حدود دو سال گذشته،با رقم خوردن پیروزی اخیر حزب الله،استیصال مخالفان سید حسن نصرالله در لبنان و خاورمیانه به نقطه اوج خود رسید.حتی برخی اطلاعات به نقل از یک منبع صهیونیست حکایت از آن داشت که سعد الحریری رئیس جریان المستقبل لبنان و مقرن بن عبدالعزیز رئیس سازمان اطلاعات عربستان در سفر به تل آویو با نخست وزیر رژیم اسرائیل دیدار کردند و از وی خواستند تا عملیات مبادله در زمان حاضر به خاطر پرهیز و جلوگیری از تقویت جایگاه حزب الله و ضربه وارد شدن به جایگاه عربستان و هم پیمانان آمریکا (نیروهای 14 مارس) در لبنان انجام نشود،اما تل آویو چاره ای جز پذیرش شکست مجدد خود در مقابل حزب الله نداشت.آزادی سمیر قنطار و دیگر اسرای لبنانی ضربه سختی بر مخالفان حزب الله و جریان 8 مارس وارد ساخت.
نکته دیگر اینکه در جریان ناآرامی های داخلی لبنان نیز تسلط حزب الله بر گروههای مخالف و خویشتنداری مقاومت اسلامی لبنان در خصوص مواجهه با اعضای گروه 14 مارس که از سوی جعجع و حریری تطمیع شده بودند به طور خودکار محبوبیت 8 مارس را در بین مردم لبنان دوچندان ساخت .نقش آفرینی حزب الله در نشست دوحه که مولد آرامش در بیروت بود مهر تاییدی بر توانایی های حزب الله است.اصلی ترین پیام نشست دوحه ناکامی غرب در خصوص تحولات سال گذشته بیروت بود.در این نشست حزب الله و دیگرگروههای 8 مارس بار دیگر کارآمدی خوددر عرصه سیاسی لبنان را اثبات نمودند.از سوی دیگر،جریان 14 مارس در میان دوراهی بقای حداقلی”و”مرگ سیاسی”مجبور شد گزینه نخست را انتخاب نماید.مسلما این انتخاب به معنای ذکاوت و تدبیر موجوددر جریان وابسته به فوادسنیوره و ولید جنبلاط نیست.
واقعیت امر این است که جریان 14 مارس در جریان تحولات اخیر بیروت نسبت به توانایی فوق العاده حزب الله و امل در اداره و تسلط بر اوضاع لبنان آگاه شد.هزینه این آگاهی دیرهنگام چیزی جز حضور در نشست دوحه و امضای توافقنامه با جریان 8 مارس نبود. اگر جریان 14 مارس از همان زمان پایان جنگ 33 روزه خودرا با واقعیات لبنان وفق می داد،امروزه مورد نفرت ملت لبنان و دیگر ملتهای عربی منطقه قرار نمی گرفت.در یک نگاه کلی،نشست دوحه را می توان به مکان زورآزمایی “مدیریت”و”احساس”تشبیه نمود.نمایندگان حزب الله و دیگر گروههای 8 مارس با اتکا بر همان نگاه مدیریتی و باز خود سعی در هدایت ومدیریت تحولات بیروت به سود استقلال لبنان از غرب و حتی اتحادیه عرب داشتند.
بر خلاف آنچه برخیها سعی در القای آن دارند، نشست دوحه ماهیت جریان 14 مارس را تغییر نداده است.چنانچه پس از برگزاری نشست دوحه نیز منابع خبری صهیونیستی نسبت به تلاش مشترک موساد و سمیر جعجع در خصوص ترور میشل عون اذهان نموده اند. همچنین سعد الدین حریری و حزب المستقبل نیز در صدد افزایش قدرت مانور راستگرایان افراطی فرانسه در امور داخلی بیروت هستند.از این رو مظلوم نمایی های جریان 14 مارس را نباید به حساب چرخش این جریان خطرناک از مواضع خود گذاشت.هم اکنون حزب الله پیروزی تازه ای را در برابر غرب و جریان 14 مارس به دست آورده است که باید ان را به بهترین نحو ممکن حفظ نماید.در عین حال جریان 8 مارس نباید نگاه امنیتی خود نسبت به تحولات داخلی و خارجی لبنان را کمرنگ نماید،زیرا هنوز تهدید جریان 14 مارس آمریکا،رژیم صهیونیستی و فرانسه به قوت خود باقی مانده است.
با این مقدمه وارد فضای سیاسی فعلی لبنان می شویم.در حال حاضر گروه 14 مارس به شدت از شکست خود در انتخابات ماه ژوئن هراس دارد.این در حالی است که محبوبیت سید حسن نصرااله،میشل عون و سلیمان فرنجیه همچنان در میان مردم لبنان رو به افزایش است.از سوی دیگر،اختلافات موجود در میان اعضای 14 مارس از جمله ولید جنبلاط و سمیر جعجع به قوت خود باقی است.در این میان سعد الدین حریری،رئیس جریان المستقبل نیز سعی دارد با افزایش دامنه نفوذ ایالات متحده آمریکا و فرانسه در امور داخلی لبنان،معادلات انتخاباتی را به سوی خواسته های خود و جریان 14 مارس هدایت نماید.
در این خصوص جریان 14 مارس به اسقف مارونیهای لبنان نیز متوسل شده است.توسل جریان 14 مارس به اسقف اعظم مارونی های لبنان و تحریک او برای موضع گیری بر ضد جریان 8 مارس در جهت اهداف انتخاباتی این جریان غربگرا حاکی از آشفتگی آن است.”نصرالله پطرس صفیر” اسقف مارونیهای لبنان که باید موضع بی طرفی خود را در جامعه مسیحیان این کشور حفظ کند با هشدار درباره خطرات پیروزی جریان حامی مقاومت در انتخابات آتی(جریان هشتم مارس) عملاخود را به عنوان مهره سوخته غرب و 14 مارس مطرح ساخت.
“کمیل خوری” عضو جریان تغییر و اصلاح در لبنان(به رهبری میشل عون) در این خصوص معتقد است:
“ از صمیم قلب امیدوارم آنچه از قول اسقف اعظم گفته شده، به شیوه نادرست نقل شده باشد و اینکه آقای صفیر این سخنان را تکذیب کند، من نمی توانم تصور کنم که بکرکی مرجعیتی برای وحدت لبنانی ها نباشد، این سخن که پیروزی مخالفان خطری برای لبنان است، بسیار خطرناک است، زیرا مخالفان حداقل در میان مسیحیان، 50 تا 60 درصد آنها را در برمی گیرند؛ آیا این تعداد فراوان خطری برای لبنان هستند.”
اصلی ترین تفاوت موجود در خصوص آرایش انتخاباتی جریانهای 8 مارس و 14 مارس در اتحاد داخلی این دو گروه است.با نزدیک شدن به زمان شانزدهمین انتخابات پارلمانی لبنان ، برخی محافل سیاسی این کشور از منجسم نبودن تشکل های گروه14مارس برای ورود به فعالیتها و تبلیغات انتخاباتی خبر می دهند. در این خصوص نیروهای 14مارس در زمینه انتخابات آتی هماهنگی ندارند.
اعضای این گروه به طور غیر متحد به مسایل انتخابات می نگرند و این موضوع نشان می دهد، به دلایل سیاسی و انتخاباتی، خللی وارد ائتلاف آنان شده است.بنابر این گروه 14 مارس دچار نوعی انحطاط سیاسی گردیده که مطابق آن توان عرض اندام دوباره آنها سلب گردیده است.اما در ماورای مناسبات داخلی لبنان تل آویو ،واشنگتن و اتحادیه اروپا سعی دارند گروه 14 مارس را به همان صورت حداقلی در مناسبات سیاسی بیروت حفظ نمایند.در نهایت اینکه حزب الله و سایر گروههای8 مارس هم اکنون در اوج آمادگی و محبوبیت خود به سر می برند،این در حالیست که گروه 14 مارس به هیچ عنوان از اتحاد و انسجام حداقل برای ورود به صحنه انتخابات برخوردار نبوده و تنها چشم به حمایت کشورهای غربی دوخته است.این مطلب را با جمله ای از محمد فنیش وزیر کار لبنان و از اعضای ارشد حزب الله در خصوص انسجام گروه 8 مارس به پایان می بریم:
“ کسانی که بخواهند با ما در جنوب لبنان رقابت کنند می دانند که امکان پیروزی نخواهند داشت و فقط اموری را هزینه خواهند کرد در همین پیوند روزنامه لبنانی الاخبار نیز نوشت : در حالی که ماشین انتخاباتی حزب آزاد ملی به رهبری میشل عون و از متحدان گروه 8 مارس در اشرفیه، نشستهای خود را در دفتری که هنوز آماده نشده، برگزار می کند و فعالان آن، هنگام قطع برق از شمع استفاده می کنند، ماشین انتخاباتی جریان آینده در همان دایره، نشستهای خود را در یکی از بزرگترین هتلهای پایتخت برگزار می کرد. به رغم امکانات اندک جریان آزاد ملی، این جریان هر روز، حضور خود را تثبیت می کند.”