تاریخ انتشار : ۰۷ شهريور ۱۳۹۱ - ۱۵:۴۰  ، 
کد خبر : ۷۹۶۲۷
جامعه شیعی در سرزمین سعودی

شیعیان لیبرال عربستان (بخش دوم)


شیعیان لیبرال سکولار به میزان همتایان سنی خود؛ اقلیت بسیارکوچکی در جامعه شیعی عربستان هستند، در حالی که برخی اعضای آنها چون بنیل الخنیزی توجهات داخلی و خارجی را به خود جلب کرده؛ اما درک این گروه از نفوذ حاشیه ای برخوردار است و نقش مهمی ایفا نمی‌کند.
این گروه فاقد سازمان، سازماندهی و پایگاه های اجتماعی نظیر مساجد و حسینیه است؛ از این رو تا به حال نتوانسته پیامی را که باجامعه شیعه همخوانی داشته باشد، اعلام کند. تمرکز شیعیان لیبرال برمسائل کلان ملی به جای علائق مذهبی یا منطقه ای است و دعوت آنهابه اصلاح مذهبی و ایجاد نهادهای سکولار موجب اعتراض شدیدروحانیون و جامعه شیعیان عربستان است.
سنت‌گرایان و معترضان
کوچک ترین گروه بندی اسلامی شیعه متشکل از تعداد معدودی ازروحانیون مستقل است که فاقد هر گونه سازماندهی اصولی بوده و به عنوان مخالفان الصفار و دیگر طرفداران یکپارچه ملی نقشی حاشیه ای ایفا می کنند. آنها شامل عناصر مذهبی متساهلی هستند که توسطحامیان شیرازی (آیت‌الله محمد الحسینی الشیرازی، روحانی عالی رتبه کربلا) در دهه 70 و نیز پیروان دیگر جریانات مذهبی و سیاسی شیعه که اساسا نسبت به رژیم سنی حاکم بی اعتمادند، پس زده شدند. اینها معتقدند که جامعه شیعه کلا باید از سیاست ملی اجتناب ورزد وانحصارا بر امور جامعه شیعی متمرکز گردد. یکی از این روحانیون معترض شیخ نمرالنمر، امام مسجدی در روستای عواقیه در شمال قطیف است که نوعا علیه هر گونه درگیری با آل سعود سخن می راند.
وضعیت سیاسی شیعیان عربستان در حال حاضر:
با توجه به نقش و جایگاه تأثیر گذار سازمان انقلاب اسلامی شیعیان جزیره، به رهبری الصفار در سازماندهی و جهت دهی به فعالیت های شیعیان، به خصوص در منطقه شرقی، با بررسی وضعیت سیاسی شیعیان عربستان را در حال حاضر، باید با بررسی گرایش های سیاسی کنونی این سازمان آغاز کرد. بر این اساس، کانون فعالیت شیعیان پس ازبازگشت رهبری آنها از تبعید در سال 1993، اساسا فرقه گرایانه بود؛ یعنی بیش از هر چیز خود را وقف دفاع از منافع جمعیت شیعه در مقابل دیگر گروه های فرقه ای و دولت کردند(31)اما دیگر وقایع داخلی و خارجی، نظیر حملات 11 سپتامبر، مبارزه تروریستی القاعده در داخل عربستان و جنگ عراق موجب شد، تاتعدیل های مهمی صورت گیرد؛ شیعیان در مواجه با نهادهای مبارزه طلبانه و خشونت آمیز اسلام گرایان وهابی، به عناصر دیگری که براصلاحات مذهبی و سیاسی تصریح داشتند، پیوستند تا از تحریک افراط گرایی در داخل عربستان جلوگیری کنند.
بدین ترتیب برخی فعالان شیعه به اعضای برجسته اصلاحات در سال 2003 در سطح ملی تبدیل شدند. (32)در کنار دستور کار فرقه گرایی شدید، برخی فعالان سیاسی شیعه خواستار اصلاحات گسترده نهادی و سیاسی، تساهل در قبال محدودیت های اعمال شده بر سخنرانی ها و نظام سیاسی مشارکت جویانه تر شدند.
بر اساس این تفکر برخی رهبران شیعه، در ژانویه 2003طرحی را تحت عنوان (چشم انداز حال و آینده ملت) به ملک عبدالله ارائه دادند که به مباحثات بیشتر و گسترده ای در خصوص اصلاحات دامن می زد. جنگ در عراق و سقوط رژیم بعث در این کشور، به شیعیان عربستان این قدرت را داد تا مطالبات و خواست های خود را با جسارت بیشتری دنبال کنند.
شیعیان از این فرصت کاملا عملگرایانه وهوشمندانه بهره گرفتند؛ یعنی با یک سیاست دو وجهی، از یک سوتلاش کردند تا مطالبات و تظلمات جامعه شیعی را به طور متناوب بیان دارند و از سوی دیگر، وفاداری خود را به کشور سعودی و عدم سوء استفاده از شرایط موجود به خصوص وضعیت عراق نشان دهند. شیعیان در این چارچوب، درست سه هفته پس از سقوط صدام، در اواخر آوریل 2003عرض حالی را با نام (شرکای ملت) تقدیم امیر عبد الله؛ ولیعهد آن زمان کردند. در این عرض حال، در حالی که اساسا وفاداری شیعیان به رژیم سعودی نشان داده شده بود، بر تظلمات مستمر جامعه شیعه تأکیدو به تغییرات فراگیر برای پایان دادن به تبعیضات دعوت شده بود. شیعیان در این عرض حال، همچنین خواستار آزادی بیشتر در مراسم عبادی، گسترش فرصت های سیاسی، محدود کردن تنفر فرقه ای شده، با صریح بر تعهد امضا کنندگان به ملت، مسئله نیاز به مکانی امن تر رابرای شیعیان در داخل ملت مطرح کرده بودند. شاهزاده عبدالله در جلسه حضوری، شفاها به رهبران شیعیان قول داد که نگرانی های آنان رارسیدگی می کند.
با اتخاذ این رویکرد ملی، حدود 15 نفر از روشنفکران شیعه توانستند، به ائتلاف مرکز گرایی که عریضه ژانویه 2003 را صادر کرده بود، بپیوندند. در میان آنها جعفر الشاین (مبارز حقوق شیعیان) و محمدالمحفوظ وجود داشتند. این اقدام از سوی رهبر شیعیان عربستان، یعنی حسن الصفار نیز حمایت می شد. این مرکز گرایی از سوی رژیم سعودی که همواره نگران فعالیت های جدایی طلبانه از جمله از سوی شیعیان است، با استقبال مواجه شد.
در حال حاضر جنبش شیعیان در عربستان سعودی، روند دو وجهی ومسالمت آمیز خود را همچنان حفظ کرده است. در حال حاضر اغلب شیعیان به این نتیجه رسیده اند که امنیت جامعه آنها با بقای رژیمی که می تواند به خوبی از رفتارهای افراطی و کینه جویانه وهابی ها و سلفی جلوگیری کند، تامین می گردد، از این رو تأکید بر وحدت ملی، همزیستی، همکاری و محوریت اسلام نیز برای از بین بردن تردیدها نسبت به عدم وفاداری به رژیم سعودی طراحی شدند. نتیجه این سیاست، تساهل بیشتر رژیم سعودی با شیعیان، حق برگزاری مراسم روز عاشورا در آزادی نسبی از مارس 2004، و پیروزی قاطع در انتخابات 3 مارس 2005بوده است. ناگفته نماند که هنوز این اعتقاد قوی نزد وهابی ها وجود دارد که شیعیان تنها در انتظار فرصت بوده و منتظرند، تا به کمک یک کشورخارجی، کشور مستقل خود را بنا نهند.
مصداق‌های شیعه‌زدایی در عربستان
در کشوری چون عربستان سعودی که بنیان های مشروعیت آن بر پایه اصول وهابیت و اتحاد تاریخی با آن نهفته است، شیعه زدایی و ضدیت با شیعیان، همچون یک اصل بوده و از قرن هجدهم میلادی تا به امروز، شواهد تاریخی زیادی در این زمینه به چشم می خورد. صلاح الدین مختار، از نویسندگان وهابی می نویسد: (در سال 1216 هجری قمری امیر سعود با قشون بسیار، متشکل از مردم نجد و عشایر جنوب وحجاز و تهامه و نقاط دیگر، به قصد عراق حرکت کرد و در ماه ذی القعده به کربلا رسید و آنجا را محاصره کرد. سپاهش برج و باروی شهر راخراب کرده، به زور وارد شهر شدند و بیشتر مردم را که در کوچه و بازار وخانه ها بودند، به قتل رساندند. آنها با تخریب اماکن مقدس شیعی، نزدیک ظهر با اموال و غنایم فراوان از شهر خارج شدند و در نقطه ای به نام ابیض گرد آمدند.
خمس اموال غارت شده را خود سعود برداشت وبقیه به نسبت هر پیاده یک سهم و هر سواره دو سهم، بین مهاجمان تقسیم شد. در حقیقت این اصول ضد شیعی وهابیت است که در طول سالیان گذشته، منشأ ظلم و اقدامات کینه توزانه علیه شیعیان و تبعیض وتنفر از آنها بوده است. امروزه فرقه گرایی، همراه با تبعیض ضد شیعی، به یک نابه سامانی موجی داخلی در عربستان تبدیل شده است.
نهادمذهبی وهابیت با وجود کاهش اقتدار، همچون گذشته مبنای مشروعیت رژیم را تحکیم می کند و در عوض آل سعود از چالش با آن واز جمله عناصر بر جسته ضد شیعه آن، خودداری می ورزد. در گذشته نیز، به خصوص پس از پیروزی انقلاب، فرقه گرایی و شیعه ستیزی یک ابزاراستراتژیک ارزشمند برای رهبران سعودی به شماررفت که برای کنترل جریانات آزادی طلب، نشأت گرفته از انقلاب و گسترش نفوذ عربستان در سراسر خاورمیانه و آسیای مرکزی به کار می آمد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات