نویسنده: حسین باقری
سیاست خارجی از جمله مسائلی است که همواره دغدغه خاطره سیاستمداران آمریکایی بوده است. مقامات ایالات متحده آمریکا با حساسیت خاصی به این موضوع نگریستهاند و سعی آنها بر این بوده است که پیوند ناگسستنی بین سیاست خارجی و امنیت ملی برقرار سازند. با نگاهی دقیقتر به اعضای تیم امنیت ملی باراک اوباما بیشتر به این مسئله پی خواهیم برد. در تیم امنیت ملی اوباما، هیلاری رودهام کلینتون، همسر بیل کلینتون به عنوان وزیر امور خارجه منصوب و رابرت گیتس، وزیر دفاع دولت بوش نیز در سمت خود ابقاء شد. همچنین اریک هولدر، مشاور ارشد کاخ سفید را به عنوان دادستان کل و سوزان رایس را به عنوان سفیر آمریکا در سازمان ملل منصوب کرد. او جانت ناپولیتانو، فرماندار ایالت آریزونا را به عنوان وزیر امنیت داخلی و ژنرال جیمز جونز را به عنوان مشاور امنیت ملی کاخ سفید معرفی کرد. باراک اوباما در مورد تیم منتخبش گفت: من این تیم را جمع کردم زیرا به شخصیتها و عقاید قوی اعتقاد قوی دارم.
آنچه که واضح و مبرهن است اوباما و اعضای کابینهاش همانند دولت بوش کوچک پیگیری سیاست خارجی را در اولویت خود قرار خواهند داد و سعی آنها بر این است که هرگونه خدشه بر سیاست خارجی را به مثابه به خطر افتادن امنیت ملی خود قلمداد کنند. بطور کلی مهمترین محورهای سیاست خارجی اوباما شامل 10 محور میشود، که از جمله مهمترین مسائل پیش روی سیاست خارجی آمریکا میباشند. سعی این نوشته بر آن است که به طور خلاصه این محورها مورد بررسی قرار گیرند.
1- ایران: اظهارات اوباما درباره ایران چه آنچه در روزهای اول بعد از پیروزی در انتخابات گفته بود و چه آنچه در روزهای اخیر به زبان آورده نیز نشان دهنده عزم او برای اوامر سیاست سلف خود در مواجهه با جمهوری اسلامی ایران است. او نیز مانند جرج. دبلیو بوش ایران را به رفتن به سوی سلاح اتمی متهم کرد و گفت که باید مانع از دستیابی ایران به این توان شد. اوبامای دموکرات توسل به ابزار سیاست را بر استفاده از نظامیگری ترجیح میدهد. در سخنان وی نشانهای از تهدید نظامی نیست لکن همانگونه که از اظهارات او کاملا پیداست و در انتخاب همکاران نیز نشان داده است سیاستی که در برخورد با ایران دنبال خواهد کرد یک سیاست خشن خواهد بود. او برخورد با ایران را از سه راه دنبال خواهد کرد؛ تحریم، اتهام نقض حقوق بشر و اتهام تروریسم.
2- صهیونیسم و مسئله فلسطین: محور دیگر سیاست خارجی اوباما که به ایران و خاورمیانه و مسلمانان مربوط میشود نوع نگاه او به صهیونیسم و مسئله فلسطین است. وی نشان داد که سیاست خاورمیانهای بوش را با شدت بیشتری پیگیری خواهد کرد و رژیم صهیونیستی با پشت گرمی بیشتری جنایات خود علیه ملت فلسطین را به جلو خواهد برد. مقامات رژیم صهیونیستی نیز از این مسئله اطمینان کامل دارند چرا که ایهود اولمرت نخست وزیر مستعفی اسرائیل از انتخاب هیلاری کلینتون به عنوان وزیر امور خارجه آمریکا استقبال کرد و وی را دوست اسرائیل دانست.
3- عراق: همانطور که ترکیب امنیت ملی اوباما نشان داد، گیتس در پنتاگون باقی ماند، اما اوباما عنوان کرد که ماموریت جدید ارتش پایان دادن به جنگ در عراق از طریق انتقال موفقیتآمیز کنترل اوضاع با خود عراقیهاست. وی اعتقاد دارد که توافق اخیر میان دولت بوش در مورد وضعیت نیروهای آمریکایی به معنی دوره انتقال است که ماموریت ما در آن در حال تغییر است که این نشان میدهد ما هم اکنون به سوی کاهش نیروهایمان در عراق حرکت میکنیم.
4- افغانستان: چهارمین محور افغانستان میباشد. این کشور باتلاقی است که هر روز آمریکا را بیش از پیش در خود فرو میبرد. باراک اوباما با مشکلات عدیدهای از جمله کارشکنی نیروهای طالبان و همچنین نارضایتی های مردمی روبرو خواهد بود که حل معضلهای پیش رو برای وی آسان نخواهد بود.
5- پاکستان: در اواخر دوران ریاست جمهوری جورج دبلیو بوش شاهد امنیتی شدن مسئله این کشور از جانب آمریکا بودیم. بمباران ایالات سرحدی و نسبت دادن انفجارات بمبئی هندوستان به پاکستان همگی نشان از این دارد که آنها به دنبال امنیتی کردن مسئله پاکستان و دخالت هر چه بیشتر در امور داخلی این کشور میباشند که این روند به طور یقین در زمان ریاست جمهوری اوباما نیز ادامه پیدا خواهد کرد.
6- گسترش روابط سیاسی با هندوستان: ششمین محور گسترش روابط سیاسی آمریکا با هندوستان میباشد که ضمن آن قرارداد هسته ای دو کشور در سال 1386 انعقاد یافت و همچنین تمایل آمریکا برای اترقای نقش منطقه ای هندوستان، موجبات نگرانی کشورهای منطقه از جمله چین، ایران و پاکستان شده است. یکی از اهداف آمریکا در رویکرد خود نسبت به هندوستان به مسئله روابط این کشور با ایران و اعمال فشار بر ایران تلقی میشود. البته هندوستان علی رغم معامله بزرگ هسته ای با امریکا، هنوز نگاهی تردید آمیز به آمریکا در خصوص مناسبات واشنگتن با اسلام آباد و پکن دارد. نکته قابل تامل توافق دو طرف برای استقرار سیستم دفاع موشکی آمریکا در هندوستان، مشابه استقرار سیستم دفاع موشکی در خاک اروپا، انجامیده است. بدیهی است همانطوری که روسیه از استقرار سیستم دفاع موشکی در خاک اروپای مرکزی و شرقی سابق نگران است، که به نظر میرسد این نگرانی در زمان اوباما نیز ادامه داشته باشد، چین نیز از استقرار سیستم دفاع موشکی آمریکا در خاک هندوستان نگرانی خواهد بود.
تصمیم آبان ماه 1386 چین، در جلوگیری از نزدیک شدن کشتی های آمریکایی به سواحل هنگ کنگ که حامل تجهیزات دفاع موشکی برای تایوان بودند، میتواند ناشی از نگرانیهای جدی آن کشور از استقرار سامانه دفاع موشکی امریکا در خاک هندوستان باشد.
7- ژاپن: ژاپن همواره بعد از جنگ جهانی دوم از متحدین آمریکا بوده است. این وضعیت در مورد دولت اوباما نیز وجود دارد اما از نظر استراتژیک بین دو کشور چین و کره شمالی قرار گرفته است که این مسئله باعث میشود در تصمیم گیری در مورد این کشور محتاطتر عمل کرده و آنها را نیز جز محاسبات خود به حساب آورد.
8- کره شمالی: در مورد کره شمالی نیز اوباما به دنبال جلوگیری از گسترش تسلیحات هستهای این کشور میباشد که این مسئله حاکی از آن است که همانند دولت بوش قضیه کره شمالی برای وی نیز از درجه اهمیت خاصی برخوردار است. اوباما در صحبتهای خود در مورد تهدید تسلیحات هسته ای در جهان بدون اشاره به زرادخانه هسته ای رژیم صهیونیستی که تهدیدی برای امنیت منطقه و جهان است گفت: گسترش سلاحهای هسته ای نگرانی درباره این خطر را که مرگبارترین فناوری دنیا ممکن است در اختیار دستان خطرناک قرار گیرد بیشتر میکند.
9- روسیه: در مورد روسیه باید گفت که او دنبالهرو اقدامات بوش خواهد بود. یعنی گسترش ناتو به سمت اروپای شرقی سابق (چک و لهستان) و قرار دادن سامانه موشکی خود در مرزهای این کشور و همچنین جلوگیری از نزدیکی روسیه به اتحادیه اروپا. روسها خود نیز به این مسئله واقفند به این علت که مقامات روسیه انتخاب هیلاری کلینتون را برای سمت وزیر امور خارجه آمریکا مایوس کننده دانستند و اظهار داشتند: گزینه های اوباما به فضای اصلاح در سیاست خارجی کاخ سفید نیست. به گفته این مقامات، کلینتون و گیتس هر دو بر تسلط آمریکا در جهان و حمایت از منافع کشورشان از هر طریقی تاکید دارند.
10- اتحادیه اروپا: مسئله اتحادیه اروپا آخرین محور سیاست خارجی آمریکا میباشد که از دو جهت قابل بررسی است.
1) آلمان و فرانسه بار دیگر به صورت دو شریک به همکاری کارآمد با هم روی آوردهاند و این نشان از جهت گیری جهانی اروپائیان دارد و این دو کشور به کمک دیگر کشورها نیز نیازمندند که البته اتحادیه اروپا با این دو کشور همراه باشد.
2) هدف از نزدیکی بی پرده اروپا و روسیه تلاش برای ایجاد قطب قدرتمند مقابل است که بتواند آمریکایی ها را متوقف سازد. به نظر میرسد که با توجه به مسائلی که ذکر آنها رفت، اوباما باید ابتدا مانع از اتحاد و هارمونی آلمان و فرانسه و سپس اتحادیه اروپا و روسیه شود که میبایست صبر کرد و دید تا چه اندازه اوباما و کابینهاش موفق به انجام چنین اقداماتی خواهند شد.
راهبردها: برای پیشبرد هر چه بهتر سیاست خارجی اوباما میبایست راهبردهایی را برای خود ترسیم کند. اعتقاد باراک اوباما بر این است که برای کسب موفقیت ما باید راهبردی تازه در پیش گیریم که استفاده همگرایی و استفاده از توان نظامی و دیپلماسی و اطلاعاتی و انتظامی را در کنار اقتصاد به طور ماهرانه به کارگیریم.