* با خبرنگاران خارجی چگونه تعامل میکنید؟
** آنچه که همیشه در مورد خبرنگاران خارجی میگویم و آن را دوست دارم این است که آنها افراد بسیار حرفهای هستند. اکثر آنها کارشناس مسائلی هستند که درباره آنها سخن میگویند. همیشه تعامل با افرادی که از جزئیات موضوعات اطلاع دارند جالب بوده است.
با خبرنگاران زندگی نکردهام، اما به طور عمومی آنها بسیار انسانهای دوست داشتنی هستند.
* رابطهتان با بوش چه طور است؟ بوش زمانی اعلام کرده که چیزهایی در چشمانتان در زمان دیدار با شما دیده است! آیا شما نیز در چشمان بوش چیزی دیدهاید؟
** علاقهای ندارم که به تشریح شخصیت بوش بپردازم. حال او هر چه در چشمان من دیده و احساس کرده گفته است. ما روابط بسیار خوبی با هم داریم. معتقدم که بوش یک فرد و شریک قابل اعتماد است. درست است که او در عراق مرتکب اشتباه شد، اما این دلیل نمیشود که بگوییم بوش در همه مراحل زندگیاش اشتباه کرده است.
* آیا فکر میکنید پس از حوادث 11 سپتامبر، آمریکا و روسیه به خاطر جنگ عراق نتوانستند از فرصت همکاری نزدیک در جنگ علیه تروریسم استفاده کنند؟
** ما میتوانستیم در یک مسیر هماهنگتر و موثرتر عمل کنیم، اما جنگ عراق اوضاع را به گونهای دیگر رقم زد. کانالهای ارتباطی نیز میان موسسات روسیه و آمریکا وجود داشت که تا حدودی نیز موفق عمل کردهاند. این موسسات تا حدودی در پیش بینی حملات گسترده تروریستی در این دو کشور خوب عمل کردهاند. این موسسات با یکدیگر تبادل اطلاعات داشتهاند. حتی با بوش نیز در مورد این فعالیتهای مشترک سخن گفتهام.
* شما میگویید که امور اطلاعاتی روسیه به جلوگیری از حملات تروریستی در آمریکا کمک کرده است؟
** این یک کار مشترک بود و اگر هم تهدیدی بوده، تهدیدی مشترک بوده است.
* روابط روسیه - چین را چگونه ارزیابی میکنید؟
** چین و روسیه شرکای طبیعی یکدیگر هستند. پیشتر سطح فعلی که در روابط میان چین و روسیه است را ندیده بودم. رابطه بسیار خوبی به همراه اعتماد دو طرف وجود دارد.
* آیا میتوانید مقایسهای میان بوش و کلینتون ارائه کنید؟
** به خود اجازه نمیدهم مقایسهای میان این دو رئیس جمهور آمریکا انجام بدهد. به خاطر میآورم اولین مرتبه در اجلاس APEC در سال 1990 با کلینتون دیدار کردم. وی به من گفت که با هم گفتوگو کنیم. هیچ وقت این پیشنهاد را فراموش نمیکنم.
* رابطهتان با مقامات سیاسی دنیا چطور است؟ گفته میشود با سیلویو برلوسکنی دوست هستید. سارکوزی از شما بسیار تعریف کرده است. با مرکل نیز رابطه خوبی دارید؟
** بله با تمامی این افراد رابطه خوبی دارم. با بعضی از این سیاستمداران رابطه نزدیک نیز داریم. با آنگلا مرکل آلمانی صحبت میکنم و حتی بعضی اوقات روسی نیز سخن میگوییم.
نگاه وال استریت ژورنال
در همین حال، روزنامه آمریکایی والاستریت ژورنال در سرمقالهای با عنوان <خطرات پوتینیسم در روسیه> نوشته؛ بسیاری از روسها و همچنین سرمایهگذاران خارجی از اشاره صریح ولادیمیر پوتین مبنی بر اراده مصمم او برای حضور در صحنه سیاسی پس از انتخابات ماه مارس، شادمان شدند.
این روزنامه نوشت؛ پوتین موافقت خود را با حضور مشاور قدیمیاش یعنی دیمیتری مدودف در کاخ کرملین اعلام کرد، با این امید که در آینده نزدیک جانشینش، لطف امروز وی را جبران کرده و پوتین را به عنوان نخستوزیر خود برگزیند و به این ترتیب پیشبینی میشود که قدرت او از رئیس جمهور آینده بیشتر خواهد بود.
به نوشته این روزنامه، این تغییر موضع غیرمنتظره، نشانهای از وجود پوتینیسم است. رئیس جمهور و مردانش آزادیهای مدنی را زیر پا گذاشتند و پایههای قدرت را بر <دستور دادن> و حفظ <ثبات> متمرکز کردند!
وال استریت ژورنال نوشت؛ قیمت نفت در زمان به قدرت رسیدن پوتین در سال 2000 میلادی، بشکهای 15 دلار بود و طی دوران حکومت او به 100 دلار در هر بشکه رسید و به این ترتیب، نارضایتیها البته در برخی مواقع با اعمال زور خاموش میشد، اما حداقل مردم روسیه با توجه به تجربه تاریخی خود باید فهمیده باشند که <شخصیت محوری> و <تمرکز قدرت>، مشکلات بسیاری برایشان در پی خواهد داشت.
روزنامه وال استریت ژورنال افزود؛ آقای پوتین میداند که ترک کردن قدرت برای یک سیاستمدار روس، کار خطرناکی است. همه رهبران قبلی در چنین حالتی یا روانه تابوت خود و یا به رسوایی کشیده شدند، بنابراین او در این اندیشه است که با در دست نگهداشتن زمام قدرت از خود محافظت کند.
این روزنامه وابسته به نومحافظهکاران آمریکا نوشته؛ این انتقال قدرت میتوانست به روند بلوغ دموکراسی در روسیه کمک کند. روسیه در دهه اخیر که اوضاع اقتصادیاش خوب بود، فرصت مناسبی را برای تمرکز سیستم سیاسی در مراکز و نه بر محور شخصیتهای سیاسی از دست داد و این تقصیر به عهده آقای پوتین است.
وال استریت ژورنال که به شدت از تلاش روسیه برای یافتن جایگاه سابق خود خشمگین و در عین حال نگران است، افزود؛ پوتینیسم برخلاف ادعاهایش، خود بذر بیثباتی را پاشیده است. بهکارگیری دیمتری مدودف و تثبیت حضور پوتین، هرگز نمیتواند به ابهامات موجود در وضعیت کنونی و آینده روسیه پایان دهد، بلکه تنها این ابهامات را بیشتر مطرح میکند.