ابوالقاسم قاسمزاده
فاجعه <غزه> و جنگی که به شکست رژیم صهیونیستی انجامید، تنها یک شکست نظامی نبود که شکست سیاسی بزرگی را برای اغلب دولتهای عربی و بخصوص دو رژیم در مصر و عربستان ببار آورده است.
مردم در همه کشورهای عربی از نگاه و همکاری برخی از دولتهای خود با رژیم صهیونیستی و عدم حمایت مناسب از مردم غزه، هم عصبانیاند و هم نگران. از دولتهای خود فاصله گرفتهاند و در برخی از کشورها بخصوص در مصر - دیگر حاکمیت حسنی مبارک را نماینده افکار و خواستههای خود نمیدانند. از روزهای پایانی <فاجعه غزه> و نگاه مردم جهان به فاجعه انسانی در آن، اعتراضهای عمومی در اغلب پایتختهای عربی از سوی مردم خبرساز شد و سرکوب این اعتراضها در قاهره و دستگیری و زندانیکردن تظاهرکنندگان، دانشجویان و جوانان عربی که خودجوش به خیابانها آمده بودند، اولین واکنش سرویسهای امنیتی و نظامی دولت حسنی مبارک بود. مبارک که میداند در جامعه مصر مقبولیت و حتی مشروعیت سیاسی ندارد بیشتر از گذشته به دستگاه امنیتی خود پناه برد.
دستگاه امنیتی در مصر سالهاست در ارتباط گسترده و پیچیده با <موساد> سازمان امنیتی و جاسوسی اسرائیل قرار دارد و هماهنگ با نظامیان صهیونیست برای اداره جامعه مصر فعالیت میکند. در آن روزها موج فزاینده خبری - تبلیغی علاوه بر محکومیت جنایات صهیونیستها، دو دولت سعودی و حسنی مبارک را بعنوان دولتهای عمده و اصلی عربی در خاورمیانه مخاطب قرار دادند. سیاستها و عملکرد این دو رژیم از سوی رسانههای مستقل عربی و اغلب روزنامهنگاران عرب نقد شد و محکومیت رفتارهای حسنی مبارک و حاکمیت امنیتی در مصر آنچنان گسترده گردید و بالا گرفت که حاصل آن تزلزل دیکتاتوری در قاهره تا مرز سقوط حسنی مبارک و یا احتمال کودتا در قاهره در محافل خبری قوت یافت. حاصل این شکست برای حسنی مبارک، نمودارشدن التهاب او در صحنه سیاسی است. برای گریز از این التهاب نزدیکترین تاکتیک حسنی مبارک و عناصر امنیتی در قاهره، ناسزاگویی علیه جمهوری اسلامی ایران است و حسنی مبارک بطور آشکار، در سخنرانیهای خود و یا در نشستهای خبری همراه با برخی از سیاستمداران غربی از اروپا و آمریکا، ایران را مرکز خط آشوب در خاورمیانه معرفی میکند.
گریز از <التهاب> برای حسنی مبارک با ترس و وحشتی که سعودیها پیدا کردهاند، اینک سر بر آورد و برای اینکار ابتدا مبارک از دولتهای اروپایی، بخصوص از <سارکوزی> رئیس جمهوری فرانسه کمک طلبید. نشستها در <شرمالشیخ> که در آن همه سران اروپایی و نماینده ویژه از سوی <جرج بوش> شرکت داشتند، تبدیل به کارناولی گردید تا نمایش آن را به رخ کشورهای منطقه و مردم جوامع عربی بکشد که رئیس جمهور مادام العمر در قاهره همچنان مورد تائید و حمایت غربیها است و کسی نمیتواند قدرت حاکم امنیتی مصر را تهدید کند!
واقعیت در کشورهای عربی همچنان حکایت از شکاف عمیق دولتهای حامی صهیونیستها با مردم جوامع عربی دارد. این سناریو که قاهره در این روزها به مرکز هدایت سیاست تبلیغی علیه جمهوری اسلامی ایران و تا حدودی سوریه مبدل شده است. در ریاض، با تغییر ریاست جمهوری در آمریکا و بدست آوردن قدرت سیاسی از سوی دمکراتها، موضوع <حقوق بشر>، حاکمیت مردمی در برابر سلطنت موروثی و تضادها در روش اداره جامعه، سر بر آورده است.
سعودیها بخصوص وزیر خارجه این کشور و دیگر شازدههای سعودی، رفت و آمد پی در پی و تقریبا هر هفتهای به قاهره دارند. التهاب <حسنی مبارک> از آینده سیاسی خود و ترسی که سعودیها در این روزها، ناشی از دو پدیده، اول از شکست فاجعهآمیز سیاسی از جنگ غزه و کشتار مردم فلسطین و تحقیر اعراب توسط اسرائیل و دوم فشارها و اعتراضهای مردمی تا حد عدم کفایت آنها از سوی اعراب، پیدا کردهاند، علاوه بر طرح ضدیت آشکار با تهران اکنون طرح مجدد شعار کهنه و نژادپرستانه عربی - عجمی، به نمایش گذاشته شده است و حمایت همراه با حضور دولتهای اروپایی و غربی را دارد. از سوی دیگر، حسنی مبارک تلاش میکند تا خود را نماینده خط صلح، صلح و سازش در درون فلسطین و حل اختلاف حماس و خط هواداران محمود عباس در فتح، جلوه دهد و از سوی دیگر قاهره را مرکز و صندوق مالی برای کمک به بازسازی غزه و حمایت دلاری از فلسطین معرفی کند. البته این بخش از تمرکز کمکهای دلاری به فلسطین در قاهره با فساد آشکاری که در حاکمیت حسنی مبارک در مصر زبان زد عام و خاص مردم است، خود به نقد دیگری علیه رژیم مصر مبدل شده است که در جنگ از فلسطینیان حمایت نکرد اما اکنون به چپاول و دزدیدن دلارهای اهدایی برای فلسطینیان، در صحنه حاضر شده است، مبارک، برای عبور از التهاب علاوه بر ضدیت با جمهوری اسلامی ایران، اصل مبارزه و مقاومت در خط فلسطین و حزبالله در لبنان را در صحنه سازیهای تبلیغاتی مخاطب قرار داده و بیحاصل بودن <مقاومت> را محور دیگری از تاکتیکهای سیاسی خود انتخاب کرده است.
سعودیها نیز با انواع حیلهها، چه در عربستان، یا در پاکستان و عراق، پدیده سرکوب شیعیان و ضدیت <شیعه و سنی> را محور کار قرار دادهاند. موج جدیدی از انفجار، ترور و یا کشتار، اشاعه عملیات تروریستی جدیدی شده است که سر نخ آن را باید در سه محور پیوند خورده از جریان امنیتی صهیونیستها، مصر و عربستان جستجو کرد.
دولت حسنی مبارک از فضای مذاکره و احتمال گفتگو تهران - واشنگتن نیز القاء تردید و وحشت میکند و بطور علنی نزدیکی آمریکا و ایران را مساوی با انزوای اعراب و تضعیف قدرت مانور آنها در خاورمیانه ارزیابی میکند. جالب توجه که حسنی مبارک همان هشدار را در ملاقات با وزیر خارجه آمریکا <هیلاری کلینتون> داده است که <نتانیاهو> گفته است. <ایران خطر اصلی در منطقه است.> مبارک میخواهد تا خود را در خلیج فارس حاضر و آماده نشان دهد، در حالی که اغلب شیخنشینهای عربی در حوزه خلیج فارس حضور او را حضوری تشنجزا میدانند که همکاری و امنیت همه کشورهای همسایه در این منطقه را تهدید خواهد کرد.
سعودیها در محاسبه سیاسی خود به یقین از ترس دچار یک اشتباه فاحش شدهاند و آن سوار شدن برقایق سوراخ شده حسنی مبارک است که منفور مردم در کشورهای عربی است. تصحیح این سیاست و بیرون آمدن از <ترس> توصیهای است که اغلب دوستداران سعودی به آنها پیشنهاد میکنند. که از تعریف خود در حوزه خلیج فارس و همکاری همه کشورهای این منطقه برای ثبات، امنیت و سازندگی، جدا نگردد. نگاه خاورمیانهای اینک با نگاه امنیتی حاکمیت قاهره آنچنان تنافر پیدا کرده است که انتخاب این مسیر از ترس به التهاب خواهد انجامید و برای سعودیها کمترین سود و فایدهای را به ارمغان نخواهد آورد. در هفتههای آینده نمایش نشستهای سران عرب با موضوع ضدیت با جمهوری اسلامی، کارناول جدید است که با محوریت حسنی مبارک و رژیم صهیونیستی در حال شکلگیری است.