تاریخ انتشار : ۲۰ فروردين ۱۳۸۸ - ۰۷:۵۷  ، 
کد خبر : ۷۹۴۷۷

هویت در تیررس تهاجم


طاهری
یکی از شاخصه‌های اصلی شخصیت انسان و یکی از مظاهر فرهنگ هر اجتماع بشری مقوله هویت است. روانشناسان و جامعه‌شناسان، هویت را ازجمله مؤلفه‌های مهم و بنیادین سرمایه‌های تاریخی - فرهنگی هر فرد می‌دانند، که باعث تقویت حس دیگرخواهی وعزت نفس درتک‌تک افراد جامعه می‌گردد. به همین خاطردغدغه مسؤولان و کارشناسان حوزه فرهنگ هویت جوانان و نوجوانان است که تضعیف یا تقویت آن در روند توسعه و تعالی جامعه تاثیر به‌سزایی خواهد داشت. پروسه هویت به واسطه این‌که تکمیلکننده شخصیت افراد اجتماع است، برای استراتژیست‌های فرهنگی غرب، امری بسیار مهم به حساب میآید چنان‌که برای استحاله یک جامعه در مسیر اهداف و منافع خود ابتدا بر روی مسایل هویت بخشی سرمایهگذاری میکنند تا جاده صاف کن سایر اهداف و رویکردهایشان باشد. محمدرضا شفیعی، روانشناس، درخصوص تعریف هویت میگوید:” تا به حال ازهویت تعریف مشخصی نداشته‌ایم. در واقع اگربخواهیم هویت را درچارچوب و شاکله تعریفی مشخصی قرار داده باشیم، زیرساخت شخصیتی انسان است که تحت تأثیر فرهنگ و زیرمجموعه آن تلقی می‌شود؛ پدیده‌ای که جنبه اکتسابی دارد و تا حدود زیادی از خانواده تأثیر می پذیرد. ”پیرو صحبت‌های این روانشناس باید تصریح کرد هرکس از بدو تولد درجامعه بسیاری از امور را دریافت می‌کند، که تحت عنوان عادت از آن یاد می‌شود. وقتی این عادات درفرد تثبیت گردید؛ هویت و سپس در طی زمان شخصیت فرد شکل میگیرد؛ شخصیتی که از همان دوران نوجوانی بر اساس هویت او ایجاد می‌شود. بهزعم کارشناسان فرهنگی در کشورها زمینه‌های مختلف هویتی وجود دارد که به فرزندان منتقل میگردد که در والدین تحت عنوان فرهنگ، پایدارگردیده، لذا آن‌ها سعی میکنندتا این فرهنگ را به نوجوانان و جوانان خود هم انتقال دهند، به نظرمارسیا که یکی ازبزرگان اندیشمند محسوب میشود بحث‌های زیادی درمورد هویت وجود داشته که بازهنگام بیان شکل‌دهی هویت باید دوران بحرانی صورت گیرد و اگر فردی از بحران به سلامت گذشت، هویت او شکل می‌گیرد. کشور ما نیز که طی ادوارمختلف شاهد دوران پرتلاطم بحرانی بوده است، در هر دوره به فراخورموقعیت زمانی و شرایطی که حاکم بود افراد آبدیده شده‌اند. در دوران انقلاب اسلامی و یا دوران هشت سال دفاع مقدس که بحرانی‌ترین اوضاع برای مردم ایران به حساب می‌آید جوانان نسل اول و دوم انقلاب هویتی مشخص پیدا کردند که نسبت به باورها و ارزش‌های دینی-ملی مان سخت پایبند هستند. اما در این دوران ثبات وآرامش که جوانان و نوجوانان درشکل‌گیری هویت و شخصیت خود دچارکاستی و نقصان شده‌اند. بیش‌ترعلت این تزلزل شخصیتی و نبود هویت ثابت را مربوط به خانواده‌ها می‌دانند، زیرا والدین در اکثر مواقع در ارایه هویت دینی-ملی سطحی و شعارگونه عمل کرده‌اند، از طرفی تابلوهایی که معرف دین و ارزش‌های دینی هستند گاه ارایه دهنده مفاهیم دینی بهطور کامل وصحیح نمی‌باشند، از سویی هجمههای روانی دشمنان در قالب ناتوی فرهنگی علیه اسلام و روحانیت باعث میشود، تا افراد سراغ هر الگوی بیرونی و خارجی بروند، وخلاء شخصیت‌شان را پر کنند مثلاً گرایش به مدل موهای نابهنجار، نوع پوشش خلاف عرف، طرزحرف‌زدن و تمام هویت‌های جعلی و مجازی را دنبال کنند تا به قولی هویت اصلیشان را از یاد ببرند. این‌جاست که غربی‌ها با سوءاستفاده از چنین فضایی هر آن‌چه می‌خواهند به آن‌ها القا می‌کنند. با این اوصاف به نظر می‌رسد نقش و جایگاه والدین به عنوان عاملان رکن رکین جامعه، بسیارحساس است؛ زیرا آن‌ها الگوهای عملی و تئوری نوجوانان خود هستند که می‌بایست در گفتار و اعمالشان توجه و دقت بیش‌تری داشته باشند.
هویت فرهنگی و دغدغه‌های جهانی
هویت نه تنها در کشورما، که در سایرجوامع نیزبسیار نگران کننده است. به واقع معضل بی‌هویتی و بی‌توجهی به عناصر فرهنگی بومی-ملی برای کشورها اعم از جهان اول یا جهان سوم وجود دارد. دکتر حسن بلخاری در این باره معتقد است: ”امروزدر سراسرجهان روشنفکران ونخبگانی هستند که نسبت به تبعات بی‌هویتی جوانان و استحاله فرهنگ‌ها و مذاهب هشدار می‌دهند. ”وی که مدت‌ها در کشور هند بوده و نسبت به این قضیه در هندوستان مطلع است اشاره میدارد که:”هندوها که به سنت‌ها و باورهای بومی پایبند هستند از ورود شبه فرهنگ‌ها نگران می‌باشند که مبادا باعث تخریب هویت و فرهنگ آن‌ها شود به همین خاطر سعی در تعمیق سنت‌هایشان به هرشکلی دارند. از اینرو می‌بینیم که درفیلم‌هایشان هم زیاد به این قضیه می‌پردازند زیرا هندوها خیلی به فیلم و هنرپیشه‌هایشان علاقه‌مند هستند. لذا مسایل هویتی را ازکانال فیلم و سریال به جامعه تزریق می‌کنند. ” کارشناسان فرهنگی و علوم اجتماعی بر این باورند که یکی از معضلات جهانی‌سازی در عصر حاضرمضمحل شدن فرهنگ‌های محلی و بومی جوامع ست، به گونه‌ای که تمام ملت‌ها زیر یوغ یک فرهنگ و هویت جهانی قرار گیرند. اخیراً سازمان ملل متحد گروهی را مشخص کرده تا برروی مسایل فرهنگی و هویتی ملل کارکنند. البته این عمل بیش‌تر به عهده یونسکو است؛ اما چون این سازمان عمده فعالیتش مربوط به آثار هویتی و فرهنگی است، نخبگان و اندیشمندان مطرح دنیا به دنبال آن هستند تا سایر عوامل هویتی را در آن بگنجانند و بررسی کنند. آنتونی گیدنز جامعه‌شناس برجسته انگلیسی در جایی می‌گوید: هویت به این اندازه بازتابی و اصیل نبوده است. اصولا درمبحث جامعه‌شناسی سیاسی «هویت» از ارکان اصلی به حساب میآید. چنان‌چه سلسله ویژگی‌های خاص یک جامعه را مشخص و معین می‌سازد. مثلا ً هویت ایرانی با هویت عربی فرق دارد. عرب‌ها علاقه زیادی به شتر دارند ولی در هویت ایرانی این قضیه به صورت دیگری است. درواقع فصل ممیزهویت‌ها، هویت فرهنگی ملل است.
هویت ایرانی-اسلامی
مقام معظم رهبری درباره هویت ایرانی - اسلامی میفرمایند:”ما میخواهیم جوانان را به چه چیزی دعوت کنیم؟ نمی‌خواهیم شعارهای کلی بدهیم. مثل دعوت کردن به میدان است که راه ورودی آن معلوم نیست باز است یا بسته. البته بخشی از تکالیفی که متوجه جوان‌ها میدانیم تکالیف شخصی آن‌ها است. خودسازی علمی، خودسازی اخلاقی، خودسازی جسمی و... این‌ها تکالیف مهمی است؛ مطالباتی است که ما حق داریم ازجوان مطالبه کنیم و جوان هم به این خودسازیها احتیاج دارد. در کشورهای دنیا معمولا روی مفهوم ملیت تکیه میکنند. بعضی جاها روی قومیت تکیه میکنند. ملیت چیست؟ یک هویت جمعی است که برخورداری از آن، هرکشور می‌تواند از همه امکانات خود برای پیشرفت و موفقیت استفاده کند. اگر این احساس هویت جمعی وجود نداشته باشد بسیاری از مشکلات برای آن مجموعه پیش میآید وبسیاری از موفقیتها برای آن‌ها حاصل نخواهد شد. یعنی پاره‌ای ازموفقیتها در یک کشور جز با احساس هویت جمعی به‌دست نخواهد آمد. این هویت ملی و جمعی در کشور ما حتی از ملیت هم فراتر است. ما با این که ملیت را محترم ومقدس میشمریم... اما هویت جمعی و ملی ملت ایران نظام اسلامی است. که حتی از ملیت ایرانی، کارایی و جذابیت بیش‌تر وحوزه تاثیر وسیع‌تری دارد. اهمیت این هویت جمعی به این است که هم در مقیاس ایرانی بازده دارد و هم در مقیاس اسلامی چنین تاثیری دارد، هم در مقیاس جهانی مؤثر است یعنی چیزی که دیگر ملیتها هیچ‌کدام این‌ها را ندارند، یک چیز فراملی است. (مقام معظم رهبری درجمع جوانان اصفهان12 /8/1380)
تمدن ایرانی به دلیل این که تلفیقی از ایرانی بودن و اسلامی بودن است، هویتی جداگانه دارد. هویتی که برخاسته از فطرت و نهاد پاک انسان است، به همین دلیل مسایلی مانند احترام، حرمت، تقدس ارزش‌ها و مقدسات و... در هویت ایرانی برجسته است. دکتر بلخاری در این مورد معتقد است:” هیچ تمدنی مثل تمدن ایرانی نیست و هویتی که ما از آن به دست آورده‌ایم باعث دوام و بقای جامعه ما بوده است. چیزی که غرب نمی‌خواهد و به دنبال خدشه‌دار کردن آن به هر وسیله‌ای است. ” درهرحال ما درعرصه جدیدی هستیم که به انفجاراطلاعات موسوم است. هربار ابزاری تکنولوژیک وارد میدان می‌گردد، که با رنگ و لعابی نو افراد را به سمت خود می‌کشاند. در این بین نوجوانان که شخصیت بنیادین و هویتی‌شان کامل نیست به راحتی مجذوب و مفتون ابزارمجازی بیگانه می‌شوند. نوجوانی که به دنبال خواسته‌هایش است تا خود را تکمیل کند دراین مسیرگرایش به عرفان‌های مجازی تحت عنوان شیطان‌پرستی و گروه‌های هنجار شکن این نوع هویت‌یابی غلط را در آنان نشان می‌دهد. بنابراین مشکل هویتی در این سنین آشکار است و اگرتثبیت نگردد باعث اختلال درشخصیت‌شان می‌شود. مثلا نوجوانی را می‌بینیم که روی موتور یا دوچرخه‌اش عکس فلان هنرپیشه یا ورزشکار را چسبانده یا در و دیوار اتاق خود را با تصاویرشان پرکرده است، در روانشناسی نیاز طبیعی به حساب می‌آید که به نوجوان دنبال هویت‌یابی خود، چنین اشخاصی را از روی علاقه الگو قرار داده است. این مسیراشتباه بهدلیل آن است که خانوادهها و رسانه‌های حاکم قادر نبوده‌اند الگوی مناسبی برای او تعریف کنند، تا در دوران تکمیل شخصیتی، انتخاب درستی داشته باشد. علاوه براین خانواده و یا به نوعی اولیا و مربیان، مجموعه‌ها و انجمن‌های فرهنگی هستند که می‌توانند بهطورغیرمستقیم هویت ملی - دینی را به آن‌ها هدیه کنند. خلیفه سلطانی از کارشناسان فرهنگی در شهرداری اصفهان با ذکراین نکته که خود شخصا در مورد هویت و مسایل فرهنگی تحقیقات مبسوطی داشته است عنوان می‌کند:”ما به نوجوان و جوان که جویای هویت است، چیزخاصی نداده‌ایم. تنها ازبدی‌های فرهنگ غربی برایش گفته‌ایم، ولی نتوانسته‌ایم به او تفهیم کنیم که این مدل مو یا لباس نابهنجار چرا مظهر بی هویتی است. ” شاید یکی از دلایل عمده فقر هویتی را باید در این مساله دانست که متاسفانه بسیاری از اسطورههای ما ازکتاب‌های درسی حذف و کمرنگ شده ودر اکثرمدارس، ادارات و حتی فیلم‌های سینمایی ایرانی نمادهای هویتی چون پرچم جمهوری اسلامی وجود ندارد. در صورتی که در اغلب فیلم‌ها و سریال‌های خارجی پرچم کشورسازنده به عنوان نمادی از هویت آن کشور وجود دارد. پرچم هویت ماست و باید بیش‌تر ازاین به آن توجه کرد. البته بسیاری از جوانان ما هنوزهویت اسلامی-ایرانی خود را حفظ کرده‌اند؛ اما به نظر می‌رسد تنها راه برونرفت از این معضل جهانی غربزدگی، پالایش رسانههای عمومی و فراگیری مانند تلویزیون وبخش تعلیم و تربیت در زمینه تقویت هویت و باورهای ملی - دینی است؛ زیرا این دو مورد از موثرترین راه‌ها برای مقابله با هجمه‌های فرهنگی است.
آنچه مسلم است، نوجوان و جوان امروزکلیشه و تکرار را نمی‌پسندد. او به دنبال تازگی و تنوع است، چیزی که شاید بتوان در عرصه فرهنگ اجتماعی به نوعی از آن بهعنوان مدگرایی یاد کرد، فرایندی که تنها ازجنبه منفی و مصرف‌گرایی به آن پرداخته شده و در نتیجه فعالیت‌های مراکز فرهنگی ما نیز به ناچار بیش‌تر بر روی مهار این پدیده عارضی معطوف شده تا استفاده درست از آن. ایران با وجود تمدنی پنج هزار ساله، سرشار از الگوهای مختلفی برای هویت‌دهی فردی و اجتماعی است. تنها اگر بخواهیم از شخصیت‌های معاصر یاد کنیم بهعنوان نمونه درحوزه علمی با پروفسور حسابی، پروفسور مولانا، دکتر قریب، در حوزه سیاست امیرکبیر، میرزا کوچک‌خان جنگلی، مدرس، امام خمینی(ره) و... در حوزه شجاعت و جنگاوری هزاران سردار، ایثارگر، آزاده وجانبازدفاع مقدس در عرصه هنر، استاد فرشچیان، آوینی و... که این‌ها تنها بخش بسیار کوچکی از عناصر هویت بخش و مایه‌های افتخار نسل حاضرهستند، که البته به همت اطرافیان وآشنایانشان به مردم شناسانده شده‌ و به عنوان یک اسطوره در آمده‌اند. چه بسیارافراد بزرگ و ناموری که به علت غفلت و یا اهمال‌ورزیها هنوز ناشناخته و مغفول مانده‌‌اند. مانند: پروفسور مسلمان ایرانی شهید چمران، دلاورمرد برجسته‌ای که بسیار کم از او می‌دانیم. با وجود چنین افرادی، قهرمانان پوشالی غربی الگوی هویتی و فرهنگی نوجوانان و جوانان ما شده‌اند و یا یکی دیگر از این شاخصه‌های هویتی ایرانیان دکترمحمدحسین قریب، که تا قبل از این که رسانه ملی همت کند ومجموعه‌ای گذرا از زندگی وی ارایه دهد، کسی او را نمی‌شناخت. اما امروز، دکتر قریب هم به حافظه هویتی مردم پیوسته است. این قضیه نشان می‌دهد که تصاویر بسیار گویاتر و تاثیرگذارتر از کلام هستند. لذا در این‌جا رسالت رسانهها بیش‌تر نمود پیدا میکند، زیرا رسانه‌های تصویری در انتقال ومعرفی الگوهای هویتی نقش بسزایی دارند و می‌بایست به کمک مستندسازی، سریال‌های نمایشی مانند دکتر قریب، شهریار و... انیمیشن و بازی‌های رایانه‌ای برای کودکان و نوجوانان که درمقطع حساس هویت‌یابی هستند، الگوسازی کند. نسل امروز، فرزند تصویراست اگر می‌خواهیم ارزش‌های فردی و جمعی را در فرزندان‌مان القا نماییم باید عناصر فرهنگی ملی - دینی کشورمان را معرفی کنیم. تا نوجوانان امروز ناآگاهانه چشم به دست غرب ندوزند و برای تثبیت شخصیت خود از راههای غلط بهره نگیرند. درحقیقت در دین ناب اسلام که با فرهنگ و تمدن ایرانی آمیخته شده است، مظاهرهویتی با ارزش وجود دارد ازجمله شخصیت اکمل پیامبراعظم(ص) که رفتار و گفتارشان، باعث بازگشت به هویت دینی - ملی جوانان است به همین خاطر دشمنان و معاندان اسلام هر بار به خیال خود با توهین به شخصیت معزز پیامبراسلام(ص) سعی درتخریب ایشان دراذهان عمومی دارند!
ما به لحاظ فرهنگی غنی هستیم ولی راه انتقال و معرفی آن را نمی‌دانیم. به نظرمی‌رسد در این امر مهم رسانه‌ها وظیفه‌ای سنگین به دوش دارند؛ زیرا همواره بهدلیل این که امکانات گسترده برای تاثیرگذاری بر مردم در اختیار دارند مورد توجه بوده‌اند. رهبر معظم انقلاب درباره الگوسازی و هویت‌یابی فرمودند:” پدرشهیدی که گلوی بریده فرزندش را می‌بوسید بدون آن که آه بکشد، الگو است و دشمن می‌خواهد این الگوها را از ما بگیرد، این چهره‌ها را در چشم من و شما بشکند، بعد به جایش الگوهای دروغین و جعلی خودشان را بیاورند. ارزش‌های ما را بگیرند. ارزش‌های خودشان را جایگزین کنند.” اگرچه غرب قبل از انقلاب همواره سعی مینمود فرهنگ ما را مورد استحاله قراردهد. (تغییر و جایگزینی فرهنگ غربی به جای فرهنگ اسلامی) اما امروز با طرح ناتوی فرهنگی شمشیر را از رو بسته است. امروز، حمله و تهاجم فرضی که در دستور کارآن‌ها است تخریب هویت ایرانی از یک سو و حاتم‌بخشی مشاهیر علم و ادب آن‌ها به کشورهای همسایه از سویی دیگر نشان‌دهنده عمق این عملیات ناتوی فرهنگی است. نمونه آن مراسم افتتاحیه بازی‌های آسیایی قطر بوده که قطری‌ها در این مراسم ازسیمرغ گرفته تا زکریای رازی و از ابن‌سینا گرفته تا حسین رضازاده را افراد غیرایرانی معرفی کردند... هرچند آن‌ها نمی‌توانند با چنین امور نه برای خود هویت بسازند و نه هویت آشکار ملت مسلمان ایران را از او بگیرند. اما می‌توان گفت این مصادیق زنگ خطری است که آرام ‌آرام صدای آن شدت گرفته و ممکن است طنینش تمام ارکان فرهنگی ما را مانند یک زلزله بلرزاند. بی‌شک آنتی‌تز مهندسی فرهنگی که رهبر فرزانه انقلاب اسلامی بارها بدان تاکید داشتهاند، یکی از اصولی‌ترین راهکارهای مبارزه با چنین حربه‌هایی است. چنان که توانایی جهت‌دهی به هویت نسل کنونی و آینده نیز تنها از دستان این فرآیند برمی‌آید، نه سلایق شخصی و تفکرات فردی، مدیر یا نخبگان فرهنگی وسیاسی. زیرا چه بخواهیم و چه نخواهیم هویت مان در تیررس فراگیر و گسترده هجمه فرهنگی است و اگر بیدار نباشیم قطعا مورد آماج حملات بیش‌تری قرار می‌گیرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات