عوامل سقوط شاه پهلوی
ارزیابی دیدگاههای امام نشان میدهد که رژیم شاه به خاطر عوامل زیر سقوط کرد.
1ـ استبداد و سلب آزادی از مردم: از نظر امام یکی از مهمترین دلائل شکلگیری انقلاب، اختناق شاهنشاهی و شیوه حکومتی شاه بود: «آنچه اساس این انقلاب است و آنکه اساس این انفجارهاست، خود این آقا محمدرضا پهلوی(1) است». و «یکی از چیزهائی که موجب پیروزی شماها شد، همین زیادی ظلم و اختناق بود. این اختناق وقتی زیاد شد، انفجار پیدا میشود. دنبال یک اختناق طولانی، هی عقدهها زیاد میشود و منتظرند یک صدائی درآید فریادی درآید، دیگران دنبالش بروند.(2) و سپس نتیجه میگیرند «حکومتها باید عبرت بگیرند از این وضعی که در ایران پیش آمد و بدانند اختناق، انفجار میآورد»(3)
2ـ ماهیت طاغوتی رژیم شاه: اعتقاد امام همواره این بوده که حکومت شاه طاغوتی است و باید از بین برود:«ما امیدواریم که با پیوستن به هم بتوانیم این طاغوتها را تا آخر از بین ببریم و به جای آن یک حکومت عدل اسلامی که مملکت ما برای خودمان باشد و همه چیزمان به دست خودمان باشد...»(4) و «این تحولی که الان در کشور ما هست همهاش روی این مقصد است که از اول فریادشان بلند بود که ما اسلام را میخواهیم، طاغوت را نمیخواهیم» (5)
3ـ ترویج فساد: امام معتقد بودند یکی از مسائلی که مردم ایران را به ستوه درآورد فساد دامنگیر نهادهای رژیم شاهنشاهی بود. البته به زعم امام خود نهاد سلطنت فساد برانگیز و ریشهی مفاسد بود. «همهی فسادها زیر سر رژیم شاهنشاهی بود. در تاریخ از اولی که رژیم شاهنشاهی پیدا شده است تا حالا که ما مشاهده میکنیم، هر چه مفسده بوده رژیم شاهنشاهی این مفاسد را ایجاد کرده»(6)«انقلاب ایران در اثر مفاسدی است که در هیأت حاکمه وجود دارد»(7)
4ـ جدائی از ملت: رژیم شاه چون برخاسته از آراء مردم نبود، هیچگونه تعلق خاطری به ملت نداشت. به قول امام «اگر این مرد (شاه) بین مردم پایگاهی داشت، اگر نصف قدرتش را صرف کرده بود برای رضای ملت، هرگز این قدرت به وجود نمیآمد»(8) و «بزرگترین خطای اینها همین بود که ملت را چیزی نمیدانستند. ملت هم، همه با هم شدند برای اینکه همه ناراضی بودند» (9)
5 ـ وابستگی به بیگانه: یکی از دلائل مهم شکلگیری انقلاب علیه رژیم شاه که منجر به سقوط این رژیم شد اعتراض مردم به وابستگی رژیم به بیگانگان بود. ملت ایران به دلیل برخورداری از هویت اسلامی و ایرانی دیرینه، وابستگی به بیگانه را بر نمیتابد، از این رو این وابستگی، محرک انقلاب است. در نظر امام خمینی علاوه بر تأثیر عامل مذکور در قیام ملت ایران، تأثیرات منفی وابستگی از جمله به یغما رفتن ثروتهای ملی و آگاهی ملت از این امور، در پیدایش انقلاب ایران دخیل بودند: «در عصر ما ملت پیبرد که شاه به واسطهی پیوندی که با غرب خصوصاً با امریکا دارد و همینطور با شرق، تمام مخازن ما را به باد داده بلکه نیروهای انسانی ما را به هدر داده است و فهمیدند جنایات فوقالعادهای که مرتکب میشود به واسطهی پیوندی است که شاه با ابرقدرتها دارد از این جهت ملت ما به پا خاست.» (10)
ارزشهای انقلاب
ارزشها عبارتند از مجموعهای از عناصر اعتقادی و عملی که موجب خواهد شد انگیزه و علت رضا رفرد و جامعه به سمت و سویی خاص واقع شده و در سایه ارج نهادن به آنها و محوریت آنان سعادت و تکامل حاصل گشته، فلاح و رستگاری تضمین میگردد.
ارزشها که بیشترین توجهات امام راحل از 15 خرداد 42 تا بهمن 57 و حتی تا پایان عمر شریفش به آنها معطوف گشته و به تکرار در مناسباتهای گوناگون با امت خویش در عرصههای مختلف بیان فرمودهاند به شرح ذیل میباشد:
1ـ حضور مردم در صحنه: یکی از عوامل ایجاد و ابقای انقلاب اسلامی و پویایی و تبلور و حیات و استمرار آن طی ربع قرن اخیر حضور مسئولانه و متعهدانه مرحوم در صحنه بوده است. (صحیفه نور، ج 19، ص 238، صحیفه نور، ج 15، ص 27)
2ـ ایمان: از ارزشهایی بنیادین انقلاب اسلامی از دیدگاه حضرت امام(ره) عنصر ایمان بود. با این عنصر پیوند بین امام و امت یک پیوند عاطفی عمیقی بود که هدایت انقلاب از همین طریق امکانپذیر بود.(قادر فاضلی، جاویدنامه، وصیتنامه حضرت امام خمینی(ره)؛ ص 24 ـ 22 ص 46 ـ 42 صحیفه نور، ج 17، ص 101)
3ـ ایثار: روحیه ایثارگری و فداکاری از سرمایههای انقلاب و از دلایل پیروزی انقلاب به حساب میآمد(سیدحمید روحانی، بررسی و تحلیل از نهضت امام خمینی(ره)، ج 1، ص 487. سرگذشتهای ویژه از زندگی حصرت امام خمینی(ره) به روایت جمعی از فضلا، ج 5، ص 86، صحیفه نور، ج 17، ص 189)
4ـ جهاد: تاریخ درخشان اسلام گواه صادقی است که "جهاد " یکی از ارکان استقرار و توسعه مکتب بیبدلیل آئین محمدی(ص) در طول زمان و مکان بوده است و انقلاب اسلامی که منادی احیاء دوباره نهضت دینی به منظور حاکمیت ارزشهای الهی به شمار میآید در مسیر حرکت خویش از این عنصر سازنده و رهایی بخش بهرههای فراوانی برده است حضرت امام خمینی(ره) خود از مصادیق بارز جهاد فیسبیلالله و مجاهدین در راه خدا بود و با جهاد تبلیغی و عملی خود از سنین نوجوانی در عرصههای جهاد اکبر و اصغر علیه ستمگران و استعمارگران، سر بلند بیرون آمد و خود نیز منادی بزرگ جهاد گردید و این ارزش را به عنوان نقطه عطفی در ارزیابی ارزشهای انقلاب اسلامی مورد عنایت و تاکید قرار میداد.(صحیفه نور، ج 5، ص 263)
5ـ شهادت: در فرهنگ اسلام واژهای است که قداست خاصی دارد.... شهادت سلاحی است که هیچ دشمنی قادر به ارائه و عرضه قویتر از آن نیست و ملتی که با این سلاح به جنگ دشمن میروند پیروزی را به معنی اصلی و کامل آن بدست میآورند.
6ـ سادهزیستی: یکی از ارزشهای رفتاری و شخصیتی امام خمینی(ره) همچون ائمه هدی(ع) زهد و پرهیز از دنیا بود که سادهزیستن و دوری از تجملات نمود عینی و چهره شاخص این پرهیزگاری میباشد. وجود چنین خصوصیتی در امام(ره) سبب شد تا گرایش مردم به سوی ایشان روز به روز افزون گردد و دامنه نفوذ حضرتش در قلوب جامعه گسترش یابد.
7ـ وحدت کلمه: امام(ره) وحدت همگی براساس اصول و مصالح عالیه را بر طرح مسائل ثانویهای که ممکن بود تفرقهآمیز باشد ارجح میدانست و همواره از وحدت کلمه به عنوان رمزی از رموز پیروزی و ارزشی از ارزشهای انقلاب اسلامی یاد میفرمود و آن را از اوجب واجبات میشمرد.(صحیفه نور، ج 15، ص 27 و 108 و 244)
نقاط آسیبزای انقلاب
امام خمینی آسیب های انقلاب را عمدتاً دارای ریشههای درونی میدانند و خطر دشمنان خارجی را به شرط اتحاد ملت و حفظ محورهای اساسی انقلاب بیتأثیر میدانستند و هیچگونه خطری از این ناحیه احساس نمی کردند. اما در این رابطه فرمودند: «از هیچ یک از این قدرتهائی که در عالم هستند و ارعاب میکنند ملت ما را، نمیترسیم ملتی که برای خدا قیام کند، از هیچ چیز نمیترسد و آسیب نمیبیند.» (11) امام حتی وجود دشمن خارجی را عامل انسجام ملت ارزیابی کرده و میگویند: «وقتی یک جنگی شروع میشود، ملت ما بیدار میشود، بیشتر متحرک میشود» (12)
امام در آسیبشناسی انقلاب، ترور فیزیکی را بیتأثیر دانسته و معتقد بودند با ترور اشخاص نمیتوان انقلاب را ترور کرد.(13)
1ـ تفرقه: امام خمینی به کرات، زیانهای تفرقه و فوائد وحدت حول محور اسلام را مورد تأکید قرار داده و سلامت و رفاه و سعادت کشور را در گرو وحدت مردم دانستهاند. «ما اگر اختلاف سلیقه داریم، اختلاف بینش داریم باید بنشینیم و در یک محیط آرام صحبت کنیم و مسائل خودمان را حل کنیم با تفاهم مسائل را حل کنیم نه اینکه جبههگیری کنیم. یکی یک طرف بنشیند با دار و دستهی خودش کوشش کند در تضعیف یکدیگر و کوشش کنند در تضعیف کشور اسلامی... شماها اگر مسلم هستید، با احکام اسلام عمل کنید اگر خدای ناخواسته تعهد اسلامی را قبول ندارید با دید سیاسی مسائل را حل کنید. و «من امیدوارم که تمام برادرهای ما در اطراف ایران چه برادرهای اهل سنت و چه برادرهای اهل تشیع و تمام کسانی که در این ملت هستند از اقلیتهای مذهبی همه با هم مجتمع باشند تا رفاه همهی مسلمانها و همهی کسانی که در کشور اسلامی سکونت دارند، حاصل بشود» (15)
2ـ نگرش طاغوتی: امام خمینی معتقد بود انقلاب ایران به لحاظ ماهوی از سایر انقلابهای دنیا متمایز است و وجه تمایز آن اسلامی بودن آن است. همانگونه که در تعریف طاغوت از دیدگاه امام اشاره شد هر حکومتی که محتوای آن اسلامی نباشد طاغوت است. خواه متولیان آن پهلوی باشد یا دیگران .«اگر اعمال ما هم یک اعمال طاغوتی باشد، برای خود باشد، نه برای ملت، دعوا بکنیم سر خودمان، نه برای مصالح ملت. این همان طاغوت است. منتها به یک صورت دیگری درآمده اما طاغوت است. طاغوت هم مراتب دارد. یک طاغوت مثل رضاخان و محمدرضا و یک طاغوت هم مثل کارتر و امثال آنهاست یک طاغوت هم مثل ماهاست» (16)
3ـ وارونهنگری: وارونه نشان دادن چهرهی اسلام یکی از آسیبهای تهدیدکنندهی نظام اسلامی است که امام دربارهی آن هشدار میدادند. زیرا کنار گذاشتن ظاهر اسلامی در ایران ناممکن است ولی وارونه به تن نمودن آن آسان است. وانگهی اگر اسلام وارونه به تن شود نه تنها کارگزاران نظام ضربه می بینند که از دیدگاه امام مکتب (اسلام) از همهی امور مهمتر است: «اگر روحانیون که در این جامعه هستند روی موازین مقررات به طور دقیق عمل نکنند، اگر دولت به طور دقیق عمل نکند... و اعمالشان را تطبیق ندهند با اسلام، یک صورت قبیحی از اسلام در خارج منعکس میشود... الان یک تکلیف بسیار بزرگی به عهدهی همهی ماست. من یک طلبه هستم و این تکلیف را دارم. آقایان [روحانیون] این تکلیف را دارند. سایر قشرها هم دارند که کوشش کنیم وجههی اسلام را آن طور که هست نمایش بدهیم نه آن طور که خلفایی مثل معاویه و یزید... جلوه میدادند... و اسباب این میشد که یک وقت وجههی اسلام را در دنیا دگرگون کنند» (17)
4ـ سوءاستفاده از آزادی: یکی از چهار ستون نظام اسلامی در اندیشهی امام، آزادی است. هر حکومتی که میل به استبداد کند، طاغوت است زیرا خلاف موازین اسلامی عمل کرده است: «اسلام به ما اجازه نداده است که دیکتاتوری بکنیم. ما تابع آرای ملت هستیم. ملت ما هر طوری رأی داد ما هم از آن تبعیت میکنیم. ما حق نداریم خدای تبارک و تعالی به ما حق نداده است پیغمبر اسلام به ما حق نداده است که به ملتمان یک چیزی را تحمیل کنیم» (18)
5 ـ وابستگی اقتصادی: امام خمینی تقویت بنیه اقتصادی کشور را از اهم ضروریات برای تحکیم استقلال کشور دانسته و معتقد بودند بدون استقلال اقتصادی و خودکفائی، استقلال در سایر زمینهها نیز ممکن نیست. «اگر مملکت در اقتصاد نجات پیدا نکند، و وابستگی اقتصادی داشته باشد همه جور وابستگی دنبالش میآید و وابستگی سیاسی هم پیدا می کنیم» (19)
6ـ پیروی از تمایلات نفسانی و گرایش به زندگی اشرافی: گرایش به نفسانیات و تجملات مادی و زندگی اشرافی پدیده بیماری زایی است که شخصیت انسان را تدریجاً به اعماق ورطه هلاکت و نیستی فرو میکشد و بر همین اساس امام(ره) دولتمردان مردم و متمکنین را به تعدیل زندگی و دوری از این خصلت به عنوان یک ضد ارزش فرا میخواند و متقابلا از فقرا و زاغهنشینان اجتماع تکریم مینماید و بیش از همه روحانیان را به حفظ زی طلبگی و سادهزیستی مینماید. (صحیفه نور، ج 20، ص 130) امام در این رابطه میفرمایند: «آن چیزی که مردم از ما توقع داشته و دارند و به واسطهی آن دنبال ما و شما آمدهاند و اسلام را ترویج نموده و جمهوری اسلامی را به پا کردند و طاغوت را از میان بردند، کیفیت زندگی اهل علم است. اگر خدای نخواسته مردم ببینند که آقایان وضع خودشان را تغییر دادهاند، عمارت درست کردهاند و رفت و آمدهایشان مناسب شأن روحانیت نیست و آن چیزی را که نسبت به روحانیت در دلشان بوده است از دست بدهند از دست دادن آن همان و از بین رفتن اسلام و جمهوری اسلامی همان» (20)
7ـ نفوذ افکار و اندیشههاى انحرافی: این اندیشهها از دو طریق نفوذ مىکنند. یکى از طریق دشمنان، هنگامى که یک نهضت اجتماعى اوج مىگیرد و جاذبه پیدا مىکند و مکتبهاى دیگر را تحتالشعاع قرار مىدهد دیگر از طریق دوستان و پیروان به علت ناآشنایى درست با مکتب، مجذوب یک سلسله نظریات و اندیشههاى بیگانه و یا استحاله شدگان فرهنگى مىگردند و آگاهانه یا ناآگاهانه آن نظریات را رنگ و لعاب مکتبى وارزشى مىدهند و عرضه مىنمایند (21)
8ـ عدم حضور اندیشمندان و روحانیت در صحنه: این حضور مقصود حضور جامع و مانع در صحنه است. حضور در هر جا که ممکن است خطرى انقلاب را تهدید کند و به چشمى بیدار و ذهنى هشیار و اندیشهاى نقاد احتیاج است. بزرگترین تاثیر حضور در صحنه، حضور در صحنه تفکر و اندیشه و جوابگویى به نیازهاى فکرى جامعه است که شدیدا تشنه تحول و پویایى است. این مهم مانع از نفوذ نااهلان و نامحرمان و مغرضان و جاهلان و خودباختگان به عرصه اندیشه و مدیریت انقلاب مىگردد.(22)
9ـ نفوذ فرصتطلبان: رخنه و نفوذ افراد فرصتطلب در درون یک نهضت از آفتهاى بزرگ هر نهضت است. مراقب باشیم که با طناب پوسیده و نخنما شده فرصتطلبان در چاه گرفتار نشویم زیرا طعم تلخ فرصتطلبان را در دوره مشروطیت چشیدهایم آنگاه طناب به گردن مشروطه چیان انداختند.(23)
10ـ به مسند رسیدن راحتطلبان: به قدرت رسیدن و به منصب رسیدن راحتطلبان اصالت انقلاب را تهدید مىکند و مىتواند موجب آسیب رساندن به آن مىگردد. راحتطلبان چه در صحنه سیاست واداره داخلى کشور و چه در عرصه بینالملل، حرکتها و باید و نبایدها را بر محوریت تحصیل راحتى خویش تفسیر، تایید و یا رد مىکنند راحتطلبان هیچگاه در اندیشه رفاه عمومى و توزیع عادلانه ثروت نبوده و نخواهند بود. راحتىطلبى مسئولان بلند پایه نظام اسلامى مدیران ارشد اجرایى کشور، آنان را به زخارف دنیوى متمایل و تدریجا طماع خواهند ساخت و طمع، عقل معاش و عقل معاد را از ایشان خواهد ربود. و به همین دلیل امام راحلمان در این زمینه هشدار داده و اخطار نمودهاند.(24)
11ـ فراموش شدن هدف: به شهادت تاریخ یکى از عوامل آسیب رساندن به نهضتهاى مردمى ریشهدار و با اصالت، استفاده از عامل زمان در به فراموشى کشاندن هدف انقلاب مىباشد. دشمن در این پروژه، اهداف فرعى را به جاى اهداف اصلى معرفى مىکند و به بزرگنمایى مسایل اقتصادى اجتماع مىپردازد و نهایتا تبلیغ مىکنند که انقلاب از اهدافش فاصله گرفته و یا از آنها عدول نموده است. امام (ره) نیز در این زمینه هشدارىهاى را متذکر شدهاند.(25)
12ـ دور شدن از ولایت فقیه: ولایت فقیه رکن انقلاب اسلامى و اساس برپایى خیمه نظام و حکومت اسلامى در عصر غیبت امام زمان(عج) مىباشد. براى دشمنان انقلاب اسلامى از آغاز تا کنون قطع این ستون و فروپاشى خیمه انقلاب هدف اصلى بوده است. امام(ره) همواره مردم ایران را در خصوص پاسدارى از این رکن اساسى جامعه اسلامى تذکر و روشنگرى دادهاند.(26)
13ـ تضعیف ارزشها و نهادهاى انقلابی: دشمنان انقلاب اسلامى با توجه به نقش امیدوارکننده و تاثیرگذار این ارزشهاى برآمده از دل انقلاب در باور مردم به اصالتها و ارزشگذارى و ارزیابى ثمرات انقلاب، به تضعیف، تحریف و مخدوش نمودن چهره این شاخصها همت مىگمارند. حضرت اما (ره) در مواضع مکرر خود نسبت به این موضوع نیز هشدار دادهاند.(27)
14ـ نفوذ در دستگاههاى اجرایی: یکى دیگر از آسیبهاى انقلاب اسلامى نفوذ نااهلان و ظاهرالصلاحها در دستگاههاى اجرایى کشور و تصدى مناسب و مسئولیتهاست. ایشان ممکن است با حمایت یا بدون حمایت اجانب بر سر کار آمدن و لذا حضرت امام(ره) در فرازهایى از وصیتنامه سیاسی- الهى خود به این مهم اشاره داشته و نسبت به این عامل بیمارىزاى خطرناک هشدار دادهاند.(28)
115ـ شبیخون و تهاجم فرهنگی: دشمنان انقلاب همواره دنبال این هدف بوده و هستند که با تخریب فرهنگ و لشکرکشى فرهنگی، سمت و سوى دلخواه خود را در مقابله با انقلاب اسلامى پیاده نمایند و به جامعه تلقین فقر فرهنگى را دیکته و تحمیل نمایند. چرا که با این هدف مىتوانند به چپاول سرمایه و ثروت ملت پرداخته و خودناباورى را ترویج نمایند و امام(ره) در این خصوص مردم که به قناعت خودباورى و خودسازى و گریز از مصرف زدگى توصیه فرمودهاند. (29)
16ـ بحرانهاى سیاسی: یکى دیگر از آسیبهاى تهدیدکننده انقلاب اسلامى بحرانآفرینى در روابط بینالمللى جمهورى اسلامى ایران است. امام(ره) تا زمانى که زنده بود هیچگاه از موضع ضعف با دنیا و قدرتمندان سخن نگفتند و همواره در موارد آشکار خیانت به حقوق ملتها و ظلمها و ستمها به آنان نیز تاختهاند. ضمن آنکه معتقد به حسن روابط با جهان بودهاند و امروز نیز ما پیرو همان سیاستهاى امام(ره) هستیم و در برنامه انرژى هستهاى سرسوزنى کوتاه نخواهیم آمد.(30)
منابع در دفتر نشریه موجود است.