دکتر نوذر شفیعی/ کارشناس ارشد مسائل شبهقاره
طالبان محلی و نیروهای شبهنظامی در مناطق قبیلهای پاکستان در طول سالهای گذشته و بعد از آغاز جنگ علیه تروریسم از سوی آمریکا، به عنوان یکی از جبهههای برنامهریزی نبرد علیه نیروهای ناتو و آمریکا مطرح بودهاند. برخلاف دولت آمریکا که معتقد است تنها با اقدامات نظامی میتوان با شبهنظامیان پاکستان افغانستان مبارزه کرد مقامات اسلامآباد بر این باورند که با تغییر در مناسبات سیاسی و نوعی مصالحه با نیروهای شبهنظامی قادر خواهند بود کنترل بیشتری را در منطقه داشته باشند. در هفته گذشته مقامات دره سوات در ایالت سرحد پاکستان و طالبان محلی توافقنامه آتشبسی را با یکدیگر امضا کردند که طبق آن حملات نظامی در این منطقه میان نیروهای دولتی و شبهنظامیان متوقف خواهد شد. روز گذشته طرفین اعلام کردند که این توافقات دائمی خواهد بود و دستخوش تغییری نخواهد شد. اکنون در منطقه سوات اصطکاکی که میان دولت پاکستان و مقامات منطقهای وجود دارد در 2 محور اصلی قابل بررسی است. محور نخست حاکمیت و محور دوم قوانین حاکم بر این مناطق بوده و این 2 موضوع میتوانند به نوعی با یکدیگر همپوشانی داشته باشند. بخشی از منطقه سوات که از مناطق قبایلی است، از مدتها پیش به صورت خودمختار اداره میشده است و در این مدت دولت پاکستان همواره سعی داشته تا بر این مناطق دستاندازی کند.
نکته دوم که متاثر از قبیلهای بودن این نواحی است، مساله قوانین خاص را به عنوان یکی از عناصر تاثیرگذار در تعاملات میان پاکستان و دولتهای منطقهای مطرح میکند. این قوانین خاص اصطلاحا قوانین شریعت نام دارند که طبق آن تمامی اعمال و رفتار شهروندان آن منطقه باید بر مبنای قوانین اسلامی بوده و آموزشهای مذهبی، حجاب به تعبیر مقامات محلی، مجازات بر جرائم و مواردی از این دست تحت تاثیر مستقیم برداشت گروههای مذهبی منطقه خواهد بود و با قوانین مدون دولت پاکستان تعارض پیدا میکند. به این معنا که طالبان به دنبال اعمال قوانین افراطی است که آن را منتسب به دین اسلام میداند ولی جوهر اصلی مطلب این است که این گروهها نسبت به دولت پاکستان گرایشات واگرایانه دارند اما اسلامآباد نمیخواهد پیوند خود را با آنها قطع کند و خواستار حفظ حاکمیت قانون دولت مرکزی در این مناطق است. نکته آنکه هر چه قدر منطقه قبایلی خودمختارتر امکان فعالیت طالبان و بیشتر پیامد منفی این مساله بر افغانستان و پاکستان بیشتر خواهد بود که این امر نوعی بیثباتی را در منطقه ایجاد خواهد کرد. توافقات میان دولت پاکستان و طالبان محلی با ابراز نگرانی مقامات هندی مواجه شده و این در حالی است که توافقات رشد رادیکالیسم را در منطقه موجب میشود و این مساله تاثیر خود را بر پاکستان، افغانستان و هندوستان خواهد گذاشت. مساله قابل توجه دیگر در رابطه با توافقات آتشبس آن است که دولت پاکستان حامیت مستحکمی بر این مناطق قبیلهای نداشته و گرایشان واگرایانه در این مناطق بسیار قدرتمند است.
مساله قبایل در پاکستان به یک دومین شباهت دارد که اگر در یکی از پایهها تغییری ایجاد شود در دیگر پایهها نیز تغییراتی ایجاد خواهد شد. اکنون به غیر از هندیها دیگر قدرتهای خارجی نیز مخالفت خود را نسبت به این توافقات ابراز کردهاند چرا که مناطق قبیلهای پایگاه اصلی طالبان و نیروهای خارجی حامی آنها محسوب میشود و توافقی که دولت پاکستان با این نیروها دارد مفهومش آن است که دولت در این منطقه مداخله نخواهد کرد. عدم مداخله آمریکا در این منطقه مغایر تعهد آمریکاییها در جنگ علیه تروریسم است. از دید آمریکاییها مساله تعقیب فوری نیروهای طالبان از خاک افغانستان به خاک پاکستان امری جایز است. بنابراین از نگاه آنها مناطق قبیلهای ادامه جبهه جنگی است که میان طالبان و آمریکاییها در خاک افغانستان وجود دارد. بنابراین حمله به این مناطق را بلامانع میدانند و امکان آن وجود خواهد داشت که آمریکا برخلاف توافقات دولت پاکستان و طالبان محلی کماکان به حملات خود ادامه دهد.