روسیه مى تواند با نفوذى که اکنون هم در کشورهاى منطقه آسیاى مرکزى، نقش داور میانجى بى طرف را ایفا کرده، براى عادى سازى روابط این کشورها بین همدیگر و با وارد نمودن سرمایه خویش با حفظ بى طرفى، موقعیت خود را دوباره مستحکم نماید و مورد اعتماد همه کشورهاى منطقه گردد. در غیر این صورت، با از دست دادن اعتماد کشورهاى منطقه، موجب از دست دادن منافع خود در برخى از این کشورها خواهد شد.
آیا مسکو مى تواند در یک آستین تاشکند و در آستین دیگر دوشنبه را داشته باشد؟ بعد از فروپاشى اتحاد شوروى و کسب استقلال جمهورى هاى آسیاى مرکزى، تاشکند با داشتن نقش کلیدى در منطقه، که از زمان استیلاى روسیه تزارى بجا مانده بود و حکومت ۷۰ سال کمونیستى نیز آن قاعده را ویران نکرد، هرگونه تغییرات کادرى مهم و احداث پروژه و کارخانه هاى بزرگ در منطقه با رضایت و مشورت تاشکند از جانب مسکو اجرا مى شد.
به گزارش ایران شرقى تاشکند با داشتن نقش اساسى در جنگ شهروندى تاجیکستان، امیدوار بود که مسکو نیز این قاعده را رعایت کند و در دوشنبه یک حکومت تحت نفوذ ازبکستان روى کار بیاید.
اما از روى کار آمدن حکومت امام على رحمان هنوز یک سال نگذشته، مناسبت هاى دوشنبه و تاشکند به سردى گرایید.
البته علت اساسى آن خود خواهى رژیم کریم اف بود، که مى خواست حکومت امام على رحمان روابط خود با مسکو را با مشورت و رضایت تاشکند تنظیم کند. اما این خودخواهى هاى کشور همسایه، تاجیکستان را مجبور ساخت تا روابطش را با مسکو مستقیما مدیریت نماید. این اختلافات در انتخابات رئیس جمهورى تاجیکستان در پاییز سال ۱۹۹۴ به اوج خود رسید. ابتدا انتخابات با فشار تاشکند به تاخیر افتاد. سپس حکومت کریم اف آشکارا از رقیب رحمان حمایت نمود. بعد از ناامید شدن تاشکند از اینکه دیگر از نقش کلیدى او در منطقه از جانب روسیه حمایت نخواهد شد، کریم اف براى برقرارى نفوذ سابقش، به غرب روى آورده در داخل قلمروش پایگاه هاى نظامى آمریکا را تاسیس نمود. اما مثل گذشته سیاست فشار و انحصارطلبى خود را نسبت به تاجیکستان ادامه داد. روابط دوشنبه و تاشکند دیگر رو به بهبودى نیاورد.با بهانه عدم امنیت در تاجیکستان و پیشگیرى از ورود سلاح و مهمات به داخل کشورش، ازبکستان مرزهاى خود با تاجیکستان را به خط مقدم جبهه جنگ تبدیل نمود و خط مرز خود با تاجیکستان را مین گذارى کرد. همچنین رژیم روادید را بین دو کشور همسایه به طور یکجانبه جارى نمود. تاشکند با اقدامات یک طرفه اش تلاش هاى روسیه براى میانجیگرى جهت بهبود روابط کشورش با تاجیکستان را بى ثمر کرد. حوادث خونین اندیجان و موضع گیرى شدید سازمان هاى حقوق بشر و کشورهاى غربى در مقابل این حوادث، تاشکند را مجبور ساخت تا براى نجات خود دوباره به آغوش روسیه بازگردد. روسیه هم که در انتظار این تحول بود، بدون هیچ قید و شرط آن را پذیرفت. این تغییر موضع دو کشور همسایه ازبکستان، تاجیکستان و قرقیزستان را که از سیاست بزرگ منشانه همسایه شان دچار مشکلات بودند، امیدوار ساخت، که اکنون روسیه با پیدا کردن نفوذ دوباره، تاشکند را مجبور خواهد ساخت تا از سیاست نادرستش در قبال همسایه ها صرف نظر نماید.
اما متاسفانه روسیه به حل این مشکلات توجهى نکرد و روند اساسى سیاست خارجى اش را به جانب اروپا و برخى کشورهاى آسیا و آمریکاى لاتین متمرکز کرد و با کشورهاى آسیاى مرکزى از زاویه کشورهاى فقیر و محتاج برخورد نمود و براى آنها اهمیتى قائل نشد. گاهى مثل گذشته در جلسات سازمان کشورهاى مشترک المنافع بین کریم اف و امام على رحمان تلاش هایى براى میانجیگرى انجام مى داد. تاشکند نیز که در ابتدا زیر فشار قرار داشت، آمادگى خود را براى عادى سازى روابط با همسایگان همپیمانش اعلام نمود. که این امیدوارى زیادى را بین مردم این دو کشور (قرقیزستان و تاجیکستان) و حتى کشور ازبکستان به وجود آورد. اما بعد از آن که مطمئن شد روسیه در حل قضیه تلاش چندانى ندارد، دوباره سیاستش را مثل گذشته ادامه داد. تاشکند هر لحظه از روسیه به عنوان کشور نزدیک و شریک استراتژیک یاد کرده است.
اما همچنان هدف اصلى خود، یعنى تسلط مجدد و برقرارى نفوذ خود در منطقه را به عنوان سیاست اساسى خویش دنبال مى کند. در بدو ورود تاشکند به سازمان اقتصادى اراسیا، که کشورهاى منطقه را در همکارى هاى اقتصادى در ردیف برابر قرار مى دهد، تاشکند با حضور آستانه در این سازمان نتوانست سیاست برترى جویانه منطقه اى خود را تحقق بخشد، بعد از اعلام آمادگى کشورهاى غربى براى عادى سازى روابط با تاشکند، ازبکستان دوباره این سازمان را ترک نمود. شاید یکى از علل اساسى رنجش تاشکند و خروج از این سازمان، اولین سفر رئیس جمهور منتخب روسیه- مدودف به قزاقستان (نه تاشکند) باشد، که برترى دادن به آستانه را در قبال تاشکند در منطقه نشان مى دهد. مسکو هم بعد از اقدام کریم اف و شایعات مبنى بر خروج تاشکند از سازمان امنیت جمعى و شرکت نکردن تاشکند در جلسه غیررسمى سران این سازمان در ماه دسامبر سال گذشته در قزاقستان، سفر دوروزه جناب مدودف به تاشکند را در ماه ژانویه سال جارى تنظیم نمود. این سفر، که ۲۳-۲۲ ژانویه سال جارى انجام یافت، با امضاى قرارداد خریدارى ۱۶ میلیارد متر مکعب گاز ازبکستان به قیمت جهانى، که قیمت اصلى آن اعلام نشد، تکمیل گردید. در نشست مطبوعاتى که پس از انجام گفت و شنود، کریم اف و مدودف براى خبرنگاران برگزار شد، کریم اف اظهار داشت، که ازبکستان تنها به روسیه گاز مى فروشد و روسیه اختیار دارد، که این را خود استفاده کند یا به هر طرفى، که بخواهد بفروشد.
بعد از این سخنان از مدودف خواهش نمود، که به تاجیکستان و قرقیزستان فشار بیاورد تا در مسائل آب با پیشنهادات ازبکستان در این زمینه موافقت کنند. چرا کریم اف در این زمان از این عامل و ابزار استفاده کرد. در صورتى، که در ماه اکتبر سال ۲۰۰۸ در ملاقات با سران کشورهاى سازمان امنیتى آتلانتیک شمالى ناتو اعلام داشت، که کشورش آماده است به عنوان آلترناتیو روسیه، از راه ترکمنستان و قفقاز با احداث خط لوله جدید، گاز خود را بفروشد و امروز قاطعانه اعلام مى دارد، که تنها به روسیه گاز مى فروشد. جاى تردید نیست، که تاشکند فرصت طلبى مى کند و مى خواهد، که روسیه به ازاى سرمایه گذارى در تاجیکستان و قرقیزستان در احداث سد و نیروگاه هاى برق آبى، از آنها طلب نماید، که در مسائل آب از نظرات و مواضع تاشکند حمایت و پیروى کنند. اما باید تذکر داد، که تاشکند غیر از راه انتقال گاز خود از مسیر قزاقستان و روسیه در حال حاضر چاره دیگرى ندارد.
زیرا راههاى آلترناتیو فقط به واسطه افغانستان و ترکمنستان امکان پذیر است. اولى نسبت به مسائل امنیتى، دومى به علت مشکلات مرزى، به تاشکند امکان نمى دهد براى صادر نمودن گاز از راه ترکمنستان اقدام نماید. تاشکند نمى خواهد، که یک عامل اساسى فشار را در اختیار عشق آباد قرار بدهد. تاشکند در مدت بیشتر از ۱۷ سال است، که از این عامل ارتباطى در مقابل همسایگانش تاجیکستان و قرقیزستان ماهرانه استفاده کرده است. تاشکند هم تا امروز از سیاست بزرگ منشى اش نسبت به همسایگان خود دست نکشیده است. تاجیکستان در طول بیشتر از ۱۷ سال استقلال خود، همیشه نسبت به کشور روسیه صادقانه عمل نموده است. روسیه نیز مى تواند با نفوذى که اکنون هم در کشورهاى آسیاى مرکزى دارد، نقش داور و میانجى بى طرف را ایفا کرده و براى عادى سازى روابط این کشورها بین همدیگر و با وارد نمودن سرمایه خویش، با حفظ بى طرفى، دوباره موقعیت خود را در بین کشورهاى منطقه بازسازى کند. در غیر این صورت با از دست دادن اعتماد آنها، موجبات از دست دادن منافع خود در برخى از کشورهاى منطقه را فراهم خواهد کرد.