محمد ملازهی
در پی محروم کردن محمد نوازشریف و برادرش شهباز شریف از شرکت در انتخابات آینده بوسیله دیوانعالی کشور، پاکستان وارد مرحله جدیدی از بحران سیاسی شده است. نواز شریف رهبر مهمترین و اصلی ترین جریان سیاسی است که در ایالت پنجاب که به تنهایی بیش از پنجاه درصد جمعیت کشور را شامل می شود، صاحب قدرت و نفوذ است و از مدعیان اصلی قدرت در هر انتخاباتی در آینده است. دیوانعالی کشور در واقع می خواسته، این فرصت را از نوازشریف و شهبازشریف بگیرد، ولی حزب مسلم لیگ را با رهبری جدیدی مجاز به رقابت با حزب مردم کرده است.
منتهی مشکل این است که در پاکستان قدرت حول محور احزاب نمی چرخد، بلکه حول محور شخصیتها و خاندانهایی می چرخد که رهبری احزاب را در دست دارند. حزب مردم در واقع حزب خاندان «بوتو» و حزب مسلم لیگ شاخه نواز حزب خاندان «شریف» است. رقابت این دو خاندان بر سر کسب قدرت جدی است. این جدی بودن رقابتها اگر تنها در ارتباط با پایگاه ملی آنها بود، شاید مشکلات کمتری به وجود می آورد. دو حزب رقیب مردم و مسلم لیگ شاخه نواز قدرت خود را از دو منبع متفاوت دریافت می کنند. منشأ قومی و منشأ ایدئولوژیک. منشأ قومی قدرت حزب مردم در ایالت سند است و منشأ قومی قدرت حزب مسلم لیگ شاخه نواز در پنجاب قرار دارد. منشأ ایدئولوژیک قدرت دو حزب نیز متفاوت است. مسلم لیگ نواز از اسلام قدرت را می طلبد و حزب مردم از دمکراسی لیبرال در نوعی گرایش شبه سوسیالیستی. این واقعیت را باید جدا از منشأ خاندانی قدرت رهبران آنها در نظر گرفت که خاندان بوتو فئودال بزرگ سند است و نوازشریف فئودال بزرگ صنعتی پنجاب است. آنچه شرایط را پیچیده تر کرده است، شرایط منطقه ای و بین المللی است که پاکستان در حال حاضر با آن رو به رو است.
در واقع می توان گفت که در سطح منطقه، تحولات افغانستان و هند بر تحولات پاکستان تأثیرگذار است و در سطح بین الملل دیدگاه های آمریکا و اروپا می تواند تحولات پاکستان را جهت دهد. این هر دو سطح تأثیرگذار در یک محور هم جهت شده اند و آن مبارزه با تروریسم و افراطی گرایی است. تشدید بحران سیاسی در پاکستان و شکست دولت ائتلافی حزب مردم و حزب مسلم لیگ شاخه نواز بازتابی از واقعیتهای داخلی، منطقه ای و بین المللی است. حزب مردم مطابق با منافع خود می خواهد با مشکلات برخورد کند و در این جهت به هماهنگی با هند، افغانستان، اروپا و آمریکا نیاز دارد و مجبور است در راستای سیاستهای آمریکا در جنوب آسیا حرکت کند که این سیاست دولت، حزب مردم را در داخل به چالش کشانده است و حزب مسلم لیگ شاخه نواز منافع و دیدگاه های خاص خود را دارد و نمی تواند با حزب مردم هماهنگ عمل کند.
بنابراین حزب مسلم لیگ شاخه نواز از ائتلاف خارج شد تا زمینه شکست دولت آصف علی زرداری و برگزاری انتخابات زود هنگامی را فراهم سازد. پاسخ حزب مردم محروم کردن نوازشریف و شهبازشریف از شرکت در انتخابات آینده با احتساب پیش بینی زود هنگام فوری آن بوده است. در این بین تردیدی نیست که بحران سیاسی تشدید و رقابتها ابعاد گسترده تری خواهد یافت و محروم کردن نوازشریف و شهباز شریف از شرکت در انتخابات به سادگی عملی نخواهد شد. هر چند مصالحه مجدد را نباید دور از ذهن تصور کرد، ولی به هر دلیلی اگر حزب مردم و حزب مسلم لیگ نواز نتوانند مصالحه نمایند پاکستان با گزینه بازگشت ژنرال ها به قدرت ممکن است رو به رو شود و تجربه دمکراسی یک بار دیگر در پاکستان شکست بخورد، اما اگر ضرورتهای جنگ در افغانستان ایجاب کند که قدرت حزبی شکننده ای در پاکستان وجود داشته باشد. در آن صورت نوازشریف و حزب مسلم لیگ از توان عملی بیشتری برای کنار آمدن با طالبان محلی در مناطق قبایلی برخوردار خواهند بود. منتهی با حذف نوازشریف و شهباز شریف از معادله قدرت چنین تحولی غیرعملی خواهد بود، لذا باید گفت که مصالحه بین حزب مردم و حزب مسلم لیگ نواز تنها راه پیش روی آنهاست.