به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، تاکنون حدود 1000 تن کشته و تعدادی بیش از 4500 تن در جنگ غزه زخمی شدهاند؛ تلفاتی که غیر نظامیان و عمدتا کودکان و زنان تعداد قابل توجهی از آنها را تشکیل میدهند. نوار غزه در پی به تعلیق در آمدن فعالیتهای آژانس امدادرسانی سازمان ملل متحد (آنروا) در نتیجهی خطرات زیاد برای کارمندان آن، امکان محدود ورود کشتیها و محمولههای کمکهای انسان دوستانه از جمله تجهیزات پزشکی و سوخت به این منطقه، آکنده شدن بیمارستانها از زخمیان و خستگی مفرط امدادرسانان به سوی یک فاجعهی انسانی پیش میرود. رژیم صهیونیستی نه تنها به هدف ادعایی خود که همانا جلوگیری از پرتاب موشکهای حماس به شهرهای سرزمینهای اشغالی بوده، دست نیافته است، بلکه این وضعیت باعث افزایش شمار حملات موشکی نیروهای حماس گردیده است.
روزنامهی بوستون گلوب در سر مقالهی خود به بررسی این بحران در غزه پرداخته و ریشهی آن را سیاستهای اشتباه دولت جورج بوش پسر، چهل و سومین رییسجمهور آمریکا که نامحبوبترین رییسجمهور تاریخ مدرن محسوب میگردد، ذکر کرده است.
در این گزارش آمده است: فاجعهی انسانی که به غیر نظامیان در غزه تحمیل شده، شلیک موشکها به اسراییل توسط حماس و شلیک موشکهای اسراییل به محلههای با تراکم جمعیت بالای شهر غزه از عواقب هشت سال سیاست دولت بوش در خاورمیانه است. فجایع جنگ در غزه، انباشتههای یک سری تصمیمات بد هستند و این اشتباهات علاوه بر بحرانهای دیگر، باری برای دولت باراک اوباما، رییسجمهور بعدی آمریکا خواهد بود که باید تلاش کند آن را از روی شانههای خود بردارد.
بوش پسر با فرض این که تمام تلاشهای دولت بیل کلینتون، سلف خود در خاورمیانه اشتباه بوده و نباید آنها را دنبال کرد، در سال 2001 به قدرت رسید. از آن جا که بیل کلینتون زمان، انرژی و پرستیژ زیادی را در تلاشی شکست خورده برای میانجیگری توافق صلح اسراییل - فلسطین در کمپ دیوید گذاشته بود، بوش در دورهی نخست خود موضعی منفعلانه در قبال این درگیری مرکزی و مهم اتخاذ کرد. انفعال وی باعث شد تا فرصت ایجاد صلح بدون هر گونه تلاشی برای آن از میان برود. بوش در جریان یک سخنرانی در سازمان ملل متحد در پاییز سال 2001، به طور واضح و آشکار اعلام کرد که پیشبینی میکند که نهایتا یک کشور فلسطینی تشکیل خواهد شد. وی اما برای هدایت کردن اسراییلیها و فلسطینیان به سوی انجام مذاکرات صلح هیچ اقدامی صورت نداد.
در ادامهی این سرمقاله آمده است: اسراییل به ساخت شهرکهای یهودی نشین ادامه داد و گروههای فلسطینی بر تداوم فعالیتهایشان اصرار ورزیدند. بوش نه بر اسراییل و نه بر تشکیلات خودگردان فلسطین برای از سرگیری مذاکرات تا زمان زنده بودن یاسر عرفات، رئیس تشکیلات خود گردان فلسطین که از شرایط ملی برای صلح برخوردار بود، هیچ فشاری وارد نیاورد. پس از مرگ عرفات، بوش برای تقویت محمود عباس، جانشین میانهروی وی در تشکیلات خودگردان، نیز اقدامات بسیار ناچیزی صورت داد.
در ادامه این گونه نوشته شده است: بوش به رغم مخالفتهای شدید عباس و اسراییل، بر برگزاری انتخابات فلسطینی در ژانویهی سال 2006 اصرار ورزید. اما وقتی حماس اکثریت قانونی را به دست آورد، بوش و کاندولیزا رایس، وزیر امور خارجه شوکه شدند. واکنش بوش به پیروزی حماس همه چیز را بدتر کرد. او نه تنها از محاصرهی اقتصادی غزه حمایت کرد، بلکه مانع از آشتی میان حماس و سیاستمداران سکولار ملیگرای جنبش فتح شد که در سال 1995 از تونس آمده بودند تا هم بر نوار غزه و هم بر کرانهی باختری رود اردن حکومت کنند.
دولت وی همچنین نیروهای امنیتی فتح را مسلح کرد و آموزش داد تا قدرت را در غزه به دست گیرند. این سیاست در ژوئن سال 2007 نتیجهی معکوس داد: حماس کنترل کامل را بر غزه به دست گرفت.
در پایان این گزارش آمده است: اشتباهات بسیار بوش و وضعیت کنونی غزه تاکیدی است بر این نکته که اقدامات بوش، به قدرت رسیدن دشمنان آمریکا و ضعیف شدن دوستانش را در بر داشته است و این کار اوباما را دشوارتر میکند، زیرا حتی یک روز هم نمیتواند کار پاک کردن خرابیهای بوش را کنار گذارد!