تاریخ انتشار : ۲۰ فروردين ۱۳۸۸ - ۰۸:۰۷  ، 
کد خبر : ۷۹۴۹۷

مذاکره؛ از نظریه تا عمل ـ یوسف مولا‌یی


یوسف مولایی
فصل ششم منشور سازمان ملل حل و فصل مسالمت‌آمیز اختلا‌فات بین اعضای سازمان ملل را مورد تاکید قرار داده و در ماده 33 جست‌وجوی راه‌حل برای اختلا‌فاتی که تداوم آن صلح و امنیت بین‌المللی را به خطر می‌اندازد، از راه مذاکره تکلیف دولت‌های عضو معرفی می‌کند. قطعنامه 2625 مجمع عمومی‌که یک قطعنامه کلیدی در مجموعه قطعنامه‌های سازمان ملل است و اصول روابط دوستانه و همکاری بین دولت‌ها را مطرح می‌کند، به مذاکره به ‌عنوان راه مناسب حل و فصل اختلا‌فات بین‌المللی توجه ویژه مبذول داشته است. قطعنامه 1366 شورای امنیت نیز که از جایگزینی فرهنگ پیشگیری به جای فرهنگ عکس‌العملی در مناقشات مسلحانه دفاع می‌کند، شیوه حل و فصل مسالمت‌آمیز اختلا‌فات را که مذاکره در راس آن قرار دارد عامل موثر در استقرار صلح و امنیت بین‌المللی ارزیابی می‌کند.
قریب به اتفاق معاهدات دوجانبه و چندجانبه‌ای که بعد از تاسیس سازمان ملل بین کشورها منعقد شده، ازجمله عمده تعهدات ایران و آمریکا 19555) اهمیت مذاکره به عنوان شیوه موثر حل و فصل اختلا‌فات را مورد توجه قرار می‌دهند. متاسفانه استفاده از گزینه نظامی‌ در مناسبات بین‌المللی توسط آمریکا اعتبار فصل ششم منشور را به شدت زیر سوال برده است و این امر تاثیر بسزایی در بروز بحران در مناسبات جمهوری اسلا‌می‌ ایران و ایالا‌ت‌ متحده آمریکا گذاشته است. عبور از این بحران مستلزم دگرگونی جدی در ساختار، ابزار، اهداف و سیاست خارجی آمریکا است. تا زمانی که آمریکا از برتری نظامی ‌خود به‌عنوان یک اولویت و اهرم فشار استفاده می‌کند، ظرفیت‌های سازنده دیپلماسی و در راس آن مذاکره در حل مناقشات بین‌المللی به‌درستی فعال نخواهد شد از این رو بدبینی، حزم و احتیاط مقامات ایرانی در ارزش‌گذاری به پیام‌های مقامات آمریکایی کاملا‌ قابل درک و فهم است از سوی دیگر بررسی کارنامه 30 ساله سیاست خارجی ایران نشان می‌دهد که مذاکره با آمریکا به‌عنوان یک تابو مطرح نبوده بلکه تابعی است از مجموعه علا‌یق، منافع، مصالح و اقتدار نظام جمهوری اسلا‌می ‌ایران. ایران برای تدوین بیانیه الجزایر نیز به‌ طور مستقیم و با واسطه دولت الجزایر با ایالا‌ت ‌متحده مذاکره کرده و برای مدیریت مشترک دیوان داوری دعاوی ایران و آمریکا در حد ضرورت مذاکراتی با آمریکا انجام داده است.
در پرونده ایرباس نیز بعد از اقامه دعوا در دیوان دادگستری لا‌هه پرونده را از طریق مصالحه خاتمه داده و در انتقال قدرت از طالبان به حاکمیت فعلی افغانستان نقش سازنده‌ای ایفا کرده و در مسائل عراق نیز در سطح محدودی با نمایندگان آمریکا مذاکره کرده است. مسائل مربوط به مذاکره ایران و آمریکا در سه سطح سیاسی، حقوقی و فنی قابل طرح و بررسی است و از جنبه سیاسی ضرورت انجام مذاکره و زمان مناسب آن یک روند پیچیده تصمیم‌سازی است که در درون ساختار قانون اساسی توسط بالا‌ترین مقامات نظام جمهوری اسلا‌می ‌ایران صورت می‌گیرد. کارشناسان و اهل فن می‌توانند با ارائه تصویرها و تحلیل‌های شفاف و علمی‌بر این روند تاثیر مثبت بگذارند مشروط بر اینکه فعالیت فکری و تولید اندیشه آنها در مسیر دفاع از منافع ملی بوده و به حساسیت‌ها و اولویت‌های نهادهای تصمیم‌گیری آگاهی داشته و قادر به جلب اعتماد این نهادها باشند در غیر این صورت دیدگاه‌های آنها مورد توجه قرار نخواهد گرفت.
در سطح حقوقی دیدگاه کارشناسان در مسیر تعریف چارچوب‌ها و قالب‌‌هایی است که به بهترین نحو اراده سیاسی و علا‌یق تصمیم‌سازان را حمایت و پایداری کند. عامل تعیین‌کننده در حرکت اراده سیاسی به سوی مذاکره نیاز به همکاری کشورها در حوزه علا‌یق و نیازهای مشترک است. رفع اختلا‌ف زمانی به یک اولویت تبدیل می‌شود که چشم‌اندازهای جدیدی در حوزه همکاری خودنمایی کند. به نظر می‌رسد که بازتعریف نقش قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای در نحوه مدیریت منابع و مشکلا‌ت خاورمیانه می‌تواند فرصت‌های جدیدی برای همکاری بین ایران و ایالا‌ت متحده آمریکا فراهم سازد و این مستلزم ایجاد تغییرات بزرگ در رویکردهای آمریکا به خاورمیانه است. به‌رغم شعارهای انتخاباتی آقای اوباما و امیدهایی که برای تغییرات ایجاد کرده بود، هنوز نشانه‌های معنی‌داری در این خصوص مشاهده نمی‌شود. شاید هم برای داوری در این خصوص هنوز باید به انتظار نشست.
لحن و ادبیات مقامات نسبت به گذشته منطقی و معتدل‌تر شده و سیاست‌های چندجانبه‌گرایی و ارتقای سطح همکاری با بازیگران دیگر و متحدان مورد توجه قرار گرفته است و لا‌زم است سیاست گفت‌وشنود با کشورهای طرف اختلا‌ف را با رعایت اصل احترام متقابل به مرحله اجرا بگذارند. هرچند باید از تغییر روش کاری در اعمال و اجرای سیاست خارجی آن کشور استقبال کرد اما اگر این تغییر روش با تغییر سیاست‌ها همراه نباشد در آن صورت نمی‌تواند دستاوردهای قابل توجهی در حل بحران خاورمیانه به دنبال داشته باشد. در آخرین موضعگیری آمریکایی‌ها تعلیق غنی‌سازی اورانیوم و ادعای حمایت ایران از تروریسم به عنوان موضوع اختلا‌ف مطرح و پررنگ شده است که برای تغییر رفتار ایران در این دو حوزه پاداش‌هایی وعده داده شده است و در مقابل پافشاری ایران در مواضع سابق در بحث غنی‌سازی اورانیوم و حمایت ایران از حرکت‌های اسلا‌می‌ در منطقه تهدید به اعمال تحریم و عنداللزوم توسل به گزینه‌های دیگر تصریح شده است. ایران نه‌تنها به مواضع خود در بحث پرونده هسته‌ای و حمایت از حرکت آزادی‌بخش اسلا‌می ‌تاکید می‌ورزد بلکه خواستار تغییرات بنیادین و سیاست‌های خاورمیانه‌ای آمریکا به‌ خصوص در مناقشه اعراب و اسرائیل است. در شرایط موجود و تا زمانی که خواسته‌های طرفین در چارچوب نظم حقوقی موجود به صورت عینی و قابل مذاکره تعریف و مطرح نشود هنوز فضای مناسب برای انجام مذاکرات مستقیم فراهم نشده است.
به نظر می‌رسد مقامات آمریکایی به دشواری این مسیر آگاهی دارند از این رو پیش از آنکه به دنبال جلب همکاری ایران برای حل مشکلا‌ت منطقه باشند، در پی اثبات حقانیت سیاست‌های خود در قبال ایران و تقویت اجماع بین‌المللی در اعمال فشارهای بیشتر علیه ایران هستند و با استفاده از ظرفیت‌های دیپلماسی به نحوی عمل می‌کنند که ایران به یکی از دو گزینه مورد نظر آنها تن دهد؛ یا انجام مذاکره برای تحقق نتایج مورد علا‌قه و مطلوب آمریکا یا خودداری از انجام مذاکره و تامین دلیل مبنی‌بر عدم سازگاری ایران با نظم حقوقی بین‌المللی و اعمال فشار به ایران از طریق تقویت اجماع جهانی و کاهش هزینه‌های عملیاتی ایران. اگر این برداشت درست باشد نه‌تنها شاهد هیچ تغییری در سیاست‌های آمریکا نسبت به ایران نیستیم، بلکه به نظر می‌رسد تداوم سیاست‌های تنش‌زای گذشته با تدابیر و روش‌های نرم‌افزاری جدید در دستور کار دستگاه دیپلماسی آمریکا قرار گیرد. از این رو ایران حق دارد با احتیاط و سوءظن بیشتری سیاست‌های آمریکا را زیر نظر بگیرد. ‌

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات