ژانت هابل
ترجمه: باقر جهانبانی
اول ژانویه ١٩٥٩ ارتش مقاومت به شهر هاوانا داخل میشود و بعد از ٥٠ سال دیکتاتوری، فلوخنسیو باتیستا را سرنگون میکند. 50 سال بعد اگرچه آقای فیدل کاسترو رسماً حکومت را ترک کرده، اما برادرش رائول کاسترو جانشین او شده است. بسیار دور از بیحرکتی، این دوران گذار شاهد بروز مباحثات پرشور درباره آینده سوسیالیسم است، چه در میان مخالفین و چه در بین طرفداران آن که در عین حال خواستار تحولش هستند.
«خروج از آشفتگی و بینظمی بدون اسارت در قانون جنگل» اینچنین اورلیو الونسو جامعهشناس، دوراهی که کوبا درگیر آنست را خلاصه میکند. نیم قرن پس از گرفتن حکومت از سوی ارتش مقاومت، از نو جزیره، لحظات حساس تاریخی خود را میگذراند. از ژوئیه ٢٠٠٦، فیدل کاسترو به دنبال غیبت «موقت» به دلیل بیماری، دیگر رئیس دولت نیست و از مسئولیتهایش در سال ٢٠٠٨ کنارهگیری کرد. ولی تا کنگره آینده در سال ٢٠٠٩، دبیر اول حزب کمونیست کوبا باقی میماند.
این سناریو سیاسی تازگی دارد. در ١٩ فوریه ٢٠٠٨، فیدل کاسترو ضمن اعلام کنارهگیری چنین توضیح میدهد «من نمیروم، فقط آرزو دارم مانند یک سرباز در مبارزه عقیدتی شرکت کنم. به نوشتن ادامه خواهم داد، زیر عنوان (نظرات کماندان فیدل)، شاید صدایم را بشنوند. با احتیاط خواهم بود.»1 پنج روز بعد، رائول کاسترو طی مراسم انتسابش به عنوان رئیس دولت از مجلس ملی خواست تا اجازه دهند که در مورد مسائل مهم استراتژیک: چون دفاع، سیاست بینالمللی، پیشرفتهای اجتماعی و اقتصادی، بتواند با فیدل کاسترو مشورت کند. نمایندگان این پیشنهاد را به اتفاق آرا با رای علنی تصویب کردند.
برای بعضی صاحبنظران، این رای به فیدل کاسترو نوعی حق وتو میدهد و این دلیل کندی رفرمهاست. از آن زمان رئیس سابق دولت در رسانهها «نظراتش» را منتشر میکند. برای برادرش رائول حفظ ارثیه وی مسئلهای حساس است.
از همان ابتدا، این جانشینی با مشکلات اقتصادی پیشبینی نشده (افزایش قیمت مواد اولیه کشاورزی، مصیبتهای ناشی از سه طوفان متوالی٢، بحران مالی جهانی، کاهش رشد اقتصادی کوبا) و موانع ساختاری (وابستگی شدید به واردات، ضعف تولیدات و دوگانگی ارزی٣ و تمرکز شدید بوروکراسی) مواجه گردید. امکانات مالی برای پیش بردن تغییرات اعلام شده در سال ٢٠٠٧ محدود است. در سال ٢٠٠٨ واردات غذایی و نفت باید حداقل به ٥ میلیارد دلار برسد (6/3 میلیارد یورو)، یعنی نیمیاز صادرات کشور از جمله فروش خدمات به ونزوئلا. 4
تمرکززدایی شبکههای تولید کشاورزی، حق استفاده از قطعات کوچک زمینهایی که به کشاورزان واگذار شد. (٥٠ درصد این زمینها زیر کشت نبودند) سیاست استفاده از کشاورزی خصوصی به جای وارد کردن محصولات، سیاست جدید دستمزد٥ از جمله اقدامات مهمی است که تاکنون از طرف مسئولین به اجرا در آمده. به عقیده برخی اقتصاددانان باید «نیرویهای تولیدی را آزاد کرد» به همان شکلی که در ویتنام با موفقیت انجام شده. به عقیده این اقتصاددانان ساختار کنونی نمیتواند گذاری به سمت پیشرفت باشد. ٦ با وجود این، پشتیبانی از فعالیتبخش خصوصی و نتایج گسترش اقتصاد بازار میتواند نابرابری حاد کنونی را باز هم وخیمتر کند در حالی که رائول کاسترو رسماً پذیرفت دستمزدها ناکافی و اقتصاد غیررسمی و بازار سیاه پر رونق است.
تفاوت میان جوانان و نسل انقلابی
اصلاحات اقتصاد تجاری سالهای ١٩٩٠ بیثباتی وضعیت مردم و قشربندیهای جدیدی را موجب شده است. مایرا اسپینا، جامعهشناس کوبایی توضیح میدهد که «شرایط زندگی شهرنشینان فقیر که نیازهای ابتداییشان برآورده نمیشود از 3/6 درصد در سال ١٩٨٨ به ٢٠ درصد در سال ٢٠٠٠ رسیده است. »٧ بورژوازی کوچک شهرنشین و روستایی از طریق اقتصاد غیررسمی، فعالیتهای مستقل و با گسترش مکانیسم بازار در توزیع، تشکل دوبارهای پیدا کرده است. در اقتصاد غیررسمی شاهد پیدایش فعالیتهایی هستیم که مانند شرکتهای کوچک عمل میکنند و میتوان به وضوح کارفرما، حقوقبگیر، و حتی کارآموز را تشخیص داد.٨
همگنی اجتماعی و مساوات به دست آمده در ابتدای انقلاب به قهقرا گراییده است در حالی که ارزشهای ریشهای در جامعه همچنان پا برجاست. قبل از بحران، تعمیم حقوق اجتماعی افزایش سطح خوراک، آموزش و پرورش، سلامتی، شغل و دسترسی به امور فرهنگی را تضمین میکرد. جامعه به سطح مساوات نسبتاً بالیی رسیده و یکپارچگی نژادی پیشرفت کرده بود.٩ بحران این دستاوردها را منهدم کرد.
هرگز تفاوت بین جوانان و نسل قدیمی تا این اندازه نبوده است. نسل جدید فقط دشواری و سختی «دوران ویژه» (که از سال ١٩٩١ به دنبال فروپاشی شوروی شروع شد) و جامعهای را میشناسند که هیچ تشابهی با آنچه نسل پیشین شناخته بود ندارد. آنها دوران دیکتاتوری باتیستا را چون تاریخ گذشته در کتابهای درسی مینگرند. دوران خجسته سالهای ١٩٨٠ که در آن پدرانشان از لحاظ اجتماعی ترقی کردند، برایشان خاطرهای بیش نیست.
در همان حال که سطح آموزش و پرورش پایین میآمد معلمان مشاغلشان را رها کرده به فعالیتهای خصوصی با درآمد بیشتر میپرداختند. گاه آنها را با آموزگارانی کم تجربه که تعلیماتی کوتاه و سریع دیده بودند، جایگزین میکردند. طی جلسه بحثی که نشریه «تما» به مناسبت کنگره ملی نویسندگان و هنرمندان ترتیب داده بود یکی از حاضرین به دنبال سخنرانی الفردو گوارا رئیس فستیوال سینمایی آمریکای لاتین که به «معیارها و کاربرد نامعقول آموزش و پرورش» انتقاد میکرد، فریاد زد که «آموزش و پرورش فلاکتبار است.»١٠
عدم توجه جوانان به سیاست از چه ناشی میشود؟ یکی از این جوانان، آزرده از «توصیهها» و «بیانات» هر روزی مسئولان چنین پاسخ میدهد «این مسائل مرا عصبانی میکند.» احساس اینکه آینده حرفهای شایسته تحصیلاتشان وجود ندارد، متداول است و بسیاری سعی میکنند به خارج بروند. سال ٢٠٠٨ ضمن یک گفتوگو در مقابل جمع، دانشجویی ریاست مجلس ملی را مورد خطاب قرار داد. چرا برای مسافرت باید جواز گرفت؟ چرا دسترسی به اینترنت محدود است؟
در بحثها دو سوال مطرح است:
اقتصاد و شرکت مردمی
در یک تحقیق که چند ماهی طول کشید یک مورخ آمریکایی اشاره میکند که انتقادات اصلی متوجه نبود بحث و گفتوگو و خشکیدگی نهادهاست.١١ چند جوان دانشجو و محقق بر لزوم «اجتماعی کردن قدرت» تاکید دارند.١٢ آنها در سال ٢٠٠٧ جلسه عمومی اطلاعاتی در مورد انقلاب اکتبر در دانشگاه هاوانا با شرکت ٦٠٠ نفر ترتیب دادند. آنها خود را سوسیالیست معرفی کرده نوشتههای کلاسیک مارکسیسم را مرور میکنند ولی امروز هیچ یک خود را «کاستریست»معرفی نمیکنند.
آقای رائول کاسترو امیدهای فراوانی برانگیخته است. او در حضور جمع اذعان میکند که سیستم به خوبی عمل نمیکند که دستمزدها ناکافی است و «تغییرات ساختاری» اجتنابناپذیر است.
رئیسجمهوری جدید با در خواست از هموطنانش به شرکت در یک گفتوگوی ملی، فضایی برای بروز عقاید مختلف گشوده است. اگر چه هیچ جمعبندی از این بحثها انتشار نیافته اما میدانیم فعالان سیاسی خواهان سوسیالیستی بیشتر مشارکتی و دموکراتیک هستند. مردم و به ویژه مخالفان قبل از هر چیز خواهان بهبود وضع روزمرهشان هستند. باید تغییرات انجام شود ولی چه تغییراتی در چه زمانی و چگونه؟
محقق جوان، آریل داکال چنین تفسیر میکند «تحرک کوبا شروع شده، مدل کنونی در بحران است.» از دو سال پیش، افکار عمومی آشکارا از نارساییهای کنونی. و کارکرد گذشته انتقاد میکنند. در ژانویه ٢٠٠٧ طی دوره نقاهت آقای فیدل کاسترو، پخش برنامه تلویزیونی که با اغماض از سانسور سالهای ١٩٧٠ یاد میکرد، منجر به به انتشار عریضهای در اینترنت شد. جمعی از شخصیتهای فرهنگی و سیاسی (آلفردو گوارا، خانم ماریلا کاسترو، دختر رائول کاسترو) و مذهبی (کارلس مانوئل دو سسپد) آن را امضا کردند به دنبال این متن، کتابی با مضمون بیلان انتقادی «سالهای سخت وسنگین» انتشار یافت. ١٣
رئیس نشریه کریتریوس به گونهای بیسابقه چنین اشاره میکند «فضائی عمومی ایجاد شده است که کمبودهای نشریات رسمی را جبران میکند.» بحثها در آوریل ٢٠٠٨، در جریان کنگره یوناک، در نمایشگاه کتاب، در جلسات نشریه تما و یا در مراکز تعلیماتی چون مرکز مارتن لوتر کینگ ادامه یافتند. سایت اینترنتی«کاوسنلاردبا» تبادل فکری و بحثها را تا حد بیسابقهای تشدید میکند. گفتوگو در مورد چه موضوعاتی است؟ اختلافات بر سر چیست؟ فعالین سیاسی، محققین، روشنفکران و برخی گروههای دانشجویی، در جستوجوی سوسیالیسمی جایگزین هستند. این جستوجو همراه است با بررسی انتقادی از«سوسیالیسم واقعی» و بیلان سقوط اتحاد شوروی که به گفته نویسنده آمبروزو فورنه، به بهانه «حفظ وحدت و ندادن سلاح به دست مخالفین» به عقب افتاده بود. ولی این جریان «تظاهر همصدائی و اتحاد است» ١٤ آلفردو گوارا «تبادل عقیده تکراری، بیهوده و تشریفاتی، چیزی که در تاریخ فرصتطلبی و پشت میزنشینی رایج است» را افشا میکند.
دو سوال مهم در مرکز بحثها قرار دارد: در درجه اول اقتصاد و سپس عدم شرکت مردم.
چرا اقتصاد فعال نیست؟ رابطه دولت و بازار در یک اقتصاد در حال تحول به سوی سوسیالسم چیست؟ کوبا چه درسی میتواند از تجارب چین و به ویژه ویتنام بگیرد؟ بین «رائولیستها» و «فیدلیستها» جوابها متفاوت است. اگر چه هیچ یک الزاما، طرفدارانشان را بسیج نمیکنند ولی اختلافات در راس حکومت وجود دارد.
تا کجا رائول کاسترو می تواند و می خواهد پیش برود؟ او که پراگماتیک است به موازات رعایت نظام رسمی که مرتب توسط برادر بزرگ یادآوری می شود، بر لزوم خروج از اقتصاد سنگین و دست و پا گیر و بهبود باز دهی کشاورزی تاکید دارد. او برآنست که به واسطه رفرمهای اقتصادی، ساختار سیاسی را برای دوران بعد از فیدل کاسترو آماده سازد البته بدون متزلزل کردن آن. برای همین است که بر استقاده از تجربه ویتنام تاکید دارد که ثابت کرده که می توان اقتصاد بازار را از سرمایه داری امانت گرفت، بدون زیر سوال بردن سیستم سیاسی و تک حزبی.
ولی آیا تجربه ویتنام در کوبا قابل انتقال است؟ و آیا کوبائی ها بعد از مشکلات این سالها، حاضر به پرداخت هزینه اجتماعی آن هستند ؟ بعد از اینکه وسوسه هر گونه راه حل شدید و ضربه ناگهانی کنار گذاشته شد، بنظر می رسد فکر یک گذار تدریجی در حال جا افتادن است. با وجود این رائول کاسترو ٧٧ ساله است و باید عجله کرد.
برای پیشرفت، انقلاب باید غیر ممکن را پیشنهاد کند
بر عکس آنهائی که مخالف رفرم بازار هستند، بر خطری که ساختار سیاسی با آن مواجه است تاکید می کنند. فیدل کاسترو هرگزنظر منفی اش را نسبت به «رفرمهای بازار» که از نتایج سیاسی شان بیم دارد، مخفی نکرده است. او همیشه تاکید بر عمل داوطلبانه و بسیج اجتماعی داشته است. ژوان والدس پاز سیاست شناس این چنین اختلافات را خلاصه می کند: «برای بعضی انقلاب روندی است تاریخی که به صورت جهشی جلو می رود و برای پیشرفت باید غیر ممکن را پیشنهاد کند. این جریان فکری ای است بسیار قوی و شاید قوی ترین در انقلاب. انقلابیون دیگر خود را بیشتر واقع گرا نشان می دهند: آنها می فهمند که وضعیت هائی وجود دارند که انقلاب ابزارهای غلبه بر آنها را ندارد. این بحث جالبی است بین، بگوئیم تخیل گرایان، مارکسیستهای ذهن گرا و فعالین واقع بین تر، مقید به واقعیت عینی که مقتضیات را در نظر می گیرد».
نشریه تئوریک وسیاسی کمیته مرکزی حزب، کوبا سوسیالیستا، بصورتی نمادین دو سخنرانی قدیمی فیدل کاسترو را منتشر کرد. یکی از آنها در سال ١٩٨٨ ایراد شده بود١٥ و به نظر ناشر «هنوز هم به روز است» و به اهمیت دفاع از کشور ونبرد عقیدتی اشاره می کند: « برخی گاهی از خود می پرسند آیا بهتر نیست که تمامی انرژی، تمام کوششها و تمام تدابیرمان را صرف ساختمان سوسیالیسم و پیشرفت کشور بنمائیم...وهمی بزرگ وخیالی معصیت بار خواهد بود( اگر این کار را نکنیم). چون این هزینه ایست که مردم برای انقلابشان، برای آزادی و استقلالشان باید بپردازند». این سخنرانی قبل از بحران بود، و اقتصاد کوبا تازه با مشکلات روبرو میشد.
در کوبا چه کسی حکومت می کند ؟ این سوال ناراحت کننده بشکلی درگوشی فرمول بندی می شود. آقای فیدل کاسترو تاکید می کند که در راس هیچیک از« بخشهای» حکومت نیست. با این وجود مو شکافی روزنامه «گرانما ی» ١٩ نوامبر قابل توجه است. در بالای صفحه اول با حروف درشت قرمز چنین درج شده« فیدل هو جین تائو را پذیرفت». و فقط در پائین صفحه، با حروف سیاه کوچکتر « مذاکرات رسمی بین رائول و هو جین تائو» ذکر شده است. با توجه به کنترلی که کمیته مرکزی اعمال می کند، مشکل بتوان گفت که این یک اشتباه کوچک صفحه بندی است.
خطر مدل چینی: توضیع نا عادلانه در آمد
مشکل بتوان بخشهائی همگون در دستگاه حکومتی پیدا کرد. نیروی مسلح انقلابی(اف آی آر) غیر قابل چشم پوشی است.رائول کاسترو نزدیک ٥٠ سال وزارت آنرا به عهده داشت. این نیرو مستقیم یا غیر مستقیم دو سوم اقتصاد کوبا را کنترل می کند. شرکتهای آنان پیش برنده تعداد زیادی از دگرگونی ها هستند، و نظامیانی که این شرکتها را اداره می کنند، روشهای مدیریت سرمایه داری را تجربه کرده اند. می توان فکر کرد که آنها به سمت رفرم تمایل داشته باشند، اگر چه باید از هر گونه تعمیم دادن آن خودداری کرد. برخی کادرهای حزبی ، سندیکائی و تشکلهای مردمی در این مورد خوش بین نیستند. یک مسئول سندیکا در مقابل ما بر خطرات توسعه شگفت انگیز چینی، رویاروئی با « توزیع نا عادلانه در آمد، فقر، اختلاف زیاد بین شهر وروستا و ویرانی محیط زیست» تاکید می کند. سلیا هارت از طرفداران فیدل کاسترو در ماه اوت ٢٠٠٨ اعلام کرد «از اینکه کوبا جهتی چینی بگیرد» بیمناک است١٦. یک کارمند عالی رتبه کوبا سخنان تادوز مازویفسکی، نخست وزیر لهستان را روایت کرد:« هیچکس تجربه انتقال از سوسیالیسم به سرمایه داری را نداشت. اگر می دانستم ١٨% بی کار خواهیم داشت، شاید آهسته تر عمل می کردیم».
اگر چه هیچیک از سران تغییر سیاست را مطرح نمی کنند، اما آرزوی یک دمکراسی مشارکتی، یک سوسیالیسم خود گردان، تحت نفوذ چپ آمریکای لاتین، احساس می شود. والدس پاز چنین نظر میدهد «مردم از بوروکراسی انتقاد دارند، آنها خواستار شرکت وسیع گروه های اجتماعی هستند». این انتقادات که از جانب روشنفکران تنظیم شده، با انتقاد از نقش حزب کمونیست کوبا همراه است، یک فعال سیاسی چنین می گوید« حزب نمی تواند کشور را اداره کند، این مردم هستند که باید این کار را انجام دهند» او سپس چنین تصریح می کند« من فکر می کنم باید قبول کنیم که پروژه مان زیاد دولتی و بوروکراتیک و با سطح پائینی از شرکت مردم در تصمیم گیری ها بوده است».
برای اولین بار پیشنهادهای برنامه ای برای ششمین کنگره حزب کمونیست کوبا در سایت «کاوزن بارت» تحت عنوان «کوبا نیاز به یک سوسیالیست مشارکتی و دمکراتیک دارد» منتشر شده است، این پلاتفورم(خط مشی)، توسط «کمونیست ها و انقلابیون کوبائی» و با کوشش پدرو کامپوس، دیپلمات قدیمی که در گذشته در خدمت وزارت کشور بوده تنظیم شده است. آقای کامپوس محقرانه زندگی می کند و مصاحبه را نمی پذیرد، ولی قبول کرد که با ما ملاقات کند. آنهائی که انترنت ندارند می توانند متنی شامل سیزده بخش « پیشنهادی» در مورد محکومیت « سوسیالیسم دولتی» پر قدرت را در منزلش از او بگیرند. بعقیده نویسندگان این متن، باید شورای کارگران برای کنترل تصمیمات در مراکز کاری ایجاد کرد، سیستم انتخاباتی را در جهت دمکراسی بیشتر مشارکتی تغییر داد، مقررات اساسنامه کیفری که مجوز محکومیتهای سیاسی است را باز نگری کرد ، «کمکهای» کشورهای خارجی به منظور براندازی را غیر فانونی نمود، آزادی انجمنها و اظهار نظر را بازشناخت.
این متن در پایان به نفع یک حزب کمونیست که وجود نظرات مختلف را بپذیرد موضع می گیرد. چند تقاضای مردمی این مجموعه را تکمیل می کند، از جمله حذف اجازه خروج از کشور و دسترسی نامحدود به اینترنت. شخصیتهای کوبائی در این فضای بحث اینترنتی، در مورد رابطه بین دولت و مالکیت، خود گردانی و بازار، سوسیالیسم و دمکراسی اظهار نظر می کنند در حالی که پایان یک دوره تاریخی نزدیک است.
در برابر تغییرات کنونی ـ از جمله آمدن باراک اوباما به کاخ سفید ـ رفتار ها به شکلی نا مرعی تحول یافته و اختلافات سیاسی نمایان می شود. رافائل هرناندز رئیس نشریه «تما» از خود می پرسد: چگونه «توافق جمعی را باز سازی کنیم»؟ هر نوع کدورتی در راس حکومت، مجموعه سیستم را به خطر می اندازد. چه چیزی را جانشین داوری نهائی ای کنیم که تا کنون توسط فیدل کاسترو رهبر با نفوذ (و به قول برادرش رائول «غیر قابل جایگزینی») مشخص می شد؟ رئیس جمهور جدید با تاکید بر حفظ نظم نهادها چنین جواب می دهد: با رهبری دسته جمعی. او تا کنون «طالبانها» را کنار زده است، این نام مستعار جوانانی است که در این سالهای اخیر،همراه بی قید و شرط رئیس جمهور سابق بودند.
نمی دانیم نسل تاریخی که هنوز هم پست های کلیدی را در دست دارد می تواند آنچه خود ایجاد کرده را تحول بخشد و یا از وحشت تغییرات با هر گونه ترقی و نو آوری مخالفت می کند. در واقع مسئولین کنونی جوان تر از سابق نیستند و حتی پیر ترند. برخی فکر می کنند برای اینکه دگرگونی ها اطمینان بخش باشد، نیاز به فعالین جدید است.بین کسانی که وقت زیادی برایشان نمانده و کسانی که عجله دارند، تاریخ هنوز رای قاطعی نداده است.