تاریخ انتشار : ۲۸ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۷:۵۶  ، 
کد خبر : ۷۸۸۳۹

اصولگرایان و پدیده‌ای به نام احمدی‌نژاد


امیر محبیان
ظهور احمدی نژاد در بالاترین سطح مدیریت اجرایی نه تنها اصلاح طلبان بلکه اصولگرایان را نیز به شگفتی واداشت. این صعود ناگهانی را بعضی ها حاصل زدوبندهای پشت پرده دانستند که مبتنی بر توطئه انگاری های بی سند یا ساده سازی های کاهش دهنده فشارهای روانی ناشی از شکست بود. ولی این امر را بعضی ها به هنر احمدی نژاد و زیرکی او در شناخت صحنه سیاسی انتخابات و فضای دوقطبی پدید آمده منسوب می کنند که نگارنده در زمره آنان است. احمدی نژاد در هر حال حداقل در دور نخست انتخابات 84 بدون حمایت مستقیم تشکل های اصولگرا، رقبای داخلی خود را شکست داد ولی نمی توان منکر شد که حمایت اصولگرایان از برنامه ها و کارکردهای احمدی نژاد در دوران شهرداری او در <چهره شدن> وی نقش داشته است. اما در دور دوم در برابر هاشمی رفسنجانی تردیدی نیست که بخش مهمی از 12 میلیون رای اضافی احمدی نژاد مرهون تشکل های اصولگرا بود ولی هیچ کدام اینها احمدی نژاد را وانداشته است تا نسبت به تشکل های اصولگرا احساس دین کند.
در تبیین رابطه اصولگرایان و احمدی نژاد نکات زیر را باید دانست:
1- اصولگرایان تحرک بالاو سفرهای استانی احمدی نژاد و پر کردن شکاف حاکمیت و مردم توسط وی را تحسین می کنند.
2- احیای گفتمان انقلابی و دینی توسط احمدی نژاد از نظر اصولگرایان ارزشمند است.
3- تاکید احمدی نژاد بر گفتمان عدالت و ساده زیستی او را ارج می نهند.
4- مواضع مستحکم او را در سیاست خارجی و بحث های هسته ای مفید می دانند.
اما در عین حال طیف هایی از اصولگرایان انتقادات زیر را نسبت به احمدی نژاد دارند:
1- تعویض سریع وزرا را هر چند از جهاتی دارای منافعی دانسته ولی ضرر آن را بیشتر می دانند؛ به ویژه تعویض وزرای ریشه داری که جانشینان لایق تری نیافتند.
2- میان اصولگرایان در مورد کارشناسی بودن برنامه ها و لوایح دولت بحث است؛ دولتی ها از کار کارشناسی جدی سخن می رانند و مجلسی ها بر نقاط ضعف انگشت می گذارند.
3- نسبت به بعضی از مواضع اتخاذ شده توسط افرادی در دولت به ویژه در مورد صهیونیسم و... انتقاد جدی هست. شاید دولت آنها را دلسوزانی می داند که با فضاسازی، فشارهایی را از دوش دولت برداشتند ولی اصولگرایان پرداختن هزینه زیاد بابت بعضی از این افراد را غیرعاقلانه می دانند به ویژه اگر منجر به مخالفت با نظر روحانیتی شود که دارای جایگاه ویژه در نزد اصولگرایان هستند.
4- سرعت بالای دولت به ویژه شخص احمدی نژاد در اقدامات سیاسی و اقتصادی هرچند از جهاتی مایه شادی است ولی افراد نه چندان کمی هم هستند که معتقدند سرعت خیلی بالادر کارهای استراتژیک ممکن است کم دقتی به همراه داشته و هزینه های کلان تولید کند.
5- اصولگرایان معتقدند چتر دولت نهم نه تنها همه نیروهای دلسوز انقلاب در دو جبهه را بلکه حتی نیروهای صادق اصولگرا را نیز پوشش نمی دهد. دولت معتقد است به مردم متعهد هستیم و نه گروه های سیاسی ولی اصولگرا و اصولگرایان این خواست خود را معرفی نیروی نخبه و کمک به دولت می دانند و نه سهم خواهی.
اما در انتخابات:
1- برای اصولگرایان مهم است که رئیس جمهور آتی اصولگرا باشد.
2- رئیس جمهور دهم غیراصولگرا نباشد، به ویژه در برابر آقای خاتمی (بیشتر به خاطر بعضی تندروهای به ظاهر حامی که هشت سال تنش آفریدند) صف بندی دارند.
3- کارآمدی و مقبولیت مردمی (توان رای آوری) کاندیدای اصولگرا اهمیت زیادی دارد.
4- نظرات او منطبق با نظر اجماعی اصولگرایان بوده و حداقل کمترین تعارض را با اجماع آنها داشته باشد.
5- مقوم نکات مثبت احمدی نژاد و فاقد نقاط مورد انتقاد او باشد.
پس:
1- اگر احمدی نژاد بتواند انعطافی مناسب از خود نشان داده و انعطاف او انتخاباتی دیده نشود گزینه بسیار خوبی است.
2- ولی اگر احمدی نژاد نتواند نظر همه اصولگرایان را جلب کند و امکان ریزش رای او باشد چه بهتر که آرای ریزش شده در اختیار یک اصولگرای دیگر قرار گیرد تا یک دوم خردادی.
3- اگر احمدی نژاد در دور نخست پیروز انتخابات بود که هدف حاصل است ولی اگر انتخابات به دور دوم کشیده شد اولابهتر است رقیب او یک اصولگرا باشد تا هر کس پیروز شد اصولگرا باشد والارقابت احمدی نژاد با کروبی بهتر از میرحسین و رقابت با میرحسین موسوی (ولو امید رای بیشتری نسبت به خاتمی داشته باشد) بهتر از خاتمی است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات