جهانی شدن پدیده نوظهوری نیست بلکه فرآیندی است که همگام با افزایش آگاهی انسان نسبت به خود و محیط طبیعی و اجتماعی، از آغاز تاریخ وجود داشته است. از جنگ جهانی دوم به بعد با رشد تجارت جهانی، افزایش تحرک سرمایه در سطح بینالمللی، مهاجرت نیروی کار و کاهش موانع تجاری براساس قراردادهای بینالمللی، شکل دیگر و سرعت بیشتر پیدا کرد. نشریه اقتصادی مید در تحلیلی راجع به رویکرد حمایتی دولتها از بخشهای مختلف اقتصادی کشورهای خود نوشت: جهانیسازی در حال دادن جای خود به منطقهای شدن است. به گزارش فارس به نقل از نشریه مید، برخلاف اقدامات صورت گرفته برای ترویج جهانیسازی، نظام حمایت از تولیدات داخلی شایع است و بهترین امیدواری میتواند برای تلاشهای متمرکز بر تولیدات منطقهای و نه ملی وجود داشته باشد. مسعود احمد، مدیر صندوق بینالمللی پول در امور خاورمیانه و آسیای مرکزی، برخی اخبار خوب و بد درباره پیشبینیهای اصلاح شده اقتصادی 2009 و 2010 در مرکز مالی بینالمللی دوبی در فوریه ارائه داد. خبر بد پیشاپیش مشخص است که تولید ناخالص داخلی بیشتر از آنچه که صندوق بینالمللی پول برای 2010 تشخیص داده بود، سقوط میکند. احمد از این احتمال که روند مذکور حتی میتواند بدتر از حدی باشد که صندوق اکنون انتظار دارد، خبر داد. خبر خوب برای شورای همکاری خلیج فارس این است که صندوق بینالمللی پول پیشبینی میکند، تولید ناخالص داخلی این منطقه در 2009 تقریباً مشابه میزان 2008 خواهد بود. ارزش دلاری واردات که نظیر هزینه مصرف کلی در شورای همکاری خلیج فارس محسوب میشود، به گونهای طراحی شده است که ثابت بماند.
سرمایهگذاری مالی دولتها
همزمان با تسریع برنامههای سرمایهگذاری مالی دولتها، هزینه دولتی نیز براساس پیشبینیها رشد مییابد.
خلیج فارس به طور قابل توجهی به اصلاح روند منفی اقتصادی در مکانی دیگر از این دنیا کمک میکند. صندوق بینالمللی پول از دولتها میخواهد که تلاش بیشتری برای مقابله با تأثیر این رکود اقتصادی داشته باشند. این مسئله همچنین هزینه مضاعف دولتی، آرامسازی بیشتر مالی و کمک مضاعف به سیستم بانکی و مالی را دربر میگیرد. توصیههای این صندوق به مشخصههای اصلی طرح بهبود اقتصادی اجرا شده در آمریکا شباهت دارد که از زمان سقوط لمان برادرز در سپتامبر مطرح شد. تجار چینی میگویند که حرکت بیثبات در وضعیتی که تجارت با کاهش تقاضا برای محصولات خود مواجه است، موجب میشود که سمت و سوی تولید به سوی بازارهای داخلی متمایل و از بازارهای بیثبات بینالمللی دور شود. بیشتر اقتصاددانان موافقند که این روش به منزله رفتاری درست مطرح است اما اقلیتی از آنان معتقدند که مداخله بسیار دولتها اندکی بیشتر از تورم بهای سوخت در درازمدت تأثیر خواهد گذاشت.
به هر حال، تمامی این اقتصاددانان متفقالقول هستند که اگر رکود اقتصادی در وضعیت تبدیل به رکود شدید نیست، باید در برابر فشار سیاسی بر نظام حمایت از محصولات داخلی مقاومت شود. شاید بسیار دیر شده باشد. عوامل ملی و نه جهانی نیز اقدامات دولتی را از زمان ترکیدن حباب مالی در تابستان گذشته هدایت کردهاند. آنها احتمالاً با تشدید رکود اقتصادی و افزایش بیکاری قدرت بیشتری یافتهاند. برنامه ترمیم دارایی آسیبدیده که نوامبر گذشته از سوی کنگره آمریکا تصویب شد، با بانکهای آمریکایی بسیار ملایمتر از بانکهای خارجی برخورد میکند. این برنامه به اصول اساسی که سنگ بنای 60 ساله تلاشهای لازم برای خاتمه رفتارهای تبعیضآمیز عرضهکنندگان خارجی کالا و خدمات هستند، بیاعتناست. حتی گوردون براون، نخستوزیر انگلیس، که رهبر حزب کارگر به طور سنتی جهانگرا محسوب میشود، بر نکته شغل انگلیسی برای کارگران انگلیسی تأکید کرده است. ابوظبی در امارات متحده عربی اقدامات حمایتی مضاعف در اوایل فوریه اعلام کرد اما این اقدامات را فقط برای بانکهای ابوظبی مطرح کرده است. نتیجه حاصل از این اقدام بدان معناست که این امیرنشین در وهله نخست به دنبال منافع خود است.
این مسئله به عنوان نشانهای مجابکننده در این زمان مطرح است. این گزارش میافزاید: جهانیسازی که هرگز مطلوب عموم نبود در حال عقبنشینی است. تجار چینی میگویند که پکن در پی کاهش تقاضا برای محصولات خود با حرکتی بیثبات مواجه است و برای تغییر جهت به سوی بازارهای داخلی همچنین دور شدن از بازارهای آسیبپذیر بینالمللی آماده میشود. اگر این تصمیم محقق شود، قدرتمندترین موتور راندن تجارت گسترده جهانی در زمینه کالا و خدمات به عملگرایی معکوس وارد خواهد شد. اقدامات مشابه از سوی هر دولتی در روی زمین اتخاذ میشود. فرضیهپردازان تجارت آزاد دچار نگرانی میشوند. افراد عملگرا بیشتر واقعگرا هستند.
اگر دولتها به تجار و مردم خود کمک نکنند، واقعیت این است که هیچ شخص دیگری کمک نخواهد کرد. این عقیده که اگر مردم در سراسر مرزها تجارت کنند، ثروت افزایش مییابد، یک ایده قوی باقی میماند. اما بهترین وضعیتی که میتوان به آن امید داشت در فضایی که صندوق بینالمللی پول به طور روشن از آن توصیف میکند، تلاشها بر منطقه است نه سطح ملی. در مورد خلیج فارس، این شرایط در حال وقوع است و سرمایهگذارانی که گرفتار فجایع بازارهای مالی جهانی شدهاند، اکثراً تصمیمگیری میکنند که هیچ مکانی بهتر از وطن برای سرمایهگذاری وجود ندارد.