سیاست خارجی آمریکا در دوره اوباما
باراک اوباما (1) در اولین نطق خود پس از پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا با بیان این نکته که امریکا مسیری طولانی و دشوار در پیش دارد، بر شعار انتخاباتی خود تاکید کرد و اذعان داشت که «تغییرات در راه است.»(2) اما آیا بواقع تغیراتی که اوباما طی مبارزات انتخاباتی خود بر آن پای میفشرد، امکان پذیر است یا خیر؟ در واقع آیا ایالات متحده آمریکا در دوران ریاست جمهوری اوباما با تغیرات گسترده در سیاست خارجی خود مواجه خواهد یا اینکه سخنان نامزد دموکراتها تنها یک ترفند انتخاباتی بوده است؟
بر این اساس به نظر می رسد در شرایطی که چهرهی آمریکا به عنوان داعیهدار هژمونی جهانی، پس از جنگ عراق و افغانستان، مخدوش شده است، ایالات متحده برای تدوام هژمونی خود مجبور به بازسازی روابط خارجی خویش میباشد و به نوعی برای ادامهی سلطه، به «زور مشروع» نیاز دارد. در این راستا اوباما میتواند به عنوان نمادی ظاهری از تغیر در ایالات متحده، در حقیقت به تداوم سیاستهای سلطه طلبانهی کاخ سفید ادامه دهد. در این بین باید توجه اشت که برخلاف عقیدهی رایج، نه تنها دموکراتها نسبت به جمهوری خواهان «دورنگرا» نیستند، بلکه با استفاده از شیوههای خاصی همچون توسل به «قدرت نرم»، اهداف خود را در سطح نظام بینالملل دنبال میکنند. در این راستا دموکراتها ضمن رد نظامی گری جمهوری خواهان، به سلطه بر جهان از طریق دیپلماسی و فشار اقتصادی اعتقاد دارند.
از این رو اگر چه انتخاب اوباما به عنوان نخستین رئیس جمهور سیاهپوست آمریکایی آفریقاییتبار تا حد زیادی میتواند، چهرهی مخدوش ایالات متحده نزد افکار عمومی جهان را ترمیم نماید، با این حال نباید انتظار تغیر جدی و یا تحول در منافع و اهداف سیاست خارجی کاخ سفید داشته باشیم. به خصوص که نگاهی به چگونگی فرایند تصمیمگیری در واشنگتن نشان میدهد علیرغم تواناییهای زیادی که رئیس جمهور مطابق با قانون اساسی در خصوص تعین سیاست خارجی دارد، با این حال معمولا با محدودیتها و فشارهای محیطی، ساختاری، نهادی، حزبی و ... نیز مواجه میباشد. به نحوی که هر گونه تغیر جدی و یا چرخشی در سیاست خارجی آمریکا را عملا ناممکن میسازد.
به هر روی بحران اقتصادی جهان، مبارزه با تروریسم، جنگ در عراق ، برخورد با ستیزه گران در افغانستان و مرزهای پاکستان، مسائل مربوط به محیط زیست، نحوه تعامل با کشورهایی نظیر ایران، روسیه ، چین ، کره شمالی، سوریه، ونزوئلا و ... از جمله مهمترین مباحثی است که باراک اوباما در دوره ریاست جمهوری خود با آنها مواجه خواهد بود.
اوباما و آینده روابط با روسیه و ایران
در بررسی نمونههای سخنرانیها و موضعگیریهای باراک اوباما در خصوص ایران و روسیه، شاهد نوعی تغیر دائمی مواضع هستیم. بر این اساس اوباما یک بار از نقش مهم ایران و روسیه در نظام بین الملل سخن گفته و بار دیگر سعی نموده کشورهای فوق را با لحن تهدیدآمیزی مورد خطاب قرار دهد. در این بین به نظر میرسد با توجه به روند نسبتا متضادی که اوباما در خصوص ایران و روسیه پیش گرفته ، در نهایت نگاهی خصمانه به تهران و مسکو داشته باشد. به عنوان نمونه وی در یکی از سخنرانیهای خود در «دنور» و در جریان نشست ملی حزب دموکرات آمریکا اعلام کرده بود که «من نیروهای مسلح کشور را احیا میکنم که برای مناقشات آینده آمادگی داشته باشند، همچنین دیپلماسی شدید و مستقیمی که بتواند از دسترسی ایران به سلاح هسته ای جلوگیری کرده و تهاجم روسی را متوقف سازد را نیز از سر خواهم گرفت.»(3)
به طور کلی نخستین اظهار نظرهای مواجه جویانه از سوی باراک اوباما در مورد روسیه، به دوران جنگ اوستیای جنوبی باز میگردد. در آن هنگام باراک اوباما تصمیم روسیه درباره به رسمیت شناختن استقلال جمهوریهای آبخازی و اوستیای جنوبی را محکوم و جامعه جهانی را به غیر قانونی خواندن این تصمیم دعوت کرد. بر این اساس وی اعلام کرده بود: «من تصمیم روسیه در برسمیت شناختن آبخازی و اوستیای جنوبی را محکوم کرده و همه کشورهای دنیا را دعوت میکنم که این گام را غیر قانونی بشناسند.»(4) وی همچنین اعلام کرده بود که آمریکا باید جلسه اضطراری شورای امنیت را تشکیل دهد تا با شرکای اروپایی خود بتواند این حرکت روسیه را محکوم نماید. البته وی در این بین اذعان داشته بود که هیچ کس تلاش ندارد «جنگ سرد جدیدی با روسیه آغاز کند. روسیه و آمریکا منافع مشترک زیادی دارند و روسیه از ظرفیتهای زیادی برای ایفای نقشهای مهم در سیستم بین المللی برخوردار است.»(5)
پس از آن اوباما در اظهار نظر دیگری اعلام کرد که در صورت پیروزی در انتخابات، از دیپلماسی خشن و مستقیمی جهت توقف تهاجم روسیه استفاده خواهد کرد.(6) در مصاحبهی دیگری، اوباما با رد کردن گزینه جنگ سرد با روسیه، اعلام کرد: «ما نمیتوانیم به موقعیت جنگ سرد با روسیه باز گردیم. مهم آن است که ما این مسئله را درک کنیم که زمینههای مشترکی میان ما وجود دارد که یکی از آنها منع اشاعه هسته ای است.»(7)
پس از آن اوباما در جریان یکی از مناظرههای تلویزیونی خود در ایالت «می سی سی پی» اعلام کرد که «روسیه با روحیه تهاجمی تهدیدی برای صلح و ثبات در منطقه است. مهم آن است که ما ائتلاف واحدی داشتیم و به روسها توضیح دادیم که نمیتوان در قرن بیست و یکم، ابرقدرت بود و خود را مانند دیکتاتور نشان داد.»(8) همچنین اوباما در یکی دیگر از مناظرههای تلویزیونی خود، اقدامات روسیه را مورد انتقاد قرار داد و در پاسخ به سوال مجری مناظره که از وی پرسیده بود: آیا روسیه در زمان ولادیمیر پوتین امپراطوری ظلم است، همانطور که رونالد ریگان، اتحاد شوروی را نامیده بود؟، پاسخ داد: آنها (روس ها) رفتاری شرورانه دارند و من فکر میکنم که ما باید درک کنیم که این اتحاد شوروی سابق نیست، اما آنها همانند سابق ملی گرا هستند و من فکر میکنم که این بسیار خطرناک است.»(9)
در مورد ایران نیز علیرغم آنکه اوباما در نخستین روزهای کاندیداتوری خود از آمادگی برای دیدار با نمایندگان و مقامات سیاسی ایرانی سخن رانده بود، پس از مدتی با چرخش در مواضع پیشین خود از مشوقها و مجازاتهای بزرگ در برخورد با تهران سخن گفت. وی هنگامی که از سوی «جان مککین» نامزد جمهوری خواه انتخابات ریاست جمهوری آمریکا به خاطر بیان این مطلب که ایران به اندازه اتحاد جماهیر شوروی سابق برای آمریکائیها تهدید ندارد،(10) مورد انتقاد قرار گرفت، سعی نمود مواضع خود را اصلاح و دگرگون سازد. اوباما در پاسخ به همین انتقادها اعلام کرد که «ایران، تهدیدی مهم است اما اتحاد جماهیر شوروی سابق تهدیدی مضاعف بود؛ زیرا روسها هزاران سلاح اتمی داشتند در حالی که ایرانیان حتی یک کلاهک اتمی نیز ندارد.»(11) پس از آن وی هنگام سفر به اسرائیل چنین اذعان داشت که «یک ایران هستهای تهدید جدی ایجاد میکند و جهان باید از دستیابی این کشور به سلاح اتمی جلوگیری کند. ایران هستهای به منزله تغییر شرایط بازی نه تنها برای خاورمیانه بلکه برای تمامی کشورهای جهان است.»(12)
نتیجهگیری
باراک اوباما میراث دار مشکلات زیادی در تنظیم سیاست خارجی آیندهی آمریکا خواهد بود. علاوه بر این به نظر میرسد اوباما در نحوهی تعامل با ایران و روسیه نیز دچار مشکلات مختلفی گردد. به خصوص که وی در دوران مبارزات انتخاباتی خود نیز مواضع نسبتا متضادی را نسبت به ایران و روسیه اتخاذ نمود. بر این اساس علیرغم آنکه در حال حاضر آمریکا و روسیه در بسیاری عرصهها به یکدیگر وابسته هستند، اما به نظر میرسد که مسکو میتواند از مذاکره و مباحثه با کاخ سفید درباره مسائلی که واشنگتن در آن ذینفع است، امتناع ورزد. از سوی دیگر برجستهتر شدن مسائل مربوط به دموکراسی و حقوق بشر در روسیه نیز میتواند یکی از پیامدهای انتخاب اوباما به عنوان رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا باشد.
به طور کلی رهبران روسیه معتقدند که روسیه و آمریکا به یکدیگر نیاز دارند و با توجه به نقش اقتصادی و سیاسی آمریکا در جهان، برای آنها مهم است که چه کسی بر این کشور حکومت کند. همچنین روسها معتقدند که رئیس جمهور آینده آمریکا باید بر اساس تساوی حقوق و با احتساب منافع متقابل به روابط واشنگتن و مسکو سامان دهد. در این بین مردم روسیه نیز امیدوارند رئیس جمهور جدید آمریکا روابط دوستانه ای با مسکو داشته باشد. از این رو به طور کلی باراک اوباما از طرفداران زیادی در روسیه برخوردار است.
در خصوص رابطه با ایران نیز علیرغم آنکه به نظر میرسد اوباما موضعی عملگرایانه و انعطافپذیر در سیاست خارجی آمریکا اتخاذ نماید، با این حال نمیتوان به وقوع تحولی چشمگیر، خوشبین بود. در واقع همچون گذشته، سیاستهای خصمانهی ایالات متحده آمریکا بر علیه نظام جمهوری اسلامی ایران، تداوم خواهد یافت و تغیر چندانی در روابط تهران و واشنگتن ایجاد نخواهد شد.