نعمت احمدی
ارسال گزارش کامل دیوان محاسبات به مجلس شورای اسلامی، از آنچه که تخلفات مالی وزارت نفت نامیده می شد جدای از تخلفات گزارش شده که لابد نمایندگان مجلس و به تبع آن دیوان محاسبات به آن خواهند پرداخت، مطلب و نکته ظریفی را در خود دارد. نکته ظریف این گزارش، اختصاص مبالغ هنگفتی توسط زیرمجموعه این وزارتخانه به سفرهای استانی هیات دولت است. برابر گزارش دیوان، مبلغ 3/86 میلیارد تومان توسط زیرمجموعه این وزارتخانه به سفرهای استانی اختصاص یافته است که هیچ سندی در مورد نحوه خرج شدن این اعتبارات وجود ندارد و وزیر نفت هم هیچ گزارشی درخصوص این مبلغ به اعضای کمیسیون برنامه و بودجه مجلس نداده است. بدین توضیح که : 1- شرکت ملی نفت معادل 3/27، 2- شرکت ملی صنایع پتروشیمی 1/22، 3- شرکت ملی پخش و پالایش 3/13و 4- شرکت ملی گاز 5/12، این 4 شرکت طی 2 سال گذشته مبالغ بالایی را به سفرهای استانی، خارج از بودجه مصوب اختصاص داده اند و هیچ سندی در مورد نحوه خرج شدن این اعتبارات وجود ندارد.
علاوه بر مبلغ فوق، شرکت ملی نفت ایران در سال 85 به 24 استان و در سال 86 به 6 استان کشور نیز مبلغ 4/107 میلیارد تومان کمک کرده است که سرنوشت اعتبارات اهدایی نه اینکه مشخص نیست بلکه به صورت سلیقه ای و بدون لحاظ کردن شاخص های توسعه و بدون دریافت اسناد و مدارک و صورتحساب بوده که ظاهرا باید صرف پرداخت سفرهای استانی شده باشد. یعنی در مجموع برابر گزارش دیوان محاسبات 4 شرکت زیرمجموعه وزارت نفت این مبالغ را بدون رعایت ضوابط به سفرهای استانی اختصاص دادند.
با این گزارش باید به سفرهای استانی از منظری دیگر نگاه کرد؛ کمتر از 115 روز به انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری باقی مانده است، جدای از رادیو و تلویزیون که به مناسب های مختلف در دست دولت است، بالطبع دیگر رسانه ها نیز که از یارانه دولتی در سطح وسیع استفاده می کنند، به تبلیغ کاندیدای دولت نهم خواهند پرداخت. مساله سفرهای استانی از دو منظر قابل بررسی است؛ نخست اینکه این سفرها در فضای انتخاباتی ریاست جمهوری با هر نیتی که برگزار شود سفرهای تبلیغاتی است، دوم اینکه این سفرها، هزینه هایی دربردارند، این که گفته شود اعضای هیات دولت نان و پنیر می خورند، آیا پذیرفتنی است که این مبالغ صرف نان و پنیر هیات دولت شده باشد؟ یا اینکه این مبالغ، جدا از هزینه هایی است که در هر استان در روزهای منتهی به سفر استانی هزینه می شود و به گفته رئیس دیوان محاسبات ...هیچ سندی در مورد نحوه خرج شدن این اعتبارات وجود ندارد... باید انتخابات در شرایط مساوی باشد و کاندیداها با مردم ارتباط برقرار کنند. هزینه کردن 3/86 میلیارد تومان در سفرهای استانی بدون حساب و کتاب و پرداخت به 30 استان کشور مبلغی بالغ بر 4/107 میلیارد تومان و روشن نبودن نحوه هزینه کردن آن طبیعی است که باعث می شود از این نوع هزینه کردن برداشت انتخاباتی کرد و قدرت رای جمع کردن یا رای آوری مبالغ ذکرشده بالابه شدت قابل توجه است. انتخابات دوره دهم در نوع خود بی نظیراست.
در دور دوم تمامی انتخابات گذشته معلوم بود که رئیس دولت با اختلاف فاحشی به پیروزی خواهد رسید و عمدتا رقیب قدری در دور دوم انتخابات نام نویسی نمی کرد، از انتخابات بعد از شهادت محمدعلی رجایی گرفته تا انتخابات دوره دوم سیدمحمدخاتمی، کسی که توان برابری با رئیس جمهوری که هنوز دوره اول ریاست جمهوری وی تمام نشده بود و در دور دوم نیز نام نویسی کرده بود را نداشت و نام نویسی نمی کرد اما انتخابات دوره دهم کاملافرق دارد زیرا تاکنون حداقل دو چهره مطرح یکی شیخ مهدی کروبی که در انتخابات گذشته بیش از 5 میلیون رای آورد و دیگری سیدمحمد خاتمی که هنوز رکورددار جلب آرای مردمی در جمهوری اسلامی است بر خود فرض دیده که بعد از یک دوره چهارساله مجددا وارد عرصه انتخابات بشود و از طرفی سکوت 20 ساله میرحسین موسوی هم در شرف شکستن است و اگر میرحسین هم وارد انتخابات بشود و با تکیه بر مردمی که هوادار آنها می باشند و هریک از این سه کاندیدا بیشترین میزان رای را در میان آنان دارند، دور از ذهن نیست که احمدی نژاد تنها برای یک دوره چهارساله، کرسی ریاست جمهوری را در اختیار داشته باشد و این سه ماه و چند روز باقیمانده باید کاندیداها در شرایط مساوی از امکانات تبلیغی استفاده کنند و سفرهای استانی هر یک با تکیه بر منابع ستاد تبلیغات این بزرگواران باشد نه اینکه رئیس دولت صرف نظر از تخلفی که توسط دیوان محاسبات نسبت به وزارت نفت اعلام شده و مبالغی که این وزارتخانه مستقیما به سفرهای استانی یا مستقیما به استانداری ها کمک کرده است که خارج از بودجه عمرانی مصوب مجلس است و ظن آن می رود که در مسیر برنامه سفرهای استانی هزینه شده باشد و نتیجه اینکه میلیاردها پول خارج از ردیف های بودجه در استان ها هزینه می شود که به یقین صرف زیرساخت ها و برنامه های عمرانی مصوب نخواهد شد که اگر می شد، حداقل دیوان محاسبات از آن مطلع بود، کاربرد انتخاباتی دارد.
نمی دانم شورای نگهبان یا دیگر نهادها و مسئولان به منظور رعایت تساوی و در نظر گرفتن این مهم که بیت المال به منظور اهداف خاص و در خدمت افراد خاص به جهت فعالیت انتخاباتی قرار نگیرد چه راهکاری در نظر می گیرند، به باور من سفرهای استانی هر چند از ماه ها قبل جنبه فعالیت انتخاباتی به خود گرفته، به یقین این فعالیت تبلیغی است و باید راهکاری برای هزینه کاندیدایی که امکان دسترسی به منابع کشور را دارد تعبیه شود، کاندیدایی که نشان داده است برابر گزارش دیوان محاسبات آنطور که باید و شاید در قالب شیوه هزینه کردن منابع عمومی خود را بی نیاز از حساب و کتاب می داند، آن هم در شرایطی که کاندیداهای دیگر حتی اگر با هزینه ستادهای تبلیغاتی خود به سفرهای استانی بروند نمی توانند فعالیت تبلیغی بکنند چون هنوز زمانه فعالیت انتخاباتی نرسیده است و این سفرها هم بیشتر به دید و بازدید شبیه است تا فعالیت انتخاباتی.