اوپک همچنان حرف اول را در بازار نفت میزند
بر اساس این گزارش در سه نشست اضطراری اوپک تصمیم گرفت سقف تولید خود را 2/4 میلیون بشکه در روز کاهش دهد.
بعد از این نشست ها، رییس اوپک و وزیر نفت الجزایر، شکیب خلیل، اعلام نمود که این کاهش، بهطور 100 درصد برای تثبیت قیمتها موثر است.
اما پاسخ بازار به این اقدام منفی بود. قیمتها در بازار وست تگزاس اینترمدیت به زیر 40 دلار رسید.
این تصمیم اوپک میتوانست حاوی این پیام برای همه مصرف کنندگان نفت باشد که افت شدید قیمت باعث کندی اجرای برخی پروژههای توسعهای، و لغو برخی دیگر شود و همین امر در میان مدت باعث کاهش عرضه نفت به بازار میشود.
از سوی دیگر اقدام مذکور پیامی دیگر برای کشورهای تولید کننده غیر اوپک بود که این سازمان نمی تواند به تنهایی ثبات را به بازار برگرداند.
اوپک با این تصمیم همچنین میخواست به تجار و دیگر مصرف کنندگان اعلام نماید که تنها در صورت تصمیم دست جمعی اقدام به کاهش تولید خود میکند و این کار را نیز با بررسی دقیق نیاز بازار انجام میدهد. قبل از این هم میشد کاهش سقف تولید اوپک را پیشبینی کرد هر چند که برخی از خبرنگاران سکوت عربستان پیش از اجلاس را نشانهای از عدم تمایل این کشور به کاهش میزان تولید خود تعبیر میکردند.
بازار امروز بیش از آن که نیازمند پیامهای ارسالی اوپک مبنی بر تغییر سقف تولید برای تنظیم قیمتها باشد، به اقدام عملی این کارتل بزرگ نیاز دارد.
البته این موضوع نشان دهنده عدم تاثیر تصمیمات اوپک بر بازار نیست چه این که این سازمان از اوایل دهه 1970 نفوذ قابل توجهی بر بازار و قمیتها داشته است.
رقص ناموزون اوپک با بازار نفت
این مقاله می افزاید: بهترین روش برای بررسی و توصیف اقدامات اوپک، بررسی از طریق روند است. نقش اوپک در بازار هر از چندگاهی از یک بازیگر فعال به بازیگری منفعل تغییر مییابد. واکنش این سازمان به تغییرات قیمت نفت، نامتوازن است. زمانی که قیمتها در حال افزایش هستند، این سازمان اغلب نقشی منفعل و کم اثر دارد و از سوی دیگر هنگام کاهش قیمتها، تلاش زیادی برای کاهش سقف تولید مینماید.
این پاسخهای نامتوازن میتواند نشاندهنده خطر بسیار زیاد نوسانات شدید قیمت نفت برای اعضا باشد.
تا سالها قبل از این، به طور سنتی، همواره این تفکر وجود داشت که بین قیمت نفت و میزان تقاضا برای آن رابطهای معکوس وجود دارد.
به این ترتیب که هر چه قیمت نفت بیشتر شود، تقاضا برای آن کاهش یافته و تاثیری منفی بر روی اقتصاد جهانی ایجاد میشود.
به همین دلیل در اوایل سال 2000 اوپک به این فکر افتاد تا برای خود یک محدوده قیمتی تعیین کند؛ به این معنی که اگر قیمتها به مدت 20 روز متوالی بالای 28 دلار و یا 10 روز زیر 22 دلار در هر بشکه بود، این سازمان به تغییر سقف تولید خود بپردازد و یا واکنشی مناسب انجام دهد.
اما در اواخر سال 2007 و اوایل سال 2008 که قیمتها به شدت افزایش یافته بودند، واکنشهای اوپک در نوع خود جالب توجه بود. این سازمان با اعمال خود در آن زمان نشان داد که تنها هدف آن ممانعت از نزول قیمت نفت، به ارقام پایینتر از سطوح قابل قبول برای اعضا است.
در واقع این سازمان مقابلهای با افزایش قیمت نمیکند. اعضای اوپک معمولا به هنگام افزایش قیمتها، تمایل چندانی برای وارد کردن ظرفیت مازاد تولید نفتشان به بازار ندارند.
واکنشهای اخیر اوپک را میتوان این گونه تحلیل نمود که این کارتل پی برده است که همانطور که قبلا تصور میشد، قیمتهای بالای نفت تاثیری منفی بر رشد اقتصادی جهان و یا میزان تورم ندارند. اوپک به این نتیجه رسیده است که تقاضای نفت، چندان تاثیری از قیمتها نمیپذیرد.
اعضای اوپک معتقد بودند در آینده نزدیک هیچ پاسخ سیاسی و یا اقتصادی سختی از سوی کشورهای عضو سازمان توسعه و همکاریهای اقتصادی، دریافت نخواهند کرد و میتوانند بدون دردسر با قیمتهای بالا هم به فروش نفت بپردازند.
اما برخی از کارشناسان معتقدند، اوپک نگران قیمتهای بالای نفت است، اما توانایی لازم برای کاهش آن را ندارد.
به خصوص این که بازار متوجه شده که ظرفیت مازاد تولید این کارتل کمتر از مقادیر اعلام شده و آن هم با کیفیت پایین است.
برخی دیگر از تحلیلگران معتقدند این سازمان میتواند با ابزارهای موجود به کاهش قیمت نفت در بازار بپردازد اما اقدام هر یک از اعضا برای کاهش قیمت نفت میتواند منجر به آشوبها و اعتراضات داخلی مردم و حتی سایر اعضای سازمان شود.
بر اساس این گزارش یکی از زمانهایی که اوپک با قدرت وارد عرصه شد، در سال 2007 بود. زمانی که آمارها نشان دهنده رشد شدید ذخایر نفت در کشورهای مصرف کننده بود.
بالا بودن ذخایر نفت در کشورهای مصرف کننده میتواند بسیار خطرناک بوده و یکباره منجر به کاهش شدید قیمتها در بازار شود. به خصوص اگر سوداگران بازار نفت بخواهند به یکباره تمام موجودی انبارهای خود را وارد بازار کرده و عنان آن را در دست بگیرند.
به این ترتیب با وجود آن که در سال 2007 نرخ تقاضا برای نفت در جهان مثبت بود، اوپک با کاهش سقف تولید خود، نرخ تولید نفت را منفی نمود. لذا کشورهای مصرف کننده مجبور شدند از میزان ذخایر خود بکاهند و قیمتها باز هم افزایش پیدا کرد.
اما بار دیگر در نیمه نخست سال 2008 که قیمتها به شدت در حال افزایش بودند، نقش اوپک از یک سازمان فعال، به یک کارتل تاثیرپذیر و منفعل تبدیل شد. به این معنی که اوپک بر اساس قیمتهای بازار، میزان تولید خود را تنظیم میکرد.
اوپک سعی نکرد که با عرضه ظرفیت مازاد خود به بازار و یا ارائه تخفیف بر روی فروش نفت سنگین و ترش به پالایشگاه، قیمتها را در بازار کاهش دهد.
با این وجود رشد بیش از اندازه قیمتها در همین مدت، باعث ایجاد نگرانیهایی درباره تاثیر این رشد بر کشورهای عضو سازمان توسعه و همکاریهای اقتصادی شد. کشورهایی که آمارها حاکی از آغاز رکود اقتصادی و مشکلات مالی در آنها داشت.
تقاضا برای نفت آمریکا در ماه آگوست 2007 منفی شده و از همان زمان رو به کاهش نهاده بود. اما حتی این شرایط هم منجر به کاهش قیمتها نشد زیرا سوداگران سعی کردند به خاطر کاهش ارزش دلار، قیمتهای بالای بازار را حفظ کنند.
در این بین عربستان سعودی تمایل خود را برای برگزاری یک اجلاس در ماه ژوئن در جده بیان نمود و مسئولان نفتی این کشور اعلام کردند تولید خود را خارج از سهمیه بندی اوپک 500 هزار بشکه در روز افزایش میدهند. این در حالی بود که عربستان خود بارها بر کافی بودن عرضه نفت به بازار تاکید نموده بود.
اما این اقدام هم چندان کارساز نبود و بعد از اجلاس جده، قیمتها به بالاترین مقدار خود رسیدند. حتی با وجود کاهش رشد تقاضا برای نفت در جهان، باز هم خبری از رشد ذخایر نفت در کشورهای مصرف کننده نبود.
به همین دلیل عربستان هم تا سپتامبر بار دیگر به سیاست قبلی خود بر مبنای «هر چه مشتری بخواهد» بازگشت.
مجموعه کنشها و واکنشهای اوپک با بازار نفت را میتوان، رقص این سازمان با بازار دانست.
پایبندی به کاهش سهمیهها رمز بقای اوپک
این گزارش در مورد تاکتیک اوپک برای کنترل بازار می افزاید: در وهله اول سوداگران در مورد میزان کاهش سقف تولید سخن گفته و اعلام میکنند که هر مقداری کمتر از این رقم بیارزش خواهد بود. آنها به این ترتیب میخواهند انتظار رشد قیمتها را در ذهن خریداران به وجود بیاورند.
در مرحله بعدی اوپک اعلام میکند قصد دارد یک میلیون بشکه از میزان تولید نفت خود را کاهش دهد. اگر پاسخ بازار به این عمل مثبت بود و قیمتها افزایش یافتند، دیگر نیازی به کاهش سقف تولید نیست. البته سیگنالهای اوپک تاکنون موفقیت چندانی در ایجاد پایداری در بازار نداشتهاند.
همین موضوع را میتوان در اجلاس اخیر اوپک در الجزایر نیز مشاهده کرد. با وجود این که قبلا اعلام شده بود که این سازمان اقدام به کاهش یک میلیون بشکهای تولید خود مینماید، اما نهایتا این رقم به بیش از 4میلیون بشکه در روز رسید.
تا جولای سال 2008 سوداگران تصمیمات خود را بر اساس اخبار میزان ذخایر نفت کشورهای مصرف کننده، احتمال ایجاد مشکل در عرضه نفت و کاهش ارزش دلار، استوار ساخته بودند.
اما امروزه دیگر شرایط فرق کرده است و آنها با توجه به سیگنالهای مرتبط با میزان تقاضا و همچنین شرایط اقتصادی جهان ،تصمیمگیری میکنند.
به این ترتیب سیگنالهای اوپک مبنی بر کاهش سقف تولید، به دلیل اخبار اقتصادی دنیا و وخامت شرایط مالی، موثر نبودند.
خریداران متوجه شدهاند که برخی سیگنالهای اوپک در مورد کاهش سقف تولید، هنگامی که قیمتها در حال افت هستند، تنها صحبتهایی بینتیجه هستند.
از سال 1998 که قیمت نفت دوبی به بشکهای 10 دلار رسید، بسیاری به این نتیجه رسیدند که دیگر زمان مرگ اوپک فرا رسیده است و این سازمان کنترلی بر بازار ندارد.
به همین دلیل اگر اوپک این بار هم نتواند کاهش تولید وعده داده شده خود را اعمال کند، شرایطی مشابه برای این سازمان به وجود خواهد آمد.