دکتر حسین افتخاری
بوش از سال 2006 در همه پروندههای منطقهای به این نتیجه رسید که موازنه قوا بشدت به زیان طرح خاورمیانهای وی و همیپمانان منطقهای او است، بنابراین پس از شکست اسرائیل در جنگ 2006 مقابل حزبالله و ارائه گزارش پترائوس ـ کراکر به کنگره در سپتامبر 2006 و پیچیده شدن اوضاع در افغانستان و قهقرای موقعی امنیتی نیروهای آمریکایی و ناتو، گزارش بیکر ـ همیلتون، مبنای جدیدی برای مدیریت و مهار خسارتهای احیای مجدد موازنه منطقهای شد. این چارچوب، هماکنون نیز در یک کمیته دوحزبی در آمریکا، بر سیاستهای آمریکایی حاکم است و آنچه موجب شده تا به قول میچل، یک دیپلماسی آرام را پی بگیرند، عمق یافتن بحران مالی و فقدان طرح و چشمآندازهای امیدوارکننده برای مسلط شدن بر فرآیندهای مالی آمریکاست. البته در مولفههای سیاسی و امنیتی منطقه نیز متغیرهای زیادی بر ناتوانی آمریکا برای شتابدهی به سیاستهای مطلوب وجود دارد.
بنابراین برای سپری کردن فضای خلأ سیاسی و فقدان ابتکار عمل قدرتهای جهانی، یک تلاش جدی در سطح منطقه نیز وجود دارد تا هر یک از بازیگران به بهبود موقعیت و برگهای بازی خود بپردازند و خود را برای زمان نامشخص فعال شدن سیاستهای آمریکایی آماده کنند. در جریان فلسطین و غزه، پس از تبدیل شده جنگ به جنایت توسط صهیونیستها، شرایط جدیدی به وجود آمده و حماس به بازیگری غیرقابل چشمپوشی در معادله منطقهای تبدیل شده، ولی اسرائیل و متحدانش نمیخواهند این امتیاز را مجانی به آن اعطا کنند. رایزنی و تلاشهای سیاسی در قاره، همه به دنبال مکانیزم و سازوکاری است تا ما به ازای این امتیاز حماس را کسب کنند. همانگونه مه جنگ و جنایت اسرائیل، با منطق رسوا و فراقانونی دنبال شد...
چانهزنیهای سیاسی و رفتارهای غربی، مصری و صهیونیستی هم خارج از قاعده بازی، فراقانونی، فرااخلاقی و رسوا دنبال میشود. اسپانیا مجبور میشود که قانون خود را تغییر دهد تا سران صهیونیستی از محاکمه و قانون فرار کنند و مصر برای جلوگیری از ثبت مستندات در غزه از ورود حقوقدانان فرانسوی، غربی و عربی جلوگیری میکند و حتی برای ورود مواد غذای، پول و امکانات بازسازی ویرانیها، باج میخواهد و آشکارا از نمایندگان حماس در مذاکرات میخواهد تا درباره آتشبس و مدت آن یا بازگشایی گذرگاهها و آشتی ملی و حکومت وحدت ملی، به مصر، غرب، اسرائیل و ابومازن و عربهای مرتجع منطقه امتیاز بدهد. همه بازیگران به خوبی درک میکنند که اگر امتیازها از حماس اخذ نشود، پیامد معادله جدید مقاومت، دامن آنها را نیز خواهد گرفت و هزینههای بیشتری را باید تحمیل کنند. اسرائیل در یک مکانیزم خودبخودی که مبتنی بر جامعهشناسی و روانشناسی رفتاری صهیونیستهاست، با رغبت به جریانهای راستگرا و افراطی در رقابت انتخاباتی به دنبال تضمین امنیت روانی خود است، چرا که ماجراجویی سران صهیونیستی در جنگ 22 روزه نیز شاخصهای امنیتی و تحملپذیری جامعه صهیونیستی را بشدت کاهش داده و آسیبپذیر کرده است.
بنابراین با گرایش به جریانهای افراطی و راستگرا در انتخابات پارلمانی، به استقبال یک تیم افراطی حکومتی میرود. البته تجربه 40 ساله عملکرد گروههای راستگرا در اسرائیل نشان میدهد که این جریانها بسیار ناتوانتر از این هستند که بتوانند موقعیت اسرائیل را بهبود بخشند. عربستان سعودی که دیپلماسی زیرکانه و پیچیدهای را در قبال رویدادهای منطقهای دنبال می کند، برای کاهش آسیبهای ناشی از نارضایتی افکار عمومی و عدم ورود به ریسکهای جدید منطقهای، بسرعت به دنبال بازسازی مناسبات منطقهای است که نمادهای آن را در تعامل با سوریه، ترکیه و ایران باید جستوجو کرد. البته این بدان معنا نیتس که ماهیت دیپلماسی عربستان دگرگون شده، بلکه این یک نیاز فوری در سیلستهای عربستان است که باید در تلاشهای فرمیک و شکلی به اجرا بگذارد.
در لبنان با نزدیک شدن به موعد رقابتهای انتخاباتی پارلمانی، لحن و لهجه و شدت صدا و مواضع برای جذابیت رایدهندگان تنظیم میشود، ولی کارسازترین عنصر در نتیجه انتخابات، دلارهای نفتی عربستان برای تاثیر رای رایدهندگان یا حزبسازی و فراکسیونسازی در بخشهای مختلف طوایفی لبنان است. اتاق مدیریت بحران در سفارت آمریکا در بیروت، چه در رویدادهای مربوط به سوریه، فعالانه به هدایت سیاسی و امداد مادی و ابزاری جریان 14 مارس مشغول است. در عراق با اینکه رویکرد آمریکا بر ساماندهی و خروج نیروها از این کشور است و یک حداقل حضور نظامی را برای خود تعریف کرده، بیشتر تحلیلگران بدین میاندیشند که آمریکا به استقبال یک شکست جدید میرود، حال آنکه آمریکا در یک برنامهریزی روشن به دنبال تبدیل حضور خود به نفوذ گسترده و تضمینشده در عراق است.
بزرگترین سفارت آمریکا در خاورمیانه در عراق است و ساختمان مربوط به امور بازرگانی آمریکا در عراق، شامل یک برج بزرگ است که از وزارت بازرگانی عراق بزرگتر است. الزامهای تحمیلشده برای خریداری سلاح و همات و تجهیزات نظامی از آمریکا، عرصه جدیدی برای حضور مستشاران و تکنیسینهای آمریکا خواهد بود که به جز چپاول ثروت عراق در یک دوره طولانی، نفوذ آمریکا را در این کشور نیز تضمین میکند. در حال حاضر نیز دستگاه امنیتی عراق و حتی بخش قابل توجهی از ارتش عراق به مولفههای تصمیمگیری آمریکا مرتبط هستند یا با آن هماهنگ شدهاند. در سطح منطقه، اگرچه پروژه جبههسازی علیه ایران، کارآمدی کافی نشان نداده، ولی اعضای مرتجع عربی را آنچنان به روابط پنهان با رژیم صهیونیستی آلوده کرده که معلوم نیست بتوانند خود را از تار و پود آن رها کنند.
نقشآفرینی خودبخودی مصر، عربستان و اردن و تا حدودی برزخی کشورهای عربی دیگر که حاشیه امنیتی ـ سیاسی برای رژیم صهیونیستی و پروژههای آمریکایی را مهیا میکند، از خاصیت این آلودگی در روابط پنهانی و آشکار با صهیونیستهاست. در افغانستان، آقای فرید زکریا، چهار گام و مرحله عملی را برای موفقیت سیاستهای آمریکا، ضروری و حیاتی میداند. مبارزه با طالبان در یک استراتژی جدید، تقویت جایگاه حکومت افغانستان، گفتوگوی همزمان با طالبان و به کارگیری یک استراتژی بنیادین در داخل ارتش پاکستان، عناوین چهارگانه پیشنهادی به آمریکا درا این منطقه است. فرید زکریا پیروزی در افغانستان را منوط به حل مشکل در پاکستان میداند و رویکرد فرماندهان نظامی و مسئولان امنیتی حکومت آمریکا نیز در همین راستا قرار دارد. تلاشهای گسترده آمریکا در سطح منطقه، همگی برای ساماندهی اوراق بازی و بازاحیای موازنه امنیتی و نفوذ است. این تصویر منطقهای نیازمند دقت و تدبیر ملی است.