سابقه طرح
سازمان مجاهدین خلق که در سال 1344 تشوسط گروهی از جوانان با هدف سرنگونی حکومت پهلوی- و البته به شیوه مسلحانه- شکل گرفت، در بدو امر از تقید مذهبی گروه خود سخن به میان می آوردند تا اینکه پس از گرایش اعضای آن به مارکسیسم، ضعف دینی آنها اثبات گردید. پس از پیروزی انقلاب اسلامی با عدم رای به جمهوری اسلامی، عناد خود را با نظام اسلامی آشکارتر نمودند و به اقدامات خشونت آمیز تروریستی روی آوردند و با ترورهای پی درپی دهه 60 پرونده ای سیاه در پیشگاه ملت ایران برای خود گشودند که شهادت شهید بهشتی و 72 تن از یاران انقلاب در 7 تیر 60، محمدعلی رجایی و باهنر در 8 شهریور 60، شهداء محراب، اسدالله لاجوردی، انفجار در نماز جمعه تهران، ترورهای مردم عادی در ابتدای پیروزی انقلاب، ترور ناموفق مقام معظم رهبری در 6 تیر 60 و در سال های اخیر ترور ناجوانمردانه شهید صیاد شیرازی، تنها بخشی از جنایات این گروه می باشد. این گروه بعد از تغییر رویکرد و استقرار در خاک عراق به کمک صدام آمد و ضمن انجام اقدامات جاسوسی و خرابکارانه برای بغداد، اقدام به ایجاد پادگان اشرف- که به شهر اشرف نیز مشهور است- در استان دیالی عراق نمود. بعد از اشغال عراق توسط آمریکا، این گروه تحت الحمایه ایالات متحده قرار گرفت تا اینکه بعد از اعتراض های جمهوری اسلامی ایران و مردم عراق که از این گروه آسیب جدی دیده بودند، دولت عراق تصمیم به اخراج آنها از خاک خود گرفت. اگرچه مقامات عراقی چندین بار سخن از بیرون راندن این گروه از عراق نمودند اما با کارشکنی های آمریکا مواجه شدند تا اینکه پس از تحولات اخیر و بسط حوزه اختیارات دولت عراق، این کشور تصمیم به اخراج این گروه گرفت. مشاور امنیت ملی عراق در سفر اخیر خود به ایران رسما این خبر را اعلام و تأیید نمود.
این گروه در سال 2002 در لیست گروه های تروریستی اتحادیه اروپا و آمریکا قرار گرفت. اما در 30 نوامبر 2007 دادگاه ویژه ای در بریتانیا ضمن غیرقانونی خواندن وجود نام منافقین در گروه های تروریستی، از دولت انگلیس خواست نام این گروه را از لیست سیاه حذف نماید. این حکم که در پی لابی های سیاسی بریتانیا صورت گرفت باعث شد تا تحت فشار انگلیس و برخی کشورهای همسو، اتحادیه اروپا در نشست اخیر خود با اختلاف نظر حکم به حذف نام این گروه از لیست گروه های تروریستی دهد. اما سؤالی که مطرح می باشد این است که علی رغم گزارش ماه آوریل 2008 وزارت کشور آمریکا و قرار داشتن نام این گروه در ردیف بیست و نهم سازمان های تروریستی، هدف اتحادیه اروپا از خارج کردن نام این گروه در این مقطع زمانی چیست؟
اهداف اتحادیه اروپا از تطهیر منافقین
سؤالی که پیش از هر چیز مطرح می شود این است که هدف اتحادیه اروپا از در پیش گرفتن مواضع دوگانه در قبال موضوع تروریسم و درواقع بازی با این کارت سوخته (منافقین) چیست؟
1- سیاست های تقابلی با جمهوری اسلامی ایران: اتحادیه اروپا که موفقیت های روزافزون جمهوری اسلامی ایران را با استفاده از قدرت نرم در عرصه بین المللی می بیند و از طرفی به خاطر اینکه سیاست های ایران در تقابل با مشی توسعه طلبانه آنها است، هرگز توان مشاهده دستاوردی دیگر (بسته شدن پرونده منافقین) را نخواهد داشت. بخصوص بخاطر موفقیت دیپلماسی ایران در پرونده هسته ای و حمایت موفقیت آمیز از گروه های لبنانی و فلسطینی و پیروزی این گروه ها و ناکامی غرب این مسئله را برای غرب قدری مشکل نموده است.
مضافا اینکه این اتحادیه نمی خواهد در آستانه انتخابات دهم ریاست جمهوری پرونده مجاهدین خلق به طور کامل بسته شود و موفقیتی دیگر بر موفقیت های دولت دکتر احمدی نژاد افزوده گردد. چراکه از نظر آنها این موفقیت چه بسا بر افزایش آراء وی تأثیر داشته باشد. به همین خاطر این اتحادیه با اتخاذ این رویکرد درواقع می خواهد با کارت سوخته مجاهدین در بازی پیچیده اش با جمهوری اسلامی ایران بهره ببرد.
2- حفظ سازمان منافقین از خطر فروپاشی و استفاده ابزاری از آنها: غرب که خود را در القای سیاست های سلطه طلبی بر ایران ناکام می بیند ضمن حمایت از این گروهک تروریستی علاوه بر دخیل نمودن اغراض سیاسی، در پی حفظ این سازمان بی رمق از اضمحلال و فروپاشی است تا آنها را در آب نمک بخوابانند و در زمان مقتضی از آنها علیه جمهوری اسلامی استفاده کنند. استفاده از این گروهک برای پیشبرد اهداف خود و گرفتن امتیاز در مواردی مثل پرونده هسته ای، نوع همکاری با گروه های لبنانی و فلسطینی و سایر امور دیگر است. با توجه به ظرفیت های طبیعی این گروهک در آشنایی با زبان، فرهنگ، جغرافیا و مذهب ایران و تجربه عملی در فعالیت های چریکی و جاسوسی، غرب می تواند در مواقع ضروری بهره قابل توجهی از فعالیت های آشکار و پنهان آنها علیه ایران ببرد. ضمن اینکه به خاطر فراهم بودن بیشتر بستر کار تبلیغی و رسانه ای در اروپا نسبت به عراق، این گروهک می تواند با بسیج ظرفیت های خود در مقابله با ایران در قالب جنگ نرم و انقلاب های مخملی، غرب را در این موضوع مدد رساند.
3- امیدواری به اپوزیسیون: درواقع بعد از اعلام مقامات عراقی مبنی بر اخراج منافقین از خاک این کشور، در صورت عدم حمایت غرب از این گروهک و در این مقطع زمانی، چه بسا سایر گروه های اپوزیسیون نیز با نگاه به این موضوع و اینکه ممکن است آنها نیز به چنین سرنوشتی گرفتار آیند و کشورهایی که امروز حامی آنها هستند، در مواقع سختی آنها را رها سازند، از فعالیت های موثر دست کشیده و ناامید گردند و در واقع این حمایت اتحادیه اروپا به منزله امیدواری به سایر گروه های اپوزیسیونی نیز می باشد.
4- هشدار به دولت عراق: این اقدام اتحادیه اروپا می تواند هشداری نیز به دولت عراق محسوب شود که همکاری شما با ایران در این سطح مورد رضایت ما نیست و بعد از این نیز اگر در این راستا حرکت کنید و درصدد محقق ساختن اهداف ایران باشید، ما ضمن مخالفت می توانیم از اهرم فشار علیه دولت شما استفاده نمائیم.
اختلافات درونی اتحادیه
اگر چه حذف نام گروهک منافقین از لیست اتحادیه اروپا رأی آورد، اما این به منزله همفکری کامل تمام 27 عضو اتحادیه نبود. کما اینکه «ووندرا» وزیر جمهوری چک د رامور اروپا در کنفرانس مطبوعاتی به این نکته اذعان کرد و گفت که وزیران خارجه این تصمیم را برخلاف میل باطنی خود اتخاذ کردند. درحالی که کشورهای بریتانیا، اتریش، لوکزامبورگ، یونان و دانمارک اعلام کردند که حاضر به نادیده گرفتن حکم دادگاه (مبنی بر حذف نام این گروهک از لیست گروه های ترویستی) نیستند، فرانسه خواهان ابقای نام مجاهدین خلق در فهرست ترور می باشد و خواستار تجدیدنظر در این رأی شده است و یا نوع نگاه دولت آلمان به رأی اتحادیه که همراه با تردید بود حاکی از صف بندی در اتحادیه در قبال این موضوع است.
پیامدهای بازی با کارت سوخته
اتحادیه اروپا که همواره از هرگونه تلاشی برای کسب پرستیژ بین المللی و القای دفاع از حقوق بشر فروگذار نکرده، با این اقدام ضمن قرار دادن علامت سؤال در منظر تحلیلگران، موجد پیامدهای مهمی نیز خواهد شد.
1- گسترش تروریسم: اقدام اتحادیه اروپا می تواند عاملی برای گسترش تروریسم باشد چرا که دیگر گروه های تروریستی نیز با نگاه به این موضوع و اینکه با منطبق کردن خواست خود با غرب، مورد حمایت آنها قرار خواهند گرفت از این پس به هرگونه کار خشونت آمیز و تروریستی دست خواهند زد. از سوی دیگر با این نگاه جانبدارانه غرب به موضوع تروریسم به اندیشه مبارزه با تروریسم آسیب جدی وارد می شود.
2- خدشه دار شدن وجهه بین المللی اتحادیه اروپا: کشورهای اروپایی که خود را پرچمدار مبارزه با تروریسم و ترویج اهداف بشردوستانه می دانستند با این اقدام وجهه بین المللی خود را خدشه دار نمودند. چرا که اتحادیه اروپا می داند تروریست بودن این گروهک مورد اذعان و اجماع جامعه جهانی است و این گروهک پس از حمله آمریکا به عراق به دنبال تغییر چهره و درواقع چهره سازی جدید بود اما هرگز اقدامات خشونت آمیز خود در کشتار مردم ایران و عراق را کنار نگذاشت و این اقدام اروپا و ترجیح منافع خاص و مقطعی به منزله جدایی مسیر اتحادیه اروپا از جامعه جهانی است و این رویکرد به منزله خدشه دار شدن وجهه بین المللی این اتحادیه می باشد.