کامبیز پویان
جنبش فتح بیش از دو سال پیش از ترکیب ائتلافى و دولت وحدت ملى فلسطین استنکاف کرد و گمان مى کرد که با به انزوا کشاندن جنبش مقاومت اسلامى (حماس) مى تواند به نتایج دلخواه خود برسد، اما از زمانى که جنبش حماس در طول ۲۲ روز جنگ با رژیم صهیونیستى چهره مقاومت را به همه نشان داد و از سویى دیگر پایه هاى سست تشکیلات خودگردان خود را به نمایش گذاشت، این خواسته جنبش فتح با مشکل مواجه شد. از طرفى غرب نیز نتوانست حماس را در تنگنا قرار دهد، بنابراین برنامه ایزوله کردن این جنبش را به فراموشى سپرد و در مذاکرات اخیر علنا نشان داد که آن را به رسمیت شناخته و به سمت آن روى آورده است. سفر اخیر خاویر سولانا مسئول سیاست خارجى اتحادیه اروپا نیز گویاى همین مسئله است. در نگاهى واقع گرایانه مى توان گفت جنبش فتح و حامیان آن در غرب پس از شکستى که رژیم صهیونیستى در غزه متحمل شد به طور طبیعى رویکرد خود را تغییر داد و با بازسازى اندیشه هاى پیشین خود خواستار حضور حماس در عرصه سیاسى فلسطین شد؛ اما باید به این مسئله توجه داشت که در بین حاضران و بازیگران موجود در موضوع وحدت ملى فلسطین هر یک از ابزارهاى بازیگرى خاصى برخوردار هستند و با اعمال آن در پى به دست آوردن منافع خود و به حداکثر رساندن آن هستند، این در حالى است که حماس نیز به خاطر پیروزى اخیر از جایگاه بسیار مناسبى برخوردار است و مى تواند خواست هاى خود را به فتح و غرب تحمیل کند و در یک بازى دیپلماتیک به آن دست پیدا کند. به عنوان مثال در عرصه بازیگرى و قدرت چانه زنى سیاسى، غرب و به خصوص آمریکا خواهان این مسئله هستند که جنبش حماس رژیم صهیونیستى را به رسمیت بشناسند. این یک زمینه و عرصه بازیگرى براى به دست آوردن منافع است. چنین خواسته اى از سوى حماس رو شده است و حتى خود غرب نیز مى داند که امکان این مسئله وجود ندارد . بنابراین آنها باید از این اندیشه حماس مبنى بر عدم مشروعیت رژیم صهیونیستى از سوى حماس تمکین کنند. البته پیروزى در این عرصه بستگى به ابزارهاى مذاکره و کارت هاى برنده هر یک از دو طرف دارد که در این میان هر کدام قوى تر باشد قاعدتا همان موفق تر خواهد بود. باید به این مسئله نیز توجه کرد که اگر غرب در خصوص این خواسته خود موفق شده بود و پیشتر حماس را متقاعد کرده بود که اسراییل را به رسمیت بشناسد دیگر جنگى بین این دو صورت نمى گرفت. بنابراین مى توان گفت مطرح شدن دوباره این موضوع که حماس باید رژیم صهیونیستى را به رسمیت بشناسد که دیروز نیز از سوى هیلارى کلینتون، وزیر امور خارجه آمریکا بازگو شد تنها یک سیاست و تاکتیک روانى است. حال باید دید فشارها و چانه زنى هاى دو طرف چگونه ادامه خواهد یافت و هر یک از دو طرف بر چه اساسى از خواست هاى خود کوتاه خواهد آمد. ایستادگى حماس و حتى تا پاى جنگ رفتن این جنبش نشان مى دهد که در برابر فشارهاى موجود در عرصه دیپلماتیک عقب نخواهد نشست. مطمئنا تشکیل دولت وحدت ملى باعث مى شود که انتخابات در فلسطین برگزار شود تا وضعیت ریاست تشکیلات خودگردان مشخص شود. حماس با توجه به جایگاهى که در عرصه افکار عمومى پیدا کرده در هر انتخاباتى پیروز خواهد شد. این در حالى است که فتح و غرب نمى توانند انتخابات و پیروز آن را براى بار دیگر نادیده بگیرند، بنابراین مى توان گفت آشتى ملى بار دیگر حماس را در ساختار سیاسى فلسطین وارد کرده و از جایگاه مناسب داخلى و منطقه اى برخوردار مى کند.