تاریخ انتشار : ۲۸ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۸:۰۱  ، 
کد خبر : ۷۹۱۳۸

پشتونستان آزاد یا شریعت طالبانی؟!


 میرحامدحسین میری
مقامات ایالتی پاکستان با پذیرش نظام مورد نظر طالبان محلی در دره "سوات" ایالت سرحد شمال غربی این کشور موافقت کردند.
در واقع دولت پاکستان با اعطای نوعی امتیاز و پذیرش اجرای شریعت با قرائت و تفسیر طالبان! خواسته است از گسترش درگیری و بحران در شمال این کشور جلوگیری نماید! در اخبار و رسانه‌ها گفته می‌شود که 70 درصد از مناطق ایالت سرحد شمال غرب پاکستان بوسیله طالبان محلی اداره می‌شود و این عین واقعیت است. با توجه به بافت قبیله‌ای منطقه مذکور، اسلام‌آباد همواره از زمان استقلال پاکستان تاکنون دچار مشکل با این مسئله بوده و هرگز تسلط کامل و نفوذ لازم را در بین قبایل نداشته است. بسیاری، از ایالت سرحد شمال پاکستان به عنوان "سرحد آزاد" یاد می‌کنند و حتی در گویش‌های منطقه و روزمره مردم پاکستان نیز این عبارت به کرات شنیده می‌شود. شاید هنجاری نباشد، ولی در قرن 21 واقعیت دارد که افراد دو طرف مرز پاکستان و افغانستان بصورت آزادانه تردد می‌کنند و نیاز به هیچگونه سند مسافرتی ندارند و از هر دو دولت آزاد و فعال مایشاءاند!
ناگفته نماند که دولت‌های نظامی حاکم در پاکستان از مارشال ایوب خان گرفته تا ژنرال‌ یحیی خان، ژنرال ضیاالحق و حتی آخرین بقایای حکام نظامی این کشور یعنی ژنرال پرویز مشرف نتوانستند در مناطق قبایلی پاکستان سلطه لازم را برقرار کنند و در ادوار مختلف با قبایل ایالت سرحد شمال غربی پاکستان درگیر شده و زورآزمایی کرده‌اند که در نهایت ناگزیر از اعطای امتیازات به قبایل هم‌مرز با افغانستان شده‌اند.
البته وضعیت قبایل در دو طرف مرز مشترک پاکستان و افغانستان شباهت‌های نزدیک بهم دارند و همین مؤلفه‌های مشابه باعث گردیده تا مناطق یادشده همواره از قید و بندهای قوانین موضوعه دولتین افغانستان و پاکستان خود را آزاد و رها، احساس کنند! در شرایطی که دولتها براساس اقتضای زمانی، خواسته‌اند برخی از نیات و خواسته‌های قانونی خود را در مناطق قبایلی جنوب افغانستان و شمال پاکستان اعمال نمایند، بلافاصله با مقابله، تمرد و سرکشی افراد قبایل پشتون مواجه شده‌اند.
البته دولتهای پاکستان و افغانستان در ادوار مختلف بویژه در60 سال اخیر، از اقوام دو طرف مرز به عنوان حربه کارساز در معادلات و روابط دیپلماسی فی‌مابین بهره‌های لازم را برده‌اند. در افغانستان حکومت‌های سلطنتی، جمهوری‌های قلابی و نظام‌های اخیر حاکم با ایدئولوژی‌های مارکسیسم، اسلام‌طالبانی و لیبرالیسم موجود نیز ناگزیر از اعطای برخی امتیازات به قبایل پشتون ساکن در نوار مرزی پاکستان بویژه در جنوب، جنوب شرقی و جنوب غربی افغانستان بوده‌اند. یکی از این امتیازات معاف بودن افراد قبایل از خدمت سربازی در نظام وظیفه کشور افغانستان است. علاوه بر آن بسیاری از امتیازات دیگری که بصورت کاملاً سری و پنهانی از سوی دولتها به منظور تامین بخشی از اهداف تعریف نشده در قوانین کشوری به آنان در گذشته و حال اهداء گردیده و می‌گردد که برای مردم افغانستان کاملاً پوشیده و محرمانه می‌باشد! مانند زدوبندهای دیگر و تبانی‌هایی که با قدرتهای خارجی بخصوص پیر استعمار یعنی انگلیس صورت می‌گیرد. مرز "دیورند" که یکی از مسائل منازعه برانگیز بین دولت پاکستان و افغانستان طی 60 سال گذشته بوده است نیز نشانه حاتم‌بخشی‌های حکام ضعیف و بی‌تدبیر افغانستان در سال 1893 میلادی در واکنش‌ به طرح‌های انگلیس است.
ناگفته نماند که دولت پاکستان دقیقاً خطای استراتژیک دولت مجاهدین افغانستان را در برخورد با گروه طالبان تکرار می‌کند. نباید فراموش کرد که دولت برهان‌الدین ربانی و فرمانده ارشدش، احمد شاه مسعود دقیقاً در دهه 70 شمسی در برخورد با گروه طالبان از رویکرد مماشات استفاده کردند و به طالبان برای مجاب کردن رقبای داخلی خود میدان دادند. گروه طالبان گام به گام از ضعف و ظرفیت محدود دولت ربانی در پاسخگویی به رقیبان داخل دولت، سوء استفاده کرد و در اولین اقدام خود برای حسن نیت نشان دادن، عبدالعلی مزاری رهبر حزب وحدت و مخالف دولت ربانی را در غربت کامل به شکل بسیار جنایتکارانه و فجیع به شهادت رساندند.
این گروه متحجر با وجود اینکه از امکانات دولت ربانی بصورت پنهانی استفاده می‌کرد، چراغ سبزهایی به آنان از داخل و خارج نشان داده می‌شد، سرانجام حلقه محاصره را بر دولت ربانی و فرمانده فقیدش، احمدشاه مسعود چنان تنگ ساخت که دولت ربانی در سال 1375 ناگزیر از ترک و تخلیه کابل شد! شاید باورش سخت باشد اما حقیقت دارد که احمدشاه مسعود وزیر دفاع وقت دولت ربانی، با این استدلال طرح تخلیه کابل را به کابینه ربانی قبولاند که بگذارید طالبان وارد پایتخت شوند و سپس ما همان بلایی را که بر سر نیروهای اشغالگر شوروی سابق آوردیم دقیقاً همان تاکتیک را در برابر طالبان به اجرا می‌گذاریم و فاتحانه وارد کابل می‌شویم. گذشت زمان نه تنها این فرضیه احمدشاه مسعود را رد کرد، بلکه شاه مسعود حتی در پناهگاه سنتی خود در دره پنجشیر نیز که زمانی نیروهای اشغالگر شوروی قدرت نفوذ را در آنجا نداشتند، مورد حملات بی‌رحمانه طالبان قرار گرفت و زندگی سراسر مبارزه وی خیلی مرموز خاتمه یافت. طبیعی است که طالبان محلی پاکستان نیز مانند اسلاف خود در افغانستان عمل می‌کنند. با توجه به اینکه اقوام و قبایل ساکن دو طرف مرز افغانستان و پاکستان از وجوه مشترک زیادی برخوردارند و در واقع از لحاظ زبان، فرهنگ، نژاد و سنتهای حاکم بر جوامع دو طرف، کوچکترین اختلافی وجود ندارد، در حقیقت این منطقه با توطئه‌های سیاسی انگلیس و با خط "برایدن" به دو بخش مجزا تقسیم و مرزبندی شد. در حالیکه مولفه‌های فرهنگی و اجتماعی منطقه مورد بحث، علیرغم مرزهای کشیده شده سیاسی به قوت خود باقیست، به نظر می‌رسد که مناطق عمدتاً پشتون نشین دو طرف مرز مشترک افغانستان و پاکستان، آبستن حوادثی است که قدرتهای خارجی بخصوص انگلیس از عوامل اصلی آن برای بهره‌برداری‌های سیاسی به حساب می‌آیند. با نگاه به پیش زمینه‌های لازم و همچنین پتانسیل موجود بین پشتونهای دو طرف مرز، این سئوال در اذهان عمومی نقش بسته است که آیا تحرکات اخیر دره "سوات" صرفاً تحقق امارت اسلامی! مورد خواست طالبان محلی در جمهوری اسلامی پاکستان (دولت در دولت) بوده یا اینکه به "پشتونستان آزاد" که سالهای متمادی زمزمه‌های آن به گوش می‌رسید، منتهی خواهد شد؟

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات