على قنادى
باراک اوباما با گذشت پنج هفته از ورود به کاخ سفید، دیروز استراتژى جدید آمریکا در عراق را اعلام کرد و به این ترتیب پیش بینى شش سال پیش کسانى که مى گفتند نیروهاى آمریکایى در بلندمدت در عراق باقى خواهند ماند، محقق شد. براساس استراتژى جدیدى که رئیس جمهور آمریکا دیروز اعلام کرد، از یکصد و چهل هزار نیروى آمریکایى شامل نیروهاى عملیاتى و نیروهاى غیرعملیاتى ۹۰ هزار نیرو تا پایان سال ۲۰۱۰ از عراق خارج مى شوند. تقریبا همه منابع خبرى نیمه پرلیوان ، یعنى خروج ۹۰ هزار نظامى آمریکایى از عراق تا آگوست ۲۰۱۰ را منعکس کردند گویا همه نظامیان آمریکایى تا آخر ۲۰۱۰ از عراق خارج خواهند شد ولى واقعیت است که ایالات متحده حدود ۵۰ هزار نیروى خود را در عراق نگه خواهد داشت. آمریکایى ها طى چند سال گذشته سعى کرده اند خیلى ظریف بین نیروهاى عملیاتى (Combat Troops) و نیروهاى غیرعملیاتى یا پشتیبانى (Supportive Troops) تمایز برقرار کنند. نیروهاى عملیاتى نیروهایى هستند که حالت جنگى داشته و در عملیات هاى داخلى در عراق شرکت مى کنند، ولى نیروهاى غیرعملیاتى بیشتر نقش و کار ویژه دفاعى و آموزشى دارند. مقام هاى آمریکایى طى چند روز گذشته همین تمایز را برجسته کرده اند و اعلام کرده اند که ۵۰ هزار نیروهاى باقى مانده وظایفى مانند مشاوره نظامى، اهداف اطلاعاتى، مبارزه با تروریسم و ... انجام خواهند داد.
اما نکته مهم ترى که باید به آن توجه کرد این است که حضور ۵۰ هزار نیروى باقى مانده در عراق شکل و شمایلى بلندمدت خواهد داشت. به عبارت ساده تر ممکن است آمریکایى ها نیروهاى باقى مانده خود در عراق را تا سطح ۳۰ هزار نفرى کاهش دهند، ولى آنها این سطح از نیروها را براى بلندمدت در عراق حفظ خواهند کرد.
حضور آ مریکا در عراق چیزى شبیه به حضور نظامى در پایگاه هاى ریز و درشت این کشور در سراسر جهان از جمله پایگاه اوکیناوا در ژاپن ،کره جنوبى ،آلمان و... است.
حضور دائمى آمریکا در خاورمیانه از دو منظر قابل بررسى است؛ از نقطه نظر اول اینکه کاخ سفید بعد از حوادث سپتامبر ،۲۰۰۱ به این نتیجه رسیده که خاورمیانه شاهرگ کلیدى ثبات یا بى ثباتى در سراسر جهان است و با استراتژى هاى فانتزى کنترل از راه دور، نیابتى (Proxy) و... نمى توان تحولات آن را هدایت کرد. این یک نتیجه گیرى استراتژیک است که دموکرات ها و جمهورى خواهان تقریبا هیچ اختلاف نظرى درباره آن ندارند و تنها تفاوت موجود تاکتیک هاى مورد نیاز براى اجراى آن است. عراق با جایگاه جغرافیایى پراهمیت، منابع انرژى معتنابه و دولت نسبتا دموکراتیک و در عین حال غیر متمرکز که بعد از یک دوره پرآشوب ۷ ساله از میان خرابه ها در حال سر برآوردن است، براى اجراى استراتژى هاى نظامى آمریکا جایگاه نسبتا مناسبى است، همسایگى با ایران، نزدیکى با سرزمین هاى اشغالى و ... همه و همه جزو مزایاى عراق بعد از صدام است.
از منظر عملیاتى نیز همه داده هاى موجود نشان مى دهد که آمریکایى ها به دنبال اجراى استراتژى حضور نظامى حداقلى و بلندمدت در عراق هستند. از نحوه چینش پایگاه هاى آمریکا در عراق گرفته تا استحکاماتى که در این پایگاه ها تعبیه شده،همگى نشان مى دهد که آمریکا این پایگاه ها را براى حضور ۵ یا حتى ۱۰ سال تعبیه نکرده است، بلکه این پایگاه ها براى حضور بلندمدت تعبیه شده اند. براساس اطلاعات موجود، آمریکا حدود ۵۸ پایگاه نظامى دائم در سراسر عراق دارد که به لحاظ مقایسه اى حدود ۱۸ پایگاه از تعداد پایگاه هایى که آمریکا از کره جنوبى دارد بیشتر است. پایگاه هایى مانند البلد و... همگى طورى ساخته شده اند که بیان کننده تدارکات لازم براى حضور بلندمدت هستند.
سفارت آمریکا در بغداد نیز بزرگ ترین سفارت یک کشور خارجى در دنیا است و بیشتر از اینکه شبیه یک سفارتخانه باشد، مانند یک مجتمع چند منظوره است. مساحت این سفارتخانه براساس برخى برآوردها، به اندازه کشور واتیکان است. ادوارد پک سفیر سابق آمریکا در عراق درباره این سفارتخانه جملات جالبى دارد. او مى گوید: این سفارتخانه طورى ساخته شده که افراد مى توانند در پشت استحکامات دفاعى آن پناه بگیرند. من واقعا نمى دانم که آمریکا چطور مى خواهد در آنجا ماموریت دیپلماتیک انجام دهد!