آزاده شهریاری
حدود 20 سال پیش، در روز 15 فوریه 1989 نیروهای ارتش شوروی خاک افغانستان را ترک کردند. تمام دنیا به این امید بود که با این واقعه دوران صلح در افغانستان آغاز شود اما این آرزو هیچگاه تحقق نیافت. اکنون ناتو به ریاست ایالات متحده در حال اجرای عملیاتی در افغانستان است. افزون بر این، ایالات متحده قبلاً اعلام کرده که قصد دارد نیروهای خود را در افغانستان به 52 هزار نفر افزایش دهد. پیش از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، مسکو به این موضوع پی برده بود که ناتوانی در هدف قرار دادن انبارها و اردوگاههای آمادگی شبهنظامیان افغان، تمرکز نیروها را بیمعنی میکند. شبهنظامیان افغانی به محض کشته شدن با نیروهای تازهنفس جایگزین میشدند. این نیروها گروه گروه از پاکستان با سلاحهای آمریکایی،چینی و روسی که از بعضی متحدان سابق شوروی دریافت کرده بودند وارد افغانستان میشدند و همه چیز دوباره آغاز میشد.
وضعیت حاضر نیز تا حد زیادی مشابه آن زمان است. ایالات متحده در حال جنگ با نیروهایی است که از طریق کشورهایی چون پاکستان حمایت میشوند. اینگونه منابع خارجی را نمیتوان منع و سرکوب کرد و از سوی دیگر اعلام جنگ به پاکستان یا کشورهایی از این دست غیرممکن است.تمرکز نیروهای ایالات متحده در افغانستان تنها به خسارات بیشتر منجر میشود و بدتر از آن، اینکه پس از عقب نشینی نیروهای ایالات متحده، افغانستان مجدداً به سرعت تحت سلطه طالبان قرارخواهد گرفت و این بر خلاف آن چیزی است که منطقه اکنون توانایی پذیرفتن آن را داشته باشد.اکنون ایالات متحده برای تأمین نیازهای نظامیان خود در افغانستان با مشکلات زیادی روبهرو است. بهترین مسیر رساندن مایحتاج ارتش از شمال افغانستان است که روسیه در آن نفوذ دارد. اخیراً دنیس بلر، مدیر اطلاعات ملی آمریکا صریحاً روسیه را متهم به اخراج ایالات متحده از پایگاه هوایی ماناس در قرقیزستان کرده است. او تأکید کرد از نقشی که روسیه در مذاکرات مربوط به این پایگاه ایفا کرده ناراضی است. وی عقیده داشت با اینکه روسیه در مجموع نقش ایالات متحده را در مبارزات ضدتروریستی در افغانستان در شرایطی که تندروها به مرزهای جنوبی این کشور نزدیکند، موافق منافع خود میداند، با این حال در این مذاکرات چندان نقش مهمی را در کمک به ایالات متحده ایفا نکرده است.
در این اثنا در همان روزی که بلر نظر خود را درباره نقش روسیه در مذاکرات مذکور اعلام کرد، نمایندگان این دو کشور طی جلسهای رسمی در مورد جابه جایی محمولههای غیرنظامی از طریق قلمروی روسیه به افغانستان مشغول مذاکره بودند. روسیه در این باره تعهدات معینی را پذیرفت. به واقع مسکو با توجه به تلاشهای ایالات متحده برای اعمال نفوذ بیشتر در جماهیر سابق شوروی تلاش دارد کاخ سفید را تنها بر افغانستان متمرکز کند، چرا که شکست در افغانستان، واشنگتن را در بعضی مسائل کلیدی نفوذ در آسیا انعطافپذیرتر خواهد کرد. با این حال اگر ایالات متحده و متحدانش نیروهای خود را از افغانستان بیرون ببرند روسیه باید مجدداً از متحدان خود درآسیای مرکزی در برابر حملات ناگهانی تندروهای افغانی دفاع کند. این مساله میتواند روسیه امروز را که با بحران اقتصادی و فرسودگی ارتش مواجه است با چالش جدی رو به رو کند.
با توجه به تعطیلی پایگاه هوایی ماناس در قرقیزستان و ناامنیهای موجود در پاکستان و اقدامات حزب مردم در جهت مذاکرات آتشبس با طالبان، به نظر میرسد ایالات متحده برای خروج از بحران افغانستان با مشکلات جدیای، مواجه بوده و تنها با توسل به زور نمیتواند بر این مشکلاتی فائق آید.
همکاری نظامی و فنی مسکو- واشنگتن با توجه به تجربه حضور نظامی ارتش سرخ به مدت 10 سال در افغانستان میتواند آمریکا را از این مخمصه خارج کند. هیچ کدام از اعضای ناتو به غیر از ارتش ایالات متحده و انگلستان تجربه حضور در مناطق جنگی خارج از اروپا و مرزهای خود را ندارند. آخرین حضور نظامی آنها در مقابل ارتش تضعیفشده میلوشویچ در بالکان است که تبعات این حضور کماکان در عرصه بینالمللی مشاهده میشود. ایگور ایوانف، معاون نخستوزیر روسیه و طرف مذاکره کننده با جوبایدن معاون باراک اوباما رئیسجمهور آمریکا ضمن ابراز تمایل مسکو برای همکاریهای نظامی و امنیتی با کاخ سفید تاکید کرد، همکاریهای طرفین تنها در راستای انتقال تجهیزات سبک ناتو خواهد بود و روسیه حتی یک سرباز هم به افغانستان اعزام نخواهد کرد. با توجه به تفاسیر فوق، آمریکا برای پیروزی نسبی در افغانستان نیازمند همکاری بیشتر با روسیه بوده و مسکو جایگزین مناسبی برای، تامین امنیت و استقرار صلح در افغانستان است. روسیه از تحولات شبهقاره متاثر است و ناامنیهای این منطقه میتواند امنیت روسیه را دستخوش بحرانی جدید کند، به همین علت مسکو و واشنگتن در آیندهای نزدیک سطح همکاریهای خود را در راستای استفاده از قدرت سخت در موضوع افغانستان افزایش خواهند داد.