خاطر مشکلاتی که اقامت وی برایشان فراهم کرده بود عذرخواهی کرد. سپس در حالی که 2 هزار نیروی پلیس فرانسه وی را اسکورت می‌کردند، امام خمینی(ره) وارد فرودگاه شارل دوگل پاریس شد تا پس از 15 سال تبعید به ایران بازگردد. امام خمینی(ره) ساعت 12 نیم شب وارد فرودگاه شدند. در مهم‌ترین بخش سالن فرودگاه نمایشگاهی از عکس‌های جنایات رژیم ، شکنجه‌های ساواک. کشتار میدان ژاله و... با عنوان «حقوق بشر شاه» توسط خبرگزاری فرانس پرس بر پا شده بود که هر بیننده‌ای را دقایقی به خود مشغول می‌کرد. خبرگزاری‌ای که شاید اولین نهاد خبر‌رسانی جهانی بود که در ایران فعالیتش را آغاز کرد اما رویدادهای انقلاب را به راحتی پوشش می‌داد.
خوابیدن در راه تهران
وقتی قرار شد همه به طرف هواپیما بروند، امام(ره) زودتر و از در دیگری داخل هواپیما شده بود. ورودی‌های خرطومی هنوز کم بود. همراهان امام(ره) هم اولین بار بود که در فرودگاه پاریس ورودی خرطومی می‌دیدند. یکی از همراهان می‌گفت: «با یکی دو نفر از دوستان مسیری را که نشان داده بودند، رفتیم و داشتیم بلند‌بلند می‌خندیدیم و حرف می‌زدیم نزدیک پلکان. یک مرتبه دیدیم امام(ره) آنجا روی صندلی نشسته و ما نفهمیده بودیم که وارد هواپیما شده‌ایم! کلی از امام(ره) خجالت کشیدیم».
این آژانس خبری متن خروج امام(ره) از شارول دوگل را اینگونه به همه دنیا مخابره می‌کند: «آیت‌الله خمینی، رهبری معنوی و روحانی ایرانیان پس از پانزده سال تبعید که توسط شاه اعمال شده بود به شکل قدرتمندانه‌ای به کشور خود بازگشت. ورود آیت‌الله به علت بسته شدن فرودگاه از سوی نظامیان شاه دو هفته به تاخیر افتاد بود اما عاقبت با فشار ایرانیان این بازگشت محقق شد.
هواپیمای اختصاصی بوئینگ 747 ایر فرانس با شماره پرواز 4721، حامل رهبر شیعیان در روز پنجشنبه ساعت 3 صبح به وقت GMT و به همراهی 50 نفر از یاران و بیش از 150 نفر خبرنگار فرانسوی و خارجی، فرودگاه شارل دوگل را به مقصد تهران ترک کردند. این سفر تاریخی پس از آن صورت گرفت که آیت‌الله با سپری کردن 15 سال اقامت در عراق و نیز 170 روز اقامت در فرانسه خود را برای ایجاد تحولی حساس در ایران آماده ساخته بود.» چرخ‌های بوئینگ از باند شارل دوگل کنده شد. امام(ره) به طبقه دوم هواپیما رفت و در آرامش خوابید. انگار نه انگار که توطئه انفجار یا ربودن هواپیما در کار است. خانم میهماندار می‌گفت: «امام فاصله پاریس تا تهران را در کف هواپیما خوابیده بود. او اندکی بعد از سوار شدن به هواپیما در فرودگاه شارل دوگل به طبقه بالای هواپیما رفت، نمازش را خواند و بعد روی دو پتو خوابید. دستیارانش در طبقه پایین ماندند و فقط خدمه و افرادی که در کابین کار داشتند از پلکان رفت و آمد می‌کردند.»
رسول صدر عاملی، خبرنگار آن روزهای اطلاعات نیز می‌گوید: «استراحت امام(ره) تا موقع نماز صبح طول کشید و سپس برای خواندن نماز بار دیگر به قسمت پایین آمد، همه ایرانیان در هواپیما شروع به خواندن نماز کردند پس از آن به چند تن از خبرنگاران اجازه گرفتن عکس داده شد». هواپیما وارد آسمان ایران شد. خلبان اعلام کرد که همه سر جای خودشان بنشینند و کمربندها را ببندند. همه ساکت بودند. بوئینگ که به تهران رسید . فرودگاه مهرآباد پیدا شد مسافران از بالا فرودگاه را می‌دیدند که سراسر آن را ماموران شهربانی گرفته‌اند. یعنی همافران را ماموران شهربانی فرض می‌کردند. هواپیما آمد بنشیند که با وجود اخطار مهمانداران، ایرانیان حاضر در هواپیما شروع به گفتن الله‌اکبر کردند. هواپیما روی باند که رسید همین که خواست فرود بیاید انگار اشکالی پیش آمده باشد دوباره اوج گرفت. آه از نهاد مسافران بویژه خبرنگاران بلند شد. همه می‌گفتند به هواپیما اجازه فرود نمی‌دهند.
علائم کودتای نظامی
بوئینگ 10 دقیقه‌ای دور تهران چرخید تا اینکه با موفقیت فرود آمد و این بار مسافران خارجی هواپیما هم با ایرانی‌ها الله‌اکبر گفتند! بوئینگ نشست. همین موقع بود که نفر از بیرون به خلبان اشاره‌ای کرد و هواپیما دوباره راه افتاد. باز فکر همه به برگشت به پاریس مشغول شد. اما هواپیما چند متر آن طرف‌تر ایستاد و درها باز شد تا همه پیاده شوند. 12 بهمن بود؛ ربیع‌الاول آخرین سال قرن چهاردهم هجری قمری. چهارده قرن پس از هجرت انقلابی پیامبر اعظم (ص)از مکه به مدینه که نقطه عطف تاریخ جهان شد، حالا دنیای اسلام شاهد هجرتی است که قرار است باز تاریخ ایران را با نقطه عطفی دیگر روبه‌رو سازد؛ از جنس اسلام ناب.
خبرگزاری فرانسه ورود امام خمینی(ره) به ایران را از دفترش واقع در میدان شهدا، چهار راه آب سردار و در همسایگی دانشکده هنرهای دراماتیک این‌گونه به همه دنیا مخابره می‌کند: «فرودگاه تهران در روز بازگشت امام خمینی پذیرای هیچ پروازی به غیر از پرواز تاریخی پاریس ـ تهران نیست. روز چهارشنبه یک روز قبل از ورود آیت‌الله [خمینی] تظاهرات وسیعی علیه اقدامات دولت بختیار صورت گرفت. در عرض چند روز گذشته علائمی از یک کودتای نظامی توسط گارد شاهنشاهی در سطح شهر دیده شده است. بیش از پنج میلیون نفر منتظر بازگشت آیت‌الله خمینی بودند. فاصله 32 کیلومتری بین فرودگاه تا گورستان بزرگ تهران مملو از این جمعیت است. آیت‌الله خمینی در اولین اقدام خود در این مکان سخنرانی خواهد کرد». حاج‌سیداحمد اولین کسی بود که از هواپیما پیاده شده و به سالن فرودگاه رفت و بعد از چند دقیقه با حاج‌آقا پسندیده و آقای مطهری و صباغیان به استقبال امام(ره) آمدند و امام باید طبق شرطی که ایر فرانس گذاشته بود خلبان دستش را می‌گرفت و از پله‌ها می‌آوردش پایین. امام(ره) هم به شرطش عمل کرد و دست در دست خلبان از پله‌ها پایین آمد.
امام آمد
مرحوم کاوه گلستان تعریف کرد: «آمد. از درون دوربینم میخ شدم. اصلا از درون دوربینم نگاه می‌کردم. دیدم از در هواپیما آمد. داشت از پله‌ها پایین می‌آمد همه صداها و جیغ‌ها هوا رفت. تازه متوجه شدم که بابا این آدم بالاخره آمد. الان جلوی من یک اسطوره‌ای، یک روحی، یک انرژی هست. باید بودید و می‌دیدید. اصلا چه چهره‌ای داشت. چشمش که پایین بود. دستم را گذاشتم روی موتور دوربینم. من چهار تا دوربین داشتم با چهار تا حلقه فیلم 36 تایی که مثلا پانزده ثانیه‌ای را که می‌آید پایین همه‌اش را بگیریم و این کار را کردم. همان جا من چسبیدم به امام(ره) و ولش هم نکردم. یعنی سعی می‌کردم در تمام مسیر فرودگاه پنج متر بیشتر دور نشوم. یعنی پایین آمد من عکس گرفتم. نشاندنش در یک ماشین با همافرها، من سریع‌ترین دوی زندگی‌ام را آنجا انجام دادم. یعنی همین‌طور که امام(ره) را با ماشین از بغل هواپیما تا ساختمان فرودگاه بردند من بغل ماشین می‌دویدم. یعنی وقتی ماشین آنجا ایستاد من دوباره آنجا بودم». تلویزیون دولتی ایران داشت این مراسم را به طور زنده پخش می‌کرد. 20 دقیقه که پخش شد یک دفعه با ظاهر شدن عکس شاه روی صفحه تلویزیون قطع شد. عده‌ای از مردم عصبانیت نظامیان از نواخته نشدن سرود شاهنشاهی و عده‌ای هم مثل بختیار حمله عوامل ناشناس کمونیستی را دلیل قطع پخش زنده مراسم استقبال امام خمینی(ره) اعلام کردند.
خلاصه این وسط تلویزیون‌های رنگی و سیاه و سفید بود که توسط مردم عصبانی از پنجره‌ها به بیرون پرتاب می‌شد. سوار ماشین بلیزر بود. ماشین لابه‌لای جمعیت گم شده بود. مردم از دستگیره‌های ماشین آویزان می‌شدند. خودشان را به دنبال ماشین می‌کشیدند یا روی کاپوت سوار می‌شدند. راننده خیابان را نمی‌دید. توی بهشت زهرا(س) دیگر ماشین خاموش کرد. هلی‌کوپتر آمد و امام(ره) را برد جایی که آماده کرده بودند سخنرانی کند: «من دولت تعیین می‌کنم، من به پشتیبانی این ملت دولت تعیین می‌کنم، من به واسطه اینکه این ملت مرا قبول دارد...» سخنرانی امام(ره) به اینجا که رسید مرتضایی‌فر معروف‌ترین لیدر تظاهرات‌کنندگان انقلاب که به وزیر شعار ملقب شد، بی‌اختیار همراه جمعیت شروع به دست زدن می‌کند اما بعد دید که نباید دست می‌زده، شروع کرد به گفتن الله‌اکبر و جمعیت هم به تبعیت از او سه بار بانگ الله‌اکبر سر دادند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات